دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب

فردوسی و هومر

دارای امتیاز 4.4 از 6 در کتابناک با مجموع 34 رای
فردوسی و هومر
نویسنده:
این کتاب از سه بخش اصلی تشکیل شده است. بحثی در مورد مقایسه فردوسی و هومر در حوزه زیبایی شناسی، آراء و عقاید فردوسی و هومر و بالاخره آخرین بخش که شامل پنج پیوست در موضوعات متفرقه است.
این کتاب هرچند بسیار خلاصه و مجمل می باشد اما نویسنده در همین کلام کوتاه، مهمترین تفاوت های فردوسی و هومر از لحاظ زیبایی شناسی و آراء و عقاید را به خوبی مورد توجه قرار داده است.

حق تکثیر :
ت‍ه‍ران‌: اس‍پ‍رک‌، ۱۳۶۸.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: miran2009 در تاریخ ۱۳۹۱/۰۱/۲۴
» حجم: 4.46 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 11 دقیقه و 7 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 86
» مجموع دریافتها:
» موردعلاقه 9 و موردتنفر 2 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
درآمدی بر شیوه‌ی نوشتاری اشعار شاملو
ادب دری افغانی
گذشته و آینده‌ی فرهنگ و ادب ایران (گنجینه هجدهم)


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
morvaridjoon
Member
چه دیوانه هایی اینجا گیر میاد؟؟
نقل قول  
KHZAATI
Member
بی گمان تا ابد نام فردوسی و شاهنامه تجلی گاه شکوه و عظمت ایران خواهد بود. او در زمانه ای تاریخ این سرزمین را زنده کرد که از ایران حتی نامی نیز بر جای نمانده بود.
نقل قول  
SasanAria
Member
سال‌ها پیش از یک روزنامه‌نگار و نویسنده بزرگ مصری پرسیدند: چرا شما که صاحب یک سرزمین باستانی بودید و اهرام و فراعنه و ابوالهول داشتیدزبان و فرهنگ کهن خود را از دست دادید و امروز همه به زبان عربی صحبت می‌کنید او در پاسخ گفت: چون ما فردوسی نداشتیم
فردوسی، یکی از رازهای سرزمین من است راز ماندگاری ایران و زنده‌کننده زبان فارسی و نویسنده شناسنامه ایرانی شاهنامه راستی شما در خانه خود این شناسنامه ایرانی را داریداگر دارید، آیا آن را خوانده‌اید خانه بی‌شاهنامه مثل آدم بی‌شناسنامه است
هزاران صفحه شاهنامه در یکی دو صفحه رازهای سرزمین من جا نمی‌گیرد اما می‌توان شاهنامه‌خوانی را با صفحه رازها آغاز کرد. پس با هم بخوانیم
به نام خداوند جان و خرد شاهنامه فردوسی یکی ازبرترین متون زبان فارسی و از آثار برتر ادبیات جهان است
نقل قول  
AAH95
Member
آقای nimaramtin


تو کل شاهنامه فقط داستان آشیل و اسفندیار به ظاهر به هم شبیه اند. رویین تن بودن فقط در شاهنامه ی فردوسی و ایلیاد و اودیسه نبوده بلکه یکی از ویژگی های برخی از قهرمانان قدیم بوده. در ضمن شباهت اسفندیار با آشیل ( آکیلیس) فقط رویین تن بودن و شسته شدن تو آب مقدس بوده. در حالی که از نظر خصوصیات اسفندیار با آشیل 360 درجه تفاوت دارند. آشیل به خاطر خواستگاری از دختر شاه پریام با عصبلنی شدن پاریس و کمونه کردن تیر به قوزک پاش مرد ولی اسکندر به خاطر هدف والاتری و برای پادشاه شدن و اثبات کردن خودش به پدرش مرد. مادر آشیل برای اینکه بفهمه که بچه هاش خدا شدن یا نه همه رو سوزوند و کشت ولی مادر اسکندر از سرنوشت اسکندر میترسه و لا مهربانی بهش پند و اندرزهای مادرانه میده. آشیل یک آدم بی رحم و غیرقابل کنترل بود .همونطور که میدونید وقتی که فهمید هکتور شاهزاده ی تروا و پسد ارشد پریام پسر عموش یعنی پاتروکلوس رو کشته میره هکتور رو میکشه و با بی رحمی اونو به کالسکه اش میبنده و تا ارودگاه هکنور رو رو زمین میکشه در حالی که اسفندیار وقتی که تو جنگ اول رستم رو زخمی میکنه و بهش مهلت میده رستم بره خودش رو درمان کنه.
حالا شما چطور میتونی این دو داستان رو که یکیش از فردوسی ایرانیه و کشورش پر از فرهنگه وتمام خصایل عطوفت و با شعوری تو داستاناش دیده میشه رو با هومر غربی که تمام تجاوزگری های غربی ها و وحشی گری هاشون و حس شهوت گریی های اونها تو کل کتاب مشهوده مقایسه کنید؟؟؟؟؟
واقعا براتون متاسفم!!!!
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
چرا دلخور میشوی و فحاشی میکنی ؟
من فقط سوال پرسیدم که چرا فردوسی و هومر اینقدر بهم نزدیکند ؟ آنوقت تو فحاشی میکنی ؟
نقل قول  
nitmaramtin
Member
نقل قول:
بگو پاسخی نداری . چرا طفره میروی


