Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

THE WIND IN MY HAIR : my fight for freedom in modern Iran

نویسنده:
An extraordinary memoir from an Iranian journalist in exile about leaving her country, challenging tradition and sparking an online movement against compulsory hijab.

A photo on Masih’s Facebook page: a woman standing proudly, face bare, hair blowing in the wind. Her crime: removing her veil, or hijab, which is compulsory for women in Iran. This is the self-portrait that sparked ‘My Stealthy Freedom,’ a social media campaign that went viral.

But Masih is so much more than the arresting face that sparked a campaign inspiring women to find their voices. She’s also a world-class journalist whose personal story, told in her unforgettably bold and spirited voice, is emotional and inspiring. She grew up in a traditional village where her mother, a tailor and respected figure in the community, was the exception to the rule in a culture where women reside in their husbands’ shadows. As a teenager, Masih was arrested for political activism and was surprised to discover she was pregnant while in police custody. When she was released, she married quickly and followed her young husband to Tehran where she was later served divorce papers to the shame and embarrassment of her religiously conservative family. Masih spent nine years struggling to regain custody of her beloved only son and was forced into exile, leaving her homeland and her heritage. Following Donald Trump’s notorious immigration ban, Masih found herself separated from her child, who lives abroad, once again.

A testament to a spirit that remains unbroken, and an enlightening, intimate invitation into a world we don’t know nearly enough about, THE WIND IN MY HAIR is the extraordinary memoir of a woman who overcame enormous adversity to fight for what she believes in, and to encourage others to do the same
Little, Brown and Company (May 29, 2018)

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
افضل الدین خاقانی شیروانی
مرآت الممالک
راه دشوار آزادی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 10 مگابایت
دریافت ها: 4219
تعداد صفحات: 396
3.1 / 5
با 11 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 12
۱۳۹۷/۰۴/۱۷


پاسخنگارش دیدگاه
1_TA
Member
نقل قول:

در مورد شخصیت و رفتار مسیح موافقم. در واقع ایشون داره اعتبار و کردیت مسأله ای رو واسه خودش میگیره که نقشی در اون نداشته. میتونید مقایسه کنید حجاب و پوشش بانوان رو در دهه شصت با امروز. حکومت کوتاه نیومده و اصلاح نشده، این خود مردم بودند که از خط قرمزهای حکومتی رد شدند و هزینه اش رو هم دادند و حالا که به اینجا رسیده فردی مثل مسیح افتاده جلو و صحبت از "مبارزه من" میکنه و داعیه رهبری اعتراض به حجاب اجباری رو داره... این کار نوعی فرصت طلبی بی شرمانه است. اما باز هم تأکید میکنم پیدا کردن ارتباطات پشت پرده، مهم تر از بحث در مورد این مدل ضعف های شخصیتی افراده.
نقل قول:


دا توجه ب شرایطی ک جامعه ما داره ب نظرم امثال مسیح بودن اشون بهتر ازنبودن اشون هست... افشاگری هایی انجام داده ک باعث شده خانم ها مقداری ب خودشون بیان و اون ترس هایی سال ها درگیرش بودند رو عنوان کنند اعتراض کنند و خاموش و منفعل نباشند . فعالیت پیج های مرتبط با مسایل زنان هم این چند وقت اخیر زیادتر شده و مسایلی ک تابو بوده عنوان میشه و خب این هم قدم خوبیه اما اینکه شخصیت مسبح چطور هست و ی لیدر درست حسابی واس جامعه درهم برهم ما حساب میشه رو فقط میتونم بگم از نظر خودم "ن" و من صرفن ب عنوان ی " تریبون افشاگرانه " روش حساب میکنم ک کارش تا اینجای کار خوب بوده و امیدوارم در همین حد بمونه و اونقدرها قدرت نگیره ک بخاد ب ی " رهبر" تبدیل بشه ...
نقل قول  
E R S
Publisher VIP
نقل قول از مهرپویا1370:
شخصا به هیچ‌کدام از این نظریه‌های توطئه‌ای که اشاره کردید باور ندارم. احتمال درست بودنشان هم اگر باشد آنقدر ناچیز است که بهتر است مبنای داوری دربارۀ اشخاص قرار نگیرند.
نقد من معطوف به رفتار خود ایشان است که بوی سو استفاده از مبارزه‌های دیگران را می‌دهد. مشکلات زندگی ایشان به عنوان یک زن را میلیون‌ها زن ایرانی دیگر هم تجربه کرده‌اند و شاید صدها هزار نفرشان به اندازۀ ایشان یا بیشتر با آن مبارزه کرده‌اند. ولی هیچ‌یک موقعیت این را ندارند که سرگذشت خود را در کتابی با تصویر درشت از خودشان بر روی جلد بنویسند و بیست دلار بفروشند. اگر خیلی دغدغه‌مند مبارزه زنان ایران هستند و فکر می‌کنند کتابی در این زمینه لازم است می‌توانستند کمی هم رنج مطالعه و پژوهش و گردآوری منابع تاریخی و معاصر را از اسناد و رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به خود هموار سازند و باد در موهای«مان» بنویسند.
تا جایی که من دیده‌ام بیوگرافی را معمولا دو دسته افراد می‌نویسند. یکی نوادر سیاسی، علمی و فرهنگی آن هم در اواخر عمرشان و نه در چهل سالگی که هنوز در راهند. دوم کسانی که در رخدادهای مهم سیاسی اجتماعی نقش مستقیم داشتند و بیوگرافی آنها یا جنبۀ دفاع از خود در برابر تاریخ دارد یا اساسا بخشی از تاریخ کشور است؛ باز هم معمولا در سال‌های پایانی زندگی.

