امام حسین (ع) از نظر مولوی
دارای امتیاز 4.6
از 6
در کتابناک با مجموع 188 رای
امام حسین (ع) از نظر مولوی
نویسنده: سید سلمان صفوی
نویسنده: سید سلمان صفوی
مثنوی مولانا کتاب "توحید" است و سیر عاشقانه بسوی حضرت هوالاول والاخر و الظاهر و الباطن.(3-حدید). و کتاب دیوان کبیر کلیات شمس تبریزی مولانا "عشق نامه" اوست. "یا انیس من لا انیس له"." یا من لا یرغب الیه"." یا خیر المرغوبین" (دعای جوشن کبیر). مولانا در این دو کار بزرگ خود به حماسه امام حسین (ع) از منظر عرفانی پرداخنه است. در این وجیزه به روایت مولانا از امام حسین (ع) در چهار غزل کلیات شمس و یک حکایت از مثنوی پرداخته میشود.
در آثار مولانا عموما شهید و حسین متراذف یکدیگرند. و حتی میتوان گفت که واژه گکگون شهید و مقام عظمای شهادت به اصطلاح فنی انصراف دارد بر شخصیت جامع و یگانه امام حسین که انسان کامل است.
مثنوی مولانا کتاب "توحید" است و سیر عاشقانه بسوی حضرت هوالاول والاخر و الظاهر و الباطن.(3-حدید). و کتاب دیوان کبیر کلیات شمس تبریزی مولانا "عشق نامه" اوست. "یا انیس من لا انیس له"." یا من لا یرغب الیه"." یا خیر المرغوبین" (دعای جوشن کبیر). مولانا در این دو کار بزرگ خود به حماسه امام حسین (ع) از منظر عرفانی پرداخنه است. در این وجیزه به روایت مولانا از امام حسین (ع) در چهار غزل کلیات شمس و یک حکایت از مثنوی پرداخته میشود.
در آثار مولانا عموما شهید و حسین متراذف یکدیگرند. و حتی میتوان گفت که واژه گکگون شهید و مقام عظمای شهادت به اصطلاح فنی انصراف دارد بر شخصیت جامع و یگانه امام حسین که انسان کامل است.
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: Hamid در تاریخ ۱۳۸۷/۱۰/۱۳
» حجم: 241.34 کیلوبایت؛ زمان لازم برای دریافت 35.3 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 8
» مجموع دریافتها: 1655
» موردعلاقه 28 و موردتنفر 9 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
عاشورا و حسین
سیرت رسول الله -بخش چهارم
امام شناسی
آگهی ها
Powered by You



Member
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند...
یا حق
Member
کتاب معرفی کردم بخون متوجه میشی دوست من.........
Member
Member
Member
قبل ازصفویه اهل سنت بعد ازصفویه تشیع.....تاریخ ایران بعد ازاسلام تالیف فریدون اسلام نیا مطالب جالبی راجع به تغییر مذهب زوری مردم ایران دردوران صفویه داره
Member
نه جان من بحث اصلا سر این حرف ها نیست که بخواهیم یار کشی کنیم که کدام فیلسوف شیعه بوده یا کدام یک سنی بودن؟
اگر هم میخواییید یار کشی کنیم بفرمایید
ابن اثیر
ابو کمیل
ابونواس
بتانی
وقیدی
ابوالوفای بوزجانی
معری
بغدادی
بیرونی
ابومعشر
ابوالوفا
ابوزید بلخی
الفرغانی
قوشچی
ابن سینا
البیرجندی
بیرونی
حاسب مروزی
ابن حیّان
خازن
خازنی
خجندی
خوارزمی
نسوی
نصیرالدین طوسی
عمر خَیّام نیشابوری
شرفالدین طوسی
غزالی
ابن سینا
قشیری
فارابی
ناصرخسرو
شهرستانی
عامری
ملا هادی سبزواری
ابوحنیفه
احمد بن حنبل
انصاری
البغوی
بیهقی
بخاری
غزالی
الحاکم نیشابوری
جوینی
مالک بن دینار
ماتریدی
مسلم بن حجاج نیشابوری
نسایی
طوسی
تفتازانی
ترمذی
زمخشری
ملا هادی سبزواری
ابوسعید ابوالخیر
عطار نیشابوری
ثعالبی
بهزاد
دقیقی
فردوسی
جامی
رابعه بلخی
رودکی
جلالالدین محمد بلخی
سنایی
ابوالفضل بیهقی
ابومسلم خراسانی
گردیزی
نوایی
جوینی
عوفی
بلعمی
گوهرشاد
ابن خردادبه
خالد بن برمک
نظامالملک
یحیی بن خالد
طاهر ذوالیمینین
تیالدین
الحازن
کاشانی
ابراهیم ادهم
کندی
ابن رشد
ابنسینا
ادریسی
ابوسعید گرگانی
فرغانی
ابوالفرج
ابوالفدا
عباس ابن فرناس
مسعودی
مروزی
مقریظی
ابن مقفع
فخر رازی آملی
ابن ندیم
ابن خلدون
ابراهیم ابن صنعان
جابر ابن حیان
حسن الوزن
خاقانی
خیام نیشابوری
خجندی
خوارزمی
ابن البنا
ابن فضلان
ابن نفیس
محمد فرزند عبدالله
شیخ یوسف سروستانی
ابوسعید ابوالخیر
علی قوشچی
صوفی
عطار نیشابوری
ابن بطوطه
ابن رومی
مویدفیالدین شیرازی
حاجی بکتاش والی
حلاج
زکریا رازی
قاضیزاده رومی
نصیرالدین طوسی
اقلیدسی
سعدی
سنان
جریر طبری آملی
فارابی
بیضاوی
غزالی
نظامی
ابن حزم
ابن عربی
مولوی
ابن تیمیه
حافظ
تفتازانی
Member
بکوب بکوب دوست گرامی
Publisher
به راستی بعضی کامنتها را که آدم در کتابناک می خواند،دوست دارد سر بر دیوار بکوبد!
