بهرام پور
تندخوانی دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

چالشهای پیش روی نظریه تکامل

کتاب «چالشهای پیش روی نظریه تکامل» به بررسی نقاط ضعف نظریه تکامل میپردازد. نویسنده این کتاب مصطفی پورنورعلی است که این کتاب را در سال 1390 و بر اساس نظریات هارون یحیی نویسنده شهیر اهل کشور ترکیه تدوین کرده است. هدف نویسنده صرفا به چالش کشیدن نظریه تکامل و طرح سوالات جدید برای زیست شناسان است و نویسنده در این کتاب هیج تئوری جدیدی را مطرح نمیکند و به مخالفت با تکامل بر نمیخیزد بلکه هدف او فقط بررسی نقاط مبهم در تکامل است.
مصطفی پورنورعلی متولد سال 1366 و ساکن رشت می باشد. او همچنین فارغ التحصیل رشته زیست شناسی جانوری در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه گیلان است.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
تبیین جهان و انسان
تکامل
هوسهای سرخ- روانشناسی زیبایی، هوس و خیانت

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها: 4302
تعداد صفحات: 60
4 / 5
با 48 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 76
۱۳۹۲/۰۷/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
من سخن شما و داروینیسم را رد نمیکنم چون آنرا شدنی میشمارم اما اینکه انگار همه نژادها از آفریقا ریشه گرفته اند را چندان استوار نمیدانم و نمیتوانم بپذیرم (شاید دیدگاه من نادرست باشد)،
در ضمن این برتری نژادی ژنتیکی اورآسیایی در برابر آفریقایی را خود کاشف ژنتیک جیمز واتسون به زبان آورد و چون امروزه سخن از فرقهای نژادی تابو است جایزه نوبل را ازو پس گرفتند ، اما از دید آنتروپومتریک و ژنتیک و فیزیونومی فرقهایی انکارناپذیر میان مردمان هست که شاید بتوان از مفهوم نژاد و ریشه های چندگانه گونه مردم سخن گفت.
البته هیچ نژادی سره نیست و آمیختگی از همان آغاز بوده است و تنها درصد ژنومهایی که در هر کسی بالاتر و چیره تر است همه ویژگیهای نمایی و فیزیولوژیکی (و فرهنگی و ذهنی) را در او پدید میآورند،
شاید بگویند که تفاوت ژنتیک ملتها بسیار اندک است پس بحث نژاد بیهوده است اما همانگونه که از خواهر و برادری که دارای ژنوم بسیار همانندی اند و تنها در تفاوت ژنتیکی بسیار بسیار اندکی به تفاوت حقیقی بسیار در رفتار و بدنشان می انجامد، همانطور نیز فرفی جزئی در ژنوم مردمان میتواند تفاوتهای بزرگی در توانایی جسمی و فرهنگی میان آنها داشته باشد.

