بهرام پور
تندخوانی دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

آداب رفتار با دختران

نویسنده:
.
عناوین اصلی کتاب شامل:
اهداء؛ پیشگفتار؛ مقدمه؛ فصل اول : مقام و حرمت دختران؛ فصل دوم : نقش خانواده و دختران؛ فصل سوم : محبت؛ فصل چهارم : تربیت؛ فصل پنجم : معایب اخلاقی و رفتاری فاجعه آفرین در شخصیت دختران؛ فصل ششم : رفتار اسلامی و صحیح در شخصیت دختران

حق تکثیر: کاشان - محتشم 1378.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
رموز موفقیت در کنکور برای همه
The Power of Now
بهداشت روانی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 793 کیلوبایت
دریافت ها: 4075
تعداد صفحات: 45
3.9 / 5
با 28 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 16
۱۳۹۳/۱۱/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
amenmarr
Member
نام این کتاب با محتوای مطـالب آن همخـوانی ی چندانی ندارد و بهتر بود این کتاب به عربی ترجمه می شد تا در دسترس مردم حاشیه نشین خلیج فارس و بخصوص مردم عربستان سعودی که هنوز در
حال و هوای سیطره کامل مردان بر زنان و ترجمان کاملاً به خطای " الـرّجال قوّامـون علی النسّـاء "( به معنای بیشـتر بودنِ قدرت و نیـروی بدنی ی مردان بر زنـان به لحاظ ساختار فیزیکی است ) به سر
می برند قرارگیرد. بیشـتر موضوعات این کتاب مربوط به رفتار اعـراب قبل از اسلام و محـدوده ی زمانی ی صدر اسلام با دختران و زنان است و در هیچ دورانی چه قبل و یا بعد از اسلام مردم شریف ایران،
رفتار غیر انسانی ی تبعیض آمیزِ پسر بر دختر و برخورد ستیزه جویانه و جنایت کارانه، زنده به گور کردنِ نوزادانِ معصـوم دختر نداشـته و ندارند، امّا اصـل موضـوعِ " آداب رفتار با دختران " بسـیار با اهمیّـت
است و لازمه ی تبیین و روشن سازی ی آن، اوّل از همه؛ شـرکت دختران و بانوان محترم از اغشـار مختلف جامعه در این بحث و ارائه ی پیشنهادات برای راهکارهای مفید و برطرف نمودن مشکلات توسّطِ
آنان است، دختران و بانوان هسـتند که می توانند و باید نیاز های عاطفی و از مهمتـر از آن احقاق حقوق حقّـه ی خویش را در مقـابل خود خواهی های مـردان مطرح کنند، سخنـگوئی ی مردان از جانب
زنان و بدون اجازه ی آنان ظلـم مضاعف بـر بد رفتاری با زنان و توجیه کننده ی آن است، فتوّت مردان فقط میتواند در این باشد که اذعان نمایند زنان هم به مانند مردان باید بتوانند با صدای رسا و عالمگیر از
حقوق اجتماعی خویش دفاع کنند، به طوری که می دانیـم و عملاً با آن مواجه هستـیم، فرد فردِ اعضاءِ یک خانواده، یک محلّـه، یک بخش،یک روسـتا، یک شهر، یک استان، یک کشور و در نهایت فرد فردِ
مرم جهان اعمِّ از زن و مرد و پیر و جوان به لحاظ منش و خْلـق و خوی و رفتار اجتماعی متفاوت از یکدیگرند، ولی علیرغم ساختار روانی ی فردی، هرخانواده ای و هر شهر یا روستائی و در هر کشوری به
گونه ای از شـدّت تا به سویِ ضعف و با توجّـه به فرهنگ رایج و قوانین عمومی ی حاکم بر جوامعی که در آن زندگی می کنند، رفتار و نیاز های مشـترک کمی دارند. بنابر این نمی توان عادات و رفتارهای
عمومی ی مردم یک کشـور را با کشـور دیگری مقایسـه کرد، کاری که مردان و زنان در این دنیای متحـوّل شده برای بهبود رفتار بین طرفین یعنی دختر و پسر و یا زن و مرد مشترکاً می توانند انجام دهند
استفاده از فرصت ها و ترک نمودن عـادات و احساسات نادرست و بد فهمی ی خلقت زن و مرد و مواجهه با ننگ فاحش بشری در سـرتاسـر جهان است تا موانع سدّ راه رسیـدن به این هدف بزرگ یعنی
رسیدن به جایگاه یگانه بودن و مشارکت و حق تصمیم گیری ی برابر زنان و مردان در همه ی شئونات زندگی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برطرف شود.
نقل قول  
HeadBook
Publisher
ببینید دبیرزاده عزیز، صحبت های من یک زنجیره ای بهم پیوسته است، در مورد مردم آمریکای جنوبی که گفتید، فکر نمیکنم قشر زیادی از این مردمی که گفتید احساس چپاول شدن کنن و فکر هم نمیکنم همین مردم اگر جایی کلیپ هپی ضبط کنند توسط یگان ویژه ضربتی دستگیر بشن و بعد هم مصاحبه با صورت های شطرنجی (: اونها آزادی های خاص خودشون رو دارن و هیچ شکی هم درش نیست.
در مورد جوک و لطیفه های پیامکی، دولت اجازه تجمع و گفتمانی رو برای مردم یا قشر خاصی صادر نمیکنه به علاوه تجمعات خودجوش رو هم مختل میکنه، خوب حالا این آدم باید چطوری مشکلش رو بیان کنه و اعتراض کنه؟ واضحه که پناه میبره به لطیفه های تیز و گاها مبتذل و دور از اخلاقیات که حق هم داره.
قیمت یک قلیان با تنباکوی خوب و بجای آب هم شیر و کنارش چای و فلانو فلان سر جمع 10 هزار تومان پای شخص آب میخوره، اما قیمت یک جلسه سوارکاری در بهترین حالت کمتر از 20-25 هزار تومان نیست، حالا اینکه شما سوارکاری رو نمیتونید چند نفره انجام بدید ولی قلیون رو میتونید اشتراکی صرف کنید و هزار مزیت دیگر به نفع قلیان!
شاید تنبلی جسمی و روحی هم داشته باشیم ولی بنظر من عقده ای شدیم بی بُرو برگرد.
خوب در این مورد آخر من فقط به گفتن دو مثال بسنده میکنم، در محفلی حضور داشتم که بحث از اختلاس شد، هنوز شروع نشده صدای دو تا از خانم های جمع که کارمند بودند دراومد که آقا از اینا اگه میخواید بگید ما بریم اونور بشینیم چون اینحرفا همون ته انگیزه اییم که داریم ازمون میگیره. خوب فکر میکنید وقتی یه شخصی تا بیخ گردن گرفتار مشکلات مادیه خودشو میتونه اصن به معنویاتش برسه؟ یا حتی کسی میتونه براش فرهنگ سازی کنه چیزی رو؟ وقتی اشخاص حس کنند که حقشون در جامعه ندید گرفته میشه بعید میدونم پذیرای دروس فرهنگی باشند و بیشتر بحثشون در محور مادیات میچرخه.

