ابله

دارای امتیاز 5.3 از 6 در کتابناک با مجموع 1525 رای
ابله
ابله
داستان "ابله" که در 1868 نوشته شد و در آغاز انتشار آن در روسیه مورد استقبال قرار نگرفت، روایتگر داستان شاهزاده ای است که آخرین بازمانده از یک خاندان مهم و انقراض یافته است. او که ظاهرا گرفتار افسردگی روحی است و در واقع به نوعی ابلهی دچار است که به کلی قدرت اراده را از او سلب کرده از سفر سوئیس که مدتها به علل مزاجی در آن سکونت داشته، به میهن بازمیگردد. این مرد تیره روز که اعتماد نامحدودی نسبت به دیگران در او پدید آمده با آنکه پیوسته حاضر است که خود را در راه کمک به دیگران فدا کند، هرگز موفق به این کار نمیشود، زیرا قدرت و شهامت یک منجی را ندارد و نمیتواند کشمکشهای دیگران را که بر اثر تضادها بوجود آمده است، از میان بردارد و بدین طریق هرگز به سلامت روح دست نمییابد.
ابله در ردیف شاهکارهای داستایفسکی قرار دارد که با قدرتی عظیم بر روح خواننده چیره میشود، بی آنکه مسأله ای را حل کند.

در سال 1956 بر اساس این داستان فیلمی سینمایی به کارگردانی اکیراکوروساوا، فیلمساز توانمند ژاپنی تولید شده است که برای نخستین بار در سال 1385 خورشیدی از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: قاصدك در تاریخ ۱۳۸۷/۱۱/۱۳
» حجم: 7.9 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 19 دقیقه و 43 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: ZIP
» تعداد صفحات: ?
» مجموع دریافتها: 5223
» موردعلاقه 275 و موردتنفر 6 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
قمارباز
همیشه شوهر
شبهای سپید


