Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

مهاجرت سوسیالیستی و سرنوشت ایرانیان

نویسنده: بابک امیرخسروی, محسن حیدریان

کتاب «مهاجرت سوسیالیستی و سرنوشت ایرانیان» که حاصل کوشش‌های دو تن از اعضای سازمان‌های سیاسی سوسیالیستی ایران در دوره معاصر است، در بر گیرنده تاریخچه ۶۳ ساله ( ۱۳۶۲-۱۲۹۹) مهاجرت اعضای سازمانهای چپ ایرانی به جهان سوسیالیسم است. در این تاریخچه چهار دوره مهاجرت بررسی شده است:
۱- مهاجرت اعضای حزب عدالت (۱۲۹۹)،
۲- مهاجرت اعضای فرقه دموکرات آذربایجان (۱۳۲۵)،
۳- مهاجرت اعضای حزب توده (۱۳۳۲)،
۴- مهاجرت اعضای حزب توده و سازمان فداییان خلق (اکثریت).

تلاش آقایان بابک امیرخسروی و محسن حیدریان در کتاب "مهاجرت سوسیالیستی و سرنوشت ایرانیان" تشریح و توصیف سرنوشت تاریک و شومی است که برای چهار نسل از کمونیست‌های ایرانی مهاجر به مهد سوسیالیسم و کمونیسم در طول بیش از یک قرن گذشته رقم خورد. به تعبیر امیرخسروی‌ "کتاب حاضر تلاش اولیه‌ای در روشن کردن گوشه‌هایی از این تاریکخانه است"(ص۱۱) وی در ادامه تصریح می‌کند: "هدف و انگیزه اصلی ما در این کتاب اساساً پرداختن به سرنوشت و تراژدی فردی انسان‌های کمونیست و چپ ایران است که با دنیایی از توهم، کشور شوراها را پناهگاه امن و خانه امید خود یافتند، اما در همانجا قربانی توطئه‌ها و مظالم یک نظام توتالیتر شدند؛ بی‌دلیل و با پرونده‌سازی به "خیانت" و "جاسوسی" متهم شدند؛ بسیاری به قتل رسیدند یا در اردوگاه‌های کار اجباری جان سپردند و زجرها کشیدند و در بی‌خانمانی و در دوری از وطن، روزگار تلخی را گذراندند."(ص۱۶)

نویسندگان با گفت‌وگو با بازماندگان مهاجران ایرانی در شوروی سابق و بررسی اسناد بر جای مانده از محاکمات آنها در دادگاه‌های رژیم کمونیستی، تصویری حیر‌ت‌انگیز از بی‌عدالتی‌ها و ستم‌گری‌های رژیم کمونیست روسیه شوروی به دست داد‌ه‌اند.
کتاب حاضر از دو بخش کلی تشکیل شده است. بخش نخست تحت عنوان "سرگذشت سه نسل مهاجران" به قلم بابک امیرخسروی شامل سرگذشت مهاجران پس از کودتای ۱۲۹۹، مهاجران پس از آذر ۱۳۲۵ و مهاجران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در سه فصل مجزاست. محسن حیدریان نیز در بخش دوم تحت عنوان "سرگذشت آخرین نسل" به تشریح سرنوشت آن دسته از اعضای حزب توده و سازمان فدائیان اکثریت پرداخته است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در پی اقدامات خلاف قانون و مصالح ملی این گروه‌ها، تحت تعقیب قرار گرفتند و راهی شوروی و سپس افغانستان شدند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
جنبش دانشجویی تبریز به روایت اسناد و خاطرات
هشت فراز ، هزار نیاز ؛ فراز هشتم : اصلاحات
از نیاوران تا پاستور: پایان افراط، آغاز اعتدال

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 19 مگابایت
دریافت ها: 7946
تعداد صفحات: 200
4.5 / 5
با 33 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 44
۱۳۹۴/۰۵/۲۳


پاسخنگارش دیدگاه
آقای محمد بيگ
از معرفی این مقاله تشکر می کنم و حتماً اگر فرصت کردم این مقاله را گیر می آورم و مطالعه می کنم.
سپاس
نقل قول  
نقل قول از logical positivism:
نقل قول:جناب شما هنوز نمیدانید خصوصی سازی دقیقا یعنی سرمایه سالاری!واقعا مگه میشه اینقدر بی اطلاعی و اینقدر اصرار بر اون!

چه کسی منکر آن است ولی کو عمل

خب همین الان هم سیستم سرمایه سالار است. شما را ارجاع میدهم به مقاله گارد جدید،گارد قدیم یوسف اباذری.
گرچه توی اون کامنتها کامل توضیح داده بودم.
نقل قول  
نقل قول:
جناب شما هنوز نمیدانید خصوصی سازی دقیقا یعنی سرمایه سالاری!واقعا مگه میشه اینقدر بی اطلاعی و اینقدر اصرار بر اون!


چه کسی منکر آن است ولی کو عمل
نقل قول  
نقل قول از logical positivism:
نقل قول:سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.

جناب بیگ شما ما را به اصل 44 ارجاع دادید و الان معلوم شد که خودتان در جریان اصل 44 نیستید چون اصل 44 در رابطه با خصوصی سازی اقتصاد و جلوگیری از فربگی اقتصاد دولتی می باشد که در سایت ذیل آورده می شود.

http://www.porseshkadeh.com/question/268...%8C%D8%B3%D8%AA

سیاست های کلی اصل 44 بر اساس تحول گرایی و تامین رشد اقتصادی شتابان بر اقتصاد کشور و مبتنی سند چشم انداز، طراحی شده دگرگونی اساسی در اقتصاد کشور ایجاد می کند و برخی از صاحب نظران آن را انقلاب اقتصادی نام نهاده اند . علاوه بر نظارت های عمومی مجلس ، مجمع تشخیص مصلحت نظام بر اساس نظر مقام معظم رهبری وظیفه تنظیم و نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی را بر عهده دارد . به طور کلی می توان آثار و پیامدهای مثبت اقتصادی اجرای سیاست های کلی بند «ج» اصل 44 قانون اساسی کشور را که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده است ، به شرح ذیل دسته بندی کرد:1- سرعت بخشیدن به رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور2- توسعه عدالت اجتماعی از طریق گسترش مالکیت ها و نه توزیع ثروت ها و فقرزدایی از لایحه های اجتماعی سراسر کشور3- دستیابی سریعتر به اهداف مندرج در سند چشم انداز 20 ساله کشور4- تغییر نقش دولت از مالکیت و مدیریت مستقیم اقتصادی به سیاست گذاری ، هدایت و نظارت5- توانمند و بالغ سازی بخش خصوصی در ساختار اقتصادی کشور و زمینه سازی حضور آنان در صحنه رقابت های اقتصادی بین المللی6- فراهم سازی زمینه حضور موثر مجموعه عوامل و عناصر اقتصادی و توسعه ای کشور در صحنه اقتصادی بین المللی از جمله حضور رقابتی و قدرتمند در سازمان تجارت جهانی و سازمان های مشابه منطقه ای و جهانی و.............
................

جناب شما هنوز نمیدانید خصوصی سازی دقیقا یعنی سرمایه سالاری!واقعا مگه میشه اینقدر بی اطلاعی و اینقدر اصرار بر اون!
نقل قول  
نقل قول:
سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.


