Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

اسرارالتّوحید فی مقامات الشّیخ ابی سعید

نویسنده:
به تصحیح: ژوکوفسکی
مقدمه: احمد بهمنیار

«اسرارالتوحید فى مقامات الشیخ ابى سعید»، به قلم محمد بن منور مِیهَنى است و یکى از شاه‏کارهاى نثر فارسى به شمار مى‏رود و به لحاظ ارزش هنرى و چیره‏دستى نویسنده در اسلوب های(شیوه های) گوناگون بیان و شیوه داستان‏پردازى و انتخاب کلمات، در صدر میراث ادبى زبان فارسى قرار دارد. اثر حاضر، زندگى ‏نامه عارف بزرگ و انسان نمونه تاریخ فرهنگ ایران، ابو سعید بن ابى الخیر میهنى است که در تاریخ عرفاى ایران والاترین جایگاه را داراست. این کتاب، تنها، زندگى‏نامه ابو سعید نیست، بلکه یکى از برجسته‏ترین منابع تاریخ تصوف ایران و یکى از مهم‏ترین اسناد تاریخ اجتماعى این سرزمین در یکى از مهم‏ترین ادوار تاریخ ایران نیز به شمار مى‏رود. تاریخ تألیف کتاب، به نظر ژوکوفسکى، میان  ۵۵٣ ق و  ۵۵٩ ق و به عقیده استاد بهمن‏یار، میان  ۵٨٠ ق و  ۵٧٠ ق(ترجیحا  ۵٧۴ ق) است.
کتاب، شامل یک مقدمه و سه باب است. بنیاد کتاب، مانند اغلب زندگى‏نامه‏هاى مشایخ تصوف، بر روایات شفاهى یا کتبى رایج در میان اهل خانقاه و ارباب تصوف استوار شده است.
این کتاب، علاوه بر ارزش‏هاى تاریخى و اجتماعى، به‏عنوان یک سند برجسته تاریخ تصوف ایران و منبع درجه اول، در باب زندگى‏نامه و اقوال بسیارى از مشایخ تصوف خراسان به شمار مى‏رود. ارزش عرفانى کتاب، به حدى است که هیچ‏کس نمى‏تواند، شکل‏گیرى و پیدایش و تکامل عرفان خراسان را مورد مطالعه قرار دهد، بى‏آنکه به اطلاعات موجود در این کتاب بپردازد. زندگى در خانقاه، شیوه معیشت عارفان و حکایات و سخنان ایشان، در این کتاب به‏گونه‏اى دقیق ثبت و توصیف شده است. اصطلاحات عرفانى نیز در این کتاب به دقت مورد بحث قرار گرفته است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
خلاصه خسرو و شیرین از نظامی گنجوی
افسوس بی سخن: یادنامه ی مهرداد اوستا (جلد اول)
گزارشی از خودکشی صادق هدایت

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 14 مگابایت
دریافت ها: 4659
تعداد صفحات: 366
4.5 / 5
با 67 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 16
۱۳۹۴/۰۲/۰۸


پاسخنگارش دیدگاه
hashoor200
Member
ممنون از سایت بسیار ارزشمن شما
نقل قول  


در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی

وز گرمی بحث مجلس افروز شوی

در مکتب عشق با همه دانایی

سر گشته چو طفلان نوآموز شوی


ابوسعید ابوالخیر


نقل قول  
مادرم
Member
گر بر در دیر ،می نشانی ما را
گر در ره کعبه ، میدوانی ما را
این ها همگی لازمه ی ماست
خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را.
نقل قول  
کسی می تواند توحید را معنی کند که خود موحد باشد آیا.....
نقل قول  
Daftarpour
Pro Member
شکران عزیز!
صد سلام!
نمونه‌ای که ذکر فرموده‌اید، با توضیح لغات، موجب التذاذ بی‌حدّ این کمتر از هیچ شد. اشتباهی در ذکر مخاطب صورت پذیرفته بود که بی‌درنگ مرتفع شد.
والسّلام.
نقل قول  
shokran10
Member
جناب daftarpourسلام
هر کسی قضایا را از دید خودش می بیند!
این حقیر تنها نقل کرد. خواه کسی پند گیرد، خواه ملال!
نقل قول  
باید پذیرفت که این کتاب از شیرینترین و بهترین نمونه های نثر ادبی فارسی است و در این زمینه خدمت بزرگی به فرهنگ و زبان ملی است ، ببینید ادبیات هم بگونه ایی میتواند به مردمان خدمت کند ، کارهایی ادبی هستند که از درون اثر میگذارند و هزاران آدم خوب و فرهیخته میسازند ، کارهایی ادبی هستند که دل مردم را به زندگی بهتر و پاکتر وامیدارند و همین خود باعث رفاه و سازندگی در جامعه است ، هر چند زندگی را نباید همواره در پندار و شعرگذراند، هنگامیکه مغولان به ایران تاختند شعر و شاعری به اوج خود رسیده بود اما کشور از مرد اهل کار و کارزار تهی بود تا جلوی مغولان بیاستد ،
نقل قول  
Daftarpour
Pro Member
دوست ارجمند، behdad1970 گرامی!
سلام! این حقیر تصوّر می‌کند اغراق شاعرانه فرموده‌اید و نیک مستحضر هستید که هر چیری را ارج خاصّ خویش است.
با احترام.
نقل قول  
shokran10
Member
"از نظر من کسی که برای خدمت به بشر یک پل یا یک جاده یا یک چاه یا یک مدرسه و بیمارستان درست کرده باشد ارزش دارد برای بنده کسی که شب تا صبح در بیابان و در کوه و غار نماز شب میخوانده هیچ ارزشی ندارد که حتی از نظر خدا هم هیچ ارزشی ندارد"

چنین نیست که فرمودید.به داستان زیر که عطار در منطق الطیر آورده نگاه کنید. او درسی از شیخ بزرگوار گرفته و به نظم درآورده. آیاتاثیر آن در انسان سازی کمتر از مدرسه و بیمارستان است؟ آیا ما تنها به چیزهای مادی نیاز داریم؟

بوسعید مهنه در حمام بود
قایمیش افتاد و مردی خام بود

شوخ شیخ آورد تا بازوی او
جمع کرد آن جمله پیش روی او

شیخ را گفتا بگو ای پاک جان
تا جوانمردی چه باشد در جهان

شیخ گفتا :"شوخ پنهان کردنست
پیش چشم خلق ناآوردنست"


این جوابی بود بر بالای او
قایم افتاد آن زمان در پای او

چون به نادانی خویش اقرار کرد
شیخ خوش شد، قایم استغفار کرد

خالقا، پروردگارا ، منعما
پادشاها، کارسازا ، مکرما

چون جوانمردی خلق عالمی
هست از دریای فضلت شبنمی

قایم مطلق تویی اما به ذات
وز جوانمردی نیایی در صفات

شوخی و بی‌شرمی ما در گذار
شوخ ما فا پیش چشم ما میار

عطار(منظومه‌ی منطق الطیر)

بوسعید مهنه = ابوسعید ابی‌الخیر
قایم = دلاک حمام
شوخ = چرک
نقل قول  
Bardiatata
Member
خیلی ممنون از آپلودکننده ی عزیز, این کتاب و کتابایی مثل این بسیار ارزشمند هستن. همه ی کسانی که کارای نیکویی کردن از همین کتابا و امثال اینها اندیشه گرفتن. ابوسعید از عارفان نیکنام و اندیشمند ارزشمند ایرانه, روحش شاد!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You