Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

هشت کتاب

نویسنده:
.
اسکن شده

هشت کتاب سهراب سپهری به همراه عکس ها و زندگینامه خودنوشت

هشت کتاب نام مجموعه اشعار سهراب سپهری است. هشت کتاب، چنانکه از نامش بر می‌آید، شامل هشت دفتر شعر (کتاب) است:

مرگ رنگ
زندگی خواب‌ها
آوار آفتاب
شرق اندوه
صدای پای آب
مسافر
حجم سبز
ما هیچ ما نگاه . . .

حق تکثیر: سهراب پیش از سال 59 درگذشته است

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
آوار آفتاب
صدای پای آب
زندگی خواب ها

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 50 کیلوبایت
دریافت ها: 21823
تعداد صفحات: 295

نسخه صوتی کتاب از نوار
4.9 / 5
با 133 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 46
۱۳۹۲/۰۶/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
iwiwdead
Member
یک نفر آمد

تا عضلات بهشت

دست مرا امتداد داد

یک نفر آمد که نور صبح مذاهب

در وسط دگمه های پیرهنش بود
نقل قول  
raminsb
Member
چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد :
وسیع باش , و تنها , و سربه زیر , و سخت
نقل قول  
mohsen4086050
Member
سایه شدم و صدا کردم:
کو مرز پریدن ها،دیدن ها؟کو اوج نه من دره او؟

و ندا آمد:لب بسته بپو.
مرغی رفت ، تنها بود ، پر شد جام شگفت.
و ندا آمد:بر تو گوارا باد ، تنهایی تنها باد.
دستم در کوه سحر او می چید ، او می چید.
و ندا آمد:و هجومی از خورشید.
از صخره شدم بالا ، در هرگام دنیایی ، تنهاتر ، زیباتر.
و ندا آمد:بالاتر ، بالاتر.
آوازی از ره دور: جنگل ها می خوانند؟
و ندا آمد:خلوت ها می آیند.
و شیاری ز هراس.
و ندا آمد:یادی بود ، پیدا شد ، پهنه چه زیبا شد!
او آمد ، پرده ز هم وا باید ، در ها هم.
و ندا آمد:پر ها هم.
نقل قول  
ابری نیست.

بادی نیست.

می نشینم لب حوض:

گردش ماهی ها، روشنی،من، گل، آب.
پاکی خوشه زیست.

مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر، آسمانی بی ابر، اطلسی هایی تر.

رستگاری نزدیک: لای گلهای حیاط.

نور در کاسه مس،چه نوازش ها می ریزد!

نردبان از سر دیوار بلند، صبح را روی زمین می آرد.

پشت لبخندی پنهان هر چیز.

روزنی دارد دیوار زمان، که از آن،چهره من پیداست.

چیزهایی هست ،که نمی دانم.

می دانم ،سبزه ای را بکنم خواهم مرد.

می روم بالا تا اوج،من پر از بال و پرم.

راه می بینم در ظلمت، من پر از فانوسم

من پر از نورم و شن.

و پر از دار و درخت.

پرم از راه، از پل، از رود، از موج.

پرم از سایه برگی در آب:

چه درونم تنهاست!
نقل قول  
کفش هایم کو
چه کسی بود صدا زد سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.
مادرم در خواب است
.
و منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر.
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
و نسیمی خنک
از حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد.
بوی هجرت می آید:
بالش من پر آواز پر چلچله هاست.
صبح خواهد شد
وبه این کاسه ی آب
آسمان هجرت خواهد کرد.
باید امشب بروم.
.
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند.
یک نفر باز صدا زد :سهراب!
کفشهایم کـو؟
نقل قول  
saeedlatifim
Member

:.:.:.:.:.:.:.:.

من به اندازه یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم ، حوری
دختر بالغ همسایه
پایِ کمیاب ترین نارونِ روی زمین
فقه می خواند !

:.:.:.:.:.:.:.:.


نقل قول  
maryamyavari
Member

دلم گرفته ،

دلم عجیـــــــــب گرفته است ،

و هیچ چیز ،

نه این دقایق خوشــبو که روی شاخه ی نارنج می شــــــود خاموش


نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست ،


مرا از هجـــــــــــــــوم خالی اطراف نمی رهاند ،


و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد. !!!!!!!


دلم گرفته

دلم ، عجیــــــــــــــــــــــــــب گرفته است!!!!!!!
نقل قول  
maryamyavari
Member
و غم
.
اشاره ی محوی ، به ردّ وحدت اشیاست
نقل قول  
God of war
Member
من این اشعار رو خوندم البته نه همشو به نظر من شعر های دیگه قشنگ تر اند
شعر نو جالبی و زیبایی شعر هایی مثل غزل و رباعی و قطعه و....
نداره
نقل قول  
Pooya Amini
Member
اشعار خیلی ساده و روان اند من که این کتابو نداشتم ولی یکمیش رو خوندم خوشم اومد.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You