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
اشی مشی
Member
کامو در ابتدای کتاب "افسانه ی سیزیف" می گوید: تنها یک مسئله ی فلسفی واقعا جدی وجود دارد و آن هم خودکشی است. تشخیص اینکه زندگی ارزش دارد یا به زحمت زیستنش نمی ارزد، در واقع پاسخ صحیحی است به مسائل اساسی فلسفه. باقی چیزها مسائل بعدی و دست دوم را تشکیل می دهد. بعضی ها ممکن است بگویند که خودکشی، نه یک "مشکل" و نه یک "سوال" است، بلکه تنها یک عمل است. یک سوال فلسفی حقیقی ممکن است اینگونه مطرح شود: "تحت چه شرایطی عمل خودکشی مجاز است؟" و همانگونه که ویلیام جیمز در کتاب "اراده ی معطوف به باور/خود می گوید، یک جواب فلسفی نیز ممکن است در راستای توضیح همین سوال باشد: اینکه زندگی به زحمت زیستنش می ارزد یا نه، واقعا به چه معناست؟ اما برای کامو، در افسانه ی سیزیف سوال فلسفی دیگری مطرح است: آیا باید خودم را بکشم؟. برای کامو، بسیار روشن است که نتیجه ی اولیه ی فلسفه، در واقع عمل و نه ادراک است.
درگیری کامو با "ضروری ترین ِ سوال ها"، کمتر حالت نظریه پردازی و بیشتر به صورت مشکلی با مسئله ی مرگ و زندگی و چگونه زیستن است.
کامو معتقد است که زندگی، در راه های متفاوت پوچ است و بنابراین، خودکشی را واکنشی طبیعی به این فرض اساسی می پنداشت.
اما کامو اعتقاد دیگری نیز دارد، او معتقد است که اصولا تلاش برای دانستن، فهمیدن و توضیح جهان به منظور دستیابی به دانش عقلانی نیز، کار بیهوده ای است. در اینجا کامو اندیشه های خود را در برابر علم و فلسفه قرار می دهد و خارج از چارچوب های یک تحلیل عقلانی، نظر خود را اینگونه بیان می کند: این دلیل جهانی، عملی و یا اخلاقی، این جبرگرایی، این طبقه بندی هایی که سعی در توضیح همه چیز دارند، چیزی دارند که هر مرد باشرفی را به خنده می اندازد.
نقل قول  
tankamanee
Member
به وضوح می توان دید نویسندگانی که در تحلیل خود با پوچی روبه رو شده اند، مثل کی یرکگارد(55-1813)،
فئودرو داستایوفسکی(81-1821)، اما فرانتس کافکا(1924-1883) وادموند هوسرل(1938-1859) به خود کشی به عنوان یک انتخاب واقعی اشاره ای نکردند و در نتیجه طبق اعتقاد کامو به جمع عقلای بی منطق پیوسته اند.
کامو معتقداست که نادیده گرفتن خودکشی به پذیرفتن این حقیقت منتهی می شود که انسان توانایی پاسخ گویی به اشتیاق خود را برای درک جهان ندارد واو را در اوج سرافکندگی و ناکامی همیشگی تنها می گذارد.
کامو شیوه افردای چون کارب یاسپرس و کی یر کگارد را که می خواهند با افسانه سرایی درباره فلسفه پوچی از شر توصیف آن خلاص شوند نیز نمی پذیرد.
در اینجاست که اصالت نظریه کامو آشکارمی گردد، او معتقد است خود کشی راه روبره شدن انسان با پوچی نیست بلکه آنچه همیت دارد،((مردن بدون پذیرش مرگ وغیر داوطلبانه است. دلیل خودکشی، نفهمدین است.))((زندگی)) در حقیقت به معنای ((زنده نگاه داشتن پوچی است)) زنده نگاه اشتن آن بی شک شرط اولیه در درک آن است.))
زیستن در پوچی، فراتر از هر چیز "یعنی عدم وجود قطعی امید(که این ، به معنای ناامیدی نیست یعنی وازدن همه چیز (که به معنی توبه وطرد اجتماع نیست) ویعنی نارضایتی آگاهانه ای (که چون نگرانی های کودکانه نیست) "
ص73
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از 1_TA:
"از نبوغ هنری تا جنون ایدئولوژیک"
نقل قول:
واژگان کلیدی : پوچی،داستایوفسکی،خودکشی،عاقل بی منطق!!!!
::: من کتاب" آلبر کامو قدم اول "رو نخوندم؛ رفتم دانلود کنم دیر رسیدم ، لینک دانلود ناپدید شد؛ پس نمیتونم نظر موشکافانه ای! بدم راجع بهش.. اما اینجا ذکر چند نکته ضروری هست:
1- بین آن ها که "درباره پوچی" می نویسند تا "پوچ "می نویسند فرق بسیار است...
2- کامو نویسنده-فیلسوفی اگزیستینسیالیسم هست که بخاطر آثاری چون "بیگانه "، "طاعون" هم نوبل گرفت هم لقبی چون پوچگرای عاصی اما ...یأس و پوچی در نگاه کامو، معبری برای عبور است نه موقفی برای توقف...
3--"فلسفه کامو.ریچارد کمبر.خشایار دیهیمی.انتشارات طرح نو.ص 8"
«پوچ» و «پوچی» در فلسفه ی آلبر کامو معنای منفی ندارد و به عکس معنای مثبت و ایجابی دارد.
«منظور کامو از «پوچ» و «پوچی» این است که جهان و زندگی معنا و هدفی بیرون از خودشان ندارند و جستجوی چنین هدف و معنایی بیهوده، و معانی و اهدف اینچنینی که برای جهان و زندگی عرضه می شود فریب یا خود فریبی است.بنابراین «انسان پوچ» یا «پوچگرا»کسی است که بی معنایی جهان و زندگی را می پزیرد و با آن کنار می آید.انسان پوچگرا می داند که جهان به اهداف او بی اعتناست و کار خودش را می کند و «شعوری» پشت آن نیست و نقشه و طرحی ندارد و این فقط خود انسان است که می تواند به زندگی اش معنایی ببخشد،آن هم صرفا با زندگی کردنش ، یا به تعبیر خود کامو ، با ؛ جرعه جرعه نوشیدنش.»
4-کامو در مقالۀ «داستایوفسکی» دربارۀ این هنرمند بزرگ می­نویسد: «به عقیدۀ من داستایوفسکی، بیش از هر چیز، نویسنده­ ای است که قبل از نیچه توانسته است نیهیلیسم معاصر را تشخیص دهد، تعریف کند، عواقب شگرف آن را پیشگویی کند و بکوشد تا راه رستگاری را نشان دهد.»
نتیجه نوشت :
کامو هم از داستا تاثیر پذیرفت ؛ رد فلسفه فکری و ایدئولوژیک ذهنی داستایوفسکی در آثار او مشهود است و هم ایشون را دوست میداشت؛ شخصا دو تا از آثار این بزرگ نویسنده به نام« برادران کارامازوف» و «تسخیرشدگان» را برای صحنه باز نویسی نمود...
عموفئودور نوشت:
انسان تنها موجود زنده ای است که نمی‌خواهد آن چه را که هست بپذیرد .

