کوری
با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید میتوانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.
دارای امتیاز 5.5
از 6
در کتابناک با مجموع 2176 رای
کوری
نویسنده: ژوزه ساراماگو
مترجم: مینو مشیری
برنده جایزه نوبل 1998
ساراماگو در سال 1922 در نزدیکی لیسبون در خانواده ای تنگدست به دنیا آمد و به دلیل فقر نتوانست تحصیلات دانشگاهی اش را به پایان برساند. در یک آهنگری به کار مشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد.
رمان "کوری" در سال 1995 منتشر شد. ساراماگو می گوید:" این کوری واقعی نیست، تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسان ها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی کنیم...."
"کوری" یک اثر خاص است؛ یک رمان معترضانه اجتماعی - سیاسی، که آشفتگی اجتماع و انسانهای سردرگم را در دایره افکار خویش و مناسبات اجتماعی تفصیر میکند.
کوری مورد نظر ساراماگو در این کتاب کوری معنوی است. قانونمندی و رفتار عاقلانه خود به نوعی آغاز بینایی است.می توان این نکته را در سخنان شخصیت های داستان مخصوصا در پایان در سخن زن دکتر که می گوید:" چرا ما کور شدیم، نمی دانم، شاید روزی بفهمیم، می خواهی عقیده ی مرا بدانی، بله، بگو، فکر می کنم ما کور شدیم، ما کور هستیم کور اما بینا، کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند."
وی در تیر ماه 1389 شمسی درگذشت.
ساراماگو در سال 1922 در نزدیکی لیسبون در خانواده ای تنگدست به دنیا آمد و به دلیل فقر نتوانست تحصیلات دانشگاهی اش را به پایان برساند. در یک آهنگری به کار مشغول شد تا بتواند به طور پاره وقت به درسش ادامه دهد.
رمان "کوری" در سال 1995 منتشر شد. ساراماگو می گوید:" این کوری واقعی نیست، تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسان ها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی کنیم...."
"کوری" یک اثر خاص است؛ یک رمان معترضانه اجتماعی - سیاسی، که آشفتگی اجتماع و انسانهای سردرگم را در دایره افکار خویش و مناسبات اجتماعی تفصیر میکند.
کوری مورد نظر ساراماگو در این کتاب کوری معنوی است. قانونمندی و رفتار عاقلانه خود به نوعی آغاز بینایی است.می توان این نکته را در سخنان شخصیت های داستان مخصوصا در پایان در سخن زن دکتر که می گوید:" چرا ما کور شدیم، نمی دانم، شاید روزی بفهمیم، می خواهی عقیده ی مرا بدانی، بله، بگو، فکر می کنم ما کور شدیم، ما کور هستیم کور اما بینا، کورهایی که می توانند ببینند اما نمی بینند."
وی در تیر ماه 1389 شمسی درگذشت.
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: Hamid در تاریخ ۱۳۸۶/۰۶/۰۵
» موردعلاقه 613 و موردتنفر 14 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
بالتازار و بلموندا
بلم سنگی
هجوم دوباره مرگ
آگهی ها
Powered by You


Member
Member
Member
Member
Member
Member
Member
کوری ، ص206
پی نوشت:
1.واقعا چه فرقی میکند شخصی چطور و چگونه مرده؟ " مرده دیگر...، بعد از مدتی همه ، همه چیز را فراموش میکنند الا این که فقط شخص مرده ، همین: مرده
2. قدیمترها در روستاها، روی سنگ قبرها علت مرگ را گاهی حکاکی میکردند(البته نه مثل سنگ قبر های شیک و میلیونی امروزی، فقط تکه ای سنگ ساده از کوه و کمر ، همین) ، مثلا اگر کسی از نیش ماری می مرد ، تصویر مار را میکشیدند ...
3.امروزه مرگ هم تشریفات و پیچیدگیهای خاص خودش را دارد...
Member
فضاسازی رمان فوق العادست و تا حدود زیادی حال بهم زن
Member
فوق العاده ست
Member