مقاله
کارا کتاب

مسیحیت چیست؟

دارای امتیاز 4.2 از 6 در کتابناک با مجموع 118 رای
مسیحیت چیست؟
مسیحیت چیست؟
82 صفحه

حق تکثیر: تهران: حیات ابدی‏‫٬ ۱۹۸۱ م.‬‮‬‏‫= ۱۳۶۰.‮‬

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» توسط: mahmas11 در تاریخ ۱۳۸۹/۰۴/۲۸
» حجم: 0.48 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 1 دقیقه و 11 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» تعداد صفحات: 82
» مجموع دریافتها: 607
» موردعلاقه 16 و موردتنفر 2 عضو

» کتابناکهای مرتبط:
پاپ جدید و روابط میان ادیان
آیین نیایشی رسولان
مسیح


امتیاز دهید
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
به اشتراک بگذارید

امتیاز دهید!


آگهی ها

پاسخنگارش دیدگاه
dorsa barkhordari
Member
چرا کتابهایی که در باب مسیحیته رو نمیتونم دانلود کنم؟خواهشا یکی لینکشو برام بزارههههه ممنون میشم
نقل قول  
hojjatdanesh
Member
ز جمله اعتراضات بر مسیحیت،اتفاقات ناگواری است که بر ((عهدین))؛یعنی عهد قدیم و جدید وارد شده است،اتفاقی که به نوبه ی خود می تواند کیان مسیحیت و تعالیم آن را زیر سؤال ببرد.

الف)عهد قدیم؛

عهد عتیق یا قدیم که مورد توجه و احترام خاص یهود و حتی نصارا است مشتمل بر الواح بزرگی بود که در حویرب و طور سینا از عالم غیب بر حضرت موسی(ع) نازل گردد،و از جانب پروردگار دستور رسید که آن را در صندوق عهد پنهان گرداند و هر هفت سال یک بار در روز عید بیرون آورده و بر بنی اسرائیل قرائت کند.محل آن صندوق در بیت المقدس در مکان امن و محفوظی بود.ولی متاسفانه به تصریح و اعتراف علمای بزرگ یهود،کتاب تورات موجود،همان کتاب اصلی نبوده،بلکه نوشته ی دست بعضی از مردم مجهول الحال است؛زیرا نسخه ی اصلی آن که در بیت المقدس بوده،در شورش ها و حملات پیاپی سلاطین و دشمنان بنی اسرائیل،از بین رفته و آثاری از آن باقی نمانده است.

بخت النصر در ابتدای حکومت خود حمله ی شدیدی به شامات و فلسطین داشته،بیت المقدس را خراب نمود و شهر را به ویرانه ای تبدیل کرد،و آنچه از نسخه های تورات باقی مانده بود را به آتش کشید.این شهر تا هفتاد سال به حالت ویرانی باقی ماند.

جانمل نرکاتلک می گوید: ((دانشمندان اتفاق دارند که نسخه ی اصلی تورات و همچنین نسخه های دیگر کتاب های عهد عتیق به دست لشکر بخت النصر از بین رفت.))

پس از مدت ها،پادشاهان فارس بر بابل غلبه یافتند و به دستور کوروش،بیت المقدس تجدید بنا شد.او دستور داد احکام و شریعت حضرت موسی(ع) دوباره از زبان پیر مردها تدریس گردد،و چون کتابی نداشتند،اختلاف،بسیاری در عمل به احکام دز میان آنان پدید آمد.تا آن که در زمان خشایار شاه برای جلوگیری از اختلاف به عذرای نبی دستور داد تا تورات را برای بنی اسرائیل تدریس کند.عذرا هم آنچه در حافظه داشت برای مردم بازگو کرد و مردم نیز آن ها را مکتوب داشتند.

ولی این نوشته های مغلوط که مردم مکتوب داشتند هم در حملات ضد یهودی به دست دشمنان بنی اسرائیل به آتش کشیده شد.انتیوکس پادشاه شام و سوریه،پس از فتح بیت المقدس تمامی نسخه های تورات و کتاب های مقدس انبیا را به آتش کشید و اعلان داشت که اگر یک نسخه از کتاب های مقدس یهود نزد کسی پیدا شود یا عمل به دستورات شرع موسی گردد،صاحب آن اعدام خواهد شد؛لذا کتاب ها و مکتوبات عذرای نبی نیز از بین رفت.
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
نقل قول  
hojjatdanesh
Member
خرافات کتاب مقدس- اسحاق فرق گوسفند با پسر خود را تشخیص نمی دهد
اسحاق پیر شده بود و قدرت بیناییش ضعیف شده بود .