اینکه کامو ی بزرگ از داستا یوفسکی بزرگتر! تاثیر پذیرفته و در داستانهاش ردپای داستایوفسکی را میشود کندکاو کرد و به آن پی برد..
"البته این کار بنده نیست" صاحبان قلم ادبیات این کار می توانند بکنند! ما هم مثل دوستان مطالبی را می خوانیم درکتابها ومقالات و به این روابط پیچیده و عمیق پی می بریم..
تنها یک موضوع واقعا جدی در فلسفه وجود دارد که عبارت از خود کشی است"ص71کتاب ؛آلبرو کامو :قدم اول
سوال اساسی کامو این بود که انسان،بدون هیچگونه هدایت معنوی و اخلاقی ،در برابر چنین موج عظیمی از بی منطقی چگونه باید رفتار کند؟
((در اینجا منظور از موج بی منطق فاشیسم است )) که البته به نظر بنده خود این سوال که به توسط کامو درباره فاشیسم طرح شده است جای تحلیل و پردازش را دارد.

اگر هیچ معنا و هدفی برای جهان قابل تصور نیست،چرا باید ادمه داد؟کامو ادعا می کند با خودکشی همیشه به عنوان یک معضل اجتماعی برخورد شده است، اما به نظر او،جنبه هستی شناختی آن است که واقعا اهمیت دارد.
خودکشی ((با سکوتی درقلب شکل می گیرد، دقیقا همانند یک اثر هنری.)) مرگ به دست اراده خویشتن یعنی به رسمیت شناختن ((فقدان جدی ای برای زیستن .. واعتراض به بیهودگی رنج کشیدن.))
بدون حضورخداوند یا یک ((قاضی))مقدس، انسان همزمان تبدیل به قاضی و محکوم می شود واین حق دارد که خود را به مرگ محکوم کند.
نقل قول  
1_TA
Member
"از نبوغ هنری تا جنون ایدئولوژیک"


نقل قول:

اما به وضوح می توان دید نویسندگانی که در تحلیل خود با پوچی روبه رو شده اند، مثل
فئودرو داستایوفسکی(81-1821)، به خود کشی به عنوان یک انتخاب واقعی اشاره ای نکردند و در نتیجه طبق اعتقاد کامو به جمع عقلای بی منطق پیوسته اند.
(ص72)


واژگان کلیدی : پوچی،داستایوفسکی،خودکشی،عاقل بی منطق!!!!

:::

من کتاب" آلبر کامو قدم اول "رو نخوندم؛ رفتم دانلود کنم دیر رسیدم ، لینک دانلود ناپدید شد؛ پس نمیتونم نظر موشکافانه ای! بدم راجع بهش.. اما اینجا ذکر چند نکته ضروری هست:

1- بین آن ها که "درباره پوچی" می نویسند تا "پوچ "می نویسند فرق بسیار است...

