شیخ صنعان

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 584 رای
شیخ صنعان
داستانی طنز است از علی اکبر سعیدی سیرجانی در خصوص ناهنجاریهای اجتماعی

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: m_madadi در تاریخ ۱۳۸۸/۰۴/۲۷
» حجم: 0.53 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 1 دقیقه و 18 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 10
» مجموع دریافتها: 5983
» موردعلاقه 85 و موردتنفر 1 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
داستان یک سراب
عقرب
امپراطوری مقدس - پایان افسانه ها


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
avr2010
Member
با سلام
حالا حالا ها باید بگذره تا نویسنده ای توانا و شیرین سخن مانند استاد علی اکبر سعیدی سیرجانی پیدا بشه
خدایش رحمت کند
نقل قول  
antifx
Member
آقا کسی کامل این کتاب رو نداره؟؟
بعد از اینکه صوفیا میرن حموم بعد چی میشه؟؟
نقل قول  
ssampraya
Member
بقیش چی؟لطفا بقیه را نیز اضافه کنید.
نقل قول  
ghalam1356
Pro Member
داستان شیخ صنعان اصالتا منظومه ای است از عطار نیشابوری و در آن داستان دلدادگی و شیدایی پیر طریقتی به نام شیخ صنعان به زیبا چهره ای غیر مسلمان روایت میشود.
این داستان را زنده یاد سعیدی سیرجانی دستمایه داستان طنزی نموده که به صورت پاورقی در مجله نگین در اوایل انقلاب چاپ میشده و با بسته شدن آن مجله این داستان زیبا نیز نیمه تمام می ماند.
سعیدی سیرجانی در این کتاب از لا به لای خاطرات دوران کودکی و از زبان روضه خوانی به نام سید مصطفی داستان را نقل می کند و از این مطلب روایتی انتقادی برای توصیف شیفتگان قدرت خانم و اعوان و انصار آنها میسازد.قلم توانای سعیدی سیرجانی و شیوه نقالی راوی و همچنین اشارات و استعارات او به فضای ابتدای انقلاب این روایت را بسیار پرکشش و جذاب نموده.

قسمتی از کتاب:

نقل قول:

"...مرحوم سید می گفت:
در آن شب حلقه ذکر صوفیان به شیوه معهود تشکیل شد، اما شیخ صنعان در محفل مریدان خانقاه ذکری گرفت که بکلی بی سابقه بود. در شبهای دیگر ذکر مجلس یکی از اسماء عزیز خدا بود، از قبیل یا قدوس، یا سبوح، یا مولا... اما ذکر آن شب را شیخ " یا قدرت" انتخاب کرد و با شور و حرارتی " یا قدرت یا قدرت" زد و مریدان بحکم عادت، گفته او را تکرار کردند.

در این میان صوفی ساده لوحی از ذکر تازه حیرت کرد و در اثنای ذکر سر به گوش رفیقش گذاشت و پرسید:
" مگر قدرت هم از اسماء الهی است"؟ " رفیق کنار دستی که در بی خبری و دیر فهمی دست کمی از او نداشت، پرخاش کنان جوابش داد که " مرید حق ندارد در کار مراد دخالت کند، فوری استغفار کن و خیال بد به ذهنت راه مده". صوفی سومی که به برکت استراق سمع پی به گفتگوی آن دو برده بود، لحظه ای در فکر فرو رفت و حق را به جانب مرید نخستین داد و در بحث دخالت کرد که " بگذارید این سئوال را از خود شیخ بکنیم، بگمانم اشتباهی رخ داده باشد".

وقتی که ذکر تمام شد و صوفیان آرام گرفتند، مرد سومی با نهایت وسواس و احترام، سینه خیز به حضور شیخ آمد و در برابرش سه بار به خاک افتاد و گوشه تخت پوست شیخ را بوسه زد و با شرح مفصلی در عذرخواهی از جسارتی که مرتکب خواهد شد سوال کرد: " مگر قدرت هم از اسماء عظمای الهی است؟" شیخ که متوجه انحراف ناخواسته ذهن خود شده بود، خواست لب بگشاید و استغفار کند، که یکی از قلندران به دادش رسید و چنان نهیبی بر سوال کننده زد که همه ماستها را کیسه کردند و به پچ پچ ها و تردیدها خاتمه دادند.

قلندر غرید که " تو مردک بی خبر از آداب خانقاه، تو ابله بی اطلاع از رسم و راه طریقت، چگونه به خودت اجازه دادی در کار مرشد تردید کنی؟" و سپس در حالی که یقه پیراهن خود را چاک می داد و خاک بر سر می کرد، با لحن ملامت آمیزی صوفیان را مخاطب قرار داد که : " شما بی غیرتها نشسته اید و می بیند که به مرشد توهین می شود و از جایتان نمی جنبید؟ ای کافرها! ای مرتدها!" با این عبارت، یکباره رندان خانقاهی بر سر مردک ریختند و صوفیان هم به اقتدای از رندان وارد معرکه شدند. دست و پای مرد مرتد را گرفتند و به حیاط خانقاه بردند و لحظه ای بعد هریک با تکه گوشتی- به عنوان غنیمت جهاد- به مجلس آمدند و ذکر " یاقدرت" را آغاز کردند. ..."
نقل قول  
behzad14
Member
با سلام و تشکر از زحماتتان
نقل قول  
behnam53
Pro Member
واقعا كتاب خوبيه
الان كل كشور و مال و ناموس و جان مردم شده قدرت خانوم حكومت
نقل قول  
ashoozartosht
Member
سلام به رفقای کتابناک. تشکر بسیار زیاد از زحماتتون.
یاد سعیدی سیرجانی زنده است زنده تر باد
نقل قول  
m_m_m_m_
Member
با وجودی که قبلا خوانده بودم ، باز عالی بود
نقل قول  
konary
Member
خسته نباشید آیا نسخه کاملی از داستان وجود دارد؟ یا داستان در اینجا تمام شده است؟
نقل قول  
amadeus
Member
با تشکر و امید اینکه آثار بیشتری از این زنده یاد در سایت قرار بگیرد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You