Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

این سه زن

این سه زن

نویسنده:
این سه زن روایتی است تاریخی از زندگانی مریم فیروز، اشرف پهلوی و ایران تیمورتاش.

کتاب این سه زن نوشته مسعود بهنود نخستین بار در سال ۱۳۷۴ توسط مؤسسه انتشاراتی نشر علم منتشر شد و در ۱۴ فصل و در قالب یک روایت تاریخی به شرح زندگانی پرماجرای اشرف پهلوی، مریم فیروز و ایران تیمورتاش می پردازد. بهنود در مورد نگارش این داستان در مقدمه اینگونه می نویسد:
«این کتاب تاریخ نیست، رمان هم نیست. شاید یک روایت تاریخی بتواند باشد، شاید. فکر اولیه آن حدود بیست سال پیش در سرم آمد. نه به این شکل. بلکه فقط به قصد نوشتن سرگذشت “ایران تیمورتاش” و آن هم در شبی که به اتفاق پروانه، بزرگ حائری و هرمز فرزین در پاریس، در آن آپارتمان قدیمی به دیدار زنی رفتم که از بچگی درباره او شنیده بودم. وقتی او را در میان تصاویر پدرش دیدم و هنوز پس از چهل سال که از قتل تیمورتاش می گذشت در گفتگوی او به سرم افتاد داستانِ زندگی این زن را بنویسم. رژیم پهلوی سرکار بود و نمی شد. بار دیگر در زمان جنگ که ایران تیمورتاش به ایران آمده بود، خیالم را بازگفتم. دو سه باری پای خاطره گویی هایش نشستم. ولی رفت که با مدارک و عکس و اسناد برگردد و برنگشت. یادداشت ها را در قسه ی کارهای ناتمام گذاشتم.
از دیگرسو در همه این سالها که با تاریخ روزگار می گذرانم، بارها قصد آن داشتمن که درباره “فرمانفرما” بنویسم، جز آنکه نوشتن درباره “رضاخان ماکسیم” که شاه شد هم سالهاست در سرم بوده است. اما اعتراف می کنم که نوشتن درباره خانم “مریم فیروز” همین اواخر و بعد از آنکه کتاب خاطرات کیانوری را خواندم به سرم افتاد. فکرِ به هم پیوستن قصه این سه زن (مریم فیروز، ایران تیمورتاش و اشرف پهلوی) سال پیش و ضمن گفتگو با یکی از نوادگان ناصرالدین شاه جرقه زد.»

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
کریم امشب حال نداره
کشتگان بر سر قدرت
پنجاه سال بعد از آن بزرگ

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 5 مگابایت
دریافت ها: 42764
تعداد صفحات: 466
4.4 / 5
با 1148 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 101
۱۳۸۸/۰۸/۱۶


پاسخنگارش دیدگاه
ava modiri
Member
میشه گفت این کتاب تقریبا واقعی ترین رمان تاریخی مسعود بهنود هست و برخلاف خیلی از کتابهای تاریخی نگاه مطلقا سیاه و سفید به شخصیت های معاصر نداره
نقل قول  
maero
Member
این کتاب به قول خود بهنود نه تاریخ است و نه رمان بلکه رویاتی است تاریخ گونه ...و همین کتاب رو جذاب کرده و اصلا خسته کننده نیست ...در ضمن بین کتاب هایی که در ایران چاپ شده اند و معمولا تعصبات انقلاب اسلامی درشون وجود داره و سرشار از نقد های غیر منصفانه در مورد زمان های قبل از انقلاب هستند ....اما این کتاب نگاهی واقع بینانه به شخصیت ها داشته ...و در ضمن بعد از خوندن این کتاب من یه چیزی رو خیلی خوب فهمیدم مصدق یکی بود ...مردی که هیچ گاه کینه ای از کسی به دل نگرفت و تکرار هم نشد
نقل قول  
simin
Publisher VIP
نقل قول از mehdii_mehr99:
چطور میشه دانلود کرد؟



http://ketabnak.com/blog/?postid=122




نقل قول  
mehdii_mehr99
Member
چطور میشه دانلود کرد؟
نقل قول  
عالی عالی عالی!
نقل قول  
donya joon
Member
نقل قول از کتاب:

آن ها در حالی که هیچ شباهتی به یک دیگر نمی برند، از جهاتی شبیه به یک دیگرند. هر سه
پدری داشته اند که به او می بالیدند، و هر سه در خیال آن بوده اند که داد پدر را بستانند و هر
سه بیش از برادران خود بدین کار موفق شدند.
و این همه در یک مقطع تاریخی رخ داد. پس
دو تن آن ها، لامحاله در مقابل آن دیگری قرار گرفتند. یکی (ایران تیمورتاش) هفت تیر برداشت
و تا انتقام خون پدر را از قاتلان نگرفت آرام ننشست. آن دیگری (مریم فیروز) علی رغم خاستگاه
طبقاتی خود توده ای شد و ماند. بی آن که از کمونیسم چیز زیادی بخواند و بداند، این راه را برای
انتقام گیری از پهلوی ها، برگزید. و آن سومی (اشرف پهلوی) که در مقابل این ها قرار گرفت در
شهریور 20 از اصفهان به تهران آشوب زده برگشت، تا ارثیه ی پدر را که سلطنت بود حفظ کند
و خود را در این کار محکم تر از برادر دوقلویش می دید. و بود.

مقطعی که این هر سه مستقل و رها شدند، شهریور 20 بود. رضا شاه برای هر سه آن ها قفس
ساخته بود و رژیم اختناق آور او، این هر سه را به نوعی در حبس کرده بود و با سقوط وی هر
سه بال گشودند. رقابت ها و کین خواهی های این سه زن، بر تاریخ ایران اثرها نهاد.

*

مریم دو ماه پس از پیروزی انقلاب بازمی گردد...آن نیست که رفته بود، شکسته زنی است در
هیات مادربزرگ ها...
دو روز بعد، تنها به شهر ری می رود. مقبره ی فرمانفرما، لخت و بی
تجمل است اما باقی است.
برایش توضیح می دهند که در آن حدود بنایی رفیع است که در تمام
سال های غیبت او، سران کشورهای خارجی بدان جا می رفتند و برآن تاج گل می گذاشتند، بنایی
که اینک چیزی از آن باقی نیست، مریم به طعنه می گوید «قبر رضاخان ماکسیم».

او آمده است تا به فرمانفرما بگوید سرانجام آن چه می خواستی رخ داد. پهلوی ها آواره شدند.
اما من هستم. من مریم ماه تابان تو. ای خدای عبدالحسین!

نقل قول  
k32
Member
هنوز نخوندم و نمی تونم نظری بدم .
نقل قول  
parisa_malek
Member
اینقدر خوب بود که فایل الکترونیکیشو کامل خوندم
و با شخصیت مریم فیروز آشنا شدم
و همچنین گوشه هایی از تاریخ معاصرو با روایتی جذاب بیان کرده بود
نقل قول  
Mr British
Member
مطالعه خطی ، یکنواخت و رسمی تاریخ برای بسیاری اصلا جذاب نیست.و اینجاست که نقطه قوت این کتاب رو میشه فهمید.می‌تونید با زبانی داستانی و جذاب ، این روند تاریخی رو مرور کنید.اونم در یکی از سخت ترین دوره‌های ایران که اتفاقات عجیب و بزرگی افتاد.نثر آقای بهنود در این کتاب به نظرم به درستی انتخاب شده و برای روایت این ماجراها این روش بهترین و کم ریسک ترین راه بود.اما برای من شخصا جذاب‌تر از خرده داستان های این سه زن ، روایت زندگی و نقش آفرینی شاهزاده فرمانفرما بود.اصلا نمی دونستم چنین شخصیتی وجود داشته و این قدر هم موثر بوده.شاید از این پس که در کوچه‌های فرمانیه قدم زدیم ، بیشتر حواسمون رو جمع کنیم.اونجا جایی بوده که سلسله قاجار تموم و دوران پهلوی آغاز شد.کوچه باغ‌های بزرگی که حالا ساکنین جدیدش شاید چیزی از گذشته‌ی پرخاطره‌ی درختانش ندونند و به یاد نیارند.ولی روزهای بزرگش در تاریخ این کشور هرگز فراموش نمیشه..
نقل قول  
Shirin77
Member
مث همیشه عالیه
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You