2- کامو نویسنده-فیلسوفی اگزیستینسیالیسم هست که بخاطر آثاری چون "بیگانه "، "طاعون" هم نوبل گرفت هم لقبی چون پوچگرای عاصی اما ...یأس و پوچی در نگاه کامو، معبری برای عبور است نه موقفی برای توقف...

3--"فلسفه کامو.ریچارد کمبر.خشایار دیهیمی.انتشارات طرح نو.ص 8"

«پوچ» و «پوچی» در فلسفه ی آلبر کامو معنای منفی ندارد و به عکس معنای مثبت و ایجابی دارد.

«منظور کامو از «پوچ» و «پوچی» این است که جهان و زندگی معنا و هدفی بیرون از خودشان ندارند و جستجوی چنین هدف و معنایی بیهوده، و معانی و اهدف اینچنینی که برای جهان و زندگی عرضه می شود فریب یا خود فریبی است.بنابراین «انسان پوچ» یا «پوچگرا»کسی است که بی معنایی جهان و زندگی را می پزیرد و با آن کنار می آید.انسان پوچگرا می داند که جهان به اهداف او بی اعتناست و کار خودش را می کند و «شعوری» پشت آن نیست و نقشه و طرحی ندارد و این فقط خود انسان است که می تواند به زندگی اش معنایی ببخشد،آن هم صرفا با زندگی کردنش ، یا به تعبیر خود کامو ، با ؛ جرعه جرعه نوشیدنش.»

4-کامو در مقالۀ «داستایوفسکی» دربارۀ این هنرمند بزرگ می­نویسد: «به عقیدۀ من داستایوفسکی، بیش از هر چیز، نویسنده­ ای است که قبل از نیچه توانسته است نیهیلیسم معاصر را تشخیص دهد، تعریف کند، عواقب شگرف آن را پیشگویی کند و بکوشد تا راه رستگاری را نشان دهد


نتیجه نوشت :

کامو هم از داستا تاثیر پذیرفت ؛ رد فلسفه فکری و ایدئولوژیک ذهنی داستایوفسکی در آثار او مشهود است و هم ایشون را دوست میداشت؛ شخصا دو تا از آثار این بزرگ نویسنده به نام« برادران کارامازوف» و «تسخیرشدگان» را برای صحنه باز نویسی نمود...

عموفئودور نوشت:
انسان تنها موجود زنده ای است که نمی‌خواهد آن چه را که هست بپذیرد .





نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از 1_TA:
نقل قول:
*کامو طرفدار داستایوفسکی*

الان نظر ی از کتاب آلبرو کامو قدم اول نوشتم، به ذهنم خطور کرد که اینجا یک کامنتی دوست عزیزمون بانو یکتا نوشته که "کامو طرفدار داستایوفسکی" است..
گفتم نظر کامو رو هم اینجا بنویسم ..
اما به وضوح می توان دید نویسندگانی که در تحلیل خود با پوچی روبه رو شده اند، مثل
فئودرو داستایوفسکی(81-1821)، به خود کشی به عنوان یک انتخاب واقعی اشاره ای نکردند و در نتیجه طبق اعتقاد کامو به جمع عقلای بی منطق پیوسته اند.
(ص72)
نقل قول  
اشی مشی
Member
نقل قول از tankamanee:
بزرگوارید شما ...
میشه در کنار هم از اندیشه های هم آموخت ، میشه در کنار هم زندگی و زندگی بخشید و میشه در کنار هم برای هم زندگی کرد "این یک مصداق به صوورت کلی بود"
بنده امشب از شما بزرگوارن و دوستان فرهیخته و گرامی بسیار آموختم ...

نفرمایید قربان...
در فرهیختگی شما اُستاد ما هستید...
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از اشی مشی:
نقل قول از 1_TA:نقل قول:یله جناب تنکمانی عزیز؛ ما هر دو نویسنده های قهار و کارکشته ای هستیم ؛
ابها و مقالات بیشماری هم نوشتیم که هموز موفق به اخذ مجوز چاپشان نشده ایم!