او تصمیم گرفت پسر بزرگ خود به نام عیسو را برکت دهد ( در ادامه با مفهوم برکت اشنا می شوید ) اما برای برکت دادن نیاز داشت تا غذا بخورد و قدرت کافی را داشته باشد !!

در نتیجه به عیسو گفت : پسرم برو از صحرا یک نخجیر برایم شکار کن ، غدای خوبی که مورد پسند من است درست کن تا پس از قدرت گرفتن تو را برکت دهم . در این میان مادر عیسو این صحبتها را شنید . او که پسر کوچکش یعنی یعقوب را بیشتر دوست می داشت دست به کار شد . خوراکی از گوشت بزغاله درست کرد ، یعقوب که از این کار مادرش در هراس بود گفت : برادرم عیسو بدنش مودار است ولی من بی مو هستم ، پدر به آسانی مرا خواهد شناخت .

مادرش که فکر اینجا را هم کرده بود دستها و گردن یعقوب را با پوست بزغاله پوشانید و او را پیش پدرش فرستاد . یعقوب بر پدرش وارد شد . پدر سوال کرد که هستی ؟ یعقوب دروغ گفته و خود را عیسو معرفی کرد. پدر که گویا اطمینان کافی به پسران خود نداشت گفت نزدیک من بیا تا تو را از نزدیک لمس کنم و مطمئن شوم . لحظۀ حساس فرا رسید ، اسحاق یعقوب را لمس نمود آنگاه چنین گفت : صدای تو صدای یعقوب است اما دستهای تو دستهای عیسو است. پوست بز و بدن انسان. اسحاق او را برکت داد ، یعقوب از پیش پدر بیرون آمد . عیسوی نگون بخت که تازه از شکار بازگشته بود غذا را تهیه کرده و پیش پدر آورد و او را دعوت به غذا خوردن کرد . اسحاق در حالی که تعجب زده شده بود گفت : که هستی عیسو پاسخ داد که من عیسو هستم . بیچاره اسحاق به لرزه افتاد و برای عیسو داستان را تعریف کرد .

عیسوی بیچاره نعره زد و به التماس افتاد که پدر مرا هم برکت بده اما اسحاق پاسخ داد : برکتی باقی نمانده و همه را به یعقوب دادم ! ( این قسمت من رو به یاد رستورانها می اندازه که می نویسند غذا تمام شد )


عیسو به گریه افتاد و باز هم خواهش نمود اما اسحاق که برکت دیگری نداشت عیسو را کاملا ناامید کرد و به او گفت غله و شیره را رزق او قرار دادم و در نهایت گفت : تو او را بندگی خواهی کرد
«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
مطالب همگی از کتاب مقدس نقل شده است. یا عیسی مسیح به داد کتاب مقدس برس!
نقل قول  
hojjatdanesh
Member
با توجه به اینکه مبنای افکار مسیحیت را باید در کتاب مقدس یافت
برویم سر اصل موضوع:


پسری که از پدر خود بزرگتر است!

یکی از اشتباهات عجیب کتاب مقدس را بررسی می کنیم:
در کتاب مقدس آمده است که اخزیا در 42 سالگی به سلطنت رسید

« و اخزیا چهل و دو ساله بود که پادشاه شد و یک سال در اورشلیم سلطنت کرد» دوم تواریخ 22: 2

این در حالی است که طبق گزارش کتاب مقدس:

« یهورام سی و دو ساله بود که پادشاه شد و هشت سال در اورشلیم سلطنت کرد... و بدون اینکه بر او رقتی شود رحلت کرد ... و ساکنان اورشلیم پسر کهترش اخزیا را در جایش به پادشاهی نصب کردند» دوم تواریخ 21: 5- 20 و 22: 1

بنابر این پدر اخزیا در40 سالگی از دنیا رفت و اخزیا بلافاصله به جای وی نشست.

حال، چگونه ممکن است که اخزیا در هنگام وفات پدر 40 ساله اش، 42 سال داشته باشد. آیا وی از پدر خویش دو سال بزرگتر بوده است.