جناب بیگ شما ما را به اصل 44 ارجاع دادید و الان معلوم شد که خودتان در جریان اصل 44 نیستید چون اصل 44 در رابطه با خصوصی سازی اقتصاد و جلوگیری از فربگی اقتصاد دولتی می باشد که در سایت ذیل آورده می شود.

http://www.porseshkadeh.com/question/268...%8C%D8%B3%D8%AA

سیاست های کلی اصل 44 بر اساس تحول گرایی و تامین رشد اقتصادی شتابان بر اقتصاد کشور و مبتنی سند چشم انداز، طراحی شده دگرگونی اساسی در اقتصاد کشور ایجاد می کند و برخی از صاحب نظران آن را انقلاب اقتصادی نام نهاده اند . علاوه بر نظارت های عمومی مجلس ، مجمع تشخیص مصلحت نظام بر اساس نظر مقام معظم رهبری وظیفه تنظیم و نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی را بر عهده دارد . به طور کلی می توان آثار و پیامدهای مثبت اقتصادی اجرای سیاست های کلی بند «ج» اصل 44 قانون اساسی کشور را که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده است ، به شرح ذیل دسته بندی کرد:1- سرعت بخشیدن به رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور2- توسعه عدالت اجتماعی از طریق گسترش مالکیت ها و نه توزیع ثروت ها و فقرزدایی از لایحه های اجتماعی سراسر کشور3- دستیابی سریعتر به اهداف مندرج در سند چشم انداز 20 ساله کشور4- تغییر نقش دولت از مالکیت و مدیریت مستقیم اقتصادی به سیاست گذاری ، هدایت و نظارت5- توانمند و بالغ سازی بخش خصوصی در ساختار اقتصادی کشور و زمینه سازی حضور آنان در صحنه رقابت های اقتصادی بین المللی6- فراهم سازی زمینه حضور موثر مجموعه عوامل و عناصر اقتصادی و توسعه ای کشور در صحنه اقتصادی بین المللی از جمله حضور رقابتی و قدرتمند در سازمان تجارت جهانی و سازمان های مشابه منطقه ای و جهانی و.............
................
نقل قول  
نقل قول از logical positivism:
نقل قول:پستهای من حذف شد شما دوباره اومدید به میدون!جالبه نه!

شاید شما فکر می کنید که قطعاً با نوشته بالای شما چنین برداشت می شود که ما در میدان جنگیم نه جناب شما اینجا را با میدان جنگ اشتباهی گرفتید در اینجا هر کسی در مورد کتاب گذاشته شده نظر می دهد و نقد بررسی می نماید و فارغ از هرگونه سوگیری و جانبدارانه و میدان رو کم کنی هم نیست که کسی روی کس دیگر را کم کند من از خیلی از دوستان کتابناکی خودم مطالب زیادی یاد گرفتم و از همه آنها تشکر می نمایم و اگر قابل بدانند مطالبی هم به آنها داده ام و این سایت بیشتر سایت فرهنگی و تبادل اطلاعات است نه سایت جنگ جدل اگر شما اینجا را با میدان جنگ اشتباه گرفته اید این تقصیر دیگران نیست بلکه این مشکل شماست و باز خداوند بزرگ هدیت تان کند.

عزیز من شما در خوندن 4 تا کامنت دچار مشکل هستید.و حرفهای دیگری را سخن من پنداشتید..در مورد چی می خواهید بحث کنید. کافی نبود.
نقل قول  
نقل قول:
پستهای من حذف شد شما دوباره اومدید به میدون!جالبه نه!


شاید شما فکر می کنید که قطعاً با نوشته بالای شما چنین برداشت می شود که ما در میدان جنگیم نه جناب شما اینجا را با میدان جنگ اشتباهی گرفتید در اینجا هر کسی در مورد کتاب گذاشته شده نظر می دهد و نقد بررسی می نماید و فارغ از هرگونه سوگیری و جانبدارانه و میدان رو کم کنی هم نیست که کسی روی کس دیگر را کم کند من از خیلی از دوستان کتابناکی خودم مطالب زیادی یاد گرفتم و از همه آنها تشکر می نمایم و اگر قابل بدانند مطالبی هم به آنها داده ام و این سایت بیشتر سایت فرهنگی و تبادل اطلاعات است نه سایت جنگ جدل اگر شما اینجا را با میدان جنگ اشتباه گرفته اید این تقصیر دیگران نیست بلکه این مشکل شماست و باز خداوند بزرگ هدیت تان کند.
نقل قول  
نقل قول از logical positivism:
نقل قول:اگر نفهمیدید به خاطر ذهن محدود و بی اطلاعتونه

زمانی که خردگرا شدید
زمانی که علم گرا شدید
زمانی که دگم بودن و ارتجاعی بودن و خشک مغزی را کنار گذاشتید

شما خود دو روز اسلحه به دست بگیرید
شما که ایدولوژی شوونیستی داری روزی که ایران دچار جنگ داخلی گسترده شود(امروز جنگ داخلی هست ولی فعلا دامنه اش به تهران نرسیده است)


اگر این ادبیات حاکی از با سواد بودن است و شما آنرا دارا می باشید بله بنده قبول می کنم که این سواد را من ندارم و در هیچ موقع هم به دنبال آن نخواهم بود آخر جناب کجا آدم عاقل از جنگ خوشش می آید که شما آنرا دوست دارید مگر شما عواقب جنگ را در کشورهای جنگ زده چه داخلی و چه خارجی آن نمی بینید مگر همین اواخر روانه شدن سیل پناه جویان کشورهای جنگ زده و برخورد کشورهای غربی با آنها را نمی بینید آیا شما انسان نیستی و اخلاقیات برای شما مهم نیست وقت می توانم این را برای شما آرزو کنم که خدا شفایت دهد.

خدا شما را شفا بده. این سخنان من نیست. این دوست عزیزمان هیرکان که شبیه کارگاهان ج.ا است اومدند و نقل قولهایی را آوردند و گفتند شبیه نقل قول یک فرد است (و جوابشون هم گرفتند)
این سخنان من نیست. کامنتهای حذف شده من در مورد قانون اساسی و خلافت اسلامی فعلی بوده و در جواب به شما در مورد خصولتی سازیها. این حرفهای این کاربر هیرکان پابرهنه وسط بحث آوردند.در ضمن بگریدید در کامنتهای من اگر یک تعصب قومیتی دیدید حق با شماست. من که با تعصب ملی مخالفت می کنم و به طریق اولی با تعصب قومیتی هم مخالفم.

نقل قول  
نقل قول:
اگر نفهمیدید به خاطر ذهن محدود و بی اطلاعتونه

زمانی که خردگرا شدید
زمانی که علم گرا شدید
زمانی که دگم بودن و ارتجاعی بودن و خشک مغزی را کنار گذاشتید

شما خود دو روز اسلحه به دست بگیرید
شما که ایدولوژی شوونیستی داری روزی که ایران دچار جنگ داخلی گسترده شود(امروز جنگ داخلی هست ولی فعلا دامنه اش به تهران نرسیده است)


اگر این ادبیات حاکی از با سواد بودن است و شما آنرا دارا می باشید بله بنده قبول می کنم که این سواد را من ندارم و در هیچ موقع هم به دنبال آن نخواهم بود آخر جناب کجا آدم عاقل از جنگ خوشش می آید که شما آنرا دوست دارید مگر شما عواقب جنگ را در کشورهای جنگ زده چه داخلی و چه خارجی آن نمی بینید مگر همین اواخر روانه شدن سیل پناه جویان کشورهای جنگ زده و برخورد کشورهای غربی با آنها را نمی بینید آیا شما انسان نیستی و اخلاقیات برای شما مهم نیست فقط می توانم این را برای شما آرزو کنم که خدا شفایت دهد.
نقل قول  
نقل قول از logical positivism:
نقل قول:خب ،اصلی ترین پستهای من حذف شد. واقعا از اون زمانی که کتابناک توقیف شد تا الان مدیران خوب بلد شدند که سانسور کنند.
در سایتی که براهین وجود خدا با آزادی کامل رد میشه ولی نمیشه درمورد یک طیف،قانون اساسی ایران و خلافت اسلامی حرف زد.ح
لب مطلبم این بود که هر چیزی که ایران کمپلت از غرب گرفته براش خوب بوده و وقتی اومده فرهنگش را در اون دخالت بده شده گوز بالای گوز.
حیف وقتی گذاشتم برای نوشتن اونها.
این پست را میدهم تا دوستانی که این نوشته ها را میخونند بدونند که دو پست بنده حذف شده.وگرنه من اینقدر بی ربط نمینویسم.

