دانلود کتاب و ايبوک
کارا کتاب

سقوط

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دارای امتیاز 5.3 از 6 در کتابناک با مجموع 1094 رای
سقوط
سقوط
نویسنده:
آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» یک سال بعد از به دنیا آمدن او در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد او همراه با مادرش (که اصالتاً اسپانیایی بود) به خانهٔ مادر مادری‌اش در الجزیره می‌رود. خانوادهٔ کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بودند که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بودند.
کودکی کامو در یک زندگی فقیرانه‌ٔ طبقه‌ٔ کارگری سپری شد. فقر، احترام به رنج و همدردی با بی چارگان را به او یاد داد. پسندخاطر غریزی کامو قناعت و بی پیرایگی بود. در جزیرهٔ فقر، خود را در خانهٔ خویش احساس می‌کرد.خود او گفته‌است که آفتاب الجزیره و فقر محله بلکور چه مفهومی برایش داشت: «فقر مانع این شد که فکر کنم زیر آفتاب و در تاریخ، همه چیز خوب است. آفتاب به من آموخت که تاریخ، همه چیز نیست.» او به موجب پافشاری «لوئی ژرمن» معلم مدرسه ابتدایی‌اش بود که توانست تحصیلات متوسطه را ادامه دهد.
در سال ۱۹۳۴ به حزب کمونیست پیوست که در آن وظیفه‌ٔ عضوگیری از میان پرولتاریای عرب را بر عهده داشت. بعدها این حزب (به دستور شوروی استالینی)، کامو را به عنوان یک تروتسکیست محکوم و از حزب اخراج کرد (۱۹۳۶).یسانس فلسفه را در سال ۱۹۳۵ گرفت در ماه مه سال ۱۹۳۶ پایان‌نامه خود را دربارهٔ فلوطین ارائه داد.در سال ۱۹۳۹، مجموعه مقالاتی به عنوان «فقر قبیله» منتشر کرد.در ۱۹۳۴ با «سیمون‌های» ازدواج کرد که معتاد به مورفین بود. ازدواج آنها یک سال بعد در اثر خیانت سیمون خاتمه یافت. در ۱۹۴۰ با «فرانسین فور» ازدواج کرد.با نزدیک‌تر شدن جنگ جهانی دوم، کامو به عنوان سرباز داوطلب شد، اما به دلیل بیماری سل او را نپذیرفتند. او در این زمان سردبیر روزنامهٔ عصر جمهوری شده بود که در ژانویهٔ سال ۱۹۴۰ دستگاه سانسور الجزایر آن را تعطیل کرد. در مارس همان سال فرماندار الجزیره، آلبر کامو را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی معرفی کرد و به او پیشنهاد کرد که شهر را ترک کند. در این هنگام کامو به پاریس رفت.
او کار خود را در روزنامهٔ عصر پاریس شروع کرد بعدها برای دوری از ارتش نازی به همراه دیگر کارمندان روزنامه، ابتدا به شهر کلرمون فران و سپس به شهر غربی بوردو نقل مکان کرد.
در ۱۹42 کامو، رُمان بیگانه و مجموعه مقالات فلسفی خود تحت عنوان افسانه سیزیف را منتشر کرد.
نمایشنامهٔ کالیگولا را در سال ۱۹۴۳ به چاپ رسانید. او این نمایش‌نامه را تا اواخر دههٔ پنجاه بارها بازنویسی و ویرایش کرد. در سال ۱۹۴۳ کامو کتابی را به نام نامه‌هایی به یک دوست آلمانی نیز به صورت مخفیانه به چاپ رسانید.کامو تا پایان عمر خود مخالف استقلال الجزایر و اخراج الجزایریهای فرانسوی‌تبار بود ولی در عین حال هیچ‌گاه از گفتگو در مورد فقدان حقوق مسلمانان دست برنداشت.کامو در آخرین مقاله‌ای که در مورد الجزایر نوشت تلاش کرد از گونه‌ای فدراسیون متشکل از فرهنگ‌های مختلف بر مبنای مدل سوئیس برای الجزایر دفاع کند که این نیز با مخالفت شدید طرفین دعوا روبرو شد.
از آن به بعد کامو به خلق آثار ادبی پرداخت و داستان‌هایی کوتاه که مربوط به الجزایر بودند را منتشر ساخت. او در عین حال به تئاتر پرداخت. دو نمایش‌نامه اقتباسی در سوگ راهبه اثر ویلیام فاکنر و جن‌زدگان اثر فیودور داستایوسکی از کارهای کامو در تئاتر بود که با استقبال زیادی روبرو شدند.
سقوط در سال ۱۹۵۶ به رشتهٔ تحریر درآمد.
بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ در ۲۴ کیلومتری شهر سانس در بزرگراه RN۵ حاشیهٔ دهکدهٔ پتی‌ویل نزدیک مونته‌رو یک خودرو فاسل-وگا از جاده منحرف می‌شود و به درختی می‌کوبد و تکه تکه می‌شود. آلبر کامو در صندلی عقب خودرو نشسته بود. اودر این سفر همراه خانوادهٔ دوست ناشرش میشل گالیمار بود.
موضوع بیشتر آثار او «پوچ گرایی » (بی معنی بودن هستی انسان در زمین) بود و در کشف راه حل های مثبت برای مسائلی که پوچ گرایی ارائه می داشت پیوسته تلاش می کرد. به عنوان مثال کامو در اسطوره سیزیف چهره انسانی را نشان می دهد که ناگریز است وظیفه ای پوچ را به انجام برساند ، انسانی که در عین حال انجام چنین وظیفه ای شاق از رسیدن به خوشبختی غافل نیست . انسان کامو پوچی را می پذیرد اما به یاری همه سلاح هایی که در اختیار دارد با آن به نبرد برمی خیزد .
معنای زندگى از مسائلی است که امروزه به صورت جدی برای متفکران و اندیشمندان فلسفی مغرب زمین مطرح است. با مروری اجمالی در مسائل حوزه‌های فلسفه، روانشناسى، اخلاق، فلسفه دین و کلام جدید به این نتیجه می‌رسیم که معنای زندگى پر رنگ تر از دیگر مسائل در شاخه‌های یاد شده از دانش، مطرح است. در جهان معاصر پدیده‌های گوناگونی چون اضطراب، افسردگى، یأس و نومیدى، پوچی و... در ارتباط مستقیم با مسئله معنای زندگى است. رواج روزافزون اموری مانند خودکشى، سست شدن پیوندهای خانوادگى، طلاق، افزایش اعتیاد به مواد مخدر و توهم زا همگی ناشی از نحوه نگرش خاص انسانها به مسئله معنای زندگى است. آلبرکامو معنای زندگى را فوری و فوتی ترین مسئله می‌داند.
نهایتا در سال ۱۹۵۷ جایزهٔ نوبل ادبیات را برای نوشتن مقاله «اندیشه هایی درباره گیوتین» علیه مجازات اعدام، دریافت کرد. او از نظر جوانی دومین نویسنده‌ای بود که تا آن روز جایزه نوبل را گرفته‌اند.

