بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

آیا خدایی وجود دارد؟

نویسنده:
مترجم: امیر کشفی
.
مقاله‌ای جالب توجه و بسیار خواندنی درباب مسئلۀ «وجود خدا» که به قلم برتراند راسل در سال 1952 نوشته شده اما برای نخستین بار در سال 1997 منتشر شده است. «قوری راسل» را در این مقاله می‌توانید بیابید!

حق تکثیر: مترجم

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
چرا مسیحی نیستم
عرفان و منطق
مصاحبه راسل با سی بی سی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 425 کیلوبایت
دریافت ها: 9640
تعداد صفحات: 9
4.3 / 5
با 60 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 58
۱۳۹۳/۱۰/۲۶

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
deldar1418
Member
نقل قول از مری بلا:
دیگر وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را آفریده است،
باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
نوام چامسکی

در ضمن در عجبم از دوستانی که تامل نکرده تایید میکنند
البته سوء تفاهم نشود منظور بدی ندارم
منظورم این است که اندکی تامل نیک است!!!
نقل قول  
deldar1418
Member
نقل قول از مری بلا:
دیگر وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را آفریده است،
باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
نوام چامسکی


سلام دوست
صد درصد مخالفم
تا نشناسی چه کسی جهان را آفریده نمی توانی درک صحیحی از آن داشته باشی در نتیجه درک صحیحی از چگونگی خراب شدن آن را نخواهید داشت دقت داشته باشید که مراد من از جهان صرفا طبیعت پیرامون خودمان نیست
در ضمن هر گفتار قشنگی لازمه آن این نیست که صحیح باشد از هرکه باشد چه برسد از کسی که طعم ایمان رانچشیده باشد

اندکی تامل!!!!!
نقل قول  
amirghorbani
Publisher
ببینید دوستان چند روزی است به پیام های جناب « دبیرزاده » و « پادشاه ناشناس » نسبت به پیام های خود فکر می کنم و به این نتیجه رسیدم
که ما در معنی کردن بعضی از کلمات با هم اختلاف نظر داریم : « ما در فلسفه نه می توانیم خدا را اثبات کنیم نه می توانیم آن را رد کنیم »
حال این جمله من اصلا به چه معناست ؟ به نظرم در مفهوم این جمله با هم مشکل داریم و بحث های بعدی تقریبا در پی آن ایجاد شد ؛
ما یک دسته علوم تجربی داریم و یک دسته علوم انسانی . در علوم تجربی ما از لفظ قانون استفاده می کنیم مثلا قانون اول نیوتن یا قانون جاذبه و ...
که اینها همه جا یکسان هستند مثلا شما نمی توانید بگوید قانون اول نیوتن در ایران اجرا نمی شود اما در کانادا اجرا می شود . علوم تجربی = اصل یا قانون
اما ما در علوم انسانی ( فلسفه ، مدیریت ، جامعه شناسی ، الاهیات و ... ) قانون و اصلی نداریم و تمام گفته های اندیشمندان یا نظریه هستند یا تئوری
مثلا نظریه علت و معلول افلاطون یا نظریه تیلور و ... اینها قانون نیستند یعنی در ایران یک جور اجرا می شوند و در امریکا یک جور و در چین یک جور دیگر و ....
در واقع در علوم انسانی هر شخصی با دیدگاه های خود دارد مسائل پیرامون خود را تفسیر می کند مثلا من می روم و وضعیت یک شرکت را یک جور توصیف می کنم و
مدیر دیگری می رود و چور دیگری توصیف می کند . در واقع ما در علوم انسانی حقیقت نداریم بلکه هر آنچه هست تفسیر است ، تفسیر ما است از محیط اطراف و ....
بنابراین ذاتا و ماهیتا علوم انسانی نمی توانند چیزی را اثبات یا رد کنند بنابراین این جمله بنده که فلسفه نمی تواند خدا را اثبات یا رد کند از همین ماهیت علوم انسانی
نشات می گیرد . علوم انسانی = نظریه یا تئوری = تفسیر . امیدوارم با این توضیح موضوع برایتان روشن شده باشد .
نقل قول  
مری بلا
Member
دیگر وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را آفریده است،
باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!

نوام چامسکی
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول از padshah nashnas:
نازنینا!!
اول قبل از کامنت نوشتن یه ذره (والا فقط یه ذره!)فکر کن بعد بنویس.والا قوه تفکر یکی از کاربردهاش همینه.اگر سه خط اول کامنتی که گذاشتی را بخونی می فهمی به چه دلیلی من چنین برداشتی کردم.
در ضمن احترام خودتو نگه دار چون به خوبی نشان دهنده شخصیت خودت و خانواده ات است.


از لحن کلامت مشخصه که من در مورد سن شما اشتباه فکر نمیکردم! حالا بزرگ میشی درست میشی... اشکال نداره.
شاد باشی.
نقل قول  
نقل قول از E R S:
نقل قول از padshah nashnas:می گویید ادیان برای توجیه وقایع علمی به وجود آمده است.
پناه بر شیطان!!
من کی گفتم «ادیان برای برای توجیه وقایع علمی به وجود آمده است» ؟!!
مطالعه پیشکش! شما فعلا یاد بگیر یک کامنت چند خطی رو درست بخونی!
حرف من خیلی ساده این هست که رویکرد انسان به مفهوم خدا به کلی با اموری که در علومی مثل فیزیک و زیست شناسی بررسی میشن متفاوته. و محل بررسی ایمان انسان به خدا در روانشناسی است و بر اساس نیازهای وجودی و روانی انسان. و اینکه اگر ایده ی «خدا» و اصولا ادیان با علوم طبیعی ناسازگاری داشته باشند این به معنی پوچ بودن آن ها نیست.
شما اینو می خونی و برچسب پوزیتیویست بودن به من می زنی و حرف بنده رو با آگوست کنت مقایسه می کنی!! (احتمال زیاد با همین پوزیتیویسم و آگوست کنت هم در صفحه ی ویکیپدیا آشنا شدی!)

