بهرام پور
تندخوانی مؤسسه خانه داستان چوک

مجموعه آثار (9) : مقالات

نویسنده:
به کوشش : امیر قربانی

این کتاب نهمین جلد از مجموعه آثار نواندیشان دینی می باشد و به بررسی آراء و عقاید آقای محسن کدیور می پردازد :
ایضاح نسخ عقلی
چرا آخوند خراسانی به حکومت اسلامی باور نداشت؟
تولد ولی فقیه: تبارشناسی نظریه‌ی حکومت در تشیع
ابن ‌سینا و طبقه بندی حکمت
«عدالت مساواتی» بجای «عدالت استحقاقی»
حقوق بشر و روشنفکری دینی
اسلام و دموکراسی، سازگاری یا ناسازگاری؟
اصول سازگاری اسلام و مدرنیته
آشنایی ایرانیان با کانت
علم و دین، (مطالعه موردی دیدگاه مهندس بازرگان)

حق تکثیر: آزاد

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
بینش و روش در جامعه شناسی تاریخی
جامعه شناسی بدن
شناخت جوامع دانایی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
دریافت ها: 8376
تعداد صفحات: 341
4.2 / 5
با 20 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 73
۱۳۹۵/۰۲/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
alizanjanii
Member
برای دبیرزاده2:
اما تاکید دوباره تان بر "زبان ملی" و "پاکسازی زبان و فرهنگ" برای من معنی دارد. دوست عزیز! با نامیدن چیزی به عنوان "ملی" آن چیز "ملی "نمیشود سخن من دعوا بر سر کلمات نبود. همین سه سال پیش وزیر امور خارجه کشورمان در گفتگویی گفتند که "چهل درصد مردم ایران به ترکی سخن میگویند" یا همان زمانها بود که وزیر سابق آموزش و پرورش گزارش دادند که " 70 درصد دانش آموزان مدارس ایران دوزبانه اند" اینها، واقعیات کشورمان هستند. حتی در قانون کشورمان نیز از نوشتن اصطلاح زبان ملی پرهیز شده و به جای آن از "زبان رسمی" سخن به میان آمده است.به نظرم دیری نخواهد گذشت که حاکمیت هم تن به آموزش زبانهای محلی در مدارس هم خواهد داد.(البته در کنار زبان رسمی فارسی) باز فراموش نکنیم که هیچگاه در ایران زبان فارسی نشانه ملیت ایرانی نبوده است. لابد میدانید که قبل از آموزش عمومی ابتدایی در کشورمان(یعنی قبل از صد سال پیش) زبان نگارش به عربی و فارسی و ترکی و... بوده است، اگر نویسندگان ایرانی به فارسی شعر گفته اند اکثرا به عربی و گاهی به ترکی هم شعر گفته اند حتی گفته اند "پارسی گو گرچه تازی خوشتر است"(بگذریم از اینکه برخی از همین ایرانیان در آثارشان نوشته اند که فحش دادن به عربی را دوستتر میدارند تا ستایش به فارسی را) اینکه زبان نگارش را منحصر به زبان فارسی بکنید مطلقا اشتباه است. حتی آموزش عمومی ترکی در مدارس جدید ایران قبل از فارسی آغاز شده است.بدبختانه پس از ظهور پهلوی و تشکیل دولت-ملت مدرن در ایران، همین زبانها که سالها در کنار فارسی بوده اند، "بیگانه" تلقی شدند و این امر مقارن با ظهور آموزش و پرورش عمومی و اجباری شد. تئوری پردازان این کار مانند شما فکر میکردند که زبان فارسی زبان ملی ایران باید باشد و از همین جهت به پاک سازی آن نیز دست زدند( پاک سازی سیستماتیک زبان هیچ ریشه ای در گذشته ندارد و امری جدید و وارداتی است) البته عاقلان همان موقع دانستند که آخر این "الف" به کدام "یا" ختم خواهد شد. چندی بعد همین تئوری پردازان خود گفتند که باید "اسامی جغرافیایی ایران" نیز پاکسازی و پارسی شوند. "بافت جمعیتی مناطق غیر فارسی زبان باید عوض شود"، " تقویم دگرگون شده و ایران باستانی"شود. "تاریخ ایران باید از 2500 سال قبل و از سرزمین پارس شروع شود" ، "پوشش مردم یکسان شود"، "کشف حجاب اجباری شود" و... نمونه های خارجی آن به پاک کردن نژاد و پاکسازی قومی هم رسیدند. اصلا هر امر فرهنگی و اجتماعی که به "پاک شدن و خالص شدن و ناب شدن" فکر کرده است جز خسارت ارمغانی برای بشر نداشته است. دوست عزیز! آزموده را آزمودن خطاست. بی جهت نیست که کسروی از "پاک کردن زبان" به "پاک دینی " و جشن کتابسوزان رسید.