سقوط با نام اصلی اLa Chute داستانی از آلبرکامو، نویسنده شهیر فرانسوی است که برای نخستین بار در سال 1956 منتشر شده است. صحنه وقایع در آمستردام می‌گذرد؛ بندری که ملیتهای مختلف در آن گرد آمده‌اند و شهری که جماعتی از ملیتهای مختلف در آن رفت و آمد می‌کنند. آمستردام داستان سقوط، ناکجا‌آبادی زیر دنیای ما است. مردی زندگی گذشته خود را برای مخاطبی ناشناس شرح می‌دهد، تنها او حرف می‌زند، از مخاطب نه صدایی شنیده و نه چهره‌ای دیده می‌شود. مرد سخنگو خود را ژان باتیست کلامانس می‌نامد، ولی این نام مستعار بوده و متعلق به او نیست. پس او کیست؟ برای دادن پاسخ به این پرسش است که او سخن می‌گوید و گذشته‌اش را شرح می‌دهد. زمانی در پاریس وکیل دعاوی بوده است، متخصص دعاوی والا و بزرگوار، وکیلی مشهور، وکیلی معزز، و محبوب نزد مردم و خشنود از خود. تا اینکه شبی فریاد زنی را می شنود که خود را در رود سن افکنده است ولی به آن جواب نداده و بی توجهی میکند. لذا پس از مدتی دورویی و ریاکاری‌ مجرمیتش را باور میکند. از فرط نومیدی مدتی به عیاشی و لهو و لعب رو می‌آورد، اما آبرو خود را هدر می‌دهد بی‌آنکه بتواند بار گناه خود را سبک کند. آنگاه به محاکمه خود برمی‌خیزد، اما تاب این بازخواست دائمی را نمی‌آورد. ناچار ناپدید می‌شود: شهرش را ترک می‌گوید، نامش را عوض می‌کند، و اکنون در محله‌های پست و بدنام آمستردام «قاضی تائب» شده است. مورسو، قهرمان کتاب دیگر کامو در کتاب "بیگانه" با معصومیت تام به مقابله پوچی می‌رفت؛ ولی ژان باتیست کلامانس می‌گوید: «هرانسانی به جنایت همه انسانها گواهی می‌دهد، این است ایمان من و امیدواری من.» یعنی چه؟ یعنی اینکه راه حقیقی انسان از اعتراف به گناهکاری خود آغاز می‌شود و به سوی بی‌گناهی می‌رود، می‌داند که این بی‌گناهی هرگز متعلق به او نیست، اما برای حصول آن باید بی‌آرامش و آسایش بجنگد، تا ابد بجنگد. کامو، که با کتاب عصیانگر گویی می‌خواست قاعده‌ای برای آرامش وجدان به ما عرضه کند، در این کتاب می‌کوشد تا چشم‌بند از چشمان خود بردارد و این درس را برای ما به ودیعه گذارد که برای شایسته نام آدمی شدن دائما باید جهد کنیم.