نمی دانم با این نوشته ها به دنبال چه چیزی هستی ؟

پستهای من حذف شد شما دوباره اومدید به میدون!جالبه نه!


نقل قول از logical positivism:
نقل قول:مگر اینکه اعتقاد داشته باشید اقتصاد ایرانی داریم(مثل ادعای اقتصاد اسلامی) که در این صورت مرا با شما کاری نیست.

نقل قول:سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.

آیا این تناقض نیست؟

نه چه تناقضی. اگر سیاستهای کلی را میخوندید درک میکردید که حتی کسانی که ادعا دارند چیزی به اسم اقتصاد اسلامی وجود دارد و می شود از قال باقر و صادق اقتصاد کشید بیرون ، از صدر تا ذیل دارند مدل سرمایه داری را پیاده سازی می کنند.
احتمالا این پست هم حذف خواهد شد.
نقل قول  
نقل قول:
شما که ایدولوژی شوونیستی داری روزی که ایران دچار جنگ داخلی گسترده شود(امروز جنگ داخلی هست ولی فعلا دامنه اش به تهران نرسیده است)


بنده خدا واقعاً به دنبال جنگ هستی واقعاً نفرت و کینه اینقدر وجود تو را گرفته که آرزوی از هم پاشیدن کشور را می کنی برای تو واقعاً متاسفم خداوند شفایت دهد واقعاً فکر می کنی که جوانان غیور این مملکت که هشت سال مردانه در مقابل رژیم بعثی که ابرقدرتهای جهان که عشق شما هم هستند تمام عیار پشت آن بود از کیان مملکت دفاع کردند در مقابل تعرض بیگانه گان ساکت می نشیند دلم به حالت روزت می سوزد یا تو هویت نداری و یا بیگانه ای؟
نقل قول  
نقل قول:
اگر نفهمیدید به خاطر ذهن محدود و بی اطلاعتونه

زمانی که خردگرا شدید
زمانی که علم گرا شدید
زمانی که دگم بودن و ارتجاعی بودن و خشک مغزی را کنار گذاشتید

شما خود دو روز اسلحه به دست بگیرید
شما که ایدولوژی شوونیستی داری روزی که ایران دچار جنگ داخلی گسترده شود(امروز جنگ داخلی هست ولی فعلا دامنه اش به تهران نرسیده است)


واقعاً نمی دانم با این جسته گریخته نویسی به چه می خواهی برسی بنظر می رسد بیشتر در کار تفرقه اندازی هستی تا بحث علمی خداوند همه ما را هدایت کند.

نقل قول  
نقل قول:
خب ،اصلی ترین پستهای من حذف شد. واقعا از اون زمانی که کتابناک توقیف شد تا الان مدیران خوب بلد شدند که سانسور کنند.
در سایتی که براهین وجود خدا با آزادی کامل رد میشه ولی نمیشه درمورد یک طیف،قانون اساسی ایران و خلافت اسلامی حرف زد.ح
لب مطلبم این بود که هر چیزی که ایران کمپلت از غرب گرفته براش خوب بوده و وقتی اومده فرهنگش را در اون دخالت بده شده گوز بالای گوز.
حیف وقتی گذاشتم برای نوشتن اونها.
این پست را میدهم تا دوستانی که این نوشته ها را میخونند بدونند که دو پست بنده حذف شده.وگرنه من اینقدر بی ربط نمینویسم.


نمی دانم با این نوشته ها به دنبال چه چیزی هستی ؟
نقل قول  
نقل قول:
مگر اینکه اعتقاد داشته باشید اقتصاد ایرانی داریم(مثل ادعای اقتصاد اسلامی) که در این صورت مرا با شما کاری نیست.


نقل قول:
سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.


آیا این تناقض نیست؟
نقل قول  
خب ،اصلی ترین پستهای من حذف شد. واقعا از اون زمانی که کتابناک توقیف شد تا الان مدیران خوب بلد شدند که سانسور کنند.
در سایتی که براهین وجود خدا با آزادی کامل رد میشه ولی نمیشه درمورد یک طیف،قانون اساسی ایران و خلافت اسلامی حرف زد.ح
لب مطلبم این بود که هر چیزی که ایران کمپلت از غرب گرفته براش خوب بوده و وقتی اومده فرهنگش را در اون دخالت بده شده گوز بالای گوز.
حیف وقتی گذاشتم برای نوشتن اونها.
این پست را میدهم تا دوستانی که این نوشته ها را میخونند بدونند که دو پست بنده حذف شده.وگرنه من اینقدر بی ربط نمینویسم.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
عین عصا قورت داده ها

فعل منسوخ

بله!

خوب اگر انسجام ملی ودوری از نفرت پراکنی قومی فعل منسوخی باشد لطف بفرمایید مرا در ردیف افراد عصا قورت داده ثبت فرمایید.

فعل «می باشد»فعل غلطی که در دوران مشروطه رواج یافت ولی امروزه به جای آن از فعل اسنادی «است» استفاده میکنند.
جالبه شما وارد بحث شدید و بنده را به فیک بودن متهم کردید و حالا هم یک چیزی طلبکارید.من که اصلا طرف بحثم شما نبودید. مگر اینکه شما و پوزیتویست منطقی یک نفر باشید که به اشتباه این پست را با این اکانت دادید.
نقل قول  
هیرکان
Member
عین عصا قورت داده ها

فعل منسوخ


بله!

خوب اگر انسجام ملی ودوری از نفرت پراکنی قومی فعل منسوخی باشد لطف بفرمایید مرا در ردیف افراد عصا قورت داده ثبت فرمایید.
نقل قول  
نقل قول:
ادبیات و شیوه نوشتار چند کاربر گرامی کتابناک شبیه به یک فرد می باشد
.

بنده حاضرم اکانت بنده وشماره آی پی بنده را با هرکسی که دلتون خواست مقایسه کنید تا اگر شبه ای در ذهنتون هست رفع بشه .این برای من مشکلی نیست. در تمام این مدتی هم در کتابناک بودم همیشه همین شماره آی پی را داشته ام. تمام کامنتهای من هم واضحه که نظرم در موراد مختلف چی بوده.

اینکه ادبیات و شیوه نوشتن افراد یک جامعه شبیه هم باشه اتفاق خیلی عجیبی نیست .شما هم که عین عصا قورت داده ها از فعل منسوخ می باشد(که پرواضحه غلطه) استفاده میکنید ، می توانید کاندیدای خوبی برای فیک بودن باشید.تعدا افرادی که توی سایت اینطور رسمی حرف میزنند هم کم نیست.



نقل قول  
هیرکان
Member
نقل قول از :
اگر نفهمیدید به خاطر ذهن محدود و بی اطلاعتونه

زمانی که خردگرا شدید
زمانی که علم گرا شدید
زمانی که دگم بودن و ارتجاعی بودن و خشک مغزی را کنار گذاشتید


شما خود دو روز اسلحه به دست بگیرید

شما که ایدولوژی شوونیستی داری روزی که ایران دچار جنگ داخلی گسترده شود(امروز جنگ داخلی هست ولی فعلا دامنه اش به تهران نرسیده است)


ادبیات و شیوه نوشتار چند کاربر گرامی کتابناک شبیه به یک فرد می باشد.



تفاوت میان دو انسان


ناصر پور پیرار در هفتم شهریور ماه امسال در گذشت.

