هزلیات سعدی

دارای امتیاز 5.1 از 6 در کتابناک با مجموع 903 رای
هزلیات سعدی
هزلیات سعدی
نویسنده:
متن کامل و بدون سانسور هزلیات سعدی
به کوشش حسین جاوید

بخش بسیار کوچکی از دیوان سعدی را، خبیثات و مجالس الهزل تشکیل می‌دهد. این بخش همان چیزی است که به هزلیات سعدی معروف است. خود سعدی در مقدمه چند سطری این بخش گفته است: الهزل فی الکلام، کالملح فی الطعام

هزلیات سعدی شامل سه بخش است. تعدادی قطعات پراکنده و دو حکایت به نظم (شعر)، فصل اول آنرا تشکیل می‌دهد. بخش دوم که به نثر است، المجالس فی الهزل و المطایبات نام دارد که خود شامل سه مجلس شبیه وعظ است که به طنز و هزل آمیخته است. بخش سوم یا المضحکات شامل لطیفه هایی به نثر زیبای سعدی است. سعدی در بخش اول و دوم هزلیاتش، تفاوتی میان لغات قائل نیست و از هر لغتی به راحتی و عریانی استفاده نموده است. علاوه بر گفت‌وگوی آشکار از رابطه‌ی جنسی میان زن و مرد و آوردنِ اسامی اندام‌های جنسی که به جای خود در ادبیات کلاسیک نامناسب شمرده می‌شده است، در هزلیات سعدی نثرگونه‌هایی از نوع دیگر وجود دارد.

مثلاً در یکی از این قطعاتِ هزل خواننده را به فراموش کردنِ گزیدنِ شریک جنسی از میان انسان‌ها دعوت می‌کند. سپس توصیه می‌کند خری ماده را با تفاصیل چنین و چنان بیابد، آن‌گاه به‌تفصیل نحوه‌ی انجام عمل جنسی را با حیوان توضیح می‌دهد و در انتها از خواننده می‌خواهد هنگام اورگاسم با دسته‌ای علف حیوان را بفریبد و وقتی حیوان سرش را به سمتِ علف برمی‌گرداند لبان‌اش را ببوسد [دیوان سعدی، بخشِ هزلیات (انتهای کتاب)، چاپ شرکت نسبی حاج محمدحسین اقبال و شرکا]. بخش دیگری از آثار نظم در مجموعه‌ی هزلیات به وصف و ستایش هم‌جنس‌بازی اختصاص دارد. به عنوان مثال در بیت «با این هم چون ... تو می‌آرم یاد/ آب‌ام به دهان ... می‌آید» از اشتیاق‌اش به رابطه‌ی مقعدی با یک مرد سخن می‌گوید [پیوند به کتاب]. نقدِ صادق هدایت در یکی از آثارش به معرفی سعدی تحت عنوان «معلم اخلاق» با اشاره به هزلیات سعدی است و بخشی از آثار حافظ است که در آنها این شاعران علاوه بر تبلیغِ هم‌جنس بازی به ترویج بچه‌بازی هم پرداخته است.

لطیفه‌ای از بخش سوم (المضحکات):

گفت هرکس امشب دو رکعت نماز بگذارد، اورا حوری دهند که بالای او از مشرق تا به مغرب باشد. کسی گفت: من این نماز نکنم و این حور را نمی‌خواهم. گفتند: چرا؟ گفت زیرا که اگر سرش در کنار من باشد و در شیراز و بغدادش گای..، مرا چه خبر بود؟!!

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: Reza در تاریخ ۱۳۸۷/۰۳/۲۷
» حجم: 127.46 کیلوبایت؛ زمان لازم برای دریافت 18.65 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 15
» مجموع دریافتها: 18718
» موردعلاقه 133 و موردتنفر 10 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
کوتاه و خواندنی از سعدی
مواعظ سعدی
کلیات سعدی

افرونه‌ها

امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
hechkass
Member
خانوم دیگه چقدر ناراحت شده و عصبی که بلاخره نتونسته طاقت بیاره و حال شوهرشو اینجوری گرفته خوب کاری کرده شوهری که دهنش چاک وبند نداره حقش همین تازه اینم کمترینش هست.
نقل قول  
boodooo
Member
واقعا بعضی از دوستان فکر میکنند که شخصی مثل سعدی هزلیات را از سر هوس و کیف نفس و ..................ابتذال گفته. افسوس افسوس
نقل قول  
on2off
Member
واقعا افسوس به حال سعدی و افسوس بیشتر به حال فردی که این مزخرفات تو سایت گذاشته خجالت بکش یکم
نقل قول  
k32
Member
واقعاً سعدی این مزخرفات را گفته ؟!!!!!!!!!!
نقل قول  
محسن 1360
Member
نقل قول:

به قول سعدی لقمان حکیم راگفتندادب ازکه آموختی گفت ازبی ادبان
غرض ازمباحثی ازاین دست توسط سعدی عبیدزاکانی و... گاهاً نقدو طنزبوده وامردبازی واروتیسم وامثالهم کمتردرآن نقش داشته است
مگراین که بخواهیم مانندامثال کسروی ها وشریعتی ها،حافظ وسعدی و... رابه بادتمسخرو انتقادکوبنده بگیریم.
علی ای حال به قول ملای رومی
مرغ بربالاوپران سایه اش
میرودبرروی صحرامرغ وش
ابلهی صیادآن سایه شود
می رودچندان که بی مایه شود
انوشه ومانا باشید
نقل قول  
Azkia
Member VIP
نقل قول:
رفقا بر سر هزل بحث میکردند یاد خاطره ای افتادم ...


در این خاطره که ایراد فرمودید، نکته ای برجسته خودنمایی میکند که علیرغم نیاز به توجه بسیار، متأسفانه قربانی باورهایی نادرست گشته، در پاره ای موارد نیز کاملا نادیده گرفته میشود. در اجتماعی که سکس تابو باشد و افراد جامعه (بدیهی است که منظور این حقیر، تمام افراد نیست) طرح هرگونه مطلب مرتبط با چنان موضوع را قبیح دانسته و با عباراتی چون «نیاز حیوانی» و واژگانی از این دست توصیف موضوع نمایند، و اصولا آموختن درست و اصولی سکس و روابط جنسی امری شرم آور تلقی شده و اگر گاه اشاره به موضوع شود، فراتر از محدوده بهداشت جنسی نرود، «چه نکته ای فراتر از زبان» می توان بیان داشت؟
نقل قول  
javadsmartboy
Member
آقا خیلی حال کردم با این تیکه
خیلی طنازه
گفت زیرا که اگر سرش در کنار من باشد و در شیراز و بغدادش گ...، مرا چه خبر بود؟
نقل قول  
khar tu khar
Publisher
رفقا بر سر هزل بحث میکردند یاد خاطره ای افتادم .
همسر یکی از آشنایان ما در هر مجلسی میخواهد حرف بزند از کمر به پایین میگوید و خانمش هم همیشه از این بابت در رنج است .
روزی در مجلسی بودیم این آقا باز هم کمر به پایین میگفت . خانمش گفت بس کن دیگه . زشته .
مردش گفت در این بیانات من نکته ها خوابیده است .
خانمش گفت ظاهرا نکته های تو تنها در زبانت است و زیر لحاف هیچ نکته ای برای بیان کردن نداری .
شوهرش هزار رنگ عوض کرد .
نقل قول  
mehrdadpooya
Member
هزل تعلیم است آن را جد شنو تو مشو بر ظاهر هزلش گرو

هر جدی هزل است پیش هازلان هزل ها جد است پیش عاقلان

کودکان افسانه ها می­آورند درج در افسانه شان بس سر و پند

هزل­ها گویند در افسانه­ها گنج می­جو در همه ویرانه­ها



مولوی

نقل قول  
Azkia
Member VIP
نقل قول:
گفت هرکس امشب دو رکعت نماز بگذارد، اورا حوری دهند که بالای او از مشرق تا به مغرب باشد. کسی گفت: من این نماز نکنم و این حور را نمی‌خواهم. گفتند: چرا؟ گفت زیرا که اگر سرش در کنار من باشد و در شیراز و بغدادش گ...، مرا چه خبر بود؟


در نسخه ای از کلیات سعدی که من از آن استفاده میکنم ـ یا بهتر است بگویم استفاده میکردم ـ این حکایت یدینصورت قید شده است (بود): «یکی را گفتند هر که فلان شب فلان نماز کند او را حوری باشد به وسعت عرض آسمان. گفتا که چنین نماز نکنم و چنان حوری نجویم که اگر در شیراز سرش به نزد من باشد و در نظامیه گ...دش، من خبر نشوم.» حدودا پانزده سال پیش بود که این حکایت را خواندم و معنای ژرف مستتر در آن، چنان تکانم داد که سنگ بنای تغییری عظیم در ساختار فکرم شد. (صد البته بسیاری مطالب دیگر نیز در تغییر یاد شده ایفای نقش کرده اند و این حکایت به تنهایی اعجاز ننموده است) مع الوصف آرامشی را که امروز تجربه میکنم، رهین منت مطالبی پر مغز از این دست می باشد. شاد باشید و سلامت!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You