بله، ایشون عیب و ایراد شخصی زیاد داره. خودنما و پرحرفه و گاهی هم به مسائلی ورود میکنه که نباید در مورد اونا حرفی بزنه. ولی مهم تر از ایرادات شخصیتی افراد (که همه به نوعی دارند)، پیدا کردن خط و ربط سیاسی اون هاست.
به هر حال اگر افرادی عنصر نفوذی باشند (چه خود مسیح چه منتقدین اش در بین اوپوزیسیون) قرار نیست دست خودشون رو به راحتی رو کنند. ده ها و صدها موضع گیری آزادی خواهانه میکنند... ولی سر بزنگاه، در شرایط حساس زهرشون رو میریزند!

در مورد شخصیت و رفتار مسیح موافقم. در واقع ایشون داره اعتبار و کردیت مسأله ای رو واسه خودش میگیره که نقشی در اون نداشته. میتونید مقایسه کنید حجاب و پوشش بانوان رو در دهه شصت با امروز. حکومت کوتاه نیومده و اصلاح نشده، این خود مردم بودند که از خط قرمزهای حکومتی رد شدند و هزینه اش رو هم دادند و حالا که به اینجا رسیده فردی مثل مسیح افتاده جلو و صحبت از "مبارزه من" میکنه و داعیه رهبری اعتراض به حجاب اجباری رو داره... این کار نوعی فرصت طلبی بی شرمانه است. اما باز هم تأکید میکنم پیدا کردن ارتباطات پشت پرده، مهم تر از بحث در مورد این مدل ضعف های شخصیتی افراده.
نقل قول  
ensanesabz
Member
نقل قول:
...این علوم ما را متواضع تر و افتاده تر در برابر دیگران کند...

من مقابل مردم ساده دلی که آشنایی واقعی با منطق ندارند و از آن استفاده نابجا میکنند و در واقع آبرویی برای فلسفه نگذاشتند "افتادگی" به خرج نمیدم.
افتادگی، مناسب اون کسانی هست که با سوادی سطحی در منطق، چپ و راست روی منبر میرن و فتوای "این که مغالطه(حرام) هست" سر میدن.
در واقع آته ئیست هایی که من دیدم اکثریت قریب به اتفاقشون مذهبی بودن.
سی کانال ماهواره برای اونها جای سی جزء قرآن را گرفته.
باورها همچنان از آسمان به ذهنهاشون تزریق میشه.
مرد ساده دلی که،"مغالطه است" های بهرام مشیری را از ماهواره شنیده ناگهان در فضای مجازی، چشمش به کتاب دیوید کلی می افته و سریعا خیال میکنه که سواد منطق پیدا کرده. روی منبر میره و علیه دیگران فتوای منطق میده.
در واقع اگر در دادگاه کاوه آهنگر، یک کاربر کتابناکی حضور میداشت، همان کاوه آهنگر را هم به مغالطه حمله به شخص و توسل به احساسات متهم میکردند.
همین مسیح علی نژاد، سوادی در فلسفه اخلاق نداره. چرا اسمش را به مسیح تغییر داد. حقیقت اینه که از سریال "Vikings" گرفته تا فیلم Gran Torino تا هر جا که نگاه میکنی باورهای اخلاقی مسیحیت به اذهان تزریق میشه...نتیجش میشه این.
جماعتی که دیگه پای منبر نیستند پای ماهواره نشستند.
جماعتی، حافظ کل جمله های ماهواره شدند.
یکی روی منبر میره و فتوا میده این غیر اخلاقی/مغالطه/... است.
و جماعتی برای این فتواها تکبیر(لایک) میزنند.