شبی هم ایستاده بودیم برای همایش جلوی درب سالن دانشگاه که صدای شیشه و بطری اومد برگشتیم سمت و سوی صدا، دو تا پسره سطل آشغال دانشگاه که پر از پکیج های مصرف شده همایش بود رو چپه کردن روی زمین، رفتیم جلو میگیم این چه کاری بود؟ میگه به تو چ مالیاتشو میدم! تو خوابگاه طرف دیوارو سوراخ میکنه میگی نکن فلانی میگه به تو چ اجاره اشو میدم! تو کلاس دسته صندلی رو یارو درمیاره میگی نکن اقا میگه به تو چ برا همین صندلی زحمت کشیدمو مال خودمه!
شما جامعه ای دارید که قانون توش سلیقه ای عمل میشه، برای فامیلی های مختلف پروسه های مختلف قانونی دارید، برای همین اشخاص روال های قانونی رو به سلیقه خودشون میفهمند ، دوست داره فکر کنه چون مالیات میده میتونه شیشه بشکنه و سطل خالی کنه، دوست داره فکر کنه چون اجاره خوابگاه میده همه کاری در اون چارچوب براش مجازه.

حالا شما که میگید تمام اینا ناشی از فقر فرهنگی و نه فقر مادی پیشنهاد بدید چطوری باید فرهنگ سازی کرد؟ (:
نقل قول  
Pooya Amini
Member
نقل قول از مری بلا:
عرضم ب حضور شریف دوستان که :
یه زمانی صحبت کردن و برخورد با دختر خانوما یه آدابی میطلبید و همه آدمی از پسش برنمیومد.دخترای دهه های 50 تا نیمه ی اول دهه ی 70 متوجه عرایضم میشن. بله....اما امروزه متاسفانه یه جهش ژنتیکی عجیب! یا اتفاق نامیمون دیگه ای پیشامد کرده ک رفتار با اونا گویا آداب خاصی نداره.
هم دوره ایهای من احتمالا آخرین نسل از دخترای چغری!! بودن ک حتی برای صحبت کردن با اونا هم نیاز ب گذشتن از 7 خوان بود و آداب سختی داشت.
گویا هرچی از حجم اپل مانتو ها کم شده این آداب هم رفته رفته کمرنگ شد.بله....ارتباط مستقیم داشت!
افسوس....افسوس....همه دوران طلایی رو در آینده جستجو میکنن اما من شدیدا اعتقاد دارم golden age اون قدیما بود ک گذشت.
افسوس که گذشته دیگه برنمیگرده!!!{با ریتم بخونین}

