Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

تاریخ تمدن اسلام (قسمت اول)

نویسنده:
.
کتاب تاریخ تمدن اسلام نوشته ی جرجی زیدان،مشهورترین و معتبرترین کتاب در شناخت تاریخ تمدن اسلامی است و بهترین و بزرگترین اثر نویسنده اش که در 1116 صفحه توسط انتشارات امیر کبیر به چاپ رسیده است.این کتاب شامل 5 جلد و قسمت است که در هر قسمت به یک موضوع خاص از تمدن اسلامی می پردازد.
جلد اول :
تمدن و اوضاع مردم عرب پیش از اسلام تا ظهور اسلام و کمى قبل از آن، حکومت عرب در دوره جاهلیت، اوضاع کعبه و قریش تا ظهور اسلام، چگونگى دعوت اسلام، انتشار اسلام، فتوحات اسلامى، خلفاى اموى، خلفاى عباسى، خلفاى اندلس، خلفاى فاطمى و غیره.
جلد دوم:
ثروت مملکت اسلامى، ثروت رجال دولتى و خلفاى اسلام، موجبات پیدایش آن ثروتها و از دست رفتن آن، ثروت اهالى شهرها و ده‏ها.
جلد سوم:
علوم و ادبیات عرب و علوم و ادبیات اسلامى، علوم و ادبیات بیگانه، مدرسه‏ها و کتابخانه‏هاى اسلامى.
جلد چهارم:
سیاستهاى دولتهاى اسلامى، وضع حکومت خلفاى راشدین، امویان، عباسیان، امویان اندلس، فاطمیان و سیاست هر یک در تحکیم مبانى فرمانروایى و رفتار آنان با مردم.
جلد پنجم:
نظامات اجتماعى و طبقات مردم و عادات و رسوم اجتماعى و زندگى خانوادگى و تمدن و تجمل و آثار عمران در ممالک و شهرها و دستگاه فرمانروایان اسلامى.
کتاب بدلیل حجمش در دو قسمت آپلود می شود،قسمت اول تا پایان جلد سوم،و قسمت دوم جلد چهارم و پنجم را شامل می شود.

حق تکثیر:
مترجم پیش از ۵۹ درگذشته است

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخ تمدن اسلام (قسمت دوم)
عروس ایران
دوشیزه شامی

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 50 کیلوبایت
دریافت ها: 103090
تعداد صفحات: 656
4.4 / 5
با 143 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 61
۱۳۹۲/۰۶/۲۲


پاسخنگارش دیدگاه
Khwanirath
Member
نقل قول از alefbamdad:
شاید بتوان قوانین خوبی هم در آن یافت ولیکن در خوشبینانه ترین حالت می توان آنها را اساطیری دانست
به قول شاعر معروف آلمانی ،هاینه


از میان 6236 آیه در قرآن کریم، 4 آیه قانون اجتماعی حکومتی در آن وجود دارد که شامل قصاص، مجازات زنای علنی، مجازات سارق و مجازات راهزنی و تجاوز و ارعاب عمومی است. بر روی این کره خاک، سراغ ندارم جایی را که در آن هیچ کدام از این 4 مسئله آزاد باشد. نه می توان به کسی صدمه زد و به قتل رساند، نه می توان تجاوز کرد و زورگیری کرد، نه علناً زنا کرد و نه دزدی کرد. حالا بین این 4 تا، کدامشان محل مناقشه است جای سوال دارد.

اسطوره دانستن قرآن نیز قدمتی به درازای خود قرآن دارد و سخن تازه ای نیست.

إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِ آیَاتُنَا قَالَ أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ
زمانی که آیات ما بر او تلاوت شود گوید اساطیر گذشتگان است.-15 القلم

سخن تازه ای نیست و ارتباطی هم بین قصص قرآن با احکام و قوانین اجتماعی نیست. قانون اجتماعی که اسطوره نمی شود. مگر اینکه از شاخه قانون اسلام به شاخه قصه های اسلام بپریم.

