Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

کشتگان بر سر قدرت

نویسنده:
.
این کتاب شرح حال 21 تن از سیاستمدارانی است (از قائم مقام فراهانی تا هویدا) که خود را به قدرت رساندند و بر سر آن جان باختند .

در مقدمه کتاب آمده است:
نویسنده کتاب ارزشمند "جامعه‌شناسی نخبه‌کشی" قائم‌مقام، امیرکبیر و دکتر مصدق را به عنوان سه مثال برای تاکید بر آن نظری برگزیده که در عنوان کتاب او نیز پیداست. از سالها پیش بر این اندیشه بودم که چرا استبداد توانست بدان راحتی امیرکبیر را بکشد و در جائی ثبت نیست که جز همسر و مادرش کسانی بر آن یل تاریخ ایران خون گریسته باشند. یا این که چرا محمدشاه لحظه‌ای برای کشتن قائم‌مقام و زیر پا نهادن عهدی که در حرم ضامن آهو با پدر خود بسته بود، درنگ نکرد. چرا وقتی استبداد - گیرم به اغوای استعمار - تصمیم به قتل این آزادگان می‌گرفت، لحظه‌ای از مردم پروا نکرد، مردمی که قائم‌مقام و امیرکبیر برای سعادت آنها به کام شیر رفتند ...
در روایت زندگی 16 تنی که در فاصله زمانی قتل قائم‌مقام فراهانی و امیرعباس هویدا، (حدود 150 سال) کشته‌شدگان بر سر قدرت بودند و زندگیشان در این مجموعه می‌آید، پیداست که انتخاب و گزینشی براساس عملکرد مثبت یا منفی آن‌ها یا خدمت یا خیانتشان، در نظر نیست. وگرنه این باب باید فقط با نام پرجلال امیرکبیر باز و بسته می‌باشد که کسی چون او، در میان این جان‌دادگان در قدرت نبود ...


از صفحه 58 و 59 کتاب :

قلم از سوز سر می شکافد وقتی سرگذشت میرزا محمد تقی خان فراهانی (امیرکبیر) را می نویسد . هنوز پس از 150 سال داغی که نبود او بر دلِ تاریخِ ایران و ایرانیان نهاد ، تازه است .
این داغی نیست که کهنه شود . اگر هم امروز روزگار دوباره مجال ظهور میرزا تقی خانی دهد باز 150 سال عقب افتادگی را چگونه باید جبران کرد، به روزگاری که جهان به اندازه ی هزاران سال خود در همین مدت قافله تمدن را به جلو کشانده است. در وجود این فرزند کربلایی قربان تمام استعداد ها و هوش تاریخی ایرانیان که در افسانه ها آمده متبلور بود .

در آغاز سرگذشت او همین قدر کافی است که به یاد آوریم ژاپن 150 سال پیش از هر جهت ، شبیه ایران در همان دوران بود ، عقب افتاده ، فئودالی و استبدادی و خبر یافته از دگرگونی های قرن نوزدهم اروپا.
آن ها با یکی دو سال پیش و پس میجی را یافتند که پیشگام حرکتشان به سوی توسعه بود و ما امیرکبیر را. در آن جا دوران میجی نیم قرن به درازا کشید و دراین جا فقط 3.5 سال ، و سفینه ای که به این ترتیب با خطای کوچک ناصرالدین جوان از مسیر منحرف شد ، اینک در پایان قرن بیستم با سفینه ی ژاپنی فاصله ای دارد که می دانیم و میبینیم.

چه عجب اگر شاهی که آن فرمان کج را داده بود، خود تا چهل و هفت سال بعد که زنده بود - از گفته ها و نوشته هایش پیداست - مدام که در حسرت و پشیمانی به سر می برد و به راستی نیز به قول یکی از نوادگانش "یک لحظه بی خبری و دل سپردن به وسوسه مادری که از سفارت فرمان گرفته بود با ناصرالدین شاه جفا کرد" . او می توانست در تاریخ ایران شاهی نامدار و افسانه ای شود و آغاز گر توسعه و ساختن کشور و امروز نوادگانش به او افتخار کنند .

ناشر: علم
سال نشر: 1387 (چاپ پنجم و پایانی)
حق تکثیر: کتابهای این نویسنده در حال حاضر تجدید چاپ نمی شوند و بسیار نایاب هستند .

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
خانوم
از سید ضیاء تا بختیار
شاید حرف آخر

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 13 مگابایت
دریافت ها: 15938
تعداد صفحات: 711
4.4 / 5
با 56 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 11
۱۳۹۲/۰۶/۰۶