ویکی پدیای فارسی درباره وی اینگونه نگاشته است:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%...%B1%D8%A7%D8%B1

شاید بد نباشد زندگی پور پیرار را با پرویز رجبی مقایسه نماییم:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%...%AC%D8%A8%DB%8C
نقل قول  
نقل قول از logical positivism:
نقل قول:عزیز من،واقعا متوجه نیستید که در ایران هم نیازمند یک نوع سیستم اقتصادی هستیم این سیستم در هر صورت به یکی از این مکاتب مرتبطه. واقعا برایم جالبه کسی اینقدر در اوهام باشد که فکر کند دعوا سرمایه داری و کمونیسم ربطی به ما ندارد و بچسبیم به ایران. کسی نیست بگوید همین ایران شما چه سیستم اقتصادی دارد. در ان وضع طبقات اجتماعی چگونه است؟رشد اقتصادی بر چه مبنایی صورت می گیرد و نقش دولت و مالکیت خصوصی چگونه است؟
مگر اینکه اعتقاد داشته باشید اقتصاد ایرانی داریم(مثل ادعای اقتصاد اسلامی) که در این صورت مرا با شما کاری نیست.


نقل قول:سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.

بنده پارا گرافی از خودتان آوردم تا خود و دیگر دوستانی که این مطالب را می خوانند تناقض در بین گفته های شما را ببینند بالاخره ما نفهمیدیم شما طرفدار نظام اقتصاد در ایران هستید یا مخالش؟

بالاخره ماندیم معلومات را هم دیدیم!!!!!!



من تناقضی نمی بینم شما تناقض را نشان دهید. اگر نفهمیدید به خاطر ذهن محدود و بی اطلاعتونه. حرف من واضحه.
نقل قول  
نقل قول:
عزیز من،واقعا متوجه نیستید که در ایران هم نیازمند یک نوع سیستم اقتصادی هستیم این سیستم در هر صورت به یکی از این مکاتب مرتبطه. واقعا برایم جالبه کسی اینقدر در اوهام باشد که فکر کند دعوا سرمایه داری و کمونیسم ربطی به ما ندارد و بچسبیم به ایران. کسی نیست بگوید همین ایران شما چه سیستم اقتصادی دارد. در ان وضع طبقات اجتماعی چگونه است؟رشد اقتصادی بر چه مبنایی صورت می گیرد و نقش دولت و مالکیت خصوصی چگونه است؟
مگر اینکه اعتقاد داشته باشید اقتصاد ایرانی داریم(مثل ادعای اقتصاد اسلامی) که در این صورت مرا با شما کاری نیست.


نقل قول:
سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.


بنده پارا گرافی از خودتان آوردم تا خود و دیگر دوستانی که این مطالب را می خوانند تناقض در بین گفته های شما را ببینند بالاخره ما نفهمیدیم شما طرفدار نظام اقتصاد در ایران هستید یا مخالش؟

بالاخره ماندیم معلومات را هم دیدیم!!!!!!
نقل قول  
نقل قول:
میشه بپرسم کی گفته؟ ملی گرایی شاخصه دموکراسی است!!!!!اونم شاخصه اصلی!!!!


پس شما که ایرانی هستی برو در آمریکا برای انتخاب ریاست جمهوری آن کشور رای بده تازه همه ملت ایران، افغانستان و................... را با خودت ببر

نقل قول:
سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.


مهم نیست چه چیزی در این اصل نوشته شده است مهم این است چگونه اجرا شد یا می شود شرکتهای دولتی به شرکتهای شبه دولتی مبدل گردید که به مراتب فاجعه است و آیا وقعاً خصوصی سازی شد آیا شما فکر می کنید با خرید مخابرات به توسط ارگان نظامی ماننده سپاه واقعاً در کشور خصوصی سازی شدو..............

جناب یا نمی دونی و یا خودت را به آن راه زده ای و ما را سرکار گذاشته ای
نقل قول  
hematy
Member
جناب دبیر زاده عزیز . عرض ادب
آنچه در باره ساختار اجتماعی، فرهنگی ، تاریخی مخصوصأ اقتصادی کشورها و ماهیت سیاسی آنها فرمودید کلامی متقن ،پذیرفته و عالمانه است. زیرا امروزه بزرگترین مشکل یعضی کشورها ، عدم انطباق ساختار سیاسی با ساختارهای اجتماعی آنان است.
بله. اینکه هر حکومت و ساختار سیاسی بازتابی از شرایط و خصلت های خوب و بد کشورها است حرف بسیار سنجیده و کلامی جامعه شناسانه است.
امروزه یک کشور جهانسومی بدون توجه به شرایط اجتماعی فرهنگی تاریخی خود نمیتواند الگویی از دموکراسی های اروپایی را بپذیرد. چه بسا دیده ایم که موفق نشده و با چالش های جدی ای مواجه شده اند.!
در اروپا هم جلوه های خاصی از دموکراسی را مشاهده می کنین که با شرایط اجتماعی و خصلت های گاهأ تاریخی و اقتصادی آنها منطبق است.
بسیاری از جامعه شناسان برجسته مانند : ( آنتونی گیدنز ) ضمن تأکید و توجه به دیدگاه های تلفیقی و میانه و پرهیز از روایت های کلان و حتی خرد به ( راه سوم ) و سوسیال دموکراسی اعتقاد داشته و در صدد تکمیل نسخه های بهتری از آن برای انگلستان و حتی بعض کشورها ی دیگری از اروپای میانه و شمال هستند.
امروزه بسیاری دیگر از متفکران غرب مانند فوکویاما و هانتینگتون نمی اندیشند که همه ی راهها به ( لیبرال دموکراسی) ختم میشود. اگرچه که به دیدگاه آنان نیز باید احترام گذاشت . اما نمیتوان به انتقادات متقن و سازنده بی توجه بود.
آنچه که پذیرفتنی تر است پذیرفتن جنبه های مثبت لیبرال دموکراسی و و جنبه های اجتماعی ساختارهای سیاسی با دولت رفاه و تلاش در نهدینه کردن آن با توجه به خصلت های تاریخی و فرهنگی است.
در پایان بدون دلیل نیست که هندوستان بزرگترین دموکراسی جهان لقب می گیرد.
با احترام شایسته و عرض ادب مجدد به شما و همه ی دوستان
نقل قول  
آقای همتی عزیز ،
اگر جسارتی شده از ته دل از شما پوزش میخواهم ،
به تجربه دریافته ام که هر ملتی بسته به فرهنگ خود بایدسیستم حکومتی اش را تنظیم کند ، سیستم سوسیال دمکراسی اسکاندیناوی با سیسم آمریکایی(که اصلا دمکراتیک نیست ) فرق میکند، اما یکی از دلیلهای آن اینست که حکومتها بازتابی ازخصلتهای خوب و بد خود جامعه اند ، من میگویم بیاییم با توجه به شرایط جامعه مان و ارزشهای خوب انسانی ، حکومتی را طرح کنیم که خوبی های همه نظامهای موجود را داشته باشد ، یکی از آن راه ها اینست که از بدیهای نظامهای موجود دوری کنیم
برای نمونه ، هنگامیکه بازار و پول بر جامعه حاکم باشند فاجعه آمیز است چون همه چیز را میتوان با پول خرید و ظلم و نابرابری و مصرفگرایی دیوانه وار پدید میآید ،
و تئوریهای مارکسیستی نیز سرانجام به الیگارشی و بی عدالتی میانجامد چون قدرت در دست شماری از سران محدود میشود ،و انگیزه کار و کوشش در میان مردم از میان میرود ،
و مذهب نیز (آیا اجازه این دیدگاه را دارم؟) به دگماتیسم و واپسگرایی و خیالبافی های ناکاربردی و تضادهای بیهوده میانجامد
بیاییم همه چیز را با عقلانیت محض در نظر بگیریم و با نگرش واقعبینانه به خوی انسانها و نیاز مردم جامعه را اداره کنیم
باز هم از شما برای لحن دیدگاه پیشینم پوزش میخواهم
نقل قول  
hematy
Member
ماکیاول در شهریار :

در باره استعداد مردم در امر قضاوت ، بندرت اتفاق می افتد که پس از شنیدن سخنان دو خطیب شهیر ، دو شیوه عمل مخالف اختیار کنند. مردم بهترین خطیب را از میان آندو انتخاب نمی کنند ؛ و این دلالت دارد که آنان بخوبی میتوانند سهم حقیقت را در آنچه میشنوند تشخیص دهند. و این هم درست است که مردم گاهی فریفته ( شجاعت) و گاهی نیز فریفته ب منفعتی ظاهری میشوند.
همچنین درست است که ( شهریار ) نیز در بیشتر اوقات فریفته ی هواهای نفسانیش می شودکه به مراتب زیانبخش تر از آن مردم است.

