آکادمی زبان صمیمی
دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

دیوان حافظ با شرح کامل ابیات

دیوان حافظ با شرح کامل ابیات

نویسنده:
.
اسکن شده

1- این شرح بر اساس نسخه تصحیح شده دکتر قاسم غنی و علامه محمد قزوینی تهیه و تنظیم شده است.
2-شرح هر غزل را در صفحه روبرو مطالعه خواهید کرد.
3-در این شرح بیشتر بر معانی ظاهری هر بیت تکیه شده و از تفسیر عرفانی و یا شرح ایهام های بکار رفته پرهیز گردیده تا خواننده غزل به فراخور درونیات خویش برداشتی خاص خود داشته باشد.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
حافظ نامه

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 30 مگابایت
دریافت ها: 211528
تعداد صفحات: 1010
4.7 / 5
با 265 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 70
۱۳۹۲/۰۸/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
mohsen4086050
Member
نقل قول از مری بلا:
معرفت نیست در این قوم خدا را سببی......
پ.ن:
به نظر اشتباه نوشتین:
معرفت نیست در این قوم خدایا مددی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر
نقل قول  
تاویار
Member
نقل قول از مری بلا:
معرفت نیست در این قوم خدا را سببی......
پ.ن:

غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر
نقل قول  
مری بلا
Member
معرفت نیست در این قوم خدا را سببی......
پ.ن:
نقل قول  
irani222
Member
ساقی و
مطرب و
مِی
جمله مهیاست ولی...

عیش
بی یار مهنّا نشود
"یار" کجاست؟
نقل قول  
irani222
Member
روضه ی خلد برین خلوت درویشان است
مایه ی محتشمی خدمت درویشان است
*
روی مقصود کـه شاهان به دعا می‌طلبند
مظهرش آینه ی طلعت درویشان است
*
حافظ ار آب حیات ازلی میخواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است
.
نقل قول  
a30fdadgar
Member
درود؛ از اینکه کتاب های مفید را برای استفاده مهیا ساخته اید باید دست تان را بوسید، اگر ممکن باشد کتاب های نیچه را هم بگذارید.
نقل قول  
irani222
Member
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی * گر چه ماه رمضان است بیاور جامی


روزها رفت که دست من مسکین نگرفت * زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی


روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل * صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی


مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد * که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی


گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است * که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی


یار من چون بخرامد به تماشای چمن * برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی


آن حریفی که شب و روز می صاف کشد * بود آیا که کند یاد ز دردآشامی


حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد * کام دشوار به دست آوری از خودکامی

نقل قول  
irani222
Member
تقوا و عرفان

بخش عمده ای از اشعار و ادبیات عرفانی ما گوئی با زهد و تقوا سر جنگ دارد که یکی از مشهورترین آن غزلیات حافظ شیرازی است که ملعبه دست فاسقان و تبهکاران و منافقانی است که کباده عشق و عرفان بدوش می کشند و با هر بیتی از حافظ یا مولانا عملی فاسقانه و رذیلانه ای را توجیه و تقدیس می کنند. این وضع یکی از علل اصلی جنگ اهل فقه با این ادبیات در طول تاریخ بوده است و چه بسا عارفانی را به مسلخ کشانیده است. حقیقت اینست که این جماعتی که زهد و تقوا را ضد خلوص و عشق عرفانی می خوانند در قلمرو اخلاص و توحید قرار دارند و در این وادی دعوی زهد و تقوا یک شرک عظیم است و بقولی در این عرصه شرکی جز تقوا نیست. این ادبیات و معارف توحیدی مربوط به عبادالله المخلصین است که فنای در ذات حقّ شده اند و از نزد خود هیچ اراده ای ندارند و لذا تلاش برای خویشتن داری همان عُجب و خودبینی و شرک در اراده ی خداست. حال تصور کنید آدمی که از حقّ بیگانه است و اصولاً دین را درک نکرده و بوئی از صدق و محبّت الهی نبرده است بخواهد زهد و تقوا را گناه بداند و طبعاً فسق و تبهکاری را عین ثواب و عرفان تصور کند چه دیوانه خانه ای پدید می آید از آن نوعی که در بسیاری از دکانهای موسوم به درویشی شاهدیم.
قیاس به نفس نمودن خود با حافظ و مولوی و امثالهم علّت دیگری از پیدایش این عرفان دجّالی است که بایستی آنرا عرفان اموی نامید. در مقابل عرفان علوی.
پس باید شدیداً مراقب باشیم وقتی که حافظ را میخوانیم خود را با او عوضی نگیریم تا همین عقل و دین نیمه کاره ی خود را هم از دست ندهیم.

دایرة المعارف عرفانی- جلد ششم - صفحه 71
نقل قول  
irani222
Member
حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم *** که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم *** یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم *** تا حریفان دغا را به جهان کم بینم
سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو *** گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم
بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح *** شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
سینه تنگ من و بار غم او هیهات *** مرد این بار گران نیست دل مسکینم
من اگر رند خراباتم و گر حافظ شهر *** این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم
بنده ی آصف عهدم دلم از راه مبر *** که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم
بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند *** که مکدر شود آیینه ی مهرآیینم


این حافظ عجب حرف دلم را زده است...
نقل قول  
Pooya Amini
Member
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / بادوستان مروّت ، با دشمنان مدارا
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You