پاسخ بسیار روشن است. سن اخزیا به اشتباه ذکر شده است. با مراجعه به بخش دیگری از کتاب مقدس می توان این اشتباه راتصحیح نمود. در کتاب اول پادشاهان آمده است:
« و اخزیا چون پادشاه شد بیست و دو ساله بود و یک سال در اورشلیم پادشاهی کرد» اول پادشاهان 8: 26

«برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید»
نقل قول  
hojjatdanesh
Member
سایت «برای مشاهده لینک عضو شده و وارد شوید» را برای مطالعه تکمیلی در باره مسیحیت و بر اساس کتاب مقدس پیشنهاد می کنم.
نقل قول  
Evervoid
Member
بنده خودم را مجرب نمی دانم جناب هشیار ولی چون فرمودید بر حسب تجربه مذهبی خویش، جسارت می کنم و پاسخ می نویسم.
مسیح زمانی که به حواریون امر کرد به تمام نقاط دنیا بروند و خبرخوش را به همه ی اقوام برسانند، فرمود روح القدس از طریق آن ها سخن خواهد گفت. گونه ای از دعا در مسیحیت هست به نام لکتیودیوینا Holy Reading و ویسیودیوینا Holy Seeing که دومی به شدت تحت تاثیر تمرینات ذن شرقی هست، در لکتیودیوینا قسمتی از کتاب مقدس خوانده و گاهی نوشته می شود (دسته جمعی یا تک نفره) سپس تمرکز صورت می گیرد در طی این مرحله شخص به نتایجی معنوی از متن کتاب مقدس به طریق روح القدس دست می یابد. نه به این مفهوم که قصد داشته باشیم بدعتی از دل کتاب بیرون بکشیم، که برای درک بهتر مفاهیم عمیقی که برای ما مکشوف نبوده از این روش تمرکز بهره می بریم. در طی ویسیودیوینا شخص مسیحی به یک نوع مدیا مثلا نقاشی توجه می کند و قلبش را به روح القدس باز می کند. در نهایت در حالت جذبه ی روحانی شخص ممکن است از شادی برقصد، نقاشی کند، آواز بخواند و .. . من ویسیودیوینا را با چنت گرگوری انجام می دهم و بارها پیش آمده که از وجد اشک ریخته ام یا دلم خواسته تصویر مسیح را طرح بزنم.
نقل قول  
Hoshyar
Pro Member
دوستان مسیحی مجرب، از شما میخواهم بیشتر بر حسب تجربه مذهبی خویش نقش روح القدس را برایم شرح دهید؟ میخواهم تعریف شما را بعنوان ناظری بیطرف بدانم؟
نقل قول  
Hoshyar
Pro Member
نقل قول:
این سفسطه ای است که امثال شما مرتکب میشوید نه ما!


کسی با تو حرف زد؟!!

من نمی دانم تو چرا به خودت گرفتی! قدیمی ها میگویند حرف را که زمین بیندازی صاحبش آنرا بر میدارد!!! نکند تو صاحب تمام حرفهایی است که در این سایت راجع به مسائل مذهبی زده میشود!!!

نظر دادن که آزاد است! اما بیخودی به خود گرفتن خنده دار است!!

من میگویم عناوین پروفسور و دکتر باعت مغلطه توسل به مرجعیت میشود و دارم کلی سخن میگویم. بعد تو میگویی این سفسطه شماست!!؟! شقیقه به شقایق چه ربطی دارد!؟؟!

هر کس خواست بخندد نوشته های قبلی را بخواند!!
نقل قول  
filis
Member
ديويس‌:
«آيا وجود جهان‌ را مي‌توان‌ بي‌نياز از خداو تنها به‌ وسيله‌ علم‌ توضيح‌ داد؟
آيا مي‌توان‌ جهان‌ را نظام‌ بسته‌اي‌ در نظر گرفت‌كه
‌ علّت‌ وجودي‌اش‌ در آن‌ نهفته‌ باشد؟
پاسخ‌ به‌ معنايي‌ بستگي‌ دارد كه‌ با آن‌ توضيح‌ مي‌دهيم‌.
با فرض‌ قوانين‌ فيزيك‌، جهان‌ مي‌تواند خود مدار باشد و از جمله‌، خود را خلق‌ كند.
امّا قوانين‌ فيزيكي‌ از كجا مي‌آيند؟»


مارگنو (Margenau):
«اكنون‌ اين‌ سؤال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ منشأ قوانين‌ طبيعت‌ چيست‌؟
و من ‌تنها جواب‌ قانع‌ كننده‌اي‌ كه‌ مي‌يابم‌ اين‌ است‌ كه‌ آن
ها به‌ وسيله‌ خدا خلق ‌شده‌اند و خدا قادر و عالم‌ مطلق‌ است‌».

