بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

بوسه تقدیر

بوسه تقدیر

نویسنده:
با صدای مهماندار هواپیما از عالمی که در ان غرق بودم بیرون امدم . مهماندار اعلام کرد که هواپیما هم اینک در فرودگاه بین المللی مهر اباد به زمین نشسته است . من که تشنه دیدن خاک وطنم بودم چشمانم را گشودم و بوی شهر را با تمام وجود استنشاق کردم ....

حق تکثیر:
ت‍ه‍ران‌: ال‍ب‍رز‏‫، 1388

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
امانت عشق
وارث عذاب عشق
خشت اول

آگهی
نسخه ها
آگهی
4.4 / 5
با 554 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 86
۱۳۸۸/۰۷/۲۷

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
ولی قبلا روی سایت بود
نقل قول  
kamaladdin1
Member
نقل قول از دفتر نصف جهان:
چرا من نمی تونم این کتاب رو دریافت کنم و بخونم


چون این کتاب الان هم حق نشر داره و به خاطر قانون کپی رایت ، سایت مجاز نیست فایلش رو برای دانلود بزاره.
نقل قول  
چرا من نمی تونم این کتاب رو دریافت کنم و بخونم
نقل قول  
من این کتاب رو بالای 100 بار خوندم و خییییییلی دوسش دارم و به تمام دوستام و دخترای فامیل دادم خوندن و لذت بردن
نقل قول  
ra5731
Member
chrtoriiiiii dan misheeee ayaaaaaaaaa?!?!?!?!
نقل قول  
sarina360
Member
وااااااااااااااااااااای خدا جونم
اخه یعنی چی مگه الکیه
اصلا به درک میذاشت پدرش بیفته زندان
پدری که رو قلب و روح دخترش پا میزاره بایدم بیفته زندان
بعدشم حماقت پدر اون نباید باعث میشد سرنوشت نگین خراب بشه
شهاب یه مرد واقعی بود کسی که من تا به حال با شخصیتی مثل اون اشنا نبودم وقتی این کتاب واقعیه با این شخصیت پاکی که شهاب داشت با دلی که شکسته بود نگین حق نداشت یه ضربه دیگه بهش بزنه شهاب فرشته بود یه فرشته واقعی!
میدونید پول پدرش از بین میرفت چه حالا چه 10 سال بعد پول که باقی نمیمونه عشقه که واقعی میمونه
نمیدونم نگینی که واقعا وجود داره از اینکه از رو احساس تصمیم گرفته اینقدر ادم بی اراده و کم عقلیه که اسم کارشم گذاشته فداکاری
ادم اگه نیمه گم شدش رو پیدا کنه هیچوقت نباید از دستش بده
نگین اشتباه کرد یه اشتباه خیلی بزرگ
اخییییییییش داشتم می ترکیدم راحت شدم این حرفا رو زدم
خیلی دوس دارم از خانم شجاعی بپرسم الان وضعیت نگین و شهاب چجوریه؟الان کجان؟چی کار میکنن؟
من دلم نیومد تا اخر کتاب بخونم وقتی دل شهاب شکست دل منم شکست الهی بمیرم براش امیدوارم هرجا که هست سالم و خوشبخت و خوشحال و راضی باشه
همچنین امیدوارم نگینو شهاب پیش هم برگردن
نقل قول  
bande
Member
fek konam mohemtarin masalei k mikhas tu in roman onvan beshe in bud k vaghti etefaghi pish umad dge tu khila nabashin v dar hal zendegi konin.kash vaghei nabud.shahabo khili dus dashta.vali b har hal har kas tu ye marhale az zendegish bayad ba yek seri adam ashna beshe 2-3 safheye akhar fogholade bud
نقل قول  
daria1147
Member
به نظر من خوب بود من که خوشم اومد
نقل قول  
peninsula
Member
خوب بود..
سبک و صیاقش شبیه امانت عشق بود...
ولی آخراش خیلی گریه کردم بیچاره نگین...
اینقدر دختر بدبخت...
با این رمان ها فهمیدم راسته که نباید عاشق شد..!
نقل قول  
mhrely
Member
از کتابهای خانم شجاعی تنها بوسه تقدیر رو خوندم.
با وجودی که داستان الکی طولانی بود و خیلی به جزییات پرداخته بود اما انتظار نداشتم داستان این جوری تمام بشه. من از 100 صفحه اخر داستان بیشتر خوشم اومد .
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You