دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب

خودشناسی

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 69 رای
خودشناسی
مجله الکترونیکی ویستا : موفقیت - شماره سیزدهم - خودشناسی
تاریخ انتشار : دوشنبه 15 آذر 1389
عناوینی که در این کتاب می خوانید:
-2 باور غلط در مورد شخصیت - آزمون خود شناسی - آزمون خودشناسی مفهوم زندگی مشترک
- آشتی با کودک درون - آنهایی که از خودشان راضی نیستند - احساس تنفر از رنگ ها
- انواع اختلالات شخصیت - ارتباط شخصیت افراد با طرز خوابیدن - ارتباط شخصیت و دست دادن
- اسرار خوش شانسی - امضا شناسی - انواع دست دادن - انواع مردان - بگو فرزند چندم خانواده ای؟
- بگویید چگونه عطسه می کنید تا بگوییم کیستید - تاثیر رنگ بر رفتار و سلامت - تحلیل دستخط
- تست اعتیاد به اینترنت - تستهای خودشناسی - تفاوتهای عقلی زنان و مردان - انواع تیپهای مختلف
- و مطالب بسیاری دیگر در باب خودشناسی و بهتر شناختن خود و اطرافیان

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: niyagaara در تاریخ ۱۳۸۹/۱۰/۲۴
» حجم: 12.77 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 31 دقیقه و 53 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 730
» مجموع دریافتها: 15818
» موردعلاقه 35 و موردتنفر 0 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
مجله ویستا - موفقیت شماره 13
مجله ویستا - موفقیت - شماره 2
عشــــق


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
مه لقا 20
Member
از زحمات گردانندگان سایت تشکر می کنم . مظلب خوبی بود و استفاده کردم .
نقل قول  
شیدای صحرا
Pro Member
روزی
روزگاری
تاجر ثروتمندی بودکه 4 زن داشت
زن چهارم را از همه
بیشتر
دوست داشت
و
او را مدام با
جواهرات
گران قیمت و غذاهای خوشمزه
پذیرایی می کرد..بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او میداد
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد
پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت کهروزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت .
او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود
مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید
اما زن اول مرد ،
زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ،
اصلا مورد توجه مرد نبود .
با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با اوبود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت
روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد.
به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود
اندیشید و با خود گفت
من اکنون 4 زن دارم ،
اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت،چه تنها و بیچاره خواهم شد

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند
اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت
من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و
انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا دربرابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟
زن به سرعت گفت :"هرگز" همین یک کلمه و مرد را رها کرد
ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود
نزد زن سوم رفت و گفت:
من در زندگی ترا بسیار دوستداشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟
زن گفت:"البته که نه!
زندگی در اینجا بسیار خوب است
تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم
قلب مرد یخ کرد
مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت
تو همیشه به من کمک کرده ای. این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ،می توانی در مرگ همراه من باشی؟
زن گفت:"این بار با دفعات دیگر فرق دارد .من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،...متاسفم!" گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد
در همین حین صدایی او را به خود آورد
من با تو می مانم ،
هرجا که بروی" تاجر نگاهش کرد ،
زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ،
انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد
.غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و
هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود
تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :" باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم..."

در حقیقت همه ما چهار زن داریم!
الف:
زن چهارم که بدن ماست.
مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ،
اول از همه او ترا ترک می کند.
ب:
زن سوم که دارایی های ماست.
هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
ج :
زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند.
هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند،وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

زن اول که روح ماست.غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم. او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است
نقل قول  
jonbesheista
Member
خیلی باید تشکر کنم که حداقل اینطوری سرانه مطالعه رو بالا میبرید و یک سایت دوستانه و سالم رو برای علاقه مندان کتاب که نمی تونن هزینه ی زیادی رو برای خرید کتاب بدن راه اندازی کردین . این کتاب هم خیلی خوب بود حداقل به من که خیلی کمک کرده . ممنون
نقل قول  
parwiz
Member
امید وارم جالب باشه
نقل قول  
dastak
Member
نشریه ی الکترونیکی ویستا همیشه یک مشت اراجیف شبه علمی و عامه پسند جمع کرده و منتشر می سازه.
عزیزان اگر برای وقت مطالعه شان ارزش قائلند، ابتدا صحت و سقم علمی نوشته ها را بسنجند.
شخصاً برای خودشناسی، کتاب های دکتر پیمان آزاد رو مفید یافته ام.
نقل قول  
BooooK
Member
سلام من بعضی از کتاب ها رو که میخوام اینجا پیدا نمیکنم لطفا اگه کتاب هنرهمسرداری نوشته حسن صدری مازندرانی رو دارید بزارید
نقل قول  
ahmadifard
Member
ممنونم،کتاب خوبیه،اما کتاب انسان در جستجوی معنی دکتر فرانکل رو اگه هست،بذارین.
نقل قول  
zadora
Member
سلام من عاشق اینجور کتابها هستم....خیلییییییییییییی زیااااااااااااد
نقل قول  
warbin
Member
mer30 ham saite alie ham ketabaton
نقل قول  
naghmeh_9999
Member
چرا لینک ها خرابه؟
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You