مقاله
کارا کتاب کارا کتاب

دیوان شمس تبریزی

دارای امتیاز 5.6 از 6 در کتابناک با مجموع 319 رای
دیوان شمس تبریزی
نویسنده:
محمد پسر علی پسر ملک‌داد، ملقب به شمس‌الدین، یا شمس تبریزی (۵۸۲-پس از ۶۴۵ هجری قمری)[۱] از صوفیان مشهور سدهٔ هفتم هجری است. شهرت او بیشتر به خاطر آشنایی مولوی با اوست و دیوان غزل‌های مولوی با نام کلیات شمس شناخته می‌شود. او از مردم تبریز بود. در مورد محل دفن وی دو فرضیه مورد بحث است. اولین فرضیه حکایت از دفن وی در شهر خوی در استان آذربایجان غربی دارد که شهرداری خوی از مدتها پیش در حال بازسازی محل دفن وی جهت آماده سازی بهتر برای بازدید عموم است، و فرضیه دوم که بعدها مطرح شده‌است و از سوی پژوهشگران مردود است حاکی از دفن وی در شهر تبریز است که این نظریه دور از ذهن میباشد. او اولین بار در سال ۶۴۲ ه.ق. به قونیه رفت و با مولانا دیدار کرد (درباره نحوه آشنایی این دو با هم روایات مختلف نقل شده). مریدان مولانا به دشمنی با شمس برخاستند و شمس ناگزیر از قونیه رفت و در سال ۶۴۳ به قونیه بازگشت و دوباره مورد آزار مریدان مولانا قرار گرفت تا سال ۶۴۵ که ظاهرا برای آخرین بار از قونیه رفت و ناپدید گشت. در مورد سرنوشت وی اطلاع دقیقی در دست نیست. .
تعداد صفحات 5462
تایپ‌شده

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: farsha231 در تاریخ ۱۳۸۹/۰۶/۱۱
» حجم: 15.29 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 38 دقیقه و 11 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 5462
» مجموع دریافتها: 50333
» موردعلاقه 246 و موردتنفر 8 عضو

اشعار عاشقانه اشعار عرفانی دیوان دیوان شمس دیوان شمس تبریزی رومی شعر کلاسیک شمس عرفان مولانا مولوی

» کتابناکهای مرتبط:
از کوچه عرفان
در بیان حکمت دعا از زبان مولانا
ترجمه اشعار حسین بن منصور حلاج

افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
kazemiaa
Member
نقل قول-- مولانا باشد و شاملو .....چه میشود!!!......سپاااس
عزیزم مولوی و شاملو که هست و هستند من و شما کجائیم ؟. من و شما چه قدر از دریای معرفت و عرفان تونستیم نصیب خودمون کنیم ؟؟ من که نتونستم .. اما شما رو نمی دونم . خوش باشید
نقل قول  
مادرم
Member
سلام
با اشعار مولانای شریف راز پیوند فرش با عرش گشوده می شود،اگر با دل وحال بخوانیم.
فرش با عرش از فنش ،همکاسه شد***بت گرفتار وتب و تلواسه شد.
از سایت خوبمان کمال تشکر را داریم،پایدار باشید
نقل قول  
سعدی سپهریان
Member
خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
نقل قول  
حزین خوش نظر
Member
زاهد بودم ترانه گویم کردی
سر فتنه ی بزم و باده خویم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم
بازیچه ی کودکان کویم کردی
نقل قول  
حزین خوش نظر
Member
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل
مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود در خور مغز شعرا
نقل قول  
الماس 1
Member
باسلام حضورسبزعاشقان مولانا باسپاس اززحمات بی دریغانه تان
نقل قول  
shams13ali
Member
هوالجمیل
با سلام
نظر همه دوستان قابل احترام است و
هرکسی از ظن خود یار مولوی شده است
اما ظن من اینست که مولوی در حد انسانهای عادی
با هر سطحی که در اطراف ما هستند نیست .مولوی در واقع نمودی از اسرار الهی است
که به اذن او در قالب انسان ، انسانی که ما با او غریبه نیستیم در آمده و راز چگونه بودن،
خدایی بودن ....و انسان بودن را از زبان خودمان بگوید.
مولوی چکیده اسرار عالم وجود است .به زبانی دیگر....
نقل قول  
Ani Sherli
Member
مولانا باشد و شاملو .....چه میشود!!!......سپاااس
نقل قول  
javad bigdeli
Member
شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح میرسد،گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است .
مردمان من امانت آسمانند بر این خاک تلخ مردمان من خان ومان من اند (کورش کبیر)
نقل قول  
mehr51
Member
گر در یمنی چو با منی پیش منی
ور پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود درعجبم که من نوام یا تو منی!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You