Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

دین و روان

دین و روان

نویسنده:
غالب کتابهایی که در باره فلسفه مذهب مطلب می نویسند سعی دارند که با یک تعریف منجز و قاطعی از موضوع ، که جوهر و حقیقت مذهب چیست، شروع بکار کنند . بعضی از این« به اصطلاح تعریفها » ممکن است در این کتاب آورده شوند، اما من آن ادعا را ندارم که بتوانم همه ئ آنها را برای شما، اکنون احصا کنم . از اینکه تعریفها این اندازه بسیار و این قدر با هم اختلاف دارند، می توان نتیجه گرفت که « کلمه ی مذهب » بر یک موضوع تنها و یا چیز مشخص و معینی دلالت ندارد، بلکه بیشتر یک موضوع کلی است که بر مجموعه چیزهایی دلالت می کند.
مولفان کتابهای روانشناسی و فلسفه دینی سعی دارند که ماهیت این حقیقت عقلی را مشخص سازند، روانشناسان سعی دارند که مشخص کنند که « احساسات مذهبی » چگونه وجودیست . بعضی آن را مربوط به « حس تعلق و وابستگی » آدمی می دانند، پاره ای دیگر آن را منشعب از ترس دانسته و دیگران مربوط به غریزه ی جنسی اش می شناسند و بالاخره هستند کسانی که آن را نتیجه احساسی که انسان از« بی نهایت » در خود می یابد. بدانند این راههای مختلفی که برای رسیدن به موضوع در پیش پای ما می گذارند حداقل این شک و تردید را در ما ایجاد می کنند که: آیا واقعا" احساسات مذهبی یک چیز مشخص و منفردی می باشد ؟ چطور ممکن است که برای یک چیز مشخص و معین این همه تعریفهای مختلف قائل شد ؟ ولی وقتی که ما بخواهیم از لحاظ روانشناسی به احساسات مذهبی رسیدگی کنیم می بینیم که احساسات مذهبی ، یک دسته از احساساتی که دارای طبیعت واحدی باشند نیستند . بلکه آنها هم دسته ای از احساسات مختلف می باشند . مثلا" ما « ترس مذهبی » داریم. « عشق مذهبی » داریم. و هم چنین است « وحشت مذهبی » و « نشاط و سرور مذهبی » و .... همان طوری که همه احساسات مختلف را نمی توان در تحت یک اسم معینی در آورد، همینطور هم نمی توان همه احساسات مذهبی را یک نوع از احساسات دانست . بلکه آنها هم با هم فرق دارند و در تمام مذاهب دنیا این مطلب صدق می کند .
یک چیز دیگری را هم اینجا می فهمیم و آن این است که : همان طوری که احساسات مذهبی یک نوعی از احساسات و عواطف نبوده بلکه مجموعه ای از احساسات و عواطف مختلفی هستند که بر پایه های مذهبی قرار دارند . موضوع مذهب هم یک چیز مشخص و منفردی نیست و همینطور است، اعمال مذهبی که آنها هم یکی نمی باشند .
یکی از راههای جداکردن قسمت مورد علاقه خود از سایر قسمتها این است که ما بگوییم کدام قسمت ها را ما کنار می گذاریم . یک طرف تاسیسات مذهبی قرار دارد و طرف دیگر مذهب شخصی .
همان طوری که پول ساباتیه M . Paul Sabatier می گوید :
مذهب رامی توان دارای دوشاخه دانست یکی مربوط به تاسیسات روحانی و دیگر بشخص انسان .
عبادات، قربانیها، دستورهایی که اعمال مذهبی را معین می سازند .
اگر بخواهیم این دو قسمت از مذهب را از هم فاصله گذارده و جدا کنیم، یک قسمت خارج از انسان است و آن عبارت است از اعمالی که آدمی برای جلب عنایت و رحمت خداوندی انجام می دهد، دیگری قسمت درونی انسانی است که مربوط به باطن انسان است و آنجاست که همه آن چیزها که مربوط به خود انسان است جای دارد و آرزوها نا امیدیها و کمال و نقص ها از آنجاست .
از جهت دیگر ثابت می شود که این قسمت شخصی مذهب، از سازمانهای کلیسایی و معابد و علم کلام اساسی تر و ریشه دلر تر است . زیرا کلیسا وقتی برپای می شود که بر روی سنن مذهبی قرار گیرند . و پایه گذاران هر معبد و کلیسایی قدرتهای خود را مدیون حقیقی که از رابطه بین انسان و خدا بر می خیزد ، می باشد . نه تنها پایه گذاران فوق بشری مذهب ها،
از جمله مسیح و بودا و محمد ( ص ) بلکه همه سران فرقه های مسیحی شامل این موضوع می گردند . بنابراین قسمت فردی مذهب حتی در نظر آنها که آنرا جزو قسمتی از مذهب می دانند ریشه و پایه محسوب می شود.

این کتاب پیشتر به صورت تایپ شده در سایت قرار گرفته بود.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
اندیشۀ پست مدرن
خشونت در تاریخ اندیشه فلسفی
Phaedo

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 6 مگابایت
دریافت ها: 8315
تعداد صفحات: 218
4.5 / 5
با 24 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۷/۰۲/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
hamedshojaei
Member
کتاب حتما خوندنیه، جیمیز یکی از بنیان گذاران مکتب فلسفی پراماتیسم هست که عقیده به کاربردی شدن فلسفه و نظریه ها داشت یه کتاب دیگه هم اگر اشتباه نکنم در سایت موجود بنام پراگماتیسم ممنون از کتابناک واقعا ممنون رفیق اول مادر رفیق دوم کتابناک
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You