آقایون و خانم ها
انقدر مسائل فرهنگی و فقر و تهاجم فرهنگی و مسائل مادی رو کش ندید
اصل مطلب همینه که دوستمون نوشتند تمام.
نقل قول  
Pooya Amini
Member
نقل قول از host:

خانم ها چه مردانی را به عنوان همسر می پسندند؟

http://www.yjc.ir/fa/news/5305834

درسته ، شاید همه ی خانم ها زمانی که ازشون سوال میشه این جوابا رو بدن ولی واقعیت یه چیز دیگه هست متاسفانه.

نقل قول  
ABBASFATHI53
Member VIP
نقل قول:
از: دبیرزاده
بله فقر فرهنگی بزرگی هست ، مشکل مردم ما با پول حل نمیشود.

و پول بزرگ - که متاسفانه در این دور و زمانه بیشتر در دست آنهائی است که دچار فقر فرهنگی اند - مشکلات جامعه را صد چندان کرده.
نقل قول  
host
Member

خانم ها چه مردانی را به عنوان همسر می پسندند؟

http://www.yjc.ir/fa/news/5305834
نقل قول  
آقای HeadBook،
ببخشید وارد این بحث میشوم ، با شما تا اندازه ایی موافقم جامعه ما در فرهنگ سازی شکست خورده و هر روز فرهنگ سنتی خودش را از دست میدهد ، کلا در جامعه ما خلاء فرهنگی و بحران هویتی هست که نمیتوان انکار کرد، اما شاید این برهه از زمان تنها نتیجه گذر از فرهنگ سنتی و تکامل به فرهنگ نوین است ، و اینکه شما فقر مادی را عامل افسردگی بدانید درست نیست ، در خیلی از کشورهای که من زندگی کرده ام دیده ام که مردم کشورهای فقیر آمریکای جنوبی صدها بار شادتر از کشورهای ثروتمند اروپای شمالی بوده اند ، چون آنها برای شاد بودن منتظر نیستند تا دولتشان آنها را شاد کند .
من فکر کنم مشکل مردم ما اینست که نه اینوری اند و نه آنوری و از فرهنگ سنتی و فرهنگ مدرن اروپایی همواره بدترین جنبه هایش را اجرا میکنند، همه از زن و مرد خودخواه شده اند و فکر میکنند زندگی مدرن و پیشرفته یعنی اینکه همه 24 ساعته شاد باشند و بخندند و برقصند و بس .
درحالیکه مردم آلمان در اتوبوس و مترو با قیافه ایی جدی و عبوس مشغول کتاب خواندنند ، مردم ایران در حال رد بدل کردن صدها جوک و متلک و حرفهای سطحی در موبایلشان اند
مردم ایران که پول دارند صرف سیگار و قلیان و غیره!! بکنند مشکلشان چیز دیگری است وگرنه حتی اگر شغل هم نباشد میتوانند کار سودمندی در خانه خودشان بکنند،
شایدمردم ما دچار تنبلی جسمی و ذهنی شده اند ؟
یا اینکه اگر مردم ما قانونهای رانندگی را رعایت نمیکنند و ترافیک خیابانهای ما فاجعه آمیز است و یا اینکه توریستهای ما در همه جا آشغال میریزند و یا اینکه تعارف های الکی و دروغگویی و هزاران چیز دیگر که از گفتنش شرم دارم ، اینها چه ربطی به فقر مادی دارد؟ بله فقر فرهنگی بزرگی هست ، مشکل مردم ما با پول حل نمیشود.
نقل قول  
HeadBook
Publisher
نقل قول از مری بلا:

یه زمانی صحبت کردن و برخورد با دختر خانوما یه آدابی میطلبید و همه آدمی از پسش برنمیومد.دخترای دهه های 50 تا نیمه ی اول دهه ی 70 متوجه عرایضم میشن. بله....اما امروزه متاسفانه یه جهش ژنتیکی عجیب! یا اتفاق نامیمون دیگه ای پیشامد کرده ک رفتار با اونا گویا آداب خاصی نداره.