به قول پرنس ژیوائى بورگیز ، تاریخ شناس ایتالیایی: مسلمین همین که در پیروی قرآن و خواندن آن و عمل به قوانین و احکامش سستی نشان دادند، نیروی سعادت و فرشته سیادت نیز با این بی‌اعتنایی از آنها دور شد و آن همه عزت و قدرت و خرسندی و عظمت از افق حیات آنها رخت بربست و به جایش اهریمن اسارت و بندگی جانشین شد. دشمنان از این فرصت استفاده کردند و بر آنها تاختند و حلقه‌وار چون میکرب‌های اجتماع آنها را در میان گرفتند و آنها را به روزگار کنونی اسیر و مقید ساختند. آری این همه بدبختی‌ها و تیره‌روزی‌های مسلمین از مراعات نکردن قوانین قرآن بوده. در این امر بزرگ هیچ گناهی متوجه اسلام نیست. آیا حقیقتاً چه ایرادی را می‌شود بر آیین پاک گرفت؟

متاسفانه آنچه اکثراً قابل مشاهده است، ندانستن و ناآگاهی مسلمانان و ایضاً منتقدان این کتاب سترگ است. نمی فهمم کسی که حداقل هایی را از قرآن نمی داند و آن را بطور کامل نخوانده، چگونه له یا علیه قرآن موضع می گیرد. سخن گفتن در باب مذهب نیز فراتر از سخن گفتن در باب اسلام است. کسی می تواند چنین ادعایی کند که با همه مذاهب آشنایی داشته باشد و آن ها را از نظر گذرانده باشد. و اگرنه حرف بی مبنا و کلی، کنتور نمی اندازد.
نقل قول  
alefbamdad
Member
با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شود. ببینید کشورهای که در آنها قوانین اسلامی حاکم است مانند ایران و عربستان چه ظلم و قصاوتی به نام دین بر مردم خود اعمال کرده و میکنند. از محروم کردن مردم از شادی ، تبلیغ فرهنگ تو سر خود زدن و گریه و زاری گرفته تا ریختن خون انسانهای های بیگناه برای تقویت خودشان. جهانیان را پند میدهند که دنیا دار فانی است و جهان حقیقی پس از مرگ فرا می رسد در حالیکه دنیا را دو دستی چسبیده اند و حاضر نیستند میلی متری از صندلی قدرت و تسلط خود جابجا شوند. مردم را به جهان خیالی دعوت میکنند تا مردم شادی های این جهانی را بر خود و دیگران حرام کنند در حالیکه خود و فرزندانشان پشیزی برای این چیز ها ارزش قائل نیستند.

البته این سخنان بدین معنا نیست که از صدر تا ذیل دین بد است نه اینگونه نیست شاید بتوان قوانین خوبی هم در آن یافت ولیکن در خوشبینانه ترین حالت می توان آنها را اساطیری دانست که مدت مدیدی انسانهایی زندگی واقعی شان در تلخی و رنج وفقر میگذشته یاری رسانده و به آنها امید دهد که جهان دیگری هست که حاکمش مثل حکام این دنیا نیست و شاهزاده و گدا برایش توفیری ندارد.

به نظر من در دنیایی که دیر زمانی است از خواب غفلت بلند شده کم کم ما هم باید از خواب بیدار شویم و مسائل و مشکلات هر بخش از جامعه را به دست متخصصان آن حیطه بدهیم نه کسانی که پیشانی داغ کرده خود را به نمایش می گذراند. این گونه میتوان تمدن ساخت این گونه میتوان پیشرفت کرد و جامعه را از مصائب و مشکلاتش نجات داد. با آزادی در درجه اول و درجه دوم قوانینی که بر پایه واقعیات بنا شده اند و نه بر پایه خیالات.