و اما درباره اقدامات آمریکا و اسرائیل و ... در قوم گرایی باید بگویم دشمن کار خود را میکند ولی من در زمان زندگی خود دیده ام که این "رسانه ملی" خودمان بوده که با زبان به قول شما ملی به قومیتها توهین کرده است روزی به ترکها روزی به بختیاری ها روزی به عربها و... "فتیله" ها را همین آقایان داخلی با افکار مریض روشن کرده اند، نه اسرائیل و آمریکا. والسلام.
نقل قول  
alizanjanii
Member
برای دبیرزاده1:

آقای دبیرزاده عرض من این بود که "تعریف" شما از کلمه "ایران" ایراد دارد.بر اساس آنچه شما تا کنون از ایرانی بودن نوشته اید نه جایی برای دین اسلام است نه جایی برای اقوام ایرانی، در تعریفتان زبان فارسی هم زبان ملی و تنها زبان این سرزمین خواهد بود، آن هم زبانی به قول خودتان "پاک شده" در این زبان نه تنها کلماتش که الفبایش نیز باید عوض شده باشد. این است تعریف شما از ایران. من گفتم که چنین تعریفی از ایران، با "واقعیات"(نه تنها با واقعیات امروزی که با واقعیات گذشته آن نیز) تطبیق ندارد و تعریفتان شبیه مثل "شیر بی یال و دم و اشکم" است. بیشتر شبیه یک اتوپیا یا آرزو است. چنین چیزی اصلا وجود ندارد که عده ای بخواهند تجزیه اش کنند.حرف شما درباره ی بیم تجزیه ی چنین ایرانی سالبه به انتفاء موضوع است( نمیدانم پارسی پاک سالبه به انتفاء موضوع چه میشود) چنین کودکی اصلا از مادر نزاده است که عده ای بخواهند سرش را ببرند.


