Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

گردی روی آینه

گردی روی آینه

نویسنده:
از متن کتاب:
محسوس‌ترین چیزی که از مقابل چشمانم دور نمی‌شود و دورترین افق خاطراتم‌، در میان ابرهای تیره و مبهمی که طوفان زمان و بادهای حوادث به سرعت گاه تاریک و گاهی روشن، زمانی دور و ناپدید می‌گردد چهره محزون و نگاه‌های غمگین مادرم است که وقت و بی‌وقت به علامت تاسف سر تکان می‌داد و می‌گفت: ((تا کی می‌خواهی زانوی غم به بغل بگیری... ))
بیچاره مادرم در سال‌های جوانی هرگز لحظه‌ای لب‌های او را با تبسم و چشمان او را بدون اشک شاهد نبودم. او با این‌که من و برادرم و تنها خواهرم را به سختی بزرگ کرده بود هرگز توقع نداشت شب و روز دست به سینه او باشیم. در صورتی که اگر هر روز به دست‌هایش بلکه پاهایش بوسه می‌زدیم هرگز جوابگوی آن همه زحمت را نمی‌دادیم. پدرم میرزابنویس یکی از دفاتر رسمی ثبت اسناد بود، به آن‌گونه دفاتر محضر هم می‌گفتند، مردم محل پدرم را به خوش‌رویی و خوش‌خلقی می‌شناختند و به او اعتماد داشتند و هنوز هم بعد از سال‌ها از او به نیکی یاد می‌کنند...

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
اشک سبلان ( جلد اول )
آی مردم !!!!!! من شوهر فرنگی میخوام
بیگانه ایی در من

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 5 مگابایت
دریافت ها: 2278
تعداد صفحات: 422
4.1 / 5
با 7 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۷/۰۳/۲۵


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You