سخنرانی محمد رضا شاه در افتتاح کنگره جهانی ایران شناسی
دارای امتیاز 4.8
از 6
در کتابناک با مجموع 104 رای
سخنرانی محمد رضا شاه در افتتاح کنگره جهانی ایران شناسی
محمدرضا شاه پهلوی
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: 0000000 در تاریخ ۱۳۸۹/۱۱/۰۲
» حجم: 0.41 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 1 دقیقه و 1 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 8
» مجموع دریافتها: 2014
» موردعلاقه 51 و موردتنفر 9 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
اسناد نهضت آزادی - (جلد 31 تا 34)
خلسه ، مشهور به خوابنامه
دلیران تنگستانی
آگهی ها
Powered by You




ویرایشگر
این دیدگاه خانوم آنجلاست در تاریخ و ساعت یاد شده! خوشحالم که تحولات اقتصادی چند ماه اخیر کشور به خوبی دلیل و گواه آشکاری شد بر رد دیدگاه های مغرضانه دوست عزیزمان خانوم آنجلا که عادت دارند همه چیز را از زاویه تنگ نظرانه حب و بغض های شخصی خویش بسنجند. بدیهی است که افزایش یا کاهش ارزش پول ملی، چیزی نیست جز نتیجه و ثمره پیشرفت ها یا پسرفت های اقتصادی، صنعتی،... یک مملکت که بخش عظیمی از آن نیز به سیاست های درست یا نادرست نظام حاکم بر آن کشور باز می گردد. ارزش پول ملی ما در دوره 25 ساله حکومت پادشاه فقید (از سال 1332 تا 1357) نه تنها کاهش نیافت، بلکه افزایش نیز پیدا کرد (از هر دلار معادل 9 تومان در سال 1332 به هر دلار معادل 7 تومان در سال 1357) . کجای دنیا دیده اید که اقتصاد مملکتی بیمار و نابسامان باشد، اما ارزش پول آن کشور روز به روز افزایش یابد؟!! آیا استدلال های امثال خانوم آنجلا بیشتر به یک جوک شباهت ندارد و تنها از عصبیت و غرض ورزی این دوستان نشأت نمی گیرد؟
Member
آخه بری چیه شعار میدی بابا دوران اینجور اداواطوار ها خیلی وقت تموم شده سعادت همه انسانها حالا به طور خاص ایران اول نیازهای مادی رفع بشه بعد به نیازهای دیگر بپردازند شکم گرسنه هیچی سرش نمی شه شما برادر من یک خورده واقع گراباش بجای اینقدر جملات اینو اون عوض کنی برو فکر نون باش که خربزه آبه
Member
فرانکلین
بکمی تغییر :
کسی که نیازهای مادی را مقدم بر آزادی بداند لیاقت آزادی را ندارد
ویرایشگر
امضاء کنندگان و معدود مدافعان قرارداد با توجیه نجات کشور از نابودی با توسل به دولت قدرت مند بیگانه، پیمان را محرمانه به امضاء رساندند.
بر اساس این قرارداد تمامی امورات کشوری و لشگری ایران زیر نظر مستشاران انگلیسی و با مجوز آنان صورت می گرفت.
در روز بسته شدن پیمان سرپرسی کاکس در نامه ای به وثوق الدوله نوشت «... موجب بسی خوشوقتی است که به آگاهی حضرت اشرف برسانیم که دولت اعلیحضرت پادشاه بریتانیا مرا مجاز نموده است به آگاهی برسانم که بر پایه پیمانی که امروز 9 اوت 1919 میان دولت اعلیحضرت پادشاه بریتانیای کبیر و دولت ایران بسته شده، دولت پادشاهی بریتانیای کبیر آماده است تا حسن خدمت و پشتیبانی خود را در اختیار حضرت اشرف گذاشته و در آینده چنان چه لازم باشد به حضرت اشرف پناهندگی سیاسی در امپراتوری بریتانیا اعطاء نماید».
در مجموع مبلغ چهارصد هزار تومان (دویست هزار تومان وثوق الدوله و هریک از وزیران صد هزار تومان) از سوی بریتانیا به عاقدین قرارداد پرداخت گردید.
حسین مکی نوشته است: «بابت قرارداد 1919 یکصد و سی هزار پوند خرج کرده اند که از این مبلغ دویست هزار تومان به وثوق الدوله و صدهزار تومان به نصرت الدوله و صدهزار تومان به صارم الدوله وزیر مالیه وقت و مقداری هم بین مدیران جراید موافق و سایر اشخاص متنفذی که طرف دار قرارداد بوده اند قسمت شد».
