بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

وضعیت حق‌تکثیر و مالکیت حقوقی این کتاب مشخص نیست، بنابراین امکان دانلود آن وجود ندارد؛ اگر در این باره اطلاعاتی دارید با ما تماس بگیرید. همچنین در صورتی که شما نسبت به این ثر محق هستید می‌توانید اجازه انتشار رایگان نسخه الکترونیکی تمام یا بخشی از آن‌را به ما بدهید یا آن‌را از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «فروش کتاب الکترونیکی» را در ویکی کتابناک مطالعه کنید.

از آینه های ناگهان (دفتر دوم)

از آینه های ناگهان (دفتر دوم)

نویسنده:
ازآینه های ناگهان دفتر دوم

دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم :
در آسمان پر می کشیدم
و لا به لای ابرها پرواز میکردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر ، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می زد
آنگاه با خمیازه ای ناباورانه
بر شانه های خسته ام دستی کشیدم
بر شانه هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می کردم !

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
دستور زبان عشق
بی بال پریدن
از تنفس صبح

آگهی
نسخه ها
4.6 / 5
با 891 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 38
۱۳۸۷/۰۱/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
tankamanee
Member
من
سالهای سال مُردم
تا اینکه یک دم زندگی کردم
تو می توانی
یک ذره
یک مثقال
مثل من بمیری؟


**************************
راستی
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی....


قیصر امین پور
نقل قول  
mahdi214
Publisher

:.
من همسفر شراب از زرد به سـرخ
من هـمـره اضـطراب از زرد به ســرخ
یک روز به شوق هجرتی خواهم کرد
چون هجـرت آفتاب از زرد به سـرخ
.:.
نقل قول  
mahyar 12
Member
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
نقل قول  
این بوی غربت است
که می آید
بوی برادران غریبم
شاید
بوی غریب پیرهنی پاره
در باد
نه !
این بوی زخم گرگ نباید باشد
من بوی بی پناهی را
از دور می شناسم :
بوی پلنگ زخمی را
در متن مه گرفته ی جنگل
بوی طنین شیهه ی اسبان را
در صخره های ساکت کوهستان
بوی کتان سوخته را
در مشام ماه
بوی پر کبود کبوتر را
در چاه
این باد بی قراری
وقتی که می وزد
دلهای سر نهاده ی ما
بوی بهانه های قدیمی
می گیرد
و زخمهای کهنه ی ما باز
در انتظار حادثه ای تازه
خمیازه می کشند
انگار
بوی رفتن
می آید ....
نقل قول  
فوق العاده بود.هیچی مثل شعر مفهوم رو زیبا نمیکنه.مخصوصا از نوع قیصری!لحظه ای به فکر رفتن و جدا شدن از روزمره گی
نقل قول  
al2ezoo
Member
"رفتن، رسیدن است"


موجیــم و وصــل مـا ، از خـــود بریــدن است
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است

تا شــعله در ســــریم ، پروانـــه اخگـــریم
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است

ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگـــریم
پرواز بال ما ، در خون تپیدن است

پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال
اعجاز ذوق ما ، در پــر کشیـدن است

ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
آیین آینـــه ، خـــود را نـــدیــــدن اســـت

گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
خامیـــم و درد ما ، از کــال چیــــدن است
نقل قول  
samin goli
Member
وای این شعرش خیلــــی قشنگه....
نقل قول  
marjan61
Member
رفتار من عادي است اين شعرو خيلي دوس دارم
نقل قول  
baran2690
Member
ممنون از اینکه این همه کتاب را اینجا برای علاقه مندان گردآوری کردید
نقل قول  
sevser
Member
دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم...
امروز، او ما را...
فردا؟!؟!؟!
روحش شاد
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You