دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب کارا کتاب

میرزا تقی خان امیرکبیر

دارای امتیاز 5 از 6 در کتابناک با مجموع 44 رای
میرزا تقی خان امیرکبیر
میرزا تقی‌خان فراهانی (متولد ۱۱۸۶ – درگذشتهٔ ۲۰ دی ۱۲۳۰) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود.
اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (۳سال و ۳ماه) بود. وی موسس مدرسه دارُالفُنون بود که برای آموزش علوم و فنون جدید، به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه از جمله اقدامات وی به حساب می‌آید. امیرکبیر پس از این که با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد و در حمام فین آنجا به دستور ناصرالدین‌شاه به قتل رسید.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: ramin12345 در تاریخ ۱۳۸۹/۰۷/۰۷
» حجم: 0.65 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 1 دقیقه و 37 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 36
» مجموع دریافتها: 510
» موردعلاقه 14 و موردتنفر 1 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
اسناد نهضت آزادی جلد سوم-بخش دوم
انقلاب ناتمام
تاریخ بیداری ایرانیان ( جلد 4 - 5 )


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
utab
Member
سند ازدواج میرزا تقی خان امیرکبیر با خواهر ناصرالدین شاه قاجار توسط کارشناسان موزه ملی ملک مرمت شد.
به گزارش مهر، این سند تاریخی که بر اثر عواملی چون آلودگی های بیولوژیکی و شرایط نامطلوب نگهداری به شدت آسیب دیده بود، پس از مستندنگاری و طرح برداری طرحهای اولیه مرمت شد.

این مرمت شامل اقداماتی چون ضدعفونی کردن اثر، اسیدزدایی، استحکام بخشی، موزون سازی رنگی، ایجاد لایه های پشتیبانی و تثبیت نهایی اثر بوده است.
سند ازدواج امیرکبیر که تاریخ 22 ربیع الاول سال 1265 قمری ذیل آن خوانده میشود، با خط نستعلیق روی کاغذی به ابعاد 5/131 در 5/93 سانتی متر نوشته شده و پیرامون آن با طلا، شنگرف و لاجورد تذهیب شده است.
میرزا تقی خان امیرکبیر که در فاصله سالهای 1264 تا 1268 هجری قمری صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار بود در سال 1265 خواهر شاه را به عقد ازدواج خود درآورد تا از این طریق پیوند مستحکمتری را با خانواده سلطنتی برقرار کند. با این وجود، این وصلت سیاسی سودی به حال امیر نداشت و او در پی توطئه چینی گروهی از درباریان که مهدعلیا مادر همسرش نیز جزو آنان بود، ابتدا از صدارت عزل شد و سپس به قتل رسید.
طبق مفاد سند ازدواج امیرکبیر، ملک زاده خانم یگانه خواهر تنی ناصرالدین شاه قاجار با مهریه یک جلد قرآن و "هشت هزار تومان نقد اشرفی ناصرالدین شاهی که هر شاهی هیجده نخود وزن دارد" به عقد اتابک اعظم میرزاتقی خان درآمده است. در ذیل این سند، مهر امیرکبیر با عبارت "الملک الحق المبین. عبده محمدتقی" دیده میشود. همچنین دو شاهد ازدواج که مهر خود را ذیل عقدنامه زدهاند عبارتند از "محمود بن محمد علی" و "ابوالقاسم حسنی الحسینی".

سند ازدواج امیرکبیر یکی از هزاران اثر مکتوب تاریخی است که توسط حاج حسین ملک بزرگترین واقف تاریخ معاصر ایران گردآوری و در سال 1316 خورشیدی برای استفاده عموم مردم وقف آستان قدس رضوی شد. این سند طی ماههای تیر، مرداد و شهریور به همراه هشت اثر تاریخی دیگر توسط مرمتگران موزه ملی ملک مرمت شد.
نقل قول  
utab
Member

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. ..
در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله کوبی میکردند.

اما چند روز پس از آغاز آبله کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند.
به ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود.

هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته اند، امیر بی درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد.

او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله میکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله کوبی سرباز زدند.

شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می شدند یا از شهر بیرون می رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیده اند .

در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت:
ما که برای نجات بچه هایتان آبله کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده میشود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی.

پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم.

امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود.

این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده اند.

میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های های میگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست.

امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت:
خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده اند .
امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع می کنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند .

به امید روزی که جهل و نادانی در ایران ریشه کن شود .


نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You