خوب با اجازه دوستان منم یکمی حرفای قلمبه سلمبه بزنم (:
جامعه که از خودش هیچ خلاقیت و نوآوری نداره و حتی بفکر رونق دادن فرهنگ های قدیمی خودش نباشه محکوم به فرمانبرداری از رسوم دیگه اس، اونچیزی که شما بحثش رو پیش کشیدید ریشه تو خیلی از چیزا داره و نمیشه همینطوری ازش گذر کرد. واژه «تهاجم فرهنگی» یه مدت خیلی در دهان دوستان مسئول ما میچرخید ولی کدوم فرهنگ؟! واقعا فکر میکنید شبکه های ماهواره ایی و آمریکا و ایکس و ایگرگ برنامه ریختن برای تهاجم فرهنگی؟! آخه تهاجم به چی؟! واقعا این دوستان فکر میکنند چیزی از خودشون دارند؟ یه سری به کشورهای دیگه بزنیم، میبینید که انواع و اقسام جشنواره ها و کارناوال ها و بازی های سنتی خودشون رو سال به سال با حرارت و ذوق بیشتر انجام میدن و حتی این حرکت ها رو بازتاب جهانی هم میدن، اما حالا وضع و حال ماها، تا حالا دیدید مسابقات مثلا هفت سنگ به صورت استانی و کشوری برگزار بشه؟ نه، چون اصلا کسی که گیر نون شبشه چطوری بیاد به مسابقات هفت سنگ بها بده؟ کسی که صبح تا شبش پشت فرمونه و هی کلاج و ترمز و کلاج و ترمز کی دست خوانوادشو بگیره ببره شهربازی؟ کی به فکر تفریح و محبت به عزیزانش باشه؟
شما با مملکتی روبرو هستید که هیچ فرهنگ سازی نکرده که هیچ، هموناییم که داشته رو به باد فنا داده، دختر و پسر در تمام مدت زندگیشون اینجا با یه احساس تهی بودن بزرگ میشن، نه نماد خاصی از خودشون دارن نه سرگرمی خاصی و نه اصن زیربنایی و کلا رو هوان.
خوب تو همچین شرایطی شما چیکار میکنید؟ چه مرهمی بهتر از فرهنگ یک کشور صنعتی و پیشرفته (: خیلی آهسته همه چیزمون شبیه آمریکایی و اروپایی جماعت میشه، چون اونا ظاهرا و باطنن طبق نظرسنجی ها شادتر از ما هستند، امید به زندگیشون بیشتره، در زندگی کمتر احساس پوچ و تهی بودن میکنن. از ته دل میخندن.

موضوع روابط دختر و پسر جامعه ما هم همینه، دختر جماعت همیشه خودش رو با لباس سفید عروس تصور میکنه و شادی مراسمو کیکو خنده و رقص و غیره، تا یه سنی همه چیز همینه اما بعد که با واقعیت ها مواجه میشه، وقتی میبینه خرج یه دندون پزشکی 1 میلیون پاش میوفته و پسری که دوسش داره کل درآمد ماهیانش 1.5 میلیونه چی؟ خوب بدون هیچ تردیدی به فکر میافته، پول بیشتر بی هیچ شکی زندگی ساده تری به همراه داره، انتخاب های بیشتری میاره، پس نظرش کلا نسبت به اونچیزی که باهاش بزرگ شده و اصلا ذاتشه برمیگرده، اینکه با عشقش زندگی کنه و خونه نقلی و فلان و بهمان. برا پسرم دقیقا همینه.



نقل قول از Pooya Amini:
این دیگه چه کتابیه؟
هرکی خونده لطفا یه توضیحی بده.

چیز خاصی نداره.
اگه جایی زندگی میکنی که ته زندگی خونه کاه گلیه و وسیله ایاب و ذهابتم شتر بخونیش بد نیس (;
نقل قول  
مری بلا
Member
عرضم ب حضور شریف دوستان که :
یه زمانی صحبت کردن و برخورد با دختر خانوما یه آدابی میطلبید و همه آدمی از پسش برنمیومد.دخترای دهه های 50 تا نیمه ی اول دهه ی 70 متوجه عرایضم میشن. بله....اما امروزه متاسفانه یه جهش ژنتیکی عجیب! یا اتفاق نامیمون دیگه ای پیشامد کرده ک رفتار با اونا گویا آداب خاصی نداره.
هم دوره ایهای من احتمالا آخرین نسل از دخترای چغری!! بودن ک حتی برای صحبت کردن با اونا هم نیاز ب گذشتن از 7 خوان بود و آداب سختی داشت.
گویا هرچی از حجم اپل مانتو ها کم شده این آداب هم رفته رفته کمرنگ شد.بله....ارتباط مستقیم داشت!
افسوس....افسوس....همه دوران طلایی رو در آینده جستجو میکنن اما من شدیدا اعتقاد دارم golden age اون قدیما بود ک گذشت.
افسوس که گذشته دیگه برنمیگرده!!!{با ریتم بخونین}
نقل قول  
Pooya Amini
Member
این دیگه چه کتابیه؟
هرکی خونده لطفا یه توضیحی بده.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You