سووشون
وضعیت حقتکثیر و مالکیت حقوقی این کتاب مشخص نیست، بنابراین امکان دانلود آن وجود ندارد؛ اگر در این باره اطلاعاتی دارید با ما تماس بگیرید. همچنین در صورتی که شما نسبت به این اثر محق هستید میتوانید اجازه انتشار رایگان نسخه الکترونیکی تمام یا بخشی از آنرا به ما بدهید یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
دارای امتیاز 5.5
از 6
در کتابناک با مجموع 227 رای
سووشون 
نویسنده: سیمین دانشور
نوبسنده : سیمین دانشورکبفیت اسکن : خوب
درباره کتاب:
سووشون نام رمانی از سیمین دانشور نویسنده نامدار چند دهه گذشته ایران است. نویسنده در این رمان زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسیها را به زیبایی به نگارش درآورده است. کاربرد برخی واژههای عامیانه شیرازی در متن گیرایی داستان را صد چندان کرده است. یکی از ویژگیهای سووشون ساختار ساده و بیان روان آن است.
خلاصه داستان:
زری و یوسف در میهمانی عقدکنان دختر حاکم شرکت می کنند. از ورای چند و چون عروسی خواننده با فضای اجتماعی سالهای ۱۳۲۰ آشنا می شود. سالهایی که انگلیس در فارس نیرو پیاده کرده و جنگ ناخواسته با خود گرسنگی و بیماری آورده است. حاکم دست نشانده با فروش آذوقهٔ مردم به ارتش بیگانه به قحطی دامن می زند. یوسف، خان روشنفکر و متکی به ارزشهای بومی، حاضر به فروش آذوقهٔ مردم به ارتش بیگانه نیست و می خواهد از مردم پشتیبانی کند. اما زری، همچون همه زنان سووشون، حتی چهرههای منفی چون عزتالدوله، که هریک به نوعی وجوه گوناگون ستمدیدگی، بیپناهی، ناکامی، فداکاری و تحمل زن ایرانی را به نمایش میگذارند، مسالمتجویانه، میکوشد او را آرام کند.
دو خان قشقایی، ملک رستم و ملک سهراب خانها که از سوی اشغالگران اغوا شدهاند، برای خرید آذوقه نزد یوسف میآیند تا با فروش آن به انگلیسیها اسلحه بخرند و با ارتش ایران بجنگند. اما یوسف قبول نمیکند.
از خانه حاکم میآیند تا اسب خسرو، پسر یوسف، را برای دختر حاکم ببرند. عمه خانم، خواهر یوسف، و زری برای پس گرفتن اسب از عزتالدوله کمک میخواهند. رفتن زری به شهر نمایی از چهره شهر درگیر تیفوس، ناامنی و فحشا را در ذهن خواننده به تصویر می کشد. گشتی در دیوانه خانه و زندان ما را با فجایعی که زندگی مردم را سیاه کرده از نزدیک آشنا میکند. زری با سرزنش یوسف درس ایستادگی می گیرد و بزودی با خواسته عزتالدوله مخالفت می کند.
عاقبت روزی جسد یوسف را میآورند: اشغالگران این نماد مقاومت را از پای درآوردهاند. مرگ یوسف وجود زری را از تردیدها میپیراید و دید او را نسبت به زندگی دگرگون میکند. «میخواستم بچههایم را با محبت و در محیط آرام بزرگ کنم. اما حالا با کینه بزرگ میکنم.» وقتی دکتر عبداللهخان، پیرمرد آگاه، در گفتگویی به زری میگوید: «بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمیرسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد»، دگرگونی او کامل میشود. «نه یک ستاره، هزار ستاره در ذهنش روشن شد. دیگر میدانست که از هیچکس و هیچچیز در این دنیا نخواهد ترسید.» سفر درونی زری، در برخوردهای او با جامعه، به آگاهی میانجامد. او که میکوشید در حاشیه رنجهای مردم بماند، به میان ماجراها کشانده میشود.
بوی عشق و دشتهای زیبای فارس، رمان سیمین دانشور را عطرآگین میکند. زری زنی ایلاتی را به یاد میآورد که برایش از مراسم سووشون (سوگ سیاوش) گفته بود. گویی یوسف، سیاوشی است تنها در محاصره انبوه دشمنان. آخرین فصل رمان، توصیفی قوی از تشییع جنازه یوسف و یکی از مؤثرترین وصفهای حرکت مردم در ادبیات معاصر ایران است. تشییع جنازه به تظاهرات ضداستعماری مردم و درگیری آنان با نیروهای امنیتی مبدل میشود. جنازه یوسف را شبانه به خاک میسپارند و مک ماهون در تسلیتی امیدبخش به زری مینویسد: «گریه نکن خواهرم، در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی؟»
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: اسپارتاکوس در تاریخ ۱۳۹۰/۰۲/۳۰
» موردعلاقه 161 و موردتنفر 5 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
غروب جلال
باغ سنگ
گل هایی که در نسیم آزادی می شکفد
آگهی ها
Powered by You



Member
از سال 1905 تا کنون 15 نفر از برندگان جایزه صلح نوبل خانم ها بودند که در بین اونا خانم شیرین عبادی از ایران هست که فکر کنم اولین ایرانی هست که این جایزه بهش اعطا شده..._(تا حایی که من میدونم)
برای مشاهده لیست
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
Member
Member
میخوام بدونم که چی شد که ما از کتابهایی مثل سووشون که سالهای سال قبل نوشته شدن با وجود پیشرفت در همه زمینه ها رسیدیم به کتابهایی مثل....
مثل آهنگهامون میمونه که با وجود اینکه تمام ترانه سرا ها و آهنگ سازها هنوز در قید حیاتند اما دیگه هیچ وقت اون ترانه های ماندگار تکرار نشدن؟
سطح توقع ما بالا رفته یا نویسنده ها تنزل پیدا کردن؟
Member
Member
Member
انصافا میشه گفت خانواده جلال ال احمد یک خانواده کاملا فرهنگی و فراتر از نسل خودشون بودن...
Member
Member
Member
Member