نقل قول  
IranistNIMA
Member
در واقع تنها گونه ای که همزمان با انسان هشومند وجود داشته اند و تقابلی بین آنها با ما به وجود آمد نئاندرتالیس ها هستند که جدیدترین فسیل مربوط به آنها فکر می کنم در حدود 40 هزار سال پیش است و که پس از آن منقرض شده اند. بیشینه درصد ژنی حدود 12 درصد نئاندرتالی در انسان های امروزی تائید شده که مربوط به مدیترانه ای ها و ساکنین زاگرس غربی است. این تبادل ژنی تا جایی که من می دانم تفاوت معنی داری بین توانمندی های انسان های افریقایی و اوراسیایی ایجاد نکرده است. بنابراین خط اصلی مربوط به گونه ساپینس است با اندکی تبادلات ژنی که از آن ریشه های چندگاته دریافت نمی شود. انسان پکن نیز سالها پیش از به وجود آمدن انسان هوشمند (بین 200 تا 100 هزار سال قبل) منقرض شده بود و تبادل ژنی نمی تواند صورت گرفته باشد (بر اساس داده های فعلی).
با توجه به موارد مطرح شده در واقع برتری نژادی بخاطر این درصد هیبریدی بین مردمان سفیدپوست و زردپوست با سیاهپوستان آفریقا وجود داشته باشد، اثبات نشده است.
نقل قول  
در پاسخ به ایرانیست نیما ،
هموساپینس ها را از آنرو ساپینس(ساپینس به لاتین برابر با هوشمند/دانا است) مینامند که آنها شاید نخستین مردمسانانی بوده اند که ابزار سازی میکرده اند در حالیکه هم کرومانیونها و هم نئاندرتالها ابزار بکار میبرده اند و گنجایش جمجمه آنها نیز گویای هوشمند بودن آنها و استخوانبندی آنها گویای توان جنبشی کارآمدتر(agility و پر انرژیتر از مردمنماهای آفریقایی بوده است ، جالب اینکه پژوهشگران دریافتند که مردان و زنانی با توانایی ریسک کردن بسیار که در علم و بازرگانی بایسته است دارای ژنهای نئاندرتال بیشتری اند، و در تاریخ میبینیم که مردمان اورآسیا آفریننده تر و پر انرژی تر بوده اند تا مردمان آفریقا.
حتی استخوانهای مردمسانHumanoid دیگری را در چین یافته اند که نامش را بیاد نمیآورم و اکنون آرام آرام باوری پدید میآید که گونه مردم امروزی ریشه ایی چند گانه بایستی داشته باشد.
نقل قول  
IranistNIMA
Member
در پاسخ به جناب دبیرزاده:
میمونها که همگی با هم تغییر نکرده اند که انتظار داشته باشیم دیگر بازماندگانی از آنها نیابیم. گروهی از آنها بسته به تغییرات محیطی به سمت کپی ها تکامل یافتند و از این تغییرات خانواده هومونیده پا به عرصه وجود گذاشت. هر گروه ارگانیسمی زنده با توجه به تغییرات محیطی خود و در جهت سازگاری و با در نظر گرفتن فاکتور زمان تغییر می کند و دگرگون می شود. میمون ها هم هنوز دچار تغییرات در ساختار بیولوژیک خود می شوند. مثلا بونوبوها نمونه ای است که نیای آنها شامپانزه های معمولی هستند.
در ضمن منظور از اینکه نژادهای انسانی همگی ریشه در آفریقا دارند این است که گونه هوموساپینس در زمانی مهاجرت خود را از آفریقا آغاز کرد و در خاورمیانه و مدیترانه به گروه های انسانی دیگر (گونه نئاندرتالیس) برخورد و آمیزش هایی انجام شد که منجر به تبادل ژنهایی گردید. وقتی صحبت از انسان می شود ساپینس مدنظر است و در مورد گونه های دیگر از واژه انسان نما استفاده می کنند.
در مورد موجودات فرازمینی واقعا نظری ندارم چون راه اثبات یا رد آن وجود ندارد ولی اگر باشند و به زمین آمده باشند از کجا معلوم ساختار ژنوم آنها اصلا مشابه با نوع زمینی باشد که بتواند تبادل ژنی صورت گیرد؟
نقل قول  
هر چند من مذهبی نیستم ، اما در انگارش(تئوری) تکامل چاله هایی هست که نمیتوان آنرا چشمبسته آنجور که داروین نشان داده بود پذیرفت،
یکی اینکه اگر مردم از نژاد میمون باشد ، چرا میمونها هنوز بازمانده اند وپس از میلیونها سال هنوز به تکامل دست نیافته اند بلکه حتی در سنجش با میمون سانان نخستین به پس رفته اند؟
دیگر اینکه دانش ژنتیک در واپسین سالها دریافته است که ژن نئاندرتال در بسیاری از مردمان اروآسیا یافت میشود درحالیکه این ژن در مردمان زیر صحرای آفریقا(آفریفای سیاه) به صفر میرسد که خود گویای آنست که نئاندرتالها که مغزی بزرگتر از هوموساپینس داشته اند ریشه ایی در آفریفا نداشته بودند یعنی این بر خلاف انگارش پیشین است که نیاکان همه مردم از آفریقاست ، جالب آنکه بسیاری از ژنهای مردمان هندو اروپایی که پدید آورنده آنزیمها و نماهای فیزیکی ویژه ایی در بدن مایند از نئاندرتالها برگرفته شده اند (Svante Paabo از پژوهشگاه ماکس پلانک)
