Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

لولیتا

لولیتا

لولیتا، سرآمد آثار ولادیمیر ناباکوف، با نثری شورانگیز، سوزناک و نیش دار یکی از برجسته ترین و جنجال برانگیزترین رمانهای قرن بیستم است. مجله ی تایمز، روزنامه ی گاردین، مدرن لایبرری و بسیاری از باشگاههای ادبیاتی ، لولیتا را به عنوان یکی از صد رمان برتر دنیا برگزیده اند و 125 نویسنده ی بنام جهان آن را بهترین رمان قرن بیستم دانسته اند.
لولیتا داستان عشق وسواس گونه و شوم هامبرتِ سن و سال دار به دلوری هیزِ نیمفت است و همچنین داستان رو به رویی اروپای بس فرهیخته و متمدن با آمریکای نافرهیخته و سرخوش پس از جنگ جهانیست.
لولیتا به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است.

حق تکثیر: افغانستان، نشر زریاب، 1393

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
ناتاشا
lollita
لولیتا

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 4 مگابایت
دریافت ها: 97725
تعداد صفحات: 456
4.4 / 5
با 84 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 31
۱۳۹۴/۱۲/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
elmirjaberi
Member
سرکش، خوش‌ترکیب، ترسیم‌کننده‌ی جغرافیای خودش.
نقل قول  
E R S
Publisher VIP
پ.ن. در مورد لولیتای استنلی کوبریک:
1. لولیتا اولین فیلم کاملا کوبریکی و خالص استنلی کوبریکه که نمیشه تصور کرد کسی جز خود کوبریک بتونه اونو بسازه. فیلم های کوبریک قبل از لولیتا هم قوی اند ولی از لولیتا به بعده که میشه کوبریک خالص و کاملا شکل گرفته رو دید.
2. فیلم تا حدود زیادی به رمان پایبنده. البته تفاوت هایی هم وجود داره، مثلا خیلی از توضیحات رمان در مورد گذشته هامبرت حذف شده
3. موضوع پدوفیلی و سوءاستفاده از کودکان رو توی سه تا از فیلم های کوبریک دیدم: اول در لولیتا، بعد در The Shining (به شکل نامحسوس و زیرپوستی!) و آخر هم در Eyes Wide Shut، که این تکرار موضوع نشون میده این مسئله تا چه حد برای کوبریک مهم بوده.
نقل قول  
E R S
Publisher VIP
گاهی پیش اومده از دوستانم میپرسم فلان رمان رو خوندی؟ اعتراض میکنن که "وقت تلف کردنه" و "رمان به چه درد میخوره؟" و "تخیلات یه نفر دیگه ست" و از این حرفا. همین ها رو میشه در مورد داستان های فیلم ها و تئاتر و اصولا هر نوع روایت از نوع fiction مطرح کرد.

به نظرم یه جواب ساده به این اعتراضات اینه که این داستان ها قادرند احساسات و افکار و اندیشه ها رو طوری برای مخاطب روشن کنند که شاید با هیچ روش دیگری ممکن نباشه.

مثلا همه در مورد کراهت و پلیدی و سیاهی جنگ زیاد شنیدیم و در کتاب های تاریخ خوندیم در فلان جنگ چند صد هزار نفر کشته شدند و چند ملیون نفر آواره... ولی این ها فقط یک سری اطلاعات و عدد و رقمه و تأثیر عمیق بر فرد نداره. اما یک فیلم خوش ساخت ضد جنگ مثل Platoon یا Paths of Glory با تأثیر احساسی عمیقی که ایجاد میکنه، اون اعداد و ارقام و داده های خشک رو برای بیننده زنده و قابل لمس میکنه.

در مورد رمان هم به همین صورت. مثلا همین لولیتا رو در نظر بگیریم، بهترین و قابل لمس ترین تصویر یک پدوفیل و آنچه در ذهنش میگذره رو جلوی خواننده قرار میده. ویژگی های ذهن "هامبرت" که ناباکوف به تصویر کشیده تقریبا همون مواردیه که قبلا در یک مقاله ی معتبر روانشناسی در مورد افراد پدوفیل خونده بودم: ذهنیت منحرف، وسواسی و درگیر، اهل خود ترحمی (همون self pity)، حاشاگر، ضداجتماعی و ... ولی رمان لولیتا خیلی بیش تر از اون مقاله، به من امکان درک این نوع شخصیت بیمار رو داد.