* ماکیاوللی ۱۳۶۶ شهریار _ داریوش آشوری _ تهران _ نشر پرواز
نقل قول  
هیرکان
Member
بی دلیل نبوده که ماکیاولی تأکید خود را بر ( شهریار)یا پرنس گذاشته است!!

ماکیاولی یک ایتالیایی میهن پرست شهروند دولت شهر فلورانس بوده که دلمرده از جنگ های داخلی و رقابت های خونبار میان ایالت های پاپی ودولت شهر ها وشاهزاده نشین های ایتالیا که این سرزمین را آوردگاه جنگ قدرت های آن زمان همچون اسپانیا وفرانسه نموده بود در پی پایه گذاری یک ایتالیای متحد ویکپارچه بود که آرزوی اوچند قرن بعد در سال 1860به تحقق رسید.

کتاب "هنر جنگ" سان تزوی چینی نیز حاوی دیدگاه ها وپیشنهاد هایی می باشد که شاید در مواردی خلاف اخلاق به نظر برسد ولی بهترین گزینه برای بدست آوردن پیروزی در میدان جنگ می باشد.

یک کارد تیز هم می تواند اسباب جراحی ونجات جان باشد وهم ابزار قتاله.

گمان دارم بسیار کسانی که کتاب شهریار را مردود می شمرند هیچگاه ورقی به این اثر درخور توجه نزده باشند.
نقل قول  
hematy
Member
جناب دبیر زاده عزیز
ضمن احترام گذاشتن به نظر شما و همه ی کاربران محترم کاش بجای اینکه دیگران را متهم به پیروی کورکورانه از مکاتب سیاسی بکنیم و نظر آنان را کلأ رد کنیم مقداری علمی تر به مسایل نگاه می کردیم تا به ورطه ی تقلیل گرایی و فرد گرایی نیفتیم!
آنچه بنده گفتم مبانی فکری دموکراسی بود که مورد قبول بسیاری از فلاسفه ی سیاسی جهان بوده و هست.
اما من نیز مانند شما معتقدم که دموکراسی یک شیوه ای برای دستیابی و. تحقق حکومت های دموکراتیک است. اگرچه دموکراسی به معنای انتخابات نیست .
حکومت یا حکومت های دموکراتیک ، حکومت هایی هستند که ابتنای آنها بر اصول فکری و فلسفی دموکراسی است. علل عدم تحقق دموکراسی در جهان بخاطر بی توجهی حاکمان و سردمداران به اصول دموکراسی است.
اگر خوب توجه کرده باشید می بینید که در جهان اشکالی از حکومت های دموکراتیک وجود دارد که پاره ای از این اصول را در ساختار سیاسی خود بکار نبسته یا بدانها اعتقادی ندارند.!!
امروزه ما در جهان شاهد اشکالی از حکومت دموکراتیک به شکل ذیل هستیم که تفاوت اساسی آنها در پذیرش و یا عدم پذیرش آن اصول است. البته بر حسب اینکه هدف اصلی حکومت های دموکراتیک تأمین آزادی های فردی ، فضیلت مدنی یا برابری های سیاسی بگیریم با اشکالی از حکومت دموکراتیک مواجه خواهیم شد:

_ دموکراسی لیبرال یا مشارکتی
_ دموکراسی اکثریت
_ حکومت قانون در مق
ابل مصلحت!!

_ دموکراسی های نمایندگی یا پارلمانتاریسم
_ دموکراسی های بیواسطه
_ دموکراسی های اجتماعی:
_ دموکراسی های صنعتی و صنفی
_ دموکراسی های چند قومی و انجمنی!!

باید گفت که انواع دموکراسی تا اندازه ای ناشی از اولویتی است که در دموکراسی ها به (آزادی ) یا (فضیلت مدنی ) میدهند.
نکته ی دیگری که بیان آن حایز اهمیت است انتقاداتی است که بر اشکال دموکراسی وارد می کنند.
آنچه از فحوای مطلب شما متوجه شدم نه توجه به ماهیت و محتوای دموکراسی ، بلکه انتقادات و ایرادات وارده بر دموکراسی است که افراد را به دو. دسته ی :
_ شیفتگان و پیروان
_ منتقدان و مخالفان تقسیم میشوند.
آلن دو بنوا از متفکرانی است که ضمن انتقاد از دموکراسی و برشمردن اشکالات آن ، معتقد است که در حال حاضر دموکراسی پذیرفته ترین شکل حکومت است اما برترین آن نیست.
این دیدگاه پوپر نیز هست.
در خاتمه آنچه شما دوست عزیز فرموده اید مربوط به ماهیت دموکراسی نیست بلکه از نارسایی هایی است که به دلایلی قدرتمندان و سرمایه داران بر بخاطر منافع خود بسته اند!!!
بی دلیل نبوده که ماکیاولی تأکید خود را بر ( شهریار)یا پرنس گذاشته است!!
با پوزش فراوان /
نقل قول  
جناب hematy
باز هم میگویم بهتر است از پیروی کورکورانه مکتبهای سیاسی و جناحی پرهیز کنیم
دمکراسی در لغت برابر با مردمسالاری است و هیچ تعهدی بر اخلاق و عدالت و حتی قانون ندارد چون قانون مطلقی را نمیپذیرد زیرا همانگونه که خود یاد آور شدید نسبی گرا است ، بدیگر سخن دمکراسی تنها روشی انتخاباتی است
و انتخابات به تبلیغات وابسته است
و برای تبلیغات به پول و سرمایه نیاز است
پس صاحبان سرمایه و قدرت همواره برنده و گرداننده اصلی و راستین دمکراسی های لیبرال اند
دمکراسی هایی هستند که همه مردم به فردی جنگطلب و ظالم رای میدهند .
دمکراسی ها نیز میتوانند بشدت و حتی افراطی ملیگرا باشند همچون اسراییل و انگلیس، چون در این روش انتخاباتی اراده اکثریت هر چه باشد حکم است
و اراده اکثریت را نیز میتوان با رسانه ها که به کلانسرمایه داران وابسته اند جهت داد
نقل قول  
hematy
Member
دموکراسی رابطه معنی داری با ناسیونالیسم ندارد.
دموکراسی بعنوان شیوه ی زندگی سیاسی در جهان مدرن بر یک سری اصول و مبانی استوار است که طی یک فرایند دراز مدت مبارزه برای ایجاد حکومت دموکراتیک تکوین یافته اند. بطور کلی اصول و مبانی دموکراسی را میتوان به شرح ذیل بیان کرد :
۱ ) لیبرالیسم
۲) پراگماتیسم
۳) نسبی گرایی
۴) اصالت قرار داد
۵) اصالت رضایت و قبول عامه
۶) برابری مدنی یا اصالت برابری
۷) خودمختاری فرد
۸) قانون و قانونگرایی
۹) حقوق شهروندی و شهروندی
۱۰) حاکمیت مردم
۱۱) حقوق بشر و توجه به اصول آن

همانگونه که مشاهده کردید این اصول و مبانی اساسی دموکراسی است و اصلی بعنوان ناسیونالیسم و ملیت گرایی و ملیت پرستی در آن مشاهده نمی شود. به تعبیری ملیت گرایی ازدیدگاه فلسفه‌ ی سیاسی در تضاد با برخی اصول دموکراسی قرار می گیرد.
نقل قول  
نقل قول:

یکی از شاخصه های اصلی دموکراسی همان ملی گرای یا وطن پرستی است

میشه بپرسم کی گفته؟ ملی گرایی شاخصه دموکراسی است!!!!!اونم شاخصه اصلی!!!!