حتی شماری اندک از پژوهشگران بر این باورند که با بررسی ژنتیک جانوران گوناگون چنین مینماید که انگار بیگانگانی(فرا زمینی) در گذشته های دور با مهندسی ژنتیک
هیبریدی را ساخته اند که نتیجه اش همان گونه مردم امروزی است ( Graham Hancock,Michael Cremo,Zacaria Sitchin.....)
نقل قول  
IranistNIMA
Member
مباحث علوم پالئوآنتروپولوژی اثبات کردند که تمامی نژادهای انسانی از یک ریشه بوده اند که از آفریقا سرچشمه می گیرد و در اثر مهاجرت و جدایی های جغرافیایی و اثرات اقلیم این نژادهای امروزی (نگروئید، کاوکاسینید، مونگولید) به وجود آمدند و تفاوت ارزشی با هم ندارند. پس این بحث می تواند به صورت علمی ریسیسم را رد کند. از نظر قدرت ذهنی و هوشی واقعا تفاوت معنی داری بین نژادها وجود ندارد. پس در مورد دامن زدن به نژادپرستی توسط نظریه تکامل در بخش انسان جای بحثی وجود ندارد.
دوستان گفتند که تکامل گرایان غرب زده هستند. می توان پاسخ داد که منشا حقیقت هر گجا باشد محترم است و باید آن را ارج نهاد شرق و غرب تفاوتی ندارند و اگر امکانات علمی و محیط مناسب برای دانشمندانی در شرق هم مهیا بود شاید آنها زودتر به این حقیقت نائل می آمدند. آن وقت آیا اروپایی ها را شرق زده می گفتیم؟
نقل قول  
IranistNIMA
Member
کدام چالش گریبان نظریه تکامل را گرفته است؟
اگر روزی یک جمجمه انسان در زمان ژوراسیک یافت شد و یا یک فسیل ماهی در پرکامبرین به کلی این نظریه رد خواهد شد ولی از سالی که داروین انتخاب طبیعی را تشریح کرد تا به امروز تمامی طرفداران فیکسیسم به هر دری زدند تا این نظریه را ساقط کنند ولی نتوانستند. دانشمندان علوم مختلف هم از پای ننشستند و تحقیقات ادامه یافت و با به وجود آمدن دانش ژنتیک در حدود 100 سال بعد از داروین با کشف مشخصات DNA اینکه تکامل در سطح ژنوم روی می دهد قوت یافت. پیش و پس از آن نیز فیزیولوژی مورفولوژی اکولوژی و سایر شاخه های زیست شناسی همکی آن را تکمیل کردند. تمامی علم ژنتیک و بیولوژی امروز بر مبنای تئوری تکامل یا فرگشت (Evolution) است. یعنی این علوم دیدگاه داروین را اصلاح و تشریح کردند و برای دلایل قانع کننده ای برای چگونگی فرایند انتخاب طبیعی ارائه دادند.
انسان از دیدگاه بیوسیستماتیک جانوری در خانواده Hominidae و جنس Homo قرار می گیرد. در کنار این جنس، میمون های بزرگ دیگری در این گروه قرار می گیرند که هنوز زندگی می کنند مثل شامپانزه، گوریل و اورانگوتان. بیشتر فسیل ها از گونه های انسانی منقرض شده از جنس هومو هستند که البته جنس های کهن تری نیز یافته شدند مثل آسترلوپتیکوس. در حقیقت جنس Pan (شامپانزه ها) و Australopethicus یک نیای مشترک به نام Proconsul داشته اند که می توان گفت یک Gibbon بوده که دم خود را از دست داده است.گیبون ها (یا ژیبون ها) از میمون های دنیای قدیم (اوراسیا و آفریکا) با نام Catarrihini هستند و همگی آنها به همراه میمون های دنیای جدید (امریکا) تراسیفرم ها، لوریس ها و لمورها از نخستیان هستند. با توجه به موارد فوق انسان با شامپانزه یعنی تنها بازمانده نزدیک به خود 97 درصد هومولوژی در کروموزم و سطح ژنوم دارد. اگر با اعضای دیگر جنس هومو مثل نئاندرتالیس ها یا رودسینسیس مقایسه می شد این شباهت ژنتیکی به درصد بالاتری هم می رسید.
نقل قول  
نقل قول از ashkan103:
واقعا کسایی که به تکامل اعتقاد دارنند نژاد پرستن باور کنید

فکر کنم غرب زده باشن تا نژادپرست
نقل قول  
نقل قول از ashkan103:
اماکن نداره موجودی که قدرت تفکر نداره و اصلا معلوم نیست از کجا اومده باشه اینقدر منظم و دقیق باشه

منم کاملا موافقم
نقل قول  
ashkan103
Member
واقعا کسایی که به تکامل اعتقاد دارنند نژاد پرستن باور کنید
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You