چون داستان از روی خاطرات هامبرت نقل میشه، در واقع ناباکوف ما رو وارد ذهن مریض هامبرت میکنه، و این کار رو هم اونقدر استادانه انجام داده که خیلی ها متوجه نشدند که هامبرت روای غیر قابل اعتماده، و به غلط ناباکوف رو متهم میکنند به داشتن سابقه در این مسائل یا توجیه و تشویق این گرایشات! در فیلم کوبریک هم هامبرت گاهی به عنوان راوی داستان حرف میزنه، تا یادآوری باشه بر اینکه چیزی که در فیلم میبینیم برداشت ها و ذهنیات بیمار هامبرته. با این حال بعضی ها همین اتهامات رو به کوبریک هم وارد کردند... خود این نشان دهنده است که کار این نوابغ ادبیات و سینما تا حد تأثیرگذار، دقیق و درست بوده ...

شما رو نمیدونم، ولی من که هیچ وقت بعد از خوندن یک رمان عالی یا دیدن یک فیلم خوب، حس نکردم وقتم رو هدر دادم
نقل قول  
aryoua
Member
فکر می کنم بین این داستان و داستان زیبای آمریکایی (American beauty) شباهتهایی وجود دارد. در داستان زیبای آمریکایی تم اصلی داستان ملال آور بودن زندگی برای یک مرد بزرگسال و پناه آوردن او به عشق به یک نوجوان همسن با دخترش است. اما این عشق زندگی بی حاصل و تیره او را متحول می کند.
شاید این داستانها حال و هوای عشقهای جوانی در پیرانه سر را که حافظ می گوید تداعی می کند. چون آنها مانند زاهد خلوت نشین از ملال زندگی و زهد به عشق جوانی پناه می برند و گشایش حال خودشان را در آن می جویند.
صوفی مجلس که دی جام و قدح می شکست/ باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد.
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب/ باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد.
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از mohsen4086050:
قرار نیست که رمان ها و فیلم ها نکته ی "عمیقی" داشته باشند ...اگر به دنبال غرق شدن در ژرفنای اندیشه! هستید باید به فلسفه رجوع کنید ... "سرگرم کنندگی" و "زیبایی آفرینی" است ...رد کل ادبیات تحت عنوان "بی فایده بودن" از نوعی "بی ذوقی" و تعهدی رادیکال ...بگذریم!

واژه فهمیدن را در معنای دقیقی به کار نبردم بلکه منظورم درک نکردن یا «ارتباط برقرار نکردن» بود. برای ارتباط برقرار کردن با اثری هنری باید تا حدودی تجربه یا احساس مشترک با آن داشت. عقل گرایی خشک که کل ادبیات را «بی فایده» بداند همانطور که فرمودید از ناآگاهی نسبت به عواطف وسیع انسان ناشی می شود که مردود است و «معقول» هم نیست. اما سوال من این بود که چرا این اثر اینقدر «معروف و ماندگار» شده است ولی نکته عمیق (عقلی یا احساسی) در آن دیده نمی شود. یک اثر اگر به صورت عمیق (از نظر احساسی) با طیف زیادی از مردم ارتباط برقرار نکندماندگار نمی شود. مگر این که بدیع باشد.

نقل قول از saeidborji:
...شاید بشود گفت رمان لولیتا بیشتر از اینکه محبوب باشد معروف است و این معروفیتش را هم مدیون جنجالی بودن موضوعش است.... من فکر میکنم این کتاب مخاطب عام نداره. نظریه شخصی من این است که احتمالا ناباکوف خودش دارای چنین گرایش هایی بوده ... اصولا به عقیده بنده رمان و داستان میتونه حقیقت رو به همدوره هاش و همینطور نسل های آینده بدون رسیدن گزندهای قدرتمداران منتقل کنه ...