*جمله های من در اینجا به صورت آگاهانه، لحن ادبی داشت. مثلا منظورم از ماهواره، رسانه است. و...)

نقل قول:
...در حد توان تلاش می کنم به طور منطقی در مباحث شرکت کنم ...

آفرین. زنده باشی. همین کافیه.
نقل قول  
ctr2006
Member
نقل قول:
میخواستم سواد کاربرهای این سایت در منطق را محک بزنم.

چه جالب
پیشتر عنوان کردم هیچ ادعایی بر عقل کل بودن ندارم کتاب مذکور را خوانده ام و در حد توان تلاش می کنم به طور منطقی در مباحث شرکت کنم و از مغالطات پرهیز کنم و مغالطات را در خرد خویش شناسایی کنم
خوشحالم که سال ها قبل منطق را از اساتید آموزش دیده اید
امیدوارم من و شما با پیشرفت در منطق و سایر علوم جایگاه علمی بزرگ یا کم خویش را توسعه دهیم بکار گیریم و آموزش دهیم و این علوم ما را متواضع تر و افتاده تر در برابر دیگران کند
نقل قول:
اتفاقا به نظر من از مبارزۀ دیگران کسب درآمد یا شهرت کردن بسیار ایراد دارد.

سلام به مهرپویای عزیز
خوشحالم که هستی
خوب این دیگران دقیقا چه کسانی هستند؟ اشخاصی که هیچ رسانه ای برای شنیده شدن حرف هایشان ندارند. تابو شکنی های وی بازخورد مثبتی به باور من داشته است و با تلاش خویش این جایگاه را بدست آورده است امیدوارم الگویی موفق شود


در پست اخیر مسیح علینژاد بر حسب اتفاق مطالبی نوشته که به بحث امروز ما مربوط است
نقل قول:
این عکس من و پسرم است در روزهای طلاق و‌تلخی در ایران. اولین زنی بودم که توی روستای‌ مان «طلاق‌گرفته» بودم. هفده سال پیش توی ده عیب بود، عار بود. آقاجان گفت باید برگردی ده منتظر شوهر بعدی، خوبیت ندارد زن مطلقه تنها زندگی کند، حرف در می‌آورند. گفتم من برنمی‌گردم سرجای اولم. گفت جُل و‌جهازت را جمع کن بیا برو زیر زمین خانه خواهرت زندگی کن. گفتم من مستقل می‌ایستم روی پای خودم، بگذار حرف در بیاورند.
دختری که قدرت نه گفتن به اجبار را در خانه‌اش پیدا کند بی‌شک در جامعه و سپس در برابر دیکتاتور هم می‌تواند بایستد‌و تسلیم نباشد. میدانید همانطور که در بسیاری از خانواده‌ها تفاوت دیدگاه وجود دارد در جامعه نیز چنین است. هر کاری بکنید، همیشه جماعتی از شما ناراضی خواهند بود، هیچگاه نمی‌توانید همه را راضی نگاه دارید.
اگر بخندید می گویند خوشگذران اید، اگر گریه کنید می گویند روضه خوان‌اید.اگر سخت کار کنید می‌گویند جویای نام‌اید، اگر آرام کار کنید می گویند راحت طلبان‌اید. اگر درس بخوانید می‌گویند برای پست و منصب دنبال مدرک و نشان‌اید، اگر درس نخوانید می‌گویند بی‌سواد‌اید، خام‌اید. اگر روستازاده و فقیر باشید می‌گویند بی‌بته‌گان‌اید، نا لایقان‌اید، اگر شهری و سرمایه‌دار باشید می‌گویند بی‌دردان‌اید.