و نيز مي‌گويد:
«خدا هم ‌جهان‌ فيزيكي‌ و هم‌ قوانين‌ حاكم‌ بر آن‌ را خلق‌ كرد».
نقل قول  
filis
Member
نقل قول:
دوستان دقت کنید که دکتر بودن و پروفسور بودن هرگز دلیلی بر این نمیشود که کسی هندو ، مسلمان یا مسیحی یا یهودی متعصب نباشد... طرف را میبینی دکتر است اما متعصب!!
پس لطفاً این القاب و عناوین باعث نشوند شما گمان کنید که عقاید مذهبی این افراد نیز الزاماً صحیح و منطقی است زیرا علاوه بر مدرک دانشگاهی بالا ، تعصبات مذهبی بالا نیز دارند!!!
حساب عناوین دانشگاهی از حساب تعصبات مذهبی جداست. این خلاصه کلام من بود.

این سفسطه ای است که امثال شما مرتکب میشوید نه ما!
نقل قول:
نویسنده این کتاب دکتر ویلیام میلر است ... بعضی ها را میشناسم که دکتر بودن برایشان حجت است و نکته پایین را به همین جهت عرض کردم...
چه بسیار دکتر و پروفسور و مهندس که در عقاید مذهبی گوناگون و مرامهای سیاسی گوناگون وجود دارند... و چه بسیار تحصیل کردگانی که به دین یا سیاست خاصی تعلق ندارند...

سفسطه ای که خود مرتکب میشوید!و به پیروان ادیان نسبت میدهید!
فرق ما اینست که ما به خدا ایمان داریم شما به نتایج غیرقطعی علمی و شواهدی که اثبات نشده اند!
ما به خدای یگانه و حکیم ااعتماد داریم شما به عقل خطا پذیر !
عقل محدود است و آسیب پذیر و خطاپذیر است

انیشتین:ما تنها چیزهایی را که با حواس پنجگانه ما قابل لمسند متوجه میشویم و از درک باقی موارد عاجزیم.
انيشتين‌ :
«ما به‌ مثابه‌ طفلي‌ خردسال ‌هستيم‌ كه‌
وارد كتابخانه‌هاي‌ بزرگ‌ مي‌شود كه‌ همه‌ ديوارهاي‌ آن‌ از زمين ‌تا سقف‌
با كتاب هايي‌ به‌ زبان هاي‌ گوناگون‌ پوشيده‌ شده‌ است‌.
كودك‌می داند كه‌ بايد كساني‌ آن‌ كتاب ها را نوشته‌ باشند،
امّا نمی داند آن ها را چه‌ كساني‌ و چگونه‌ نوشته‌اند.
زبان هاي‌ متعدد كتاب ها را نيز نمي‌فهمد.
كودك‌ طرحي مشخّص‌ در ترتيب‌ كتاب ها مي‌بيند؛
نظمي‌ اسرارآميز،كه‌ او آن‌ رادرك‌ نمي‌كند ولي‌ مي‌تواند با حّسي‌ مبهم‌،حدس‌ بزند.
به‌ نظر من‌، وضعيت‌ اين‌ كودك‌ همانند وضعيت‌ عقل‌ انسان‌ در برابر خداست‌... »
Albert Einstein
My religion consists of a humble admiration of the illimitable superior spirit who reveals himself in the slight details we are able to perceive with our frail and feeble mind.
دین من عبارتست از یک شگفتی فروتنانه از روح مافوق (برتر) بی پایان (بی حد)
کسی که خودش را آشکار کرد در جزئیات ناچیز (کم ارزش)
ما توانایی داریم درک کنیم (مشاهده کنیم) با ذهن سست و ناتوانمان !
جان‌ بارو (J. Barrow؛ فیزیک دان‌ انگليسي‌):
«در هيچ‌ يك‌ از معناهايي‌ كه‌ واژه‌ عدم ‌در آن ها به‌ كار مي‌رود،
كسي‌ واقعاً آفرينش‌ از عدم‌ را اثبات‌ نمي‌كند.وجود پيشين‌ قوانين‌ كوانتومي‌،
میدان هاي‌ كوانتومي‌، زمان‌، فضا و احتمالاً منطق‌،
مفروض‌ گرفته‌ مي‌شود.در حال‌ حاضر، هيچ‌ راهي‌ وجود ندارد كه
‌ بتوان‌ از اين‌ قوانين‌ چشم‌پوشي‌ كرد».
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You