حق تکثیر:
تهران; نیلوفر , ۱۳۸۹

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Hamid در تاریخ ۱۳۸۷/۰۷/۱۲
» موردعلاقه 190 و موردتنفر 1 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
آدم اول
سقوط
یادداشت ها - جلد 3

اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (80)
» اعتراض به این کتاب
افرونه‌ها

  در باب رمان سقوط - فرزاد کمانگر  ش اردیبهشت ۱۳۹۰    توسط mehdi57 


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها
دانلود کتاب رایگان


پاسخنگارش دیدگاه
negarkh
Member
شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارند.
نقل قول  
nabeqe300092
Member
عشق حقیقی استثناست و در هر قرنی دو یا سه بار اتفاق می افتد، مابقی تظاهر و ریاست!
نقل قول  
Jalil H
Member
"این کتاب کوچک آینه تمام نمای روزگار ما و انسان امروز است"
نقل قول  
materhorn
Member
میکرولب جان خیلی خوبی
نقل قول  
mojiba00
Member
چند جمله از کتاب سقوط :

انسان چنین است اقای عزیز، دو چهره دارد : نمی تواند بی انکه به خودش عشق بورزد دیگری را دوست بدارد .

هیچ کس در لذت هایش ریاکار نیست .

مردم برای اینکه خود محامه نشوند در محاکمه کردن شتاب می کنند .

تنها کافی نیست که انسان به خود تهمت بزند تا از گناه مبرا شود ، در این صورت من مثل بره ای پاک و بی گناه هستم .

حقیقت سخت ملال انگیز است .

ما نمیتوانیم بی گناهی هیچ کس را تایید کنیم ، در صورتی که می توانیم به طور قطع مجرمیت همه کس را مسلم بدانیم .

سانسور همان چیزی را که نهی می کند به فریاد بلند اعلام می دارد .

در تنهایی ، وقتی که خستگی هم به ان اضافه شود انسان به راحتی خود را پیغمبر می انگارد .

گاه تشخیص باطن کسی که دروغ می گوید از کسی که راست می گوید اسان تر است .
نقل قول  
simin
ناظر VIP
... من نقاش بیهودگی ها و پوچی ها نیستم

« البر کامو »
نقل قول  
noir
Member
آه دوست عزیز!
مردم از نظر قوه ی ابداع چقدر فقیرند!
همیشه خیال می کنند که شخص به یک دلیل خودکشی می کند.
ولی به خوبی می توان به دو دلیل دست به خودکشی زد.
نه...
این در مغزشان فرو نمی رود.

سقوط ، آلبرکامو
نقل قول  
میکرولب
Publisher
فکر آدم نسبت به یک چیز واحد در شب و در روز فرق می کند.
اما حقیقت در کدام است,در تفکر شبانه یا در روحیه ی وسط روز؟
دو پاسخ , دو نژاد از انسان
از یادداشت های کامو ... آوریل 1938

.......
.....

این دیدگاه در تاریخ 1392/05/08 توسط aqanader ویرایش شده است

نقل قول  
princi pino
Pro Member
آیا زن تنها چیزی نیست که برای ما از بهشت به جا مانده است ؟
سقوط
آلبر کامو
نقل قول  
شیدای صحرا
Pro Member
سخن از قضاوت الهی است، اجازه دهید در کمال احترام به حرفتان بخندم...
من بی هیچ اضطرابی منتظر این روزم، چرا که چیزهایی بس وحشتناک تر دیده ام....
من قضاوت آدمیان را دیده ام.

- آلبر کامو - کتاب "سقوط"
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You