نقل قول  
4-
(پیوست پاسخ به آقای زنجانی)
-اگر دیدگاه های مرا خوانده باشید ، چندان با کوروش و هحامنشیان و تاریخ دور ایران کاری ندارم و از آنها یاد نکرده ام ، اما شدیدا (بروش کسروی) به پاکسازی زبان و فرهنگ ملی باور دارم ، من بر این باورم تا روزی که ملت ایران به بلوغ فکری و نظم آهنین فرهنگی نرسد ،هرگونه دمکراسی وارداتی(میدانم الان مبلغان دمکراسی نیز همراه و همنوا با تجزیه طلبان به من دشنام خواهند داد) به شکست و نابسامانی و ویرانی و هرج ومرج حواهد انجامید، زبان ملی ما هم تواناست ولی گرفتار شلختگی و تنبلی فکری و ذهنی گویندگانش و بازیچه شاعران گل و بلبلی شده وباید پاکسازی شود و کاری که شادروان کسروی آغازید باید دنبال شود.
نقل قول  
3-
پرسش اینست "چه کسانی میخواهند ایران نباشد و زبان ملی و تاریخی فارسی برچیذه شود؟
من با کمال اطمینان میگویم که آذری ها خودشان همواره درصف نخست از طرفداران زبان فارسی بوده اند و نمونه اش هزاران اثر فارسی درجه یک از نویسندگان و اندیشمندان آذری است و حتی آقای رضا براهنی که سالها در ترکیه بوده و اکنون نیز در آمریکا یا کانادا است و دم از ترک گرایی و زبان مادری و تجزیه طلبی میزند و با وجود آزادی کامل هیچگاه نتوانسته و نخواسته اثر ارزشمندی به زبان ترکی بیافریند پس چه شد؟ مگر کسی جلوی او را گرفته ؟ یا شاید آذری ها بطور نهادی و نا خود آگاه زبان فارسی را روانتر مینویسند و دوستتر دارند و مشکل از اجبار و سرکوب پان ایرانیست ها نیست. و البته همه تبلیغات و گفته های بیپایه ایی که اخیرا در اینترنت رواج یافته وارداتی و بیگانه است.
من میگویم ،بازیچه دست دیگران نشویم، اینکه اکنون (وارد بحث قطعنامه گلستان و جنگهای قاجار و روس و فرقه دمکرات نمیشوم) و امروزه سناتورهای صهیونیست آمریکایی و یا نو- عثمانی ها در ایران و بویژه بخشهای شمال غربی ایران گروههای قومی را تحریک میکنند (وگاهی با شعار های دمکراسی و جامعه مدنی ..) شایعات و جعلیات تاریخی ضد ایرانی را رواج میدهند ، آنها دلشان برای هیچ قومی نسوخته است ، بلکه آنها سودشان را در از هم فروپاشی کشورهای منطقه و بالکانیزه کرده آنها میبینند. و همه از اینجا آغاز میشود که مردم ساده اندیش و عامه و فوتبالی را درباره ریشه های هویت ملی و تاریخی یکسان شان به شک بیاندازند و آنها را به جان هم بیاندازند.
نقل قول  
2-
ایران چیست ؟ ایران سرزمین جغرفیایی و فرهنگی و ژنتیکی است که در آن زبان فارسی دری بی آنکه زبان رسمی باشد همواره(از دو هزارسال پیش ) زبان نگارش و گفتگو میان مردمانش بوده (مفهوم زبان ملی) و اکنون باید پرسید : چه کسانی آرزو دارند ایران نباشد ؟ یا چه کسانی میخواهند زبان ملی ایران فارسی دری نباشد ؟ اکنون باید بررسید که آیا خود قومگرایانی که ادعای تمدنهای چند هزار ساله ایی میکنند که جز شماری از طرفداران فلان تیم فوتبال هیچکس آنها را نمیپذیرد و بر علیه هویت ایرانی قلمفرسایی میکنند، و تاریخنگاران برجسته همه از ددمنشی و سنگدلی همان قوم یاد کرده اند و آنها را بیابان گرد خوانده اند ، شیر بی یال و دم اشکم اند ؟ یا ایراندوستانی که در واکنش به ادعاها و دشنامهای زشت آنگروه، به هویت ایرانی که در همه نوشته های تاریخ نگاران برجسته همچون تمدنی بزرگ شناخته شده اند ، افتخار میکنند؟ در ایران همواره به کار و کوشش هر کسی ارج گذاشته شده است ، و در همه جای ایران از هر اقلیت زبانی اگر کسی نبوغ و کارآمد داشته توسط همان زبان ملی (فارسی) به مقامهای بالا دست یافته ، چنانچه بسیاری از مدیران و وزیران و بیشتر بازاریان در ایران آذری اند، و جالب اینکه آذری نسب ها هنگامیکه به زبان ملی مان فارسی مینویسند و یا میاندیشند جهش بزرگ علمی و فرهنگی پیدا میکنند و بسیار موفق میشند، جالا اگر بیاییم و زبان ملی مان (فارسی)را نابود کنیم و گویشهای محلی را رسمیت بدهیم چه ؟آیا این بسود کسی است یا بزیان همگان است؟
نقل قول  
1-
در پاسخ به آقای علی زنجانی،
از اینکه با صبر و ادب سخنان مرا هر چند که با آن موافق نبودید تحمل کردید سپاسگذارم،
درست دریافتید که من هزاران فرسنگ و سالهاست که از ایران دورم ، و اتفاقا برای همین است که حرفهایی که از در این 30 سال گذشته از طرف قومگرایان زده میشود بیشتر مرا شوکه میکند و حساسیت نشان میدهم ، زیرا که در هیچ جای جهان حتی به اصطلاح لیبرال ترین کشورهای ندیده ام که رسما و با آزادی کامل فرهنگ و زبان تاریخی ملی شان را خوار کنند ، وقتی میبینم نماینده فرهنگی ایران در کشورهای دیگر کلاس زبان عربی میگذارد دلم میسوزد، وفتی میبینم کسانی هستند که با بی پروایی همه اقوام و تمدنهای کهن را از قوم خودشان میدانند و نقشه هایی جغرافیایی رسم میکنند که در آن طرح اشغال و نسل کشی برای آینده کشیده شده نگران میشوند ، هنگامیکه میبینم سیاستمداران غربی بویژه آمریکایی و اسرائیلی از پانترکان و پانکردان حمایت میکنند و برایشان شبکه رادیویی میگذارند از برنامه شوم آنها آگاه میشوم، اکنون حوصله بحثهای تاریخی ندارم اما اینکه در این چند دهه گذشته در میان بعضی ها بر سر زبانها انداخته شده که چیزی بعنوان سرزمین ایران نبوده است ، سخن تازه و وارداتی است ،همانگونه که افتخارشرم آور گرگ زادگی هیچگاه در ایران پیشینه نداشته بوده است، و در هیچکدام از نوشته های سرایندگان و نویسندگان آذربایجان هیچ اثری از حماسه های دده قورقود نبوده است و در آذربایجان حتی هنگامیکه قدرت مرکزی ایران یا در دست ترکان بوده و یا اصلا حکومت مرکزی وجود نداشته ، زبان ادبی و سیاسی و فرهنگی فارسی بوده (زبان ملی)
نقل قول  
هیرکان
Member
: نسل کشی قارنا(ایران) : در سال 1358/ 11 شهریور در روستای کورد نشین قارنا که عده ای از حزب دمکرات کورد برای خرابکاری آمده بودند و مردم خیانت کار کورد قارنا هم با این گروه تروریستی کورد در شهید کردن 15 نظامی شرکت کردند ،حجت‌الاسلام حسنی امام جمعه ارومیه به نیرو های سپاه دستور کشتن تمام خائنین روستای قارنا را صادر کرد و با کمک نیرو های تورک و سپاه پاسداران 68 تا از خائنین کورد را به درک فاصل کردند.


