بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

شاهزاده خانمی که همه چیز را میدید

نویسنده:
شاهزاده خانمی زیبا در قصری باشکوه زندگی میکرد. بر فراز این قصر برجی با دوازده پنجره قرار داشت. شاهزاده خانم از این پنجره ها میتوانست هر چیزی را در هر کجا ببیند. او خواستگاران زیادی داشت. اما این شاهزاده خانم دانا میخواست با مردی ازدواج کند که از خودش داناتر باشد. شرط او برای ازدواج آن بود که هر مردی که خواستگارش بود، باید در جایی پنهان شود که شاهزاده خانم نتواند وی را بیابد. شخصی که این شرط را میبرد همسر او میشد، اما بازندگان به دست جادوگر سلطنتی به مجمسه مرمری تبدیل میشدند. بسیاری از خواستگاران با این شرط از ادامه راه پشیمان شدند، اما همچنان بسیاری نیز پابرجا ماندند...

حق تکثیر: مترجم.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
مردی که میخندد - مصور
عشق بدلی - قسمت سوم
سلام ملوان

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 7 مگابایت
دریافت ها: 4225
تعداد صفحات: 30
4.7 / 5
با 18 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۶/۰۱/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You