کارا کتاب
کارا کتاب

دیوان اشعار ایرج میرزا

دارای امتیاز 5.2 از 6 در کتابناک با مجموع 1344 رای
دیوان اشعار ایرج میرزا
نویسنده:

درباره شاعر:
ایرج میرزا (۱۲۵۱ خورشیدی تبریز - ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ خورشیدی تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجسته ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. ایرج میرزا در قالب‌های گوناگون شعر سروده و ارزشمندترین اشعارش مضامین انتقادی، اجتماعی، احساسی و تربیتی دارند. شعر ایرج ساده و روان و گاهی دربرگیرنده واژگان و گفتارهای عامیانه‌ است و اشعار او تأثیر عمیقی بر شعر دوره مشروطیت گذاشت.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Reza در تاریخ ۱۳۸۷/۰۳/۲۹
» حجم: 1.09 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 2 دقیقه و 42 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 75
» مجموع دریافتها: 30920
» موردعلاقه 277 و موردتنفر 12 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
قصاید ایرج میرزا
کلیات دیوان ایرج میرزا
دیوان اشعار ایرج میرزا

افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها
دانلود کتاب رایگان


پاسخنگارش دیدگاه
honey brilliant
Member
ببخشیدا؛من هرکتابی رو که میرم دانلود کنم لینکش رو حذف کردید‏!آخه چرا؟‏!‏؟‏!‏؟شازده کوچولو؛کیمیاگر؛تفسیر المیزان؛دیوان ایرج میرزا... میشه بذارید لطفاااا؛یا حداقل بگید کی
نقل قول  
aqanader
Pro Member
نقل قول از silbarg araam:
سلام
کسی که معنای حقیقی شعر را درک کرده باشد، می داند که هر چند لفظ و معنا می توانند جدا از هم تعبیر شوند اما عفت کلام بر همه ی اینها ارجح است.
من نمی گویم اما به قول استاد شهریار ایرج میرزا حرمت شعر را زیر پا گذاشت.



باید عرض کنم شهریار از شاگردان ایرج بوده و اینکه حضرت عالی می فرمائید ، افسانه ای بیش نیست

ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است
چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
چون فرستاده سیمرغ به سهراب دلیر
نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است
گوئی از چشم نظرباز تو بی پروانیست
چون غزالی به سر کشته شیر آمده است
خیز غوغای بهارست که پروانه شویم
غنچه شوخ پر از شکر و شیر آمده است
روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز
دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است
سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان
که مریدانه به پابوسی پیر آمده است
.....
استاد شهریار
نقل قول  
sagaro
مسئول نشر VIP
دوستانی که هزلیات ایرج را جوک و خنده بازار میدانند بجز مشاعراتش با عارف که صرفن جنبه کل کل شاعرانه دارد اگر به اشعاری مانند چادر با دید عمیق تری بنگرند شاید در خوانش دوباره لختی هم به اندیشه فرو رفتند و در دل گریستند . دردی دارند شاعران وقتی هر کسی از ظن خود یارشان میشود......
نقل قول  
sagaro
مسئول نشر VIP
نمیخوام نقش وکیل مدافع ایرج میرزا را بازی کنم ولی هر شاعر عوالمی هم دارد شخصی ناشی از دردهای اجتماعی ، مثل شهریار که عوالم شخصی در مدح داشت !!!! اینجور مواقع که درد شاعر از جهل اجتماع فوران میکند یکی به هجو و هزل گدازه از دل بیرون میریزد یکی به مدح و مدیحه !!!! کسی که از لفظ عبور نکرده چگونه میتواند معنای عمق درد شاعر را در هزالی جامعه ی منحط پیرامونش به قضاوت بنشیند . یکی دردش صله است و دیگری انحطاط مردمش . جنس درد است که ارزش وجود شاعر را مشخص میکند نه جنس واژه . فکر میکنم شاملو هم وقتی کتاب کوچه را تالیف و گردآوری میکرد به همین بعد آشکار اجتماع که به تجاهل حاشا اش میکنند نظر داشت . بخواهیم یا نخواهیم دشنام و سلیطه هم در هر زبان و فرهنگ وجود دارد و لابد کاربردی هم ، و البته به جای خود .....!!!!
اگر ایرج حرمت شعر را زیر پا گذاشت ( آن هم به عنوان یک شاعر) خیلی ها حرمت هنر (در حالیکه هنر هم نداشتند)و انسانیت را زیر پا گذاشتند و کک کسی هم نگزید .
یک دانه قلندر بی سوات مینالد:
هر که غزل ساخت هنرمند نیست
بی هنران را هنر درد نیست

و یک رند عزیز و سوته دل میفرماید:

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند ----------/------ ------------ نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست ---- کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن ----- که یار،خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم ----- ---- که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی ---- وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم ---- که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست ---- نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا ---- که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد ---- جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه ---- که لطف طبع و سخن گفتن دری داند


نقل قول  
Ariarman
Member
نقل قول:
کسی که معنای حقیقی شعر را درک کرده باشد، می داند که هر چند لفظ و معنا می توانند جدا از هم تعبیر شوند اما عفت کلام بر همه ی اینها ارجح است.
من نمی گویم اما به قول استاد شهریار ایرج میرزا حرمت شعر را زیر پا گذاشت.

شما اگه ناراحتی میتونی نخونی. کسی که مجبورت نکرده. توانایی علمی و ادبی ایرج میرزا هم چیزی نیست که با حرف دیگران بخواد از بین بره
نقل قول  
silbarg araam
Member
سلام
کسی که معنای حقیقی شعر را درک کرده باشد، می داند که هر چند لفظ و معنا می توانند جدا از هم تعبیر شوند اما عفت کلام بر همه ی اینها ارجح است.
من نمی گویم اما به قول استاد شهریار ایرج میرزا حرمت شعر را زیر پا گذاشت.
نقل قول  
payam 123
Member
hejabr عزیز شما بهتره بری به همون جوک هات بخندی و این شاهکار ادبی رو نخونی
نقل قول  
hejabr
Member
خداییش تازه می فهمم مردم قدیم جک بلد نبودن از چه چیزایی برای خندیدن استفاده میکردم
نقل قول  
oli
Member
به ظاهر رکیک اما حقیقت محض است... روحش شادباد..
نقل قول  
farhizesh
Member
این کتاب سراپا زشتی .......... است

این دیدگاه در تاریخ 1391/12/21 توسط aqanader ویرایش شده است

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You