****************************

جناب زنجانی, کتابناکی گرانمایه

اکنون با پدیده نوینی روبرومی باشیم:

پانترک مذهبی!
نقل قول  
هیرکان
Member
فکر میکنم متوجه میشوم که ایرانی ( و به تبع آن ایران ستیزی) که شما از آن سخن میگویید اصلا وجود خارجی ندارد و بیشتر شبیه به مثل معروف "شیر بی یال و دم و اشکم" است که " این چنین شیری خدا هم نافرید"


لطفا به این وبلاگ و یا هر چیز دیگر که نامش را نمی دانمدقت بفرمایید!

http://www.cloob.com/name/osmanian

من یک تورکم پدر جنگ پارتیزان
من یک تورکم صدای خشم گرگی در باران
من یک تورکم سردار جنگ های چنگیز خان
من یک تورکم رهبر خلق ایران
من یک تورکم امپراتور بزرگ جهان به اسم چنگیز خان
من یک تورکم عقیدم کشتن سگ های ارمنیان
من یک تورکم وحشت مسیحیان از نیای عثمان
من یک تورکم سلطه بر ملک اعراب و آریان
من یک تورکم حکمران بزرگ سرزمین آریان
من یک تورکم که حسادت کردند بر هویتم آن دروغگوی ضد ترکان
من یک تورکم اشرف خلق ایران
من یک تورکم شهدای جنگ چالدران
من یک تورکم شمشیرم نوشته اقتدار اسلام
من یک تورکم نه آن آذری آتش پرست ضد اسلام
من یک تورکم ندای ملت اسلام
من یک تورکم شمشیرم کشیده بر دشمن اسلام
من یک تورکم دومین نژاد اسلام
من یک تورکم .......................