خدایان المپی!! چه ربطی به حرف من داره؟!
نمی دونم چند سالته؟ ولی با این وضع بعید به نظر میرسه دوران تینیجری رو پشت سر گذاشته باشی!
کامنت اول من هم خطاب به شما نبود! به هر حال خود دانی... اگر دوست داشتی باز هم همه جا بحث کن ولی لطفا منو خطاب قرار نده. چون از اول هم حرفم با شما نیود.
(در ضمن؛ وقتی بهت می گم کمتر بحث کن و بیش تر مطالعه... این توهین به شما نیست.)
نازنینا!!
اول قبل از کامنت نوشتن یه ذره (والا فقط یه ذره!)فکر کن بعد بنویس.والا قوه تفکر یکی از کاربردهاش همینه.اگر سه خط اول کامنتی که گذاشتی را بخونی می فهمی به چه دلیلی من چنین برداشتی کردم.
در ضمن احترام خودتو نگه دار چون به خوبی نشان دهنده شخصیت خودت و خانواده ات است.

نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول از padshah nashnas:
می گویید ادیان برای توجیه وقایع علمی به وجود آمده است.

پناه بر شیطان!!
من کی گفتم «ادیان برای برای توجیه وقایع علمی به وجود آمده است» ؟!!
مطالعه پیشکش! شما فعلا یاد بگیر یک کامنت چند خطی رو درست بخونی!
حرف من خیلی ساده این هست که رویکرد انسان به مفهوم خدا به کلی با اموری که در علومی مثل فیزیک و زیست شناسی بررسی میشن متفاوته. و محل بررسی ایمان انسان به خدا در روانشناسی است و بر اساس نیازهای وجودی و روانی انسان. و اینکه اگر ایده ی «خدا» و اصولا ادیان با علوم طبیعی ناسازگاری داشته باشند این به معنی پوچ بودن آن ها نیست.
شما اینو می خونی و برچسب پوزیتیویست بودن به من می زنی و حرف بنده رو با آگوست کنت مقایسه می کنی!! (احتمال زیاد با همین پوزیتیویسم و آگوست کنت هم در صفحه ی ویکیپدیا آشنا شدی!)

خدایان المپی!! چه ربطی به حرف من داره؟!
نمی دونم چند سالته؟ ولی با این وضع بعید به نظر میرسه دوران تینیجری رو پشت سر گذاشته باشی!
کامنت اول من هم خطاب به شما نبود! به هر حال خود دانی... اگر دوست داشتی باز هم همه جا بحث کن ولی لطفا منو خطاب قرار نده. چون از اول هم حرفم با شما نیود.
(در ضمن؛ وقتی بهت می گم کمتر بحث کن و بیش تر مطالعه... این توهین به شما نیست.)
نقل قول  
نقل قول از E R S:


سعی کن از این به بعد کمتر بحث و بیش تر مطالعه کنی!
عزیزمن شما اصلا مسلک پرستش خدایان المپی را با ادیان ابراهیمی اشتباه گرفته اید.
می گویید ادیان برای توجیه وقایع علمی به وجود آمده است.
مگر ما می گوییم که خداوند خورشید را در ارابه اش می گذارد و به دور زمین می گرداند،همانطور که یونانیان می گفتند خورشید را هلیوس با ارابه اش به دور زمین می تاباند؟
مگر ما می گوییم وقتی خداوند خشمگین می شود رعد و برق به وجود می آید ، همانطور که یونانیان درباره زئوس می گفتند؟
عزیزم شما هم کمی درباره تفاوت آیین پرستش خدایان المپی با ادیان ابراهیمی مطالعه بکنید بد نیست!!!
نقل قول  
E R S
Publisher
نقل قول از padshah nashnas:
همین قسمت به خوبی گرایشات پوزیتویستی شما را نشون می دهد.وقتی این قسمت را خواندم حس کردم در حال خواندن نظرات آگوست کنت هستم.


سعی کن از این به بعد کمتر بحث و بیش تر مطالعه کنی!
نقل قول  
نقل قول از E R S:
همیشه با مواجهه ی فیزیکی و زیست شناختی و تکاملی با ایده ی "خدا" مشکل داشتم و هنوز هم مشکلم پابرجاست. معمولا ماجرا اینجوریه که انسان اول موضوعی رو در طبیعت مشاهده می کنه و بعد سعی می کنه توضیح و تبیین علمی برایش پیدا کنه. اما در مورد "خدا" اینطور نیست. آدم ها اول ایده ای به نام "خدا" رو در ذهنشان به طور کامل پرورش میدن بعد تازه میرن سراغ طبیعت تا یه جوری برایش اثباتی پیدا کنن.
.
همین قسمت به خوبی گرایشات پوزیتویستی شما را نشون می دهد.وقتی این قسمت را خواندم حس کردم در حال خواندن نظرات آگوست کنت هستم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You