آخه برادر من!
چه کسی این اطلاعات دقیق را به شما داده که اکثر فلاسفه ی ایران و اسلام،سنی بوده اند؟!!
تا آنجای که ما می دانیم،ابن سینا پدرش اسماعیلی بوده و خودش هم گرایش قوی به تشیع داشته،رجوع شود به رساله معراجیه،و تشبیه علی بن ابیطالب به سایر صحابه،به وجود معقول در میان محسوس!
و رباعیاتی که در مورده عشقش به این عزیز سروده، و مرحوم ضیاءالدین دُرّی در مقدمه ی رساله ی عرشیه،تشیع ابن سینا را به صورت مفصل ثابت می کند...
در سهروردی نیز شدیدا گرایش به تشیع دیده می شود،هرچند به صورت پنهان،
حالا خواجه نصیر و میرداماد و ملاصدرا و مدرس زنوزی و ملاهادی سبزواری و طباطبایی و ... که اصلا به کنار!
مرحوم هانری کربن هم به صورت مفصل در این زمینه که چرا فلسفه در ایران و اهل تشیع رشد پیدا گرفت،پرداخته است.
به نظر حقیر دلایل شیعه آنقدر در امامت بر حقّ علی بن ابیطالب واضح و غیر قابل خدشه است،که دیگر فرصت فرار را از مخاطب منصف سلب می کند،رجوع کنید به کتبی مانند الغدیر و کتب مرتضی عسگری.
تا آنجایی که ما می دانیم ایران اسلامی چه در زمان آل بویه و چه در زمان صفویان در اوج اقتدار و علم و فرهنگ بودند،و این قیاس شما بی ربط است.
در ثانی آمدیم و چند سال دیگر آته ئیست ها(خداناباوران) موفق ترین و اقتصادی ترین کشورها را داشتند،حالا شما باید دینت را فراموش کنی و بروی آته ئیست شوی؟؟؟؟
سخن شناس نه ئی جان من،
خطا اینجاست...
Member
من خودم به شخصه مذهب سنی رو بیشتر از شیعه قبول دارم چون اون فیلسوف هایی که من قبولشون دارم همشون سنی هستن.این نشون میده مذهب سنی یه قدرتی داره که مذهب تشیع اونو نداره چون بعد از رسمی شده مذهب تشیع در ایران علم متوقف شد و دیگر دانشمندان و فیلسوفان و عارفان بی مثالی مثل مولانا حافظ سعدی عمر خیام ابن سینا زکریا رازی ظهور نکردن پس نشون میده یه جای مذهب تشیع ایراد داره. در ضمن مگر این مذهب تشیع از موقعی که تو ایران رسمی شده چه گلی به سر ما ایرانی ها به غیر از بدبختی زده که این جوری سینمونو واسش چاک میدیم.
Member
نظر من این است که نباید پیرو عقاید نمیه باطلش شد... نباید علم عرفان مولوی را در دست گرفت...
چه شخصیتی عارف تر از مولا علی بن ابی طالب...
الگو علی است... راه علی است .... عرفان علی است... معیار علی است... حق علی است...
حالا در کنار این ها اشعار مولوی هم برای انبساط خاطر خوب است.... نه برای پیروی .... نه برای سرمشق......
مثنوی بخوانیم....... اگر نهج البلاغه را از بر باشیم.