کارا کتاب
کارا کتاب

ترانه های کریس دی برگ

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 71 رای
ترانه های کریس دی برگ
گردآوری و ترجمه: پیام نیکدست - فرهاد فرهمندفر

متن دو زبانه

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Pir pesar در تاریخ ۱۳۸۹/۰۹/۱۸
» حجم: 6.18 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 15 دقیقه و 25 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 451
» مجموع دریافتها: 1597
» موردعلاقه 38 و موردتنفر 1 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
ترانه های داریوش اقبالی
دن‍ی‍ای‌ دی‍وان‍ه‌: م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ک‍ام‍ل‌ اش‍ع‍ار
متن ترانه های شهرام شکوهی


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها
دانلود کتاب رایگان


پاسخنگارش دیدگاه
شیدای صحرا
Pro Member
نقل قول:
ن شاهکار کریس دِ برگ رو میتونید از اینجا بگیرید

ممنون از دوست خوبمان جواد یساری.آهنگ فوق العاده ایی بود.دانلودش کردم و کلی هم حظش رو بردم
نقل قول  
فرهاد اشکانی
Member
این کتاب رو فقط طرفداران کریس دی برگ می فهمن چه چیز بزرگیه...
زنده باد کریس.
نقل قول  
جواد یساری
Member
قطار اسپانیایی

قطار اسپانیایی است که حرکت می کند
از گوادال کیویر تا اولد سویل (نام دو محل)
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
مردم صدایش را می شنوند که همچنان در حرکت است....

از آن پس، آنان کودکان شان را می خوابانند
درها را قفل می کنند و به طبقه بالا می خزند
چنین گفته شده است که روح مردگان
آن قطار را ده هزار بار به عمق می برد!!

سوزنبان در احتضار بود و همه کسانش در کنارش بودند
خانواده اش می گریستند، ناقوس عزا را پیش از آنکه بمیرد به صدا آورده بودند
اما بالای بسترش کسی منتظر بود تا بمیرد
شیطان، با برقی در چشمانش
« چه خوب! خدا این طرف ها نیست تا ببیند من چه چیزی پیدا کردم،
این یکی مال خودم است.»

همان زمان خداوند در نور خیره کننده ای حاضر شد
بر سر شیطان فریاد زد:« پس به شب بی پایان بازگرد!»
اما شیطان فقط پوزخندی زد و گفت: شاید من گناه کرده ام،
اما لازم نیست برای من قلدری کنی،
اول من گرفتمش، پس تو می توانی بدترین تلاشت را بکنی، اما
او به اعماق زمین می رود!!

« اما شاید یک شانس دیگر هم به تو بدهم»
شیطان این جمله را گفت و لبخند زد
آن نیزه مسخره را هم کنار بی انداز،
اصلا بهت نمی آید
اسمش ژوکر است، اسم بازی اش پوکر
ما همین جا کنار تخت بازی می کنیم
و سر بزرگترین شرط ممکن قمار می کنیم
روح مردگان!!

و من گفتم: خدایا! مواظب باش! او دارد برنده می شود،
خورشید در حال غروب است و شب فرا می رسد
این قطار مرگی به هنگام است، روح های زیادی در خطرند
آه! خدایا! او دارد برنده می شود!

و بعد، سوزنبان ورق ها را بر زد
و به هر کدام پنج ورق داد
و برای خدا دعا کرد
وگرنه قطاری که باید هدایتش می کرد.....
... شیطان سه آس آورد و یک شاه
و خداوند در پی جور کردن استریت بود،
او بی بی و سرباز و نه و ده دل داشت
و فقط یک هشت دل کم بود....

و خداوند یک ورق دیگر خواست
اما یک هشت خشت گرفت
و شیطان به پسر خدا گفت
فکر کنم می خواستی استریت کنی،
پس تا وقت باقی است یک ورق به من بده
تا ببینیم چه کسی شاه این بازی است
و در حالی که حرف می زد،
از خرقه اش یک آس دیگر بیرون کشید...

اولین بلوف ، روح ده هزار نفر بود،
و خیلی زود به پنجاه و نه رسید
اما خدا ندید که شیطان چه کرد
و گفت: همین کافی است!
من تا صد و پنج اضافه می کنم
تا برای همیشه به گناهانت پایان دهم
اما شیطان فریادی بلند کشید: دست من برنده است!

و من گفتم: خدایا! خدایا! اجازه بده برنده شود!
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ همیشه به هنگام می رود، ارواح زیادی در قطارند
آه خدایا! نگذار برنده شود....

خوب! آن قطار اسپانیایی هنوز هم در حرکت است
از گوادال کیویر تا اولد سویل
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
و مردم از این که هنوز قطار حرکت می کند می ترسند...

و در دوردست، در گوشه ای
خدا و شیطان شطرنج بازی می کنند،
شیطان هنوز تقلب می کند و روح های بیشتری را از خدا می برد
و خدا، همیشه بهترین تلاشش را می کند....

و من گفتم: خدایا! خدایا! باید برنده شوی،
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ هنوز به هنگام است، آه! روح من هم در قطار است
آه خدایا! تو باید برنده شوی...