اگر سیاسی باشید می‌گویند فرصت طلبان‌اید، اگر سیاسی نباشید می‌گویند عافیت‌طبلان‌اید. اگر به راه و فردا فکر کنید می‌گویند امیدِ واهی دهندگان اید، اگر به راه شک کنید می‌گویند، مایوس کنندگان‌اید. اگر تغییر کنید می‌گویند نان به نرخِ روز خوران‌اید، اگر تغییر نکنید می گویند فسیل شدگان‌اید، عقب ماندگان‌اید.
اگر برای نقض حقوق بشر فریاد کنید می‌گویند کاسبان‌اید، جوی شهرت و‌ نام‌اید. اگر تلاش نکنید می‌گویند بی‌تفاوت شدگان‌اید.اگر در دفاع از خود مقابله به مثل کنید می‌گویند خشونت طلبان‌اید، اگر از صلح بگویید می گویند، مظلوم‌نمایان‌اید.
پس وقتی «میانه»‌ای نیست و این اما و اگر ها و قضاوت‌ها در دو قطب سنگینی می‌کند هرگز «قلب» و «عقلِ » خویش را به قضاوتِ یک جماعتِ بغرنج نسپار.
جماعتِ بغرنج مثل بازجویانی هستند که اگر هزار بار به آنها بگویید باوری به این پدیده یا آن پدیده ندارید می‌گویند نیت‌تان چیز دیگری است. برداشت های خودشان و فهمِ خودشان را از آنچه که شما نیستید آنقدر تکرار می‌کنند که خودشان هم باورشان می‌شود که شما همان هستید که آنها می‌گویند.جماعت بغرنجِ انگ‌زن کارشان را خوب بلدند.
در برابر این جماعتِ هرگز تلاش نکنیم برای اثباتِ خویش بلکه همان خودِ واقعی مان را سربلند زندگی کنیم.


تمام مطالب نقل شده در این متن مورد تائید من نیست.
نقل قول  
ensanesabz
Member
ctr2006
این کتاب را سالها قبل خوانده ام و منطق را سالها قبل از اساتید بزرگ فلسفه در امریکا آموخته ام.
در واقع، کتاب دیوید کلی کتاب خوبی نیست.
میخواستم سواد کاربرهای این سایت در منطق را محک بزنم.
معتقدم که کاربرهای کتابناک سواد منطق ندارند و آنها که کتابهای کمی در این باره خوانده اند از آنها که کتابی نخوانده اند "بدتر" هستند.
بگذریم.
نقل قول  
نقل قول از E R S:
فعلا درباره مسیح دو تئوری توطئه کاملا متضاد وجود داره، برای هر کدوم هم دلایل و شواهدی هست:

1. مسیح با افرادی در داخل حکومت در ارتباطه و وظیفه و عملکرد اصلی اش هم اینه که هر وقت اعتراضات شکل جدی میگیره، موج رسانه ای بی ربط برای منحرف کردن افکار عمومی درست میکنه
vs
2. کمپینی که برای بی اعتبار کردن مسیح راه افتاده (با مشارکت عده ای "برانداز" مشکوک)، کار حکومته. و خود ایشون عملکردش مثبته و جریان هایی که درست کرده هیچ منافاتی با سایر اعتراضات مردمی نداره

اگر کسی دلیل قطعی و محکمی برای درستی هر کدوم داره، لطفا ما رو هم در جریان قرار بده.


شخصا به هیچ‌کدام از این نظریه‌های توطئه‌ای که اشاره کردید باور ندارم. احتمال درست بودنشان هم اگر باشد آنقدر ناچیز است که بهتر است مبنای داوری دربارۀ اشخاص قرار نگیرند.
نقد من معطوف به رفتار خود ایشان است که بوی سو استفاده از مبارزه‌های دیگران را می‌دهد. مشکلات زندگی ایشان به عنوان یک زن را میلیون‌ها زن ایرانی دیگر هم تجربه کرده‌اند و شاید صدها هزار نفرشان به اندازۀ ایشان یا بیشتر با آن مبارزه کرده‌اند. ولی هیچ‌یک موقعیت این را ندارند که سرگذشت خود را در کتابی با تصویر درشت از خودشان بر روی جلد بنویسند و بیست دلار بفروشند. اگر خیلی دغدغه‌مند مبارزه زنان ایران هستند و فکر می‌کنند کتابی در این زمینه لازم است می‌توانستند کمی هم رنج مطالعه و پژوهش و گردآوری منابع تاریخی و معاصر را از اسناد و رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به خود هموار سازند و باد در موهای«مان» بنویسند.
تا جایی که من دیده‌ام بیوگرافی را معمولا دو دسته افراد می‌نویسند. یکی نوادر سیاسی، علمی و فرهنگی آن هم در اواخر عمرشان و نه در چهل سالگی که هنوز در راهند. دوم کسانی که در رخدادهای مهم سیاسی اجتماعی نقش مستقیم داشتند و بیوگرافی آنها یا جنبۀ دفاع از خود در برابر تاریخ دارد یا اساسا بخشی از تاریخ کشور است؛ باز هم معمولا در سال‌های پایانی زندگی.