اینقدر این مرد خری ، در عالم خودشان غرق شده اند که سوال نپرسیده از من توقع پاسخ دارند .
کسی که می فهمد ، می فهمد و کسی که نمی فهمد ، نمی فهمد

من به شباهت دو داستان اشاره می کنم ، این خر گرامی موضوع را به برتراند راسل ربط می دهد .

این اخرن کامنت من در این چند ماه خواهد بود . بعدا باز خواهم گشت . اما فعلا خداحافظ .
یا حق
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
بگو پاسخی نداری . چرا طفره میروی
نقل قول  
nitmaramtin
Member
یادم می اید یک مردکی به کتابناک امده بود از راسل انتقاد می کرد
اما حتی نمی دانست تلفظ صحیح این شخص چیست
نوشتته بود : برنارد راسل
خود من که یک ربع تمام خندیدم
حالا داستان مرد خری هم این است
اصلا نمی داند راسل چه کسی بوده و چرا شخص مهمی است

خوش باشی ، علاقه ای هم ندارم به کامنت هایت جواب بدهم
از دوستان هم خواهش دارم که به امنت های این شخص جواب ندهند .
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
مرد آینه ای ، براستی چرا ایندو اینقدر شبیه هم هستند ؟
آیا نیاز هست فردوسی پاسخگو باشد ؟
شما تحلیلگران برتراند راسلی نمیتوانید پاسخگو باشید ؟
نقل قول  
nitmaramtin
Member
نقل قول:
آشیل و اسفندیارهر دو رویین تن اند. پاشنهء آشیل و چشم اسفندیار هر دو آسیب پذیر است. هر دو پهلوان به واسطهء یک نیروی مافوق طبیعی، کشته می شوند. مطابق ایلیاد هومر، ایزدان این کار را بر عهده دارند و بنابه توصیف شاهنامه، سیمرغ این نقش را ایفا می کند. در هر دو داستان، پهلوان اصلی از یک کشور بزرگ است و بر پهلوان سرزمین کهتر چیره می شود. شهر تروا و سیستان هر دو نابود می شوند و شهروندان نیز به هلاکت می رسند.


یا
نقل قول:
آشیل، پهلوان نامدار یونان، نیز رویین تن است به جز پاشنهء او که آسیب پذیر است. مادرش، ایزدبانو تتیس، "آشیل را در کودکی در آب رود زیرزمینی، استیکس شست و شو داد. خاصیت این آب این بود که هر کس و هر چیزی در آن می رفت، رویین تن می شد. منتهی چون هنگام فرو کردن آشیل در آب، پاشنهء پای او در دست تتیس بود و آب به آن قسمت نرسید، فقط این نقطه از بدن آشیل آسیب پذیر باقی ماند". (گریمال، 1367: 1/9)
در روایات شفاهی نیز آمده که "زرتشت اسفندیار را در آبی مقدس می شوید تا رویین تن شود و او به هنگام فرو رفتن در آب، چشم هایش را می بندد. از نیرنگ روزگار در اینجا ترسی غریزی و خطا کار به یاری مرگ می شتابد. آب به چشم ها نمی رسد و ]چشم ها[ زخم پذیر می مانند". (مسکوب، 1356: 24)


یا

نقل قول:
خشم آشیل یکی از ویژگی های اوست و کسی را توان مقاومت در برابر آن نیست. او نیز مانند اسفندیار پهلوان-پادشاهی مقدس است. مادرش، تتیس، نیز همچون مادر اسفندیار، کتایون که مخالف نبرد او با رستم است، موافق به جنگ رفتن او نیست، چون مطمئن است که در جنگ کشته خواهد شد.
کتایون فرزند را به باد نصیحت می گیرد و به او می گوید که "برای پادشاهی جان خود را در دست گرفته و به پیشواز پیلی دمان می رود


این هم لینک :
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»

شباهت دو داستان تعجب برانگیز است . البته هی چیز قطعی نیست زیرا فردوسی زنده نیست تا به ما بگوید چرا داستانش تا این حد شبیه داستان هومر است



نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You