Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

غزلیات سعدی

غزلیات سعدی

نویسنده:
بر اساس نسخه ی: محمد علی فروغی

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را
تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
شب همه شب انتظار صبح رویی می‌رود
کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را
وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او
تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را
گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم
جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را
کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند
این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را
عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست
کان نباشد زاهدان مال و جاه اندوز را
دیگری را در کمند آور که ما خود بنده‌ایم
ریسمان در پای حاجت نیست دست آموز را
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را

حق تکثیر: آزاد

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
گلستان سعدی
بدایع
بوستان سعدی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 15 مگابایت
دریافت ها: 9600
تعداد صفحات: 604
4.7 / 5
با 25 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 1
۱۳۹۵/۰۹/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
در پای تو افتادن شایسته دمی باشد.......ترک سر خود گفتن زیبا قدمی باشد
.
بسیار زبونی‌ها بر خویش روا دارد......درویش که بازارش با محتشمی باشد
.
زین سان که وجود توست ای صورت روحانی......شاید که وجود ما پیشت عدمی باشد
.
گر جمله صنم‌ها را صورت به تو مانستی......شاید که مسلمان را قبله صنمی باشد
.
با آن که اسیران را کشتی و خطا کردی.......بر کشته گذر کردن نوع کرمی باشد
.
رقص از سر ما بیرون امروز نخواهد شد.......کاین مطرب ما یک دم خاموش نمی‌باشد
.
هر کو به همه عمرش سودای گلی بودست.......داند که چرا بلبل دیوانه همی‌باشد
.
کس بر الم ریشت واقف نشود سعدی............الا به کسی گویی کاو را المی باشد
.
جوینده ۹۱/۱۰/۲۶
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You