حالا ما حتما باید اسم اثر را بگوییم عایا؟

ناچاریم بگوییم که :

یکی از اثرات اینجانب و ایشون کتاب «یک تا » میباشد که کتابناک به افتخار ما دو روز پیش روی سایت قرار داد.
لازم به ذکر است که یک روز قبل از تعطیلی موقت سایت تمام قفسه کتاب های موجود در کتابناک« یک تا »شد .متاسقانه چون این اثر اجازه چاپ نداشت کتابناک موقتا تعطیل شد و پس تلاش ها من و ایشون مشکل حل شد.

در ادامه فرمایشات استاد یکتای گرانقدر باید عرض کنم که:
چه ریش ها که گرو گذاشتیم و چه دوندگی ها که کردیم و چندصد جفت کفش و اصای آهنی مستحلک کردیم،
تا اینکه نهایتا کتابناک دوباره گشوده شد، و ما الان در محضر شما دوست گرانمایه هستیم!

بزرگوارید شما ...
میشه در کنار هم از اندیشه های هم آموخت ، میشه در کنار هم زندگی کرد و زندگی بخشید و میشه در کنار هم برای هم زندگی کرد "این یک مصداق به صوورت کلی بود"
بنده امشب از شما بزرگوارن و دوستان فرهیخته و گرامی بسیار آموختم ...

نقل قول  
اشی مشی
Member
نقل قول از 1_TA:
نقل قول:یله جناب تنکمانی عزیز؛ ما هر دو نویسنده های قهار و کارکشته ای هستیم ؛
ابها و مقالات بیشماری هم نوشتیم که هموز موفق به اخذ مجوز چاپشان نشده ایم!

حالا ما حتما باید اسم اثر را بگوییم عایا؟

ناچاریم بگوییم که :

یکی از اثرات اینجانب و ایشون کتاب «یک تا » میباشد که کتابناک به افتخار ما دو روز پیش روی سایت قرار داد.
لازم به ذکر است که یک روز قبل از تعطیلی موقت سایت تمام قفسه کتاب های موجود در کتابناک« یک تا »شد .متاسقانه چون این اثر اجازه چاپ نداشت کتابناک موقتا تعطیل شد و پس تلاش ها من و ایشون مشکل حل شد.

در ادامه فرمایشات استاد یکتای گرانقدر باید عرض کنم که:
چه ریش ها که گرو گذاشتیم و چه دوندگی ها که کردیم و چندصد جفت کفش و اصای آهنی مستحلک کردیم،
تا اینکه نهایتا کتابناک دوباره گشوده شد، و ما الان در محضر شما دوست گرانمایه هستیم!
نقل قول  
1_TA
Member
نقل قول:
یله جناب تنکمانی عزیز؛ ما هر دو نویسنده های قهار و کارکشته ای هستیم ؛
ابها و مقالات بیشماری هم نوشتیم که هموز موفق به اخذ مجوز چاپشان نشده ایم!


حالا ما حتما باید اسم اثر را بگوییم عایا؟

ناچاریم بگوییم که :

یکی از اثرات اینجانب و ایشون کتاب «یک تا » میباشد که کتابناک به افتخار ما دو روز پیش روی سایت قرار داد.
لازم به ذکر است که یک روز قبل از تعطیلی موقت سایت تمام قفسه کتاب های موجود در کتابناک« یک تا »شد .متاسقانه چون این اثر اجازه چاپ نداشت کتابناک موقتا تعطیل شد و پس از تلاش های من و ایشون مشکل حل شد.

نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از اشی مشی:
نقل قول از tankamanee:
بله درست ما قرار درمورد داستان و اثارشون بگویم وبنویسم!!
راستی این "ما نیز" که نوشتید بنده متوجه نشدم !!
یعنی شما و دوست عزیز دیگرمون بانو سپیده هم داستان مینویسید!

یله جناب تنکمانی عزیز؛ ما هر دو نویسنده های قهار و کارکشته ای هستیم ؛
کتابها و مقالات بیشماری هم نوشتیم که هموز موفق به اخذ مجوز چاپشان نشده ایم!
(و چه وزین که کنتور هم نمی اندازد...)

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You