نقل قول از ctr2006:
در این میان ممکن است درآمد سرشاری هم نصیبش بشه که به باور من ایرادی ندارد

سلام به دوست قدیمی
اتفاقا به نظر من از مبارزۀ دیگران کسب درآمد یا شهرت کردن بسیار ایراد دارد.
نقل قول  
ctr2006
Member
سلام جناب / سرکار انسان سبز

اگر به مغالطات و مفاهیم آن علاقه دارید می توانم منبع نسبتا مناسبی را برای شما پیشنهاد کنم
کتاب هنر استدلال کردن را به شما پیشنهاد می کنم در این کتاب تلاش شده به زبانی ساده و عمومی به پرسش های شما پاسخ دهد
کتاب کاملا کامل و بی نقصی نیست اما تا حدودی به کنجکاوی شما پاسخ می دهد که با مطالعه آن به پاسخ پرسش های خویش می رسید.
نقل قول  
E R S
Publisher VIP
فعلا درباره مسیح دو تئوری توطئه کاملا متضاد وجود داره، برای هر کدوم هم دلایل و شواهدی هست:

1. مسیح با افرادی در داخل حکومت در ارتباطه و وظیفه و عملکرد اصلی اش هم اینه که هر وقت اعتراضات شکل جدی میگیره، موج رسانه ای بی ربط برای منحرف کردن افکار عمومی درست میکنه
vs
2. کمپینی که برای بی اعتبار کردن مسیح راه افتاده (با مشارکت عده ای "برانداز" مشکوک)، کار حکومته. و خود ایشون عملکردش مثبته و جریان هایی که درست کرده هیچ منافاتی با سایر اعتراضات مردمی نداره

اگر کسی دلیل قطعی و محکمی برای درستی هر کدوم داره، لطفا ما رو هم در جریان قرار بده.

نقل قول  
ensanesabz
Member
ctr2006
کنجکاو شدم
1- لطفا برایم توضیح دهید که مغالطه چیست؟
2- لطفا بفرمایید در اینجا مغالطه ای هست یا خیر؟

الف: من بی آزارم اما تو به من ظلم کردی و پسرم را کشتی ای ظالم!
ب: (سگوت)

اگر مطمئن هستید که مغالطه ای می بینید بفرمایید چه مغالطه ای؟ لطفا توضیح دهید.
نقل قول  
ctr2006
Member
قبل از اینکه این نظر رو عرض کنم خدمت دوستان اعلام کنم در درستی نظرم هیج ادعا یا اطمینان ندارم و چیزی هست که در لحظه نگارش بنظرم درست می آید

مدت هاست کارهای مسیح علینژاد رو دنبال می کنم از وقتی که خبرنگار مجلس بود و در مجلس سیلی خورد و بسیاری موارد دیگر او با مهارت که در چرخش زبان و ادبیات داشت می توانست مانند یکی مثل علی علیزاده برای خودش یک پا جوزف گوبلز باشد و با واژه سرایی و مغالطات نفع بسیاری نصیب وی شود اما تا وقتی در ایران بود بر خلاف جریان آب شنا می کرد گرچند وقتی در ایران بود مثل بسیاری از ایرانیان (من هیچ وقت به اطلاحات چی های خط امامی که دنبال دوره طلایی امام بودند و مخصوصا خاتمی اعتماد نداشتم) به اصلاحات امید داشت
وقتی به خارج از کشور رسید هیچ محبوبیت و پایگاه مردمی خاصی نداشت الان در گفتار وی حمایت از جناح های داخلی رو نمی بینم و دیگر از اصلاحات چی ها حمایت نمی کند و به باور من کارهایی که کرده عمدتا درست بوده اقداماتی از قبیل دوربین ما اسلحه ما انتقاد از حجاب اجباری و فعالیت های آقازاده ها و فرزندانشان در خارج از کشور خیلی خوبه و خوشبختانه پلتفرمی هست که اشخاصی بتوانند از این طریق فیلم بفرستند و فریادشان شنیده شود و مواردی که تابو هست رو انجام می ده خیلی خوبه بنظر من افشاگری های مردمی که مسیح علینژاد تا حدودی در آن نقش داشت (البته نه کاملا) باعث تغییرات زیادی در بافت جامعه ایران خواهد شد اینکه دیگر حداقل خود را سانسور نکنند در سال های نه چندان دور حتی کسی که هیچ نفع مالی از حاکمیت نمی برد مجبور به خودسانسوری بود.
مستند هایی هم در مورد وقایع 88 ساخت که برای منی که اوج جوانیم ام در آن دوران بود خیلی ارزشمند هست
در این میان ممکن است درآمد سرشاری هم نصیبش بشه که به باور من ایرادی ندارد
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You