نقل قول:
بعد از انقلاب 57 هیچ سیستم اقتصادی نداشته و از اینجا مانده و از آنجا رانده می باشد و هرچه هم ادعا می شود که دارای سیستم است

سیاستهای کلی اصل 44 را مطالعه بفرمایید.



نقل قول  
یک مثل انگلیسی هست که میگوید :Honesty is the best policy(صداقت بهترین سیاست است)
بیاییم با صداقت بررسی کنیم که ما از سیاست چه میخواهیم : رفاه و آرامش و سلامت بدنی و ذهنی شهروندان و عدالت اجتماعی برای همگان ،
برای رسیدن به این آماج نخستین چیزی که باید از آن پرهیز کنیم:
-جناح بندیهای سیاسی و حزبی و مرامی و مذهبی و انتخاباتی وگرایش و دلدادگی به کشورهای دیگر
-و نیز آگاه باشیم که منجمد شدن در تاریخ به خشکشدن ذهنی میانجامد،
-پرهیز از دشمنی های بیهوده و تاریخی (ایران با یونان و آشور و روم غربی و شرقی و هند و پرتغال وروسیه و عثمانی وعراق و ...جنگیده بوده حالا این دلیل نمیشود تا ما آن نبردهای تاریخی را به سیاست امروزی مان دخالت بدهیم در صورتی که آنهابا ما دوستانه رفتار کنند
-پیروی کورکورانه و بی چون و چرا از الگوی اقتصادی بخصوص
-هیچکس بی عیب نیست، همه آرمان سیاسی خود را در دشمنی و یا شیفتگی شخص ویژه ایی محدود نکنیم ،
سخن همگان را بدون پیشداوری بشنویم و هر کسی شاید نکته سودمندی نیز داشته باشد که بتوان آنرا بکار برد
نقل قول  

نقل قول:
و.طن پرستان ایرانی از عالم و آدم مطالبه دارند.این وطن پرستان آلمانی و یا ژاپنی نبودند که این کشورها را دوباره ساختند اتفاقا افرادی بودند که شاید مدتها به آنها انگ خیانت زده شد.وطن پرستان ژاپنی و آلمانی جز جنگ چیزی دیگری به ارمغان نیاوردند.

1- دوست من شما از کجا فهمیده اید بنده وطن پرست هستم و برای خودتان بریدید و دوختید و به نظر علم غیب هم می دانید.
2- مگر وطن پرستی بد است اگر که بد است پس محدوده جغرافیائی برای چیست پس چرا این همه کشورها داری اسم و پرچم و محدوده جغرافیائی هستند.
3- یکی از شاخصه های اصلی دموکراسی همان ملی گرای یا وطن پرستی است البته حد افراط آن نیز به فاشیسم یا نازیسم که در آلمان هیتلری پا به عرصه وجود نهاد منتهی می شود که مورد قبول بنده نیز نمی باشد.
.4- اینکه ایران امروز چه سیستم اقتصادی دارد یا ندارد بنده معتقدم که ایران بخصوص بعد از انقلاب 57 هیچ سیستم اقتصادی نداشته و از اینجا مانده و از آنجا رانده می باشد و هرچه هم ادعا می شود که دارای سیستم است و....................... مهملی بیش نیست.
5- بنده به انسانیت و انسان بودند بیشتر از هر چیزی ارزش قائل هستم آیا شما عکس کودک سوری غرق شده در یکی از سواحل ترکیه که امروز قلب هر انسانی را به درد می آورد و حاصل شیطنتهای غرب و شرق می باشد چگونه فکر می کنید من که تا اعماق وجودم متاثر شده و در این چند روز آثار مخرب آن در ذهن و فکرم هک شده و داغونم کرده است.
6- بنده اگر نظام اقتصادی را برای کشورمان پیشنهاد دهم نظام اقتصادی و اجتماعی کشورهای اسکاندیناوی همچون سوئد و سوئیس و.... غیره را که می بایست برای برقراری آن سالها فرهنگ سازی نمود را پیشنهاد خواهم داد که شاید تلفیقی از نظام سرمایه داری و سوسیالیستی باشد که در آن کشورها استفاده می شود.
نقل قول  
دانش اندک و ادعای فراوان....

نقل قول:

آیا این همه بحث و فحص که بین طرفداران این دو نظام در این تقریباً بیشتر از یک قرن اتفاق افتاده است افقط برای مزاح و بازیگوشی بوده است که متفکرین آنها می خواستند چند صباحی با این بذله گوئیها خوش باشند و روزگار سپری کنند و زمان بگذرانند

عزیز من،واقعا متوجه نیستید که در ایران هم نیازمند یک نوع سیستم اقتصادی هستیم این سیستم در هر صورت به یکی از این مکاتب مرتبطه. واقعا برایم جالبه کسی اینقدر در اوهام باشد که فکر کند دعوا سرمایه داری و کمونیسم ربطی به ما ندارد و بچسبیم به ایران. کسی نیست بگوید همین ایران شما چه سیستم اقتصادی دارد. در ان وضع طبقات اجتماعی چگونه است؟رشد اقتصادی بر چه مبنایی صورت می گیرد و نقش دولت و مالکیت خصوصی چگونه است؟
مگر اینکه اعتقاد داشته باشید اقتصاد ایرانی داریم(مثل ادعای اقتصاد اسلامی) که در این صورت مرا با شما کاری نیست.
واقعا برای ناسیونالیسمها خیلی سخته درک کنند سرمایه دای و کمونیسم چیزی فراتر از مفهوم ملیت در اروپا است چه برسد به آداب و رسوم محلی افرادی در خاورمیانه.
بگذریم از اینکه وافعا ایران چی هست.یک کشور چند قومیتی ،چند زبانی و غیرمدرن که تنها با چسب حکومت واحد و قوه قهریه و تبلیغات است که همچنان در هیبت یک کشور باقی مونده.

نقل قول:
ولی دوست من امروز ایران و ایرانی باید صلاح و مصلحت خود را در این جامعه و جهان آشفته که تبدیل به جنگل گردیده است و هر کسی زورش به دیگری می رسد او را تکه و پاره می کند باید خود تعیین کند و سرنوشتش را خود در دست بگیرد و آگاهانه عمل نماید تا در این گذر بسیار حساس و خطرناک تاریخی به مانند کشور عراق و سوریه و سایر کشورهای دیگر با مشکل مواجه نگردد و به مانند کشور ژاپن و آلمان از راه تعامل مطالبات واقعی و به حق خود را از این ابر قدرتهای تا دندان مسلح بگیرد که اگر غیرآن شود در این جنگ نابرابر اطمینان دارم از ایران چیزی باقی نخواهد ماند.