آیت الله صادق خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی بود وی دست راست امام خمینی بود. او یک سیاستمدار و روحانی مفید برای ایران و دولت جمهوری اسلامی بود او تمام فسادی که در زمان پهلوی ایران را فراگرفته بود با درایت تمام از بین برد و تمام نوکران غربی و طاغوتی را به درک واصل کرد.
او از دشمنان درجه یک فرقه آتش پرستی و بت پرستی بود . این بزرگوار آلات بت پرستی هخامنشی را نابود کرد و فاسدین و دشمنان اسلام را از میان برداشت و ما امروزه این مملکت اسلامی را بعد از امام خمینی کبیر به این فرد بزرگوار مدیون هستیم .
او همچو امیر کبیر بود . اصالت این بزرگوار از تورک های اردبیل است.
شاید اگر امروز حضرت آیت الله صادق خلخالی زنده بود هیچ کافری حق نام بردن از کوروش هخامنشی و بت های آن را نداشت.
(فاتحه ای برای شادی روح این بزرگوار بخوانید)
نقل قول  
alizanjanii
Member
برای دبیرزاده2:
نگاهی به شیر بی یال و دم و اشکم بر اساس کامنتهایتان بیندازیم، البته آنچه میگویم صرفا آنچیزی است که از نوشته های شما در خاطرم مانده است و طبیعتا آنچه ندیده و نخوانده ام یا فعلا در حافظه ندارم را شامل نمیشود، در ضمن سخنان شما را نقل به مضمون مینویسم:
1- تا به حال ندیده ام که کامنتی در دفاع از دین کنونی "ایرانی ها" بنویسید. دینی که 1400 سال در ایران سابقه دارد و اکنون (درست یا نادرست) 95 درصد مردم "ایران" آن را به عنوان قطعه ای مهم از پازل هویتی شان میشناسند.بلکه درست برعکس، نوشته های شما در باب دین اسلام بیشتر جملات کنایه آمیز و متلک گونه بوده است.ظاهرا دل بسته "دین مانی" هستیدچیزی که در ایران کنونی وجود خارجی ندارد( این برداشت شخصی من است از تاکیدتان به دوگانه خیر و شر و تاکید بر افرادی مانند ابن مقفع و رازی و...پی به علاقه تان به مانی شدم) البته برخی نوشته هایتان در دفاع از کاتولیکها بوده که باز نقشی در "هویت ایرانی" ندارد.
2- جایی در بحثی نوشتید ما همه، "شهروند ایرانی" هستیم جالب آنکه این را نوشتید تا بگویید که "اقوام ایرانی" وجود ندارند و "حقوق فرهنگی اقوام" هم وجود ندارد. نمیگویم حقوق بشر و منشور سازمان ملل، شما دست کم باید بدانید که در حقوق کنونی ایران این حق فرهنگی به رسمیت شناخته شده است(گرچه تاکنون به علل مختلف بخشی از آن هنوز اجرا نشده است). یک "ایرانی واقعی" و یک ملی گرای حقیقی، اگر به قانون "کشورش" اعتقاد هم نداشته باشد لااقل التزام عملی باید داشته باشد.
3- "زبان فارسی" را پیوسته "زبان ملی" میخوانید درصورتی که زبان فارسی تنها "زبان رسمی" ماست و نه زبان ملی ایران. از سره نویسی فارسی دفاع میکنید. این برای من دارای معنی است چرا که ایده ی"پیرایش زبان" خود یک ایده ی جدید و ضد هویت تاریخی زبان است و از تقسیم "زبان خودی و بیگانه" نشات گرفته است و قصد دارد تا "هویت خالص و ساختگی"را عرضه کند.
4-در برخی نوشته هایتان به یهودیان تاخته اید و هولوکاست را اغراق، انیشتین را جاعل، و اهمیت فروید را وابسته به تبلیغات اغراق آمیز یهودیان میدانید. من هم با بخشهایی از این سخنان موافقم ولی جالب است وقتی درباره تاثیر یهودیان در تاریخ سازی برای ایران و اغراق تاریخ باستان ایران صحبت میشود بالکل منطقتان دگرگون شده و دیگرانی که چنین سخن میگویند را "ایران ستیز" و "تجزیه طلب" و "پانترک" و..میخوانید.ظاهرا "ایران باستان" برایتان ارزشی همسان برخی مقدسات در مذاهب را دارد و تنها فرق شما این است که به جای "کافر " و "مرتد" برچسبی دیگر برای ناقدان این مقدساتتان میزنید.
5-گاهی از دوگانه عرب و ایرانی سخن میگویید، انگار نه انگار که این دو بیش از هزار سال است که بده و بستان مینمایند و هویت هریک به شدت به هم آمیخته است. حتی مکررا از تغییر الفبای عربی کنونی به الفبای دیگر دفاع کرده اید.
دوست عزیز آیا به من حق میدهید "ایران" تعریف شده در نظر شما را "شیر بی یال و دم اشکم" بخوانم که "این چنین شیری خدا هم نافرید"؟ فکر میکنید چه تعداد از مردم کشورتان با تعریف "ایران" شما سمپاتی دارند؟امیدوارم از خیل کسانی که هزاران کیلومتر آنسوتر از "ایران" نشسته اند و دنبال توهمی از ایران و وطن هستند نباشید.
نقل قول  
alizanjanii
Member
برای آقای دبیرزاده1
آقای دبیرزاده! نقدی در کامنت آخر شما دارم.البته برای ایجاد بحث جدید و تکراری این نقد را نمینویسم بلکه برای ایجاد تامل در اندیشه های خودتان است.
نقد من متوجه نظر شما درباره چپ گرایان یا به قول خودتان مذهبگرایان و قوم گرایان تجزیه طلب نیست بلکه این نقد فی البداهه متوجه تعریف شما از مفاهیمی مانند "ایران" و "ملی" و ...است که مکررا درباره آنها نوشته اید.از آنجا که باهم حدود یکسال است رفاقت کتابناکی داریم، گاه و بیگاه کامنتهای شما را خوانده ام وقتی به مجموعه آنچه از شما درباره "ایران" و "ملی " و ... از شما دیده ام، فکر میکنم متوجه میشوم که ایرانی ( و به تبع آن ایران ستیزی) که شما از آن سخن میگویید اصلا وجود خارجی ندارد و بیشتر شبیه به مثل معروف "شیر بی یال و دم و اشکم" است که " این چنین شیری خدا هم نافرید"
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You