با توجه به این که این رمان در سال 1955 منتشر شده و ناباکوف در همان سالها مردی 56 ساله و استاد دانشگاه بوده وضعیت او خیلی شبیه وضعیت شخصیت اصلی داستان، هامبرت (استاد دانشگاه پنجاه و چند ساله) است. شاید احساسات خود ناباکوف از زبان هامبرت بیان شده باشد. ممکن است بیان یک ناکامی عشقی هامبرت در نوجوانی و یافتن آن در سن پنجاه شصت سالگی زنده کردن نوستالژی یک عشق فروخورده برای یک مرد باشد که احتمالاً خیلی ها دچار آن می شوند و به همین دلیل با این داستان و این رویای عشقی ارتباط برقرار می کنند. و به همین دلیل داستان این انحراف اخلاقی/عشقی عقده های فروخورده بعضی از مردم را تسکین می دهد و با آن ارتباط برقرار می کنند. نکته دیگر که فکر می کردم شاید نویسنده تلاش در بیان آن دارد شخصیت لولیتا است که نمی دانم کاملاً تخیلی است یا نمودهای بیرونی هم دارد؟

نقل قول  
saeidborji
Member
نقل قول از aryoua:

فقط فیلم لولیتا را دیده ام. هر دو فیلم لولیتای آدریان لین1997 و استنلی کوبریک1962 من اصلاً این داستان را نمی فهمم که چه حرفی برای گفتن دارد و احتمالاً رمان ترجمه شده اش هم حرفی برای گفتن ندارد. البته به خاطر استنلی کوبریک کارگردان بزرگ این فیلم را نگاه کردم چون او انسان بزرگ و عمیقی بوده شاید نکته ای در این داستان هست که من نمی فهمم. (آیا کسی متوجه شده که این داستان مسائل روانی چه کسانی را در آن سالها بیان می کند؟)

من هم چیزی عمیق و پر مغز در این داستان پیدا نکردم . شاید بشود گفت رمان لولیتا بیشتر از اینکه محبوب باشد معروف است و این معروفیتش را هم مدیون جنجالی بودن موضوعش است. مردم اصولا جار و جنجال را دوست دارند. زمانی که لولیتا توی آمریکا نشر شد بازار کتاب تا حد امروز وافر از کتابهای درباره انحرافات جنسی نبوده. به طور کلی من فکر میکنم این کتاب مخاطب عام نداره. نظریه شخصی من این است که احتمالا ناباکوف خودش دارای چنین گرایش هایی بوده و شاید هدفش از نگارش این کتاب یک نوع تسلی بخشی به نیاز های بوده که به خاطر محذورات اجتماعی اش دست نیافتنی بوده است. زیگموند فروید یه جمله معروفی دارد
“The virtuous man contents himself with dreaming that which the wicked man does in actual life.”
دامنه پریشان گویی های بنده هم از آسمان به ریسمان بافی سر از فروید در آورد برای اینکه یه کوجولو از خودم دفاع کرده باشم که ربط فروید با این بحث چیه و یک کمی هم از این رمان و کلا قالب رمان دفاع کرده باشم لازم میبینم یاداور شوم که فروید مبنای مطالعات و تحقیقات انقلابی خودش را بر اساس همین رمانها مثلا یکی از آنها Gradiva یا اسطوره های یونانی گذاشت و مرور زمان فقط نظریات فروید رو بیشتر و بیشتر تایید کرده است. اصولا به عقیده بنده رمان و داستان میتونه حقیقت رو به همدوره هاش و همینطور نسل های آینده بدون رسیدن گزندهای قدرتمداران منتقل کنه در حالی که تاریخ همواره سرشار از یک جانبه گرایی و تعصب و دروغ است و معروف است که میگویند تاریخ را پیروزمندان جنگ ها مینویسند.
نقل قول  
mohsen4086050
Member
قرار نیست که رمان ها و فیلم ها نکته ی "عمیقی" داشته باشند ، اصلا هنر چنین وظیفه ای(طرح مضامین عمیق)رو بر عهده نداره؛اگر به دنبال غرق شدن در ژرفنای اندیشه! هستید باید به فلسفه رجوع کنید نه ادبیات یا سینما ؛ چون کار اصلی آنها نه "فلسفه بافی" بلکه "سرگرم کنندگی" و "زیبایی آفرینی" است ، و رد کل ادبیات تحت عنوان "بی فایده بودن" از نوعی "بی ذوقی" و تعهدی رادیکال به شکلی از "عقل گرایی خشک" نشأت می گیرد ، هر چند همان ها هم کارکرد های هنر را درست دریافت نکرده اند.بگذریم!
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از majid889:
[b]هنوز هم نمیتوانم هضم کنم که مردم چرا رمان میخوانند و و قتشان را به جای ....ی!اخه خواندن دن کیشوت یا بینوایان چه دردی از هزاران درد انسان را دوا میکنه به جز ایجاد افسردگی در انسان!