این شاهکار کریس دِ برگ رو میتونید از «برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید» بگیرید
نقل قول  
ramin325
Member
شاهین نجفی ... خورد و جنابعالی
نقل قول  
ali_abo
Member
در ل مجموعه خوبیه اما متاسفانهترانه های جدید توش نیست
اما باز هم منمنون
نقل قول  
hamik
Member
خیلی خیلی قشنگ بود
تمامی ترانه هاش درباره طرز فکر روشنشه و من عاشق همینشم
ممنون
نقل قول  
goodperson20
Member
ممنون .
من که واقعا دوستش دارم.
نقل قول  
afsharjoo
Member
عالی بود واقعا ممنون ولی بعضی جاهاش غلط املایی داره
نقل قول  
0000000
Publisher
شعر از شاهین تقدیم عمو کریس
داستان ماس که راس خاص خواست یه عدس حالی بدم من به آریان که کمر بچرخه و مغزشون وولی وولی بخوره و دس تو دس هم لازم نیس مس باشن کریس دبرگ و رجب پور بزار ختم هر ی دیس و رجز بشه این کار دستور
نه جلومو نگیر بزار بگم این حقیقتو بزار فاش کنم راز این خیانتو
این شعر به پنج زبون میره ترجمه میشه واسه کسی لایی میکشه تجربه بشه
کسی که واسه پول یه ملت و فروخته میخواد کنسرت بده تو این زمین سوخته
حالا تهرون از لندن واست امن تره کنسرت تو ایران از نون شب واجب تره
ولی من میدونم که تودل تو چی می گذره هنوز دیر نشده به خودت بیا بهتره
تو نمیشناسی کوچه پس کوچه های این شهرو نمی دونی یه ذره از درد این مردمو
تو تو شهر خودت گنگستر دیدی اینجا مامورا گنگسترن شنیدی؟
آره امن واسه تو بیست تا بادیگارد داری هنوز جایی نرفتی که شلوارتو در بیاری
شده جلو دیگرون یهو ضایت کنن میدونی تو چک چیه وسط جمعیت
تو که مایه رو می گیری اینا بازی فقط یکی سود می بره از قصه راضیه
ولی رو سن نیگا نکن به چش مردم شاید چش یه بچه زل بزنه بهت
شاید پاکی اون به بگیردت یه لحظه به جوش بیادشاید اون غیرتت
عمو کریس نخون نخون تاوون داره مهم اینه که فقط واست پول توش داره
ببین عمو کریس واسه من از صلح قصه نخون یه بلیط از کنسرتت سه شب شام واسمون
نیگا نکن قرار راحت بری رو سن اینجا گوجه گرون که نمی زنن بهت
اکی دیر واست دوباره کسب شهرت ولی تو استفاده کن قشنگ از این فرصت
میخوای مثلن چی بگی ؟بگی صلحدوستی؟ ولی تو یه گرگی که رفتی توی پوستین
عجب! دو روزه فهمیدی اینجا آزادی کسی غمگین نیس همه جا شادیه
حتمن دانشجو ها رفتن اوین مهمونی بگو که آماری نداری از بند و زندونی
جمع کن بساطتو معنی عشقت چیه بدون که خفقان تو جامعه بد دردیه
ما هشتو نه مون پیچ به هم باز شدنی نیس تو مث اینکه اصلن تو باغ نیستی کریس
آره تو زاییده ی همون استعماره پیری که آدما رو می خواین تو بند و اسیری
مگه شما نبودین دشمن خونی گاندی آقای کریس دبرگ تاریختو که خوندی
سانسور خوبه واسه تو که فرقی نداره تو کاری می کنی که فقط واست پول بیاره
من که لطفی نیستم یهو بشم منقلب یه روز توده ای یه روز ریشوی متقلب
اینجا باید دستمال بکشیو اذان بگی اینجا یا تو ارشادی یا توی زیر زمین
اینجا اگه خودتو نفروشی باختی نامجو اگه باشی یه کار واسشون ساختی
یه تریپ باید بیای از مولا علی یا هو کریس دبرگ همون ممدلی
نه عمو به هیکل تو نمیاد این حرفا تو لاوی نازی یه یز تو این مایه ها
نه تو معترضی نه آریان صدای نسل ماست آریان که در گیر قرو کمرو این حرفاس
ببین از رپ و راک کیا مجوز دارن جز اونا که هر چی ارشاد گفت می خونن
برو بپرس حقیقت لخت تو خیابون میدونی چن نفر واسه موسیقی ویلوون
بپرس چن نفر واسه هنر آواره شدن چقد از جوونا تو سری خوردن و بریدن
کریس به خودت بیا آخرعمری برات بد یه روز میاد که از این کارت میشی شرمنده
از صفای این مردم سواستفاده نکن کریس برگرد بدو تو همون انگلیست بخون
عمو کریس نخون نخون تاوون داره مهم اینه که فقط واست پول توش داره

دیشب فهمیدم که ترانه ای برای ندا وایرانیان خواندی
عمو کریس ممنون که با ندای از ندا و نداهای ایران خوندی
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You