بهرام پور
تندخوانی دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

از عمل تا اندیشه

نویسنده:
از عمل تا اندیشه: رساله ای در روان شناسی تطبیقی. نویسنده براساس مطالعات خود در زمینه روان‌شناسی کودک و با استناد به یافته‌های روان‌شناسی حیوانی و انسان‌شناسی فرهنگی بر آن است نشان دهد که اندیشه چگونه ظهور می‌کند, رابطه‌های میان اندیشه و عمل کدام‌اند و کدام یک بر دیگری مقدم است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
عشق یا غریزه حیوانی؟
رابطه بین والدین و کودکان
هو اوپونو پونو: محدودیت صفر

آگهی
نسخه ها
4.3 / 5
با 12 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۶/۰۷/۱۸


پاسخنگارش دیدگاه
nikdoost
Member
همیشه عمل برآمده از اندیشه نیست زیرا بیشتر رفتار هائی که از انسان سر می زند غیر ارادی و نامربوط به اندیشـه است، مثلاً به هنگام غذا خوردن ممکن است در حال اندیشیدن به موضوعاتی به
غیر از غذا خوردن باشیم امّا به هر حال نه عمل جویدن و نه قورت دادن و بلعیدن غذا برای ما ارادی و توٱم با اندیشیدن است،اگر اندیشه را فکر کردن معنا کنیم که همین طور هم هست، تقریباً هیچ یک
از روابط عادی اجتماعی ما ارتباط مستقیمی با اندیشه ندارد ولی اگر اندیشیدن را تفکّر معنا کنیم که این هم معنای درست دیگر است،آن وقت هر عملی به طور مستقیم به اندیشیدن مربوط می شود
بنابراین اندیشـه و اندیشیدن و یا فکر و تفکّر دو مقوله ی کاملاً جدای از هم هستند، همیشـه پیش از اندیشه می تواند عمل واقع شود امّا عمل هرگز قبل از تفکّـر قرار نمی گیرد، " افلاطون " می گوید
قبل از عمل کلام یا تجلی اندیشه بوده و " گوته " می گوید اول عمل بوده و بعد اندیشه حادث شده، اگرچه بنابر آنچه که در مقدمه ی این کتاب گفته شده این دو نظر موجبات اختلاف بین فلاسفه است
ولی بنا بر تعریفی هم که عرض کردم هردو درست گفته اند منتهای مراتب باید بدانیم بین اندیشه و اندیشیدن تفاوتِ بسیار است،درمقابلِ صاحبان اندیشه که عموم مردم را شامل می شود تقلید وجود
دارد که اندیشیدن زیاد لازم ندارد ولی در مقابلِ اهل تفکّر و اندیشمندان، تقلید کمتر جای دارد، اندیشمندان اهل تقلید از استنباطات دیگران نیستند و تا چیزی برایشان محقّق نشود نمی پدیرند به مانند
کودکان که وقتی به درجه ی عقلانیت و تشخیص می رسند تابع درک خود از مسائل محیط و اطراف هستنند و به راحتی زیر بارحرف بزرگ ترها نمی روند اما وقتی بزرگ می شوند یاد می گیرند بجای
تحقیق تقلید کنند، در واقع تا کودک هستند اهل تفکّر و فیلسوف هستند، امّا وقتی به بلوغ فکری می رسند تنبل می شوند و بجای تحقیق تقلید می کنند، تقلید دردی است که بیشـتر مردم جهان به
آن مبتلا هستند، زندگی زیبا ساختن و مفهوم بخشیدن به آن است،امّا زیربنای زندگانی بیشتر مردم تقلید است، رنج و محنت و هزینه سنگینی که مردم برای تقلید تحمل می کنند ده ها برابر سختی
و زحمتی است که بخواهند خودشان باشند و برای خودشان زندگی کنند، البته تقلید هم اگر نتیجه ی بررسی و تحقیق باشد بجا و مفیداست که در اینصورت دیگر تقلید نیست بلکه تغییر است
گرچه عقلت سوی بالا می ‌پَرَد
مرغِ تقلیدت به پستی می ‌چَرَد
علم تقلیدی وبالِ جان ما است
عاریه‌ است و ما نشسته کان ماست
زین خرد جاهل همی باید شدن
دست در دیوانگی باید زدن
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You