فقط فیلم لولیتا را دیده ام. هر دو فیلم لولیتای آدریان لین1997 و استنلی کوبریک1962 من اصلاً این داستان را نمی فهمم که چه حرفی برای گفتن دارد و احتمالاً رمان ترجمه شده اش هم حرفی برای گفتن ندارد. البته به خاطر استنلی کوبریک کارگردان بزرگ این فیلم را نگاه کردم چون او انسان بزرگ و عمیقی بوده شاید نکته ای در این داستان هست که من نمی فهمم. (آیا کسی متوجه شده که این داستان مسائل روانی چه کسانی را در آن سالها بیان می کند؟)
نقل قول  
majid889
Member
[b]هنوز هم نمیتوانم هضم کنم که مردم چرا رمان میخوانند و و قتشان را به جای خواندن کتب تاریخی-فلسفی-علمی-سیاسی-اقتصادی،صرف خواندن رمان میکنند؟؟؟عمر عزیز است غنیمت شمریدش صحبت!البته خودم رمان هایی خاص همانند رمان های فلسفی مثل دنیای صوفی یا شبیه اون رو میخونم ولی دیگه رمانی همانند رمان بالا که جز تخیل چیزی نیست رو قبول نمیکنم برایش وقت بگزارم!همین وقت را میشود برای خواندن یک جلد از تاریخ طبری گزاشت!نمیدانم به نظرم اتلاف وقت است رمان خوانی!اخه خواندن دن کیشوت یا بینوایان چه دردی از هزاران درد انسان را دوا میکنه به جز ایجاد افسردگی در انسان!
نقل قول  
shaikh
Member
نقل قول از Aristoteles:
جناب shaikh
ببخشید وارد این بحث شما میشوم ، ولی من نیز تا اندازه ایی با kazomano موافقم ،
رمان و داستان بیشتر با احساس سروکار دارند و لزوما آموزنده "اخلاق و انسانیت و فرهنگ" نیستد و حتی (همانند همین رمان لولیتا ) ضد این مفهوم ها و برای انسانیت زیانبخش میتوانند باشند درحالیکه ریاضی و فیزیک و شیمی بر پایه منطق و عقل هستند و اگر با درایت و خرد عقلانی و نه احساسی بکار روند برای جامعه سودمندند ،
بدون رمان و شعر گل و بلبل و تنها با علوم عقلی و منطق هم میتوان جامعه ایی خوب داشت ولی تنها با رمان و شعر و اخساسات نمیتوان جامعه را اداره کرد، بیاد داشته باشید احساس جنبه فردی دارد و بعضی احساسات بشدت مخرب و کثیف میتواند باشد در حالیکه علوم و منطق برای همگان عمومیت دارد و عقل کاربردی برای همگان سودمند است
البته بر نوجوانی که هرمونهای جوانی اش به اوفشار میآورند و احساسات در او بجوش میایند، نمیتوان خرده گرفت و نمیتوان او را نکوهید ولی مرد هنگامیکه سنش بالا تر رفت شایسته است تا به بلوغ ذهنی برسد و مغزش را بکار بگیرد و نه اینکه احساسات دل و زیر شکمش را رهبر گرداند ،


سلام
نمی خواهم این بحث را ادامه دهم بخصوص وقتی که از سخن شما بوی پورنوگرافی می آید . ولی لازم است که یک خواهش بکنم و آن اینست که : لطفا بحث را منحرف و مخدوش و در آن تخلیط نکنید. اگر کسی از همین جا مطلب را بخواند و سخنان قبلی را نادیده بگیرد چنین می پندارد که موصوع بحث سکس و پورنوگافیست و یا بحث بر سر کتاب "لولیتا" و ارزیابی موضوع آن است. یعنی همه رمانها به زیر شکم پرداخته اند؟ پس شما بینوایان و دن کیشوت و برادران کارآمازوف و ابله و جنگ و صلح و در جستجوی زمان از دست رفته و جنایت و مکافات و آنا کارنینا و موبی دیک و پیرمرد و دریا و بلندیهای بادگیر و تام جونز و صدها آثار برجسته ادبی دیگر را نخوانده اید.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You