مقدمه حافظ شیراز
وضعیت حقتکثیر و مالکیت حقوقی این کتاب مشخص نیست، بنابراین امکان دانلود آن وجود ندارد؛ اگر در این باره اطلاعاتی دارید با ما تماس بگیرید. همچنین در صورتی که شما نسبت به این اثر محق هستید میتوانید اجازه انتشار رایگان نسخه الکترونیکی تمام یا بخشی از آنرا به ما بدهید یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.
دارای امتیاز 5.2
از 6
در کتابناک با مجموع 509 رای
مقدمه حافظ شیراز
نویسنده: احمد شاملو
حافظ راز عجیبی است!حافظ شیراز به روایت احمد شاملو، روایتی از دیوان حافظ که توسط احمد شاملو نخستین بار در سال ۱۳۵۴ منتشر شد.
ویژگیهای این کتاب، علاوه بر آن که به هر حال روایتی از دیوان حافظ است که شاعر نوگرای معاصر ارائه دادهاست، در چند نکتهاست:
* روش تصحیح که علاوه بر مقایسهٔ دیوانهای مختلف به استنتاجات زیباشناسانهی امروزی نیز مبتنی است.
* مقدمهٔ بحثبرانگیز که نظریات جدیدی در مورد زندگی و عقاید حافظ در آن مطرح شدهاست.
* علامتگذاری غزلها با نشانهای جدید مانند: نقل قول، علامت سؤال و...
* شیوهٔ حروفچینی غزلها که طول بیتها یکسان نیست و بهجای مقابل هم نوشتن مصراعها، مصراعها زیر هم آمدهاند و شکل گرافیکی غزلها به شعر نو نزدیک شدهاست.
مقدمهٔ شاملو، در نخستین چاپ کتاب در ۱۳۵۴، دو واکنش مخالف قوی را موجب شد. واکنش نخست از سوی کسانی که حافظ را عارفی حافظ قرآن میدانستند و در مقدمهٔ شاملو حافظ کفرگویی مخالف معاد و باورهای دینی، حداقل در نیمهٔ دوم زندگی شاعرانهاش، دانسته شدهاست صورت گرفت و واکنش مخالف دیگر از سوی کسانی صورت گرفت که نسبت به روش شاملو در تصحیح دیوان حافظ اعتراض داشتند و این روش را ذوقی و غیر علمی میدانستند.
شاملو این روایت را اینگونه آغاز میکند:
به راستی کی است این قلندر یک لاقبایِ کفرگو که در تاریکترین ادوارِ سلطه ریاکاران زهد فروش، در ناهار بازار زاهدنمایان و در عصری که حتی جلادانِ آدمی خوار مغروری چون امیر مبارزالدین محمد و پسرش شاه شجاع نیز بنیانِ حکومت آنچنانی خود را برحد زدن و خُم شکستن و نهی از منکر و غزواتِ مذهبی نهاده اند یک تنه وعده رستاخیز را انکار میکند، خدا را عاشق و شیطان را عقل میخواند و شلنگ انداز و دست افشان میگذرد که: «این خرقه که من دارم در رهن شراب اولا / و این دفتر بی معنی غرق می ناب اولا» کی است این آشنای ناشناس مانده که چنین رو در رو با قدرت ابلیسی شیخان روزگار دلیری میکند که: «پیر مغان حکایتِ معقول میکند / معذورام ار محال تو باور نمیکنم» .. به راستی کیست این مرد عجیب که با این همه، حتی در خانه قشری ترین مردم این دیار نیز کتابش را با قرآن و مثنوی در یک تاقچه مینهند، دستِ آلوده به سوی اش نمیبرند و چون برگرفتند همچون کتاب آسمانی میبوسند و به پیشانی میگذارند، سروش غیب اش میدانند و سرنوشتِ اعمال و افعالِ خود را با اعتمادِ تمام به او میسپارند؟ کی است این کافر که چنین به حرمت در صفِ پیغمبران و اولیاءالله اش مینشانند؟
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.
» توسط: Hamid در تاریخ ۱۳۸۷/۰۵/۲۸
» موردعلاقه 68 و موردتنفر 2 عضو
» کتابناکهای مرتبط:
دگر دیسی طوطی
مفهوم باد صبا در شعر حافظ
نقد اشعار فروغ فرخزاد
آگهی ها
Powered by You



Member
Member
Member
آره
مثه کسایی که به کسروی می تازن.
Publisher
اما خرمشاهی معتقد است حافظ شاعر عارف بوده است؛
ولی شاملو معتقد است حافظ شاعر کافر بوده است...