به کلمات بلود شده دقت کنید. و.طن پرستان ایرانی از عالم و آدم مطالبه دارند.این وطن پرستان آلمانی و یا ژاپنی نبودند که این کشورها را دوباره ساختند اتفاقا افرادی بودند که شاید مدتها به آنها انگ خیانت زده شد.وطن پرستان ژاپنی و آلمانی جز جنگ چیزی دیگری به ارمغان نیاوردند.
نقل قول  
نقل قول:
چیزی که در این نوشته جالبه اینکه ،هنوز فهم دوستان ناسونالیسم ، از سرمایه داری و کمونیسم نه به عنوان نظامهای اجتماعی و اقتصادی ، بلکه در یک دوگانه ساده و پوشالی آمریکا و روسیه تصویر میشه. متاسفانه سمپاتهای وطن پرستی و ملت گرایی همه چیز را در قالب تنگ ملتها می بینندو به همین دلیل چنین تصوری پیدا میکنند. نکته ی جالبتر اینکه امثال همین افرادند که در یک هویت منجمد ساختگی غوطه ور میشوند و مناسبات سیاسی و دیپلماتیک را از دید تنگ گذشته نگاه میکنند. دقیقا مثل مسئولان فعلی. کودتا ی 28 مرداد و قرارداد ترکمنچای دو تا از همین بزنگاه های تاریخی اند که سالهاست نسلها در آتش آنها می سوزند.نسلهایی که حتی جنگ ایران و عراق را با چشم خود ندیده اند برای کودتا و ترکمنچای حسرت میخورند.


دوست عزیز از کوزه همان تراود که در اوست این نظامها هرچه قدر در شعار زیبا باشند در عمل کارنامه خوبی ندارند آخر مگر می شود می گویند این درخت سیب است و سیبهای خوبی و خوشمزه ای می دهد ولی در عمل خوشمزگی پیشکش شان آن درخت سیب هم نمی دهد قضیه ای این نظام ها هم همین است ادعا بر چیز خوبی می کنند و تئوریها که سهل است ابر تئوریها تولید می کنند و همدیگر را به چالش می کشند و افرادی مانند مالتوس ، مارکس و انگلس و ................... ده ها نفر از طرفداران نظام به اصطلاح شما نظامهای اجتماعی و اقتصادی کمونیست یا سرمایه داری با هم مناظره و مجادله به اصطلاح خودشان علمی نموده اند آیا این همه بحث و فحص که بین طرفداران این دو نظام در این تقریباً بیشتر از یک قرن اتفاق افتاده است افقط برای مزاح و بازیگوشی بوده است که متفکرین آنها می خواستند چند صباحی با این بذله گوئیها خوش باشند و روزگار سپری کنند و زمان بگذرانند که گفته جناب عزیز
نقل قول:
سرمایه داری و کمونیسم نه به عنوان نظامهای اجتماعی و اقتصادی
مصداق بارز آن است یا آنها دنبال چیز دیگری بودند که این چیز امروز جامعه و اقتصادی کشورهای همچون روسیه و آمریکا را که مهمترین این کشورها برای پیاده سازی این دو نظام می توان نام برد شکل داده است .

در اصل هر چیزی که ادعا می شود آن را بایستی با کارنامه اش سنجید عین دانش آموزی که عملکردش را با معدلش می سنجند که اگر کارنامه اش خوب باشد پس عملکرد خوبی داشته است و بلعکس این است خلاصه عقیده ما
نقل قول  
نقل قول از logical positivism:

بنده کجا از نظام سرمایه داری حمایت کرده و می کنم به همان قدری که کشور ما از نظام کمونیست ها به نمایندگی شوروی سابق ضربه دیده هزاران بار بدتر از آن را از همین کشورهای دارای نظام سرمایه داری مثل انگلیس و آمریکا خورده است که مثال بارز آن همان کودتای 28 مرداد سال 1332 بر علیه دولت ملی و مردمی دکتر محمد مصدق است

چیزی که در این نوشته جالبه اینکه ،هنوز فهم دوستان ناسونالیسم ، از سرمایه داری و کمونیسم نه به عنوان نظامهای اجتماعی و اقتصادی ، بلکه در یک دوگانه ساده و پوشالی آمریکا و روسیه تصویر میشه. متاسفانه سمپاتهای وطن پرستی و ملت گرایی همه چیز را در قالب تنگ ملتها می بینندو به همین دلیل چنین تصوری پیدا میکنند. نکته ی جالبتر اینکه امثال همین افرادند که در یک هویت منجمد ساختگی غوطه ور میشوند و مناسبات سیاسی و دیپلماتیک را از دید تنگ گذشته نگاه میکنند. دقیقا مثل مسئولان فعلی. کودتا ی 28 مرداد و قرارداد ترکمنچای دو تا از همین بزنگاه های تاریخی اند که سالهاست نسلها در آتش آنها می سوزند.نسلهایی که حتی جنگ ایران و عراق را با چشم خود ندیده اند برای کودتا و ترکمنچای حسرت میخورند.



نقل قول  
DALLAS
Member
دانستن یا نداشتن تاریخ دخلی به نقل جعلیات تاریخی ندارد. شوربختانه این نوع جعلیات مبنای تحلیل قرار می گیرد.
وصیت پترکبیر برای رسیدن به آب های خلیج فارسی قلابی است.

متنی که به عنوان وصیت نامه پتر کبیر شناخته می شود، در ۱۷۹۵ توسط مهاجران لهستانی برای تحریک مردم فرانسه بر علیه روسیه درست شده است. اعتقاد به درستی این سند به سرعت در میان ایرانیان ضّد روس شایع شد. بر اساس این وصیت نامه، روسیه دو هدف را مخفیانه دنبال می‌کرد: یکی تحت انقیاد در آوردن اروپا، و دیگری فتح ایران و دست یابی به آبهای خلیج فارس.

در واقع توجه بیش از حد شوروی به خلیج فارس ناشی از قوائد حاکم بر نظام بین الملل و فشار سیستماتیک آن بود گر چه از دست رسی به آبهای گرم خلیج فارس به عنوان مهمترین بخش از وصیت نامه پتر کبیر یاد می شود اما در ارتقای این ایده بعنوان یک اسطوره در سیاست خارجی شوروی باید محتاط بود. در واقع اگر پترکبیر برای نفوذ در مرزهای شمالی همسایه جنوبی اش تلاش می کرد این امر ناشی از حضور گسترده انگلیس در منطقه به خصوص در هند بود. مورین اتکین معتقد است که وصیت نامه پتر کبیر ساخته اروپاییها ست که می خواهند شوروی را توسعه طلب و بعنوان یک تهدید جلوه دهند وی همچنین ادعا می کند که مسئله دسترسی به آبهای گرم برای بهره برداری تجاری و کشتیرانی با در اختیار داشتن کشتی های یخ شکن حل شده است.

متن لینک

متن لینک
نقل قول  
نقل قول:
امیدوارم همچون نامی که برای خودبرگزیدید"منطقی " بحث کنید ، اصلا پور پیرار و احمدینژاد چه ربطی به این کتاب دارد؟


استعمار که برنامه استعماری برای کشور مورد هدف داشته باشد از هر طریقی وارد می شود بعد از ماجرای سال 88 که احمد نژاد بعنوان رئیس جمهور انتخاب شد فرادی انتخابات آیا در انگلیس بود یا در آمریکا یا در کاخ کرملین نزد پوتین محبوبش؟ و اما در مورد ناصر بنا کننده عضو سابق حزب توده نویسنده نوشته 12 قرن سکوت بی اساس و مهمل بافی که حتی نام کتابش را نیز از نام کتاب عبدالحسین زرین کوب بعنوان دو قرن سکوت دزدیده است و الان دیگر مشخص شده است که چه کسانی برای چه منظوری از وی برای این اراجیف بافی کمک مالی و فکری می نمودند تا این کهنه ورشکسته سیاسی بتواند این مهمل بافی را برای پوشش اهداف شوم آنها محقق نماید که به یاری خداوند بزرگ چون سرپا دروغ و مهمل بافی بود کشف خنثی گردید.
نقل قول  
نقل قول:
امیدوارم همچون نامی که برای خودبرگزیدید"منطقی " بحث کنید ، اصلا پور پیرار و احمدینژاد چه ربطی به این کتاب دارد؟
درست است که مارکسیسم اشتباه بود، اما آمریکا و نظام سرمایه داری نوین شاید از آنها هم بدتر باشند و هنوز هم تهدیدی برای همه ملتهای مستقل بشمار میروند، زیرا که این آمریکا و کشورهای همپیمانش اند که زورگویی میکنند .
راستی نظر شما در باره آمریکا که دور تا دور ایران را اشغال کرده و هر روز ایران را تهدید میکنید چیست ؟ اگر شما براستی میهن دوست باشید ؟
بله وطنفروشی به هر طرفی که باشد بد است اما گاهی بعضی از هموطنان بخاطر طرفداری از آمریکا و سرمایه داری لیبرالیسم نا آگاهانه دچار وطنفروشی میشوند همانطور که مارکسیستها نیز برای شوروی وطنفروشی میکردند.


