بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

سیمای دو زن

سیمای دو زن

شیرین و لیلی در خمسه نطامی گنجوی
در کتاب «سيمای دو زن» که سعيدی آن را به دختران ميهنش تقديم نموده است، دو شخصيت از داستان‏های کهن را که يکی ليلی و ديگری شيرين است، در مقابل يکديگر قرار داده، محيط زندگی، خلقيات مردم زمان، صفات، عادات و کارهای اين دو زن را مقايسه می‏کند، در عين اين که به تفسير و تحليل اين دو اثر نظامی می‏پردازد.
می‏نويسد: «هر دو داستان (يعنی ليلی و مجنون و خسرو و شيرين)، شرح دلدادگی است و جفای فلکی که با دلدادگان دايم به کين است. ..
عشق ليلی و مجنون از علاقه‏ی معصومانه‏ی دو کودک مکتبی سرچشمه می‏گيرد... ظاهراً در مراحل خردسالی. دو کودک که لابد فاصله‏ای تا مرز بلوغ دارند، همدرس‏اند و کار همدرسی به همدلی می‏کشد و محبت معصومانه‏ای از آن جنس که ميان اطفال يک خانواده يا محله معمول است.

حق تکثیر: نشر نو : 1368

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
ای کوته آستینان
بزرگان و سخن سرایان همدان (جلد اول): بعد از اسلام تا ظهور سلسه ی قاجار
جمال زاده و پیش بینی ادبی خودکشی صادق هدایت

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 6 مگابایت
دریافت ها: 6348
تعداد صفحات: 95
4.5 / 5
با 25 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۵/۱۱/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
mahjoob
Publisher
عشق لیلی و مجنون از علاقهٔ معصومانهٔ دو کودک مکتبی سرچشمه میگیرد، تعلّق خاطری دور از تمنیات جنسی، که هر دو در یک مکتبخانه اند و -به دلیل نظامات قبیله ای و سنتهای قومی- ظاهراً در مراحل خردسالى. دو کودک معصوم که لابد فاصله ای تا مرز بلوغ دارند در مکتب ملای قبیله - که احتمالاً سیه پلاسی بوده است- همدرس اند و کار همدرسی به همدلی میکشد و محبت معصومانه ای از آن جنسی که میان اطفال یک خانواده یا محله معمول است.
وضع آشنائی خسرو و شیرین بخلاف این است. خسرو جوان بالغ مغروری است در آستانهٔ تصدی مقام پرمشغلهٔ سلطنت، و شیرین دختر تربیت شدهٔ طنازی است آشنا به رموز دلبری و باخبر از موقعیت اجتماعی و شرایط سنی خویش. دختری که قرار است در آینده ای نزدیک بجای عمّهٔ خود بر مسند حکمرانی ارمنستان تکیه زند و سرنوشت مردان و زنان آن سرزمین را در دست کفایت گیرد. دختر جوان اهل شکار و ورزش و گردش است نه زندانی حرمسرا، و در یکی از همین گردشها چشمش به تصویر دلربای پرویز می افتد. تصویری که محصول انگشتان قلمزن و استعداد بی نظیر شاپور صورتگر است. جاذبهٔ تمثال، او را به توقف و تأمّل میکشاند و سرانجام با شنیدن توصیف پرویز از زبان چرب و نرم درباری کارگشته ای چون شاپور میل خاطرش به دیدن صاحب تصویر میکشد، بی هیچ بیم طعنه ای از همسالان و شماتتی از خویشان و رجم و تشهیری (رسوایی) از مردم ولایت.
لیلی پروردهٔ جامعه ای است که دلبستگی و تعلق خاطر را مقدمهٔ اتحراف میپندارد که نتیجه اش سقوطی حتمی است در درکات وحشت انگیز فحشا؛ و به دلالت همین اعتقاد همهٔ قدرت قبیله مصروف این است که آب و آتش را - و به عبارت رساتر آتش و پنبه را- از یکدیگر جدا نگه دارند تا با تمهید مقدمات گناه، آدمیزادهٔ طبعاً ظلوم و جهول در خسران ابدی نیفتد. در محیطی چنین یک لبخند کودکانه ممکن است تبدیل به داغ ننگی شود بر جبین حیثیت افراد خانواده و حتی قبیله. در این ریگزار تفته بازار تعزیر گرم است و محتسب خدا نه تنها در بازار که در اعماق سیه چادرها و پستوی خانه ها. همهٔ مردم از کودکان خردسال مکتبی گرفته تا پیران سالخوردهٔ قبیله مراقب جزئیات رفتار یکدیگرند. نخستین لبخند محبت لیلی و مجنون اندک سال در فضای محدود مکتبخانه، نه از چشم تیزبین ملای ترکه به دست مکتب پوشیده می ماند، و نه از نظر کنجکاو بچه های همدرس و هم مکتبی. در این سرزمین پاکی و تقوی بدا به حال دختر و پسر جوانی که نگاه علاقه ای ردّ و بدل کنند.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You