سیدحسن تقی زاده پس از بیان ارقامی که مکی به آن اشاره نموده می نویسد: «... اعلیحضرت رضاشاه که سر کار آمد گفت: این حرام زاده ها پول از خارجه گرفته اند، باید پس بدهند. من وزیر مالیه بودم و مأمور شدم که این پول ها را پس بگیرم؛ و گرفتم...».
ویرایشگر
[در زندان] اعضای نهضت آزادی ابتدا خیلی سخت با زندانیان توده ای مخالفت می کردند و هیچگونه تماسی با توده ای ها نمی گرفتند. مهندس بازرگان اصرار داشت که غذای آنها [مسلمان ها] باید از زندانیان توده ای جدا باشد چون نجس می شود... (خاطرات نورالدین کیانوری، انتشارات اطلاعات، سال 1371، ص 420)
Member
عمر که رفت و به سن کهولت رسیدی زیاد فرصت داری که "بنشینی و بر سرنوشت خویش گریه ساز کنی" آنروز همگان در این اندیشه اند که پیش از این اگر می خواستیم می شد... می شد آنگونه کرد که امروز اینگونه نباشیم، تردید جان... درد دارم، "کاش درد را یارای سخن گفتن بود."
Member
ملا جان بگذار به گریه های ما بخندند حداقل می توانیم بگویم چیزی را ارث گذاشتیم حتی اگر ان حماقت باشد
Member
بحث تکراری شده؛ یک گروهی حمایت می کنند با دلایلی و گروهی هم رد می کنند با دلایلی دیگر؛ من خود گروه اول را می پسندم هر چه نباشد این هست که می توان برای اثباتشان دست به دامن جامعه شد، دست به دامن چیزهایی که از آن دوران مانده، در این میان دوستانی هستند برهان و استدلالهایی دارند که احتمالا از شخص "ملانصرالدین" فرا گرفته اند؛ من می گویم مرکز دنیا همین جاییست که من ایستاده ام، باور نداری؟ متر کن! برخی از دوستان هم از این گونه دلیل می آورند و با لبخندی پیروزشاد ته ِ کامنتشان را می آرایند.
... چه بگویم؛ عمرمان رفت، همه در بحث بر سر اینکه این بد است و آن خوب بود... شما بروید به جای بحث بسازید و زندگی کنید... نگذارید آیندگان به حماقتتان بخندند، آنچنانکه دیریست بر ما خندیده اند و ما نیز با گذشتگان همین کردیم.
Member
دوست گرامی شما را فرتور راسل برای آواتار خودت انتخاب نموده اید این نشان دهنده این است که شما پیرو فلسفه عقل منطق در رفتار وگفتار خویش می باشید باید به خدمت شما عرض کنم این که شما استاد فقید شجاع الدین شفا خیلی فرزانه نمی دانید نظر شخصی شما می باشد اما به این نکته توجه داشته باشید ایشان قبل از این که یک نویسنده ویا پژوهشگر قابل باشند یک مترجم فوق العاده زبر دست ادبیات فرانسه می باشند که بسیار از آثار ادبیات کلاسیک جهان از جمله کمدی الهی دانته ویا ترانه های بیلی تیس ویا کتاب نغمه های شاعرانه و.... برگردان فارسی آنرا انجام داده اند که فکر می کنم ایشان حداقل در این مورد شایستگی خود رانشان داده اند اما در مورد این بخش از کامنت که نوشته اید
ایشان مطالب کذب زیادی به دیگران نسبت داده اند لطف نمایید به صورت مصداقی این مطالب کذب را برای من مشخص نمایید اما درکل ایشان دست روی مسایلی گذاشته اند
که نقطه ضعف وتابو خیلی از کسان می باشد شما که باید بهتر بدانید اما درمورد بخش آخر کا منت خودتان ربط بین دین یا بی دین ساواک بازرگان ومنتطری بررسی کرده ام و در کمال جسارت باید بگویم به این نتیجه رسیده ام نقطه اشتراکی میان این مباحث بی ربط پیدا نکردم حداقل در مقایسه با اصل موضوعی که مورد بحث ما می باشد
Member
اگر این سخن دروغ باشد مسئولیتش با آقای هویدا نخست وزیر 13ساله ی ایشان است که بعد از انقلاب سال 1979ایران به خبرنگاری گفت(به کتاب معمای هویدا عباس میلانی مراجعه بفرمایید).متاسفانه آقای شفا در کتاب های خودشان سخنان کذب زیادی را به دیگران نسبت داده اند و من فکر نمی کنم آن گونه که شما می فرمایید "استادی فرزانه"ای باشند.هر کسی که کتاب ضد دین نوشت لزوما بزرگ نیست.ما بی دین بد هم داشتیم نظیر ثابتی شکنجه گر و رییس سابق ساواک که در همین کتاب در دامگه حادثه این را عنوان کرده است و دین دار خوب هم داشتیم نظیر مهندس بازرگان و آیت الله شریعت مداری و منتظری