پاسخنگارش دیدگاه
مسعود بهنود (زاده ۲۸ مرداد ماه ۱۳۲۵ در تهران). نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمساز ایرانی است. وی کارش را به عنوان روزنامه‌نگار از سال ۱۳۴۲ شروع کرد. وی آثاری در زمینهٔ سیاست و تاریخ معاصر ایران نگاشته‌است.بهنود به عنوان یک روزنامه‌نگار در روزنامه‌های متفاوتی از جمله آیندگان و تهران مصور کار کرده‌است. او بیش از بیست روزنامه و مجله را بنیان نهاده است، که هیچ یک از آنها در حال حاضر منتشر نمی‌شوند.
نقل قول  
مسعود بهنود /نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمساز
انگاری روزنامه را بر قامت خانواده بهنود دوخته اند. مسعود بهنود روزنامه نگاران ایرانی بلااستثنا یک الگو است. شاید کمتر روزنامه نگاری باشد که نام بهنود را به بلندی یاد نکند و آرزوی "بهنود" شدن را نداشته باشد. حاصل عمر بهنود ۶۳ ساله به گفته خویش پانزده کتاب است، چهارصد مصاحبه و بیش از هزار گزارش ژورنالسیتی. هشت فیلم مستند بلند، صد و هشت برنامه تلویزیونی و سیصد برنامه رادیوئی است. او در انتشار بیش از ۳۰ نشریه همکاری کرده نشریاتی که هیچکدام زنده نیستند. بهنود در تاریخ ادبیات و روزنامه نگاری ماندگار است. شاید کمتر کسی در حرفه و شهرت به پای او برسد.
نقل قول  
amirghorbani
Publisher
قائم مقام ، امیر کبیر و مصدق هر سه کسانی هستند که دیگر تکرار نمی شوند که هر سه به خاطر اشتباه پادشاهان دوران خود از کمک به پیشرفت ایران بازماندند
نقل قول  
saeid farhang
Member
کتاب خوبیه به همه دوستداران تاریخ معاصر خوندنش توصیه میشه.
نقل قول  
hanieh
مدير ارشد
نسخه کم حجم جایگزین شد. در نسخه قبلی ۲ صفحه از کتاب جا افتاده بود که در نسخه فعلی تصحیح شده است
نقل قول  
naele
Member
چند روزه نمیشه کتابارو دانلود کرد حجم زیاده وسط دانلود هنگ می کنه لطفا حجم رو کم کنید
نقل قول  
بهار96
Member
بابا حجمش رو کم کنید
نقل قول  
noir
Member VIP
نقل قول از khosro1952:
تا حالا فکر می کردم که محمد علی میرزا فرزند مظفرالدین شاهه حالا اقای بهنود می گه نوه امیر کبیره!

امیرکبیر و عزت الدوله (خواهر ناصرالدین شاه) دو دختر داشتند ، "تاج الملوک " و "همدم الملوک" . در زمان ناصرالدین شاه دختر بزرگتر یعنی تاج الملوک به عقد مظفرالدین میرزا ولیعهد درآمد و بدین ترتیب محمد علی شاه نوه ی امیرکبیر محسوب می شود .
نقل قول  
noir
Member VIP
صفحه 58 و 59 کتاب

قلم از سوز سر می شکافد وقتی سرگذشت میرزا محمد تقی خان فراهانی (امیرکبیر) را می نویسد . هنوز پس از 150 سال داغی که نبود او بر دلِ تاریخِ ایران و ایرانیان نهاد ، تازه است .
این داغی نیست که کهنه شود . اگر هم امروز روزگار دوباره مجال ظهور میرزا تقی خانی دهد باز 150 سال عقب افتادگی را چگونه باید جبران کرد، به روزگاری که جهان به اندازه ی هزاران سال خود در همین مدت قافله تمدن را به جلو کشانده است. در وجود این فرزند کربلایی قربان تمام استعداد ها و هوش تاریخی ایرانیان که در افسانه ها آمده متبلور بود .

در آغاز سرگذشت او همین قدر کافی است که به یاد آوریم ژاپن 150 سال پیش از هر جهت ، شبیه ایران در همان دوران بود ، عقب افتاده ، فئودالی و استبدادی و خبر یافته از دگرگونی های قرن نوزدهم اروپا.
آن ها با یکی دو سال پیش و پس میجی را یافتند که پیشگام حرکتشان به سوی توسعه بود و ما امیرکبیر را. در آن جا دوران میجی نیم قرن به درازا کشید و دراین جا فقط 3.5 سال ، و سفینه ای که به این ترتیب با خطای کوچک ناصرالدین جوان از مسیر منحرف شد ، اینک در پایان قرن بیستم با سفینه ی ژاپنی فاصله ای دارد که می دانیم و میبینیم.

چه عجب اگر شاهی که آن فرمان کج را داده بود، خود تا چهل و هفت سال بعد که زنده بود - از گفته ها و نوشته هایش پیداست - مدام که در حسرت و پشیمانی به سر می برد و به راستی نیز به قول یکی از نوادگانش "یک لحظه بی خبری و دل سپردن به وسوسه مادری که از سفارت فرمان گرفته بود با ناصرالدین شاه جفا کرد"

او(ناصرالدین شاه) می توانست در تاریخ ایران شاهی نامدار و افسانه ای شود و آغاز گر توسعه و ساختن کشور و امروز نوادگانش به او افتخار کنند .
نقل قول  
khosro1952
Pro Member
تا حالا فکر می کردم که محمد علی میرزا فرزند مظفرالدین شاهه حالا اقای بهنود می گه نوه امیر کبیره!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You