بنده کجا از نظام سرمایه داری حمایت کرده و می کنم به همان قدری که کشور ما از نظام کمونیست ها به نمایندگی شوروی سابق ضربه دیده هزاران بار بدتر از آن را از همین کشورهای دارای نظام سرمایه داری مثل انگلیس و آمریکا خورده است که مثال بارز آن همان کودتای 28 مرداد سال 1332 بر علیه دولت ملی و مردمی دکتر محمد مصدق است ولی دوست من امروز ایران و ایرانی باید صلاح و مصلحت خود را در این جامعه و جهان آشفته که تبدیل به جنگل گردیده است و هر کسی زورش به دیگری می رسد او را تکه و پاره می کند باید خود تعیین کند و سرنوشتش را خود در دست بگیرد و آگاهانه عمل نماید تا در این گذر بسیار حساس و خطرناک تاریخی به مانند کشور عراق و سوریه و سایر کشورهای دیگر با مشکل مواجه نگردد و به مانند کشور ژاپن و آلمان از راه تعامل مطالبات واقعی و به حق خود را از این ابر قدرتهای تا دندان مسلح بگیرد که اگر غیرآن شود در این جنگ نابرابر اطمینان دارم از ایران چیزی باقی نخواهد ماند.
نقل قول  
نقل قول:
ای داد از وقتی که جعلیات که می شود پایه ای برای استدلال

در سال ۱۷۹۵ مهاجران لهستانی برای تحریک مردم فرانسه بر علیه روسیه، سندی را جعل نمودند با نام «وصیت نامه پطر کبیر». اعتقاد به درستی این سند به سرعت در میان ایرانیان ضّد روس شایع شد. بر اساس این وصیت نامه، روسیه دو هدف را مخفیانه دنبال می‌کرد: یکی تحت انقیاد در آوردن اروپا، و دیگری فتح ایران و دست یابی به آبهای خلیج فارس.


شما لطفاً بروید تاریخ را بخوانید و مخصوصاً جدا نمودن 17 شهر ایران با قرارداد گلستان و ترکمنچای بوسیله روسیه تزاری را حتماً بیشتر مورد مداقعه قرار دهید بنده از کشور انگلیس دل خوشی ندارم ولی اگر همین انگلیس نبود که با سیاستهای منفعت طلبی خود در جنوب ایران نبود و با قدرتی که داشت اجازه نداد که روسیه به جنوب ایران وارد شود چون منافع آنها که در وهله اول تجارت و غارت هندوستان و کشورهای عرب منطقه و حتی ایران از طریق خلیج فارس و تنگه هرمز بود که اتفاقاً روسیه نیز به دنبال آن بود و در وهله بعد که نفت کشف شد این حفظ جنوب ایران برای انگلیس حیاتی گردید و شمال ایران را برای خاموش نگهداشتن روسیه و جلوگیری از پیشروی آنها به جنوب ارزانی و پیش کش نمود شما بروید منابع رقابت کشورهای غربی برای مستعمره گیری در افریقا و آسیا که روسیه بدلیل عدم دسترسی به دریاهای آزاد از آن محروم شده بود مطالعه کنید بعد نظر دهید جناب
نقل قول  
DALLAS
Member
ای داد از وقتی که جعلیات که می شود پایه ای برای استدلال

در سال ۱۷۹۵ مهاجران لهستانی برای تحریک مردم فرانسه بر علیه روسیه، سندی را جعل نمودند با نام «وصیت نامه پطر کبیر». اعتقاد به درستی این سند به سرعت در میان ایرانیان ضّد روس شایع شد. بر اساس این وصیت نامه، روسیه دو هدف را مخفیانه دنبال می‌کرد: یکی تحت انقیاد در آوردن اروپا، و دیگری فتح ایران و دست یابی به آبهای خلیج فارس.
نقل قول  
آقایLogical positivism
امیدوارم همچون نامی که برای خودبرگزیدید"منطقی " بحث کنید ، اصلا پور پیرار و احمدینژاد چه ربطی به این کتاب دارد؟
درست است که مارکسیسم اشتباه بود، اما آمریکا و نظام سرمایه داری نوین شاید از آنها هم بدتر باشند و هنوز هم تهدیدی برای همه ملتهای مستقل بشمار میروند، زیرا که این آمریکا و کشورهای همپیمانش اند که زورگویی میکنند .
راستی نظر شما در باره آمریکا که دور تا دور ایران را اشغال کرده و هر روز ایران را تهدید میکنید چیست ؟ اگر شما براستی میهن دوست باشید ؟
بله وطنفروشی به هر طرفی که باشد بد است اما گاهی بعضی از هموطنان بخاطر طرفداری از آمریکا و سرمایه داری لیبرالیسم نا آگاهانه دچار وطنفروشی میشوند همانطور که مارکسیستها نیز برای شوروی وطنفروشی میکردند.
نقل قول  
از آپلود کنند محترم این کتاب سپاسگذار هستم چون این کتاب سند عینی و مستندی است از اینکه چگونه کشور شوروی سابق روسیه کنونی برای رسیدن به دریاهای آزاد که وصیت تاریخی پطر تزاری بوده به چه روشهای متوصل شده بود و این به اصطلاح آزادی خواهان ایران را چگونه فریب یا تتمیع نموده بودند بعداً که دیدن از اینها آب گرمی برای پیشبرد اهداف آنها در ایران در نیامد خودشان به حساب آنها رسیدن و در دوره احمدی نژاد تاریخ سازی هم که آخرین تیر آنها بود جزء نقشه آنها قرار گرفت و با کمک عده ای وطن فروش داخلی که همیشه در تاریخ هستند با اجیر کردن پورپیرار که یک ورشکسته سیاسی از همان گماش بود اقدام نموده که به یاری خدواند بزرگ و فهم ملت فهیم ایران و مخصوصاً جوانان با شعور از یک طرف و بی مغز بودن نوشته های این ورشکسته سیاسی ناصر بنا کننده از طرف دیگر این آخرین تیرشان نیز به سنگ خورد زیرا خداوند همیشه یار و یاور راستگویان است و خود به خود پرده دروغگویان می افتد و حقیقت چهره زیبای خود را نشان می دهد یا به قولی خورشید برای همیشه پس ابر نمی ماند.
خدا با ماست .
نقل قول  
چپ گرایان نادمی که ازکرده خود پشیمان شدند
نقل قول  
alizanjanii
Member
کتاب بسیار مفیدی است که سرگذشت و تجربیات چهار نسل از مهاجران ایرانی به شوروی را به رایگان در اختیار ما میگذارد.مهاجرانی که اغلب به« اجبار » از مملکت خود فراری شدند و در مملکت «رفقای بالا » هم غالبا از اردوگاه های « کار اجباری» سر در آوردند.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You