من نمی گویم حرفهای آقای مطهری در مورد عرفان حافظ کاملا درست است،و همه ی اشعار حافظ عشق آسمانی و عرفانی است.
اما هیچ آدم منصفی که با حافظ سر و کار داشته نمی تواند منکر این حرف شود که:
حافظ،حافظ قرآن بوده و به آن عشق می ورزیده و در فن قرائت آن متبحر بوده
به حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکمی با نکات قرآنی
عشقت رسد به فریاد،ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود،وردت دعا و درس قرآن،غم مخور
حافظ دعای نیم شب و ورد سحر و سینه ی سوخته ای در راه سیر و سلوک داشته
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی،کی راهبر شوی(تا آخر غزل)
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود!
و البته منکر این مطلب هم نمی توان شد،که حافظ نیز چون بسیاری از آدمیان در زندگی خویش لغزش هایی داشته،و به قول خودش هنوز با اینکه مرتکب جرم شده اما به لطف الهی اعتقاد ویژه دارد:
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته ی سربسته چه دانی؟ خموش...
(به کسانی به آشنایی بیشتر با این شاعر پر رمز و راز رعلاقه دارند،کتاب حافظ،نوشته ی خرمشاهی،انتشارات ناهید را پیشنهاد میکنم)
Member
شاید هم حافظ رند بوده و کسی می تواند او را بفهمد که رند باشد
و یا شاعر بوده و کسی می تواند او را نقد کند که شاعر باشد!
پژوهش شاملو می تواند نقد شود ولی عده ای تنها از سر تعصب به شاملو می تازند که چرا می خواهد حافظ را از انحصار آنها در آورد
در ضمن اگر به پژوهشهای خرمشاهی استناد می کنید خرمشاهی با مطهری هم در مورد حافظ هم عقیده نیست و حافظ را عارف نمی داند
Member
حافظ عارف بوده است و کسی میتواند یک عارف را نقد کند که خود عارف باشد . در ثانی در دنیای عرفان بسیاری از معانی و مفاهیمی که در دنیای مادی با آن سر و کار داریم مفاهیم دیگری به خود میگیرد .
هر ننه قمری که نمیتواند شعر حافظ بخواند .
احمقهایی مثل کسروی در این مملکت کم نداریم که با تاختن به این بزرگان میخواهند خود را یزرگ جلوه دهند .
Member
عجب گر آتش این زرق در دفتر نمیگیرد
Member
البته شما که نقل قول کردین! ولی باید بگم هممن طور که شاملو میگه حافظ راز عجبیه! یعنی داوری های خیلی متضادی در موردش انجام شده! و با توجه به شرایط حاکم زمان حافظ باید بگم حرفای احمد شاملو علمی تر هستش تا جناب مطهری که تخصصش بیشتر در مورد فلسفه و دینه نه در ادبیات ایشون هر وقت در مورد ادبیات حرف زدن بیشتر شخصی نظر دادن تا علمی. حافظ کسی بوده که در مقابل تحجر زمان خودش ایستاده و منظورشم مسخره کردن این تحجرات بوده نه منظور عرفانی.
Publisher
«حافظ شیراز به روایت احمد شاملو،
بی روش ترین و بی مبناترینِ روایتهای ذوقی-سلیقه ایه دیوان حافظ،در تاریخ دویست ساله ی تصحیح و طبع، این دیوان برساخته ی آقای احمد شاملو می باشد! که مرحوم مطهری،آقای خائفی و نگارنده ی این سطور و دکتر جلال متینی، نقدهای شکننده و روشنگری بر آن نوشته اند...
در سالهای اخیر ، احمد شاملو، که به شعرِ درگذشته خوبش،غرّه شده بود، پس از واترلویی که در کاروبار حافظ پژوهی به خود دید، واترگیتی هم در کار و بار شاهنامه پژوهی به هم زد. چنانکه گفته اند:گل بود،به سبزه نیز آراسته شد!»
در جایی دیگر می نویسد:
«مطهری که یکی از بهترین منتقدان و ردیه نویسان اندیشه ها و مکاتب مادی از جمله مارکسیسم بود،در مقدمه ی علل گرایش به مادیگری، ردیّه ای نیرومند بر نگرش نادرست و مادیگرایانه ی احمد شاملو و امثال او، که حافظ را شاکِّ (شک کننده) در مبدا و معاد جلوه می دهند،نوشته است. و طومار مقدمه ی بی اعتبار حافظ شیراز به روایت احمد شاملو را درنوردیده است!»
Member