بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

گفتگو با آل پاچینو

گفتگو با آل پاچینو

نویسنده:
مروری بر کتاب:

بعضی از کارهای عجیبی که داشتی چه بوده است؟
نامه رسان، سرایدار و فروشنده کفش بودهه ام ؛ در میوه فروشی دارو خانه هم کار کرده ام! کنترلچی سینما هم بودم. مردم همیشه ازم می پرسیدند:«فیلم کی شروع می شود» همه جور سوالی می پرسیدند: «فیلم خوبی است». بالاخره فهمیدم مردم به هر چه که من میگویم گوش می دهند. آخر من کنترلچی بودم، درست؟ یک روز با یک کنترلچی دیگر شرط بستم که می توانم کاری کنم مردم در خیابان صف ببندند. بعد به مردم گفتم به خاطر شلوغی باید توی خیابان صف ببندند، جلوی (سینما) بلومینگ دیل.

و کسی چیزی نگفت؟
نه همان جا صف بستند.

پس شرط را بردی. پولت را داد؟
اخراج شدم.

برای آماده شدن در نقش «سرپیکو» مدتی را با فرانک سرپیکو واقعی گذراندی؟
بله، بیشتر سعی کردم وقتم را فرانک بگذرانم. یک بار در ویلای اجاره ای من در مانتاک بودیم. با خودم گفتم خوب بگذار من هم مثل بقیه یک سوال احمقانه بپرسم که این بود: چرا، فرانک؟ چرا این کار را انجام دادی؟ گفت: خوب، آل، نمی دانم. شاید باید بگویم چون اگر این کار را انجام نمی دادم وقتی به یک قطعه موسیقی گوش می دادم، نمی دانستم کی هستم!

کدام بازیگرها را تحسین می کنی؟
در بین بازیگران بعد از براندو، من به آنها بازیگران بعد از براندو می گویم. خیلی از بازیگرها، بازیگرهای خوبی هستند... نمی دانم . جرج سی. اسکات.

حق تکثیر: کتاب پنجره

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
رعد دوردست، زندگی و فیلم های ساتیاجیت رای
ذن و هنر نگارش فیلمنامه
من ، کیشلوفسکی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 5 مگابایت
دریافت ها: 4540
تعداد صفحات: 318
4.3 / 5
با 16 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 0
۱۳۹۵/۱۲/۰۴

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
دیدگاهی درج نشده؛ شما نخستین نگارنده باشید.

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You