به قول شاعر معروف آلمانی ،هاینه : " در دوران جهالت مذهب بهترین راهنمای انسان بود همانند کوری که در تاریکی بهتر از فرد بینا راه را از چاه تشخیص می دهد اما پس از طلوع خورشید بسیار احمقانه است که از او پیروی کنیم."
نقل قول  
Khwanirath
Member
به kavehtanhaeivash

تا بدانجا که خاطرم یاری می کند و چشمانم نشان می دهد، این عذرخواهی را از جناب aryoua داشتم نه از کس دیگری! ضمن اینکه ادامه گفتگوی بنده با ایشان در پیام خصوصی صورت گرفت و به نتایج قابل توجهی هم مختوم شد. حالا اینکه این وسط جنابعالی حرفتان چیست و انتظار چه سخنی دارید را خدا عالم است.
نقل قول  
mahdim76
Member
باعث تأسف است که چنین مناقشاتی که اکثراً خارج از چارچوب‌های آکادمیک هستند، در زیر پست‌های مربوط به چنین کتب ارزشمندی شکل می‌گیرد!
نقل قول  
hamidreza55
Member
nikdoost

جناب نیکدوست منظور من اصلا فرمایشات حضرتعالی نبود

منظور بنده اشاره ای کوتاه به گفته جرجی زیدان بود

چرا باید مردم نواحی که به تصرف مسلمانان دراومده ناگهان به خودشون بیان وبرای رهایی(توجه به این کلمه داشته باشین.مگه اسیربودند؟)تلاش کنند

نکته دوم اینکه چقدر تلاش کردند که نتونستند به قول جرجی زیدان کاری از پیش ببرند؟

اصولا چه عکس العملی از اعراب سرزده که تلاشها به نتیجه نرسیده؟

موفق باشید
نقل قول  
به Khwanirath:

نقل قول:
مشاهده می کنید که در زمینه احکام، قرآن دقیق و مو به مو آن را بیان فرموده است. اگر معنای کتک زدن در آیه 34 سوره نساء بود، بایستی اشاره می شد که چه مقدار و کجای بدن ایشان را کتک بزنید. ولی وقتی نیامده، معنای دیگر ضرب را دنبال می کنیم. آنجایی که در صورت ضرب کردن زنان، قصاص هم لازم نمی شود و آن معنا، همان در تنگنا قرار دادن است که البته برای زنان مختلف می تواند متفاوت باشد. برای یکی تنگنای مالی، برای یکی همراهی نکردن در مهمانی، برای یکی صحبت نکردن و ... که بسته به روحیات فردی می تواند متفاوت باشد.

فلذا آیه شریفه بر این مبناست که زنان در غیاب مردان، پاکدامنی پیشه می کنند و زنانی که در حال خیانت عاطفی به شما هستند را اندرز دهید و بعد بسترهایتان را جدا کنید و بعد در تنگنا قرار داده تنبیهشان کنید.
بابت اطاله کلام پوزش می خواهم. بنده آدم پرگویی نیستم. آیه نیاز به تفسیر داشت.


آقا همه چی رو بافتی به هم! چی میگی تو؟ زمین و زمان رو قاطی کردی با هم. پوزش هم می خوای.
نقل قول  
nikdoost
Member
hamidreza55 گرامی؛
اعراب یا به قول شما عربها در حال حاضر نه جزو کشورهای صنعتی هستند و نه جزو کشورهای دموکراتیک، سران این کشورها با چپاول و غارت ثروت حاصل از نفت را که متعلق به مردم کشـور هایشان
است و باید صرف تٱمین رفاه زندگانی دوران بدون نفت مردم شود که دیر یا زود فرا خواهد رسید صرف عطینا و دوام و بقای خود با سـر سپردگی به آمریکا می کنند، این که می بینید در حال حاضر از رفاه
نسبتاً قابل توجهی برخوردارند دلیل بر پیشرفت آنان نیست، طرفیت و وابستگی آنها با کشورهای غرب است، تمام تلاش کشورهای نیرومند غرب این است که کشور های غیر متعهّد و به خصوص دارای
ذخائر زیرزمینی، هیچ وقت مالک سرنوشت خویش نباشند و توده عظیم مصرف کننده باقی بمانند و ثروت خود را فقط صرف خرید مایحتاج غیر ضروری و لوکس بسیار گرانبها از کشور های آنها نمایند، مگر
نشنیدید یکی دو روز گذشته دانلد ترامپ خطاب به آل سعود عیّاش چه گفت؛ ترامپ گفت: اگر فقط دو هفته دست از حمایت شما برداریم نابود خواهید شد، سایر کشورهای به اصطلاح عربی نیز چنین
وضعیت اسف باری دارند، زرق و برق و ولخرجی و عیّاشی های آنان گواه بر تمدن آنان نیست، کما اینکه پیشینه ی تمدّن اسـلام نیز به خدمات ایرانیان برمی گردد، اسلام در ابتـدا دین منطقه ای بوده و
موجودیت جهانی بودن آن از آغاز تا به حال مرهون تلاش مستمر دانشمندان ایرانی است
ای نَفس دمی مطیعِ فـرمان نشـدی
وَز کرده ی خویشتن پشیمان نشدی
صوفی و فقیـه و زاهـد و دانشـمند
این جمله شدی ولی مسلمان نشدی
نقل قول  
hamidreza55
Member
عربهای معاصر توانستند در مدتی کمتر از بیست سال به طور بی سابقه دنیائی را مسخر
کنند

همین که چنان ضربت هولناکی بر ممالک روم و ایران و مصر وترکان و غیره وارد آمد مردمان آن نواحی بخود آمدند و برای رهائی خود کوشیدند!!!!!

ولی کاری از پیش نبردند!!!!!

تاریخ تمدن اسلام
جرجی زیدان
نقل قول  
mt1397
Member
باور نکنید که ساسانیان حکومت ستمکاری بودن و این خلفا بودن که
ایران را گل و گلستان کردن! بهرحال، هر حکومتی خوبِ مطلق نیست.
دقت کنید، دوستان، امیرالمومنین تنها به امام علی گفته نشده.
معاویه و یزید هم می‌گفتند.
هیچ‌گاه اسلام در ماهیت خود نگفته که برای گسترشِش به سرزمین‌های
دیگه بتازید، اگه چنین بود که این کار را پیامبر (ص) انجام میداد.
"همانا آغازکننده‌ی جنگ، همواره شکست میخورد".
بیشترِ تاریخ‌نویسان از نسک‌های طبری نقل قول کردن که ایشان در دیباچه
نسکش آورده که من نیز از دیگران نقل کردم و بر درستی و معتبری آن مهر
تاییدیه نمیزنم.
این روزها روی اینترنت چیزهایی گفته میشه که آن را به بن‌مایه‌های تاریخی
استناد میکنن که به دستور امام علی (ع) کشتار زیاد شده، اما زمانی که به آن
بن‌مایه‌ها میرویم که ببینیم، زکی! اینجا که چیز دیگه ای میگه.
در این تارنما به چندتا از این تحریف‌ها پاسخ داده شده، دقیقا به همان بن‌مایه‌ها
مراجعه شده:
http://biyavabebin.blogfa.com/post/41/امام-علی-(-ع-)-و-کشتار-ایرانیان-

و اینکه، تمدن را به فرزانگان و دانشمندی میگن که در زمان اسلام پیدا شدن، نه یک مشت
وحشی خونریز!
مجید جان، شما میگید من سندی نمیخوام که مال ۷۰۰ سال پیش باشه، همین ۲ قرن سکوت
شادروان زرین‌کوب مال ۶۰ سال پیشه که گاها به بن‌مایه‌های تاریخی استناد کرده که از هر زمانی
هستند. ایشان در مقدمه‌ی ویرایش و چاپ دوم گفته بود یک سری از سخن‌هام را از روی
تعصب و خامی نوشتم که در اینجا ویرایش کردم. ایشان در تاریخ ایران بعد از اسلام
در فرگردِ نخست، میگویند که دو قرن سکوت به دور از پژوهش‌های واقع‌بینانه بوده.
اما درباره‌ی دیگر نوشته‌هات باهات هم‌داستانم.
مانا باشید.
خدانگهدار.
نقل قول  
hamidreza55
Member

♦️شکار در نده وچرنده و پرنده ♦️

عرب ها پیش از اسلام هم شکار می دانستند ولی تنها آهو و پرندگان را با تیر ودام میگرفتند. در دوره تمدن اسلام شکار پرنده و چرنده و درنده معمول شدو مسلمانان از ایرانیان و رومیان چیزهای تازه راجع به شکار آموختند.
باز و قوش و سگ و ببر نگاهداشتند و با کمک آنان خوک و آهو و خروحشی(گورخر) شکار میکردند. نخستین خلیفه شکارچی یزید بن معاویه است که همه - نوع وسایل تفریح و شکار داشت

سگها و بازها و میمونها و ببرهای فراوان در دربار وی بودند

یزید گردنبند و جُل زَربفت برای سگهای خود تهیه کرده و برای هر سگی یک پرستار معین نموده بود.

یزید از نگاهداری سگ و میمون و قوش وغیره بیشتر نظر تفریحی داشته و آنقدرهابه ورزش اهمیت نمیداده است.

تاریخ تمدن اسلام
جرجی زیدان
نقل قول  
majid889
Member
فقط خدا میداند زمانی که مادر بیگناه ایرانی رو از فرزند خردسالش جدا میکردند و فرزند رو در شهر دیگر و مادر بیگناه رو در شهری دیگر به عنوان کنیز جنسی میفروختند و این فرزند و مادر دیگه برای همیشه همدیگر رو نمیدیدند تا اخر عمر،چه روزهایی تلخی داشتند تا اینکه فوت کردند......اوج قساوت یک انسانه این کار...یا وقتی یک زن جوان ایرانی رو به زور و بیگناه از شوهرش جدا میکردند و با خودشون میبردند چه سکته هایی که این مردان و زنان نکردند اون زمان.....من باور نمیکنم خدا چنین دستوراتی داده باشه.....یه عالمه مطلب توجیهی در این زمینه ها در سایت های اسلامی خوندم ولی قانع نشدم.
نقل قول  
majid889
Member
نکته یی که به عنوان یک مسلمان همیشه برام پرسش مهمی بوده و هیچوقت هم پاسخ قانع کننده یی نگرفتم اینه که در مقابل این پرسش که چرا مسلمانان با ایرانیان چنین کردند پاسخ داده میشه که اون زمان عمر و عثمان بوده و مولا علی چون فرمانده و کاره یی نبوده فلذا کسی به حرفشم گوش نمیکرده ولی پرسش اینجاست که آخه همین کشت و کشتار در زمان خلافت خود مولا علی هم ادامه داشت و ایشون هیچ اعتراضی نکردند.ما که در کتابهای اصیل و قدیمی هیچ نوشته یی مبنی بر اعتراض و ناراحتی و گوشزد به مسلمانان در اینکه حداقل سربازای ایرانی رو بکشید که در جنگ حضور داشتند نه اون کشاورز بیچاره یی که نه جنگ میکرد بر علیه اسلام و نه شمشسری داشت ندیدیم.حتی یک نوشته هم نیست که مولا علی بگند چرا زنان و دخترکان کشاورزان بیگناه ایرانی رو به اسارت و غنیمت میگیرید و میاورید تو بازارهای برده فروشی اسلامی مکه و مدینه میفروشید...البته کتابهای جدید و لاطاعل و دروغ زیادی در این مورد هست ولی اونا قابل قبول نیست بنده کتابهای اصیل و قدیمی و مستندی که 900 تا 1100 سال پیش نوشته شده رو میگم نه این کتبی که در این 700 سال اخیر نوشته شد و پر از دروغ و افسانه سازی و میتولوژیه.
نقل قول  
majid889
Member
در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ )

در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را یک یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند ... و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹ )

در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)
در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282
نقل قول  
majid889
Member
شرح گوشه ای از جنایات اعراب در ایران نقل ازکتاب عبدالحسین زرین کوب (دو قرن سکوت) !!!ت

اعراب چه کردند با ایران
--
در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان به ایران حمله کردند
-متاسفانه عده‌ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره ‌کنم .

عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند
----
پس از تسلط اعراب
در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاریخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)

در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگیدند و پایمردی کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)

در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه 116 -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه 2011)

در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند » مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ 123)

ادامه دارد...
نقل قول  
babak965
Member
مکتبی که با زور شمشیر و کشتار و غارتگری و شکنجه به مردمان تحمیل شده باشد نمی تواند ادعای تمدن داشته باشد. حمله به شهرها و کشتارهای سنگین و راهزنی کاروان ها که اسمش تمدن نیست.
نقل قول  
mt1397
Member
نقل قول از همای ابد:
مگر اسلام تمدن هم دارد؟ به حق چیزهای نشنیده و ندیده.
جامعه ی متمدن جامعه ای برابر است. به عنوان یک زن توی یک جامعه ی اسلامی برابری نمی بینم. پس تمدنی هم نمی بینم. گناهی هم نیست. متن صریح قران این را ایجاب می کند.
ومردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود...(228 بقره)

سلام و درود.
کاش اندکی هم پژوهش داشتی، سپس این را می‌گفتی.
سطحی‌نگر نباشیم، گرامی. مردان از لحاظی بر زنان برتری
دارند که این را هر آدم فهمیده‌ای میدونه چیه. نگفته که
زنان برده‌ی مردان هستند، با پوزش از بانوهای گرامی و
بزرگوار.


ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را ملت ها و قبیله گرداندیم تا
یکدیگر را بشناسید، همانا بهترین شما نزد خداوند باتقوا ترین شماست
و خداوند بسیار دانا و آگاه است. (حجرات آیه ۱۳)

همانگونه که میبینید، بهترین مرد و زن در نزد خداوند، همانا پرهیزکارترین
آنهاست.

مانا باشید
نقل قول  
Shahinlee
Member
سلام به همه دوستان ‌
خدمت عزیزی ک گفتند ک در اسلام برابری زن و مرد نیست باید عرض کنم ک دوست عزیز مگر مرد و زن برابر هستند ک قانون برابر براشون باشه؟!
درسته ک هر دو انسان هستند اما از لحاظ احساسات روحی و روانی و غریضه و حتی از نظر جسمی متفاوت هستند .
بنابراین کسانی که مثل جوامع غربی میخوان یکسان با این دو رفتار کنند درحال ظلم به هر دو نوع بشر هستند .
کمی تفکر هم خوب است برادر نه فقط نشخوار کردن اراجیف دیگران برای دست برداشتن از فرهنگ خالص خودت . و گرفتن فرهنگ مریض و منحط غربی .
شما قوانین اسلام راجع به حقوق زنان رو بخوان بدون غرض و ببین کجای دنیا انقدر به مقام زن اهمیت داده شده . در جایی از دنیا هستی که هفت هزار سال تمدن دارد و در این هفت هزار سال زنان در کمال عفاف و حیا زندگی کرده اند . حالا دوتا جوجه روشنفکر میان و تز باسوادی میدن .
یعنی تمامی این انسان های این سرزمین در طول این تاریخ پر عظمت احمق بودند و شما ناگهان از مشرق زمین بردمیدی؟!
نخیر اخوی بهتره بری کمی مطالعه کنی تا شاید شاید شاید بتونی بفهمی و درک کنی عظمت اسلام .چیزی ک غربی ها دارن بهش میرسن ‌و مسلمان میشن ‌و احمق هایی در اینجا دارن ضد این دین حرف میزنن . و سلام علی من تبع الهدی . یاعلی
نقل قول  
این کتاب جز کتاب های مرجع دانشگاهی هستش
نقل قول  
مگر اسلام تمدن هم دارد؟ به حق چیزهای نشنیده و ندیده.
جامعه ی متمدن جامعه ای برابر است. به عنوان یک زن توی یک جامعه ی اسلامی برابری نمی بینم. پس تمدنی هم نمی بینم. گناهی هم نیست. متن صریح قران این را ایجاب می کند.
ومردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود...(228 بقره)
نقل قول  
aryoua
Member
تشکر از توضیحات مفید شما و پوزش از طرح این موضوع در این صفحه که برای کتاب جرجی زیدان است. مسائل اینچنین زیاد است و مشکلات فراوان که اینجا جای طرح آنها نیست.
نقل قول  
Khwanirath
Member

تا اینجا دانستیم که کتک زدن، تنها معنای ضرب نیست ولی به هر حال یکی از معانی آن هست. حالا از کجا بدانیم که در این آیه منظور کتک زدن نیست؟ از آنجا که هر گاه در قرآن صحبت از احکام بعد از فعل امر باشد، بطور دقیق و مو به مو آن را بیان می کند مگر اینکه معنایی غیر از معنای ظاهر در میان باشد. مثال در آیه 6 سوره المائده
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ

ای کسانی که ایمان آورده اید، زمانی که به سوی نماز برخاستید، پس صورت هایتان را و دستهایتان را تا آرنج ها بشویید و به سرهایتان (منظور، بخشی از سر) و پاهایتان را تا برآمدگی ها مسح کنید

مشاهده می کنید که در زمینه احکام، قرآن دقیق و مو به مو آن را بیان فرموده است. اگر معنای کتک زدن در آیه 34 سوره نساء بود، بایستی اشاره می شد که چه مقدار و کجای بدن ایشان را کتک بزنید. ولی وقتی نیامده، معنای دیگر ضرب را دنبال می کنیم. آنجایی که در صورت ضرب کردن زنان، قصاص هم لازم نمی شود و آن معنا، همان در تنگنا قرار دادن است که البته برای زنان مختلف می تواند متفاوت باشد. برای یکی تنگنای مالی، برای یکی همراهی نکردن در مهمانی، برای یکی صحبت نکردن و ... که بسته به روحیات فردی می تواند متفاوت باشد.

فلذا آیه شریفه بر این مبناست که زنان در غیاب مردان، پاکدامنی پیشه می کنند و زنانی که در حال خیانت عاطفی به شما هستند را اندرز دهید و بعد بسترهایتان را جدا کنید و بعد در تنگنا قرار داده تنبیهشان کنید.
بابت اطاله کلام پوزش می خواهم. بنده آدم پرگویی نیستم. آیه نیاز به تفسیر داشت.
نقل قول  
Khwanirath
Member

اما در مورد آیه 34 نساء عرض می شود که توضیح این آیه نسبت به آیه قبل مبسوط تر است. باز هم ترجمه حضرتعالی اشتباه است. صحبت از اطاعت کردن نیست، صحبت از نشوز است.

آیه را تقدیم می کنم.
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا

مردان تکیه گاه زنانند بدلیل آنکه الله برخی از شما را بر برخی دیگر فضل داده است و بدلیل آنچه از اموالشان انفاق می کنند. پس زنان صالح، فرمانبردارند و در غیاب، آنچه الله حفظ فرموده را حفظ می کنند. و زنانی که از نشوز آنها بیم دارید پس اندرزشان دهید و در بسترهایتان از ایشان دوری کنید و ضربشان کنید پس اگر اطاعتتان کردند پس راهی بر علیه ایشان نجویید که همانا الله بلندمرتبه بزرگ است.

نکات این آیه
1-مردان تکیه گاه زنانند بدلیل قدرت بدنی و بدلیل تمکن مالی. اول اینکه جمله خبری است نه امری. یعنی نمی گوید چنین باید باشد. بلکه می گوید چنین است. یعنی عموماً مردان بدلیل قدرت بدنی و امکان مالی بیشتر، نقش تکیه گاه زنان را در اختیار دارند. از آنجا که دلیل تکیه گاه بودن مردان را ذکر فرموده، در صورتی که این نقش ها را مردان بر عهده نداشته باشند، زنان تکیه گاه مردان می شوند. البته ندرتاً چنین می شود.
2-زنان صالح، اطاعت محض از الله دارند..............."زنان صالح، فرمانبردارند"
3-آیه در مورد حفظ پاکدامنی در غیاب همسر است......"در غیاب (همسرانشان)، آنچه الله حفظ فرموده را حفظ می کنند"
4-نشوز به معنای نافرمانی نیست. در تفسیر قرآن با قرآن، کلمه معادل را می یابیم که در آیه 128 نساء آمده است ولی اینبار در مورد مردان. یعنی مردانی که از نشوز آنها بیم دارید. اگر به معنای نافرمانی باشد، بالاخره کدامیک باید از دیگری اطاعت کند؟ زنان از مردان یا مردان از زنان؟ پس معنای نشوز چیز دیگری ست. "نشز" به معنای بلندی است و "ناشزه" به کسی می گویند که زیر سرش بلند شده باشد. یعنی علیرغم داشتن همسر، با نامحرم ارتباط جنسی دارد که آن را "زنای محصنه" یعنی زنای فرد متاهل می نامند. اما آیه هم نمی گوید زنانی که ناشزه اند که حکم ایشان مشخص است. بلکه می گوید زنانی که از نشوز ایشان "بیمناکید". یعنی هنوز به ارتباط جنسی نرسیده و با نامحرم ارتباط عاطفی دارد. ضمن پوزش بابت این کلام، به معنای کسی ست که متاهل بوده و "دوست دختر یا دوست پسر" بصورت عاطفی دارد. با عذرخواهی مجدد
5-زنانی که خیانت عاطفی می کنند را 1-اندرز دهید، 2-بسترهایتان را جدا کنید، 3-ضربشان کنید.
"ضرب" در زبان عربی به معنای "زدن" است. یکی از معانی زدن، "کتک زدن" است. ولی این تنها معنای این کلمه نیست. مثال:

آیه 31 سوره نور..........وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ................ و باید روسری هایشان را بر گریباشان، "ضرب" کنند.........................در اینجا "ضرب" به معنای قرار دادن است.

آیه 273 سوره بقره.......لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ ...........نمی توانند بر روی زمین "ضرب" کنند......................در اینجا "ضرب" به معنای حرکت کردن و راه رفتن است.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از aryoua:
نقل قول از Khwanirath:معتقدم که قرآن کریم، ظنی الدلاله نیست بلکه قطعی الدلاله است و دیگرانی که به حدیث و روایت چسبیده اند به خطا رفته اند.
این قطعی الدلاله بودن در مورد آیاتی مثل «نسائکم حرثٌ لکم فأتوا حرثکم أنی شئتم» زنان شما کشتزار (یا دارایی تملکی) شما هستند به آنها به صورتی که می خواهید برسید (رفتار کنید) و یا آیا 34 سوره نساء (الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ ... وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا) تا آنجا که صراحتاً صحبت از زدن زن می کند که اگر اطاعت کنند دیگر نباید به آنها دست درازی کرد. به صورتی که با عواطف رایج انسانی هم سازگاری داشته باشد چگونه قابل توجیه است.


عرض می شود دو آیه ای که اشاره فرمودید را با توجه به آیات قبل و بعد، بررسی می کنیم. آیه نخست در مورد مسائل جنسی ست و از همه عزیزان هم بابت توضیحاتی که خواهم داد عذرخواهی می کنم.

نخست برای آیه 223 سوره شریفه البقره، از آیه 222 شروع می کنیم. اول از همه عرض می کنم که ترجمه حضرتعالی اشتباه است. دو آیه را در کنار هم خواهم نوشت.

وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ. نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ

و از تو درباره حیض می پرسند. بگو آن رنجی ست، پس در زمان حیض از زنان کناره گیری کنید و با ایشان نزدیکی نکنید تا پاک شوند، پس چون پاک شدند، از آنجایی که خدا به شما امر کرده با آنان آمیزش کنید. همانا الله توبه کنندگان و پاکان را دوست دارد. زنان شما کشتزار شمایند، پس آنچه که می خواهید وارد کشتزار خود شوید و برای خود پیش اندیشی کنید و تقوای الله داشته باشید و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد و به مومنان مژده بده.

نکات این دو آیه به این ترتیب است.
1-صحبت در مورد عادت ماهیانه است....."از تو درباره حیض می پرسند"
2- در مدت عادت ماهیانه ارتباط جنسی با زنان حرام است....."با ایشان نزدیکی نکنید تا پاک شوند"
3-تنها و تنها و تنها آمیزش از راه طبیعی با زنان جایز است و رابطه ای غیرطبیعی با زنان حرام است......"از آنجایی که خدا به شما امر کرده با آنان آمیزش کنید"
4-چرا ارتباط غیر طبیعی حرام است؟ چون که زنان شما مادران فرزندان شما هستند و نباید به چشم وسیله اطفای غرایز -آن هم به هر نحوی- به ایشان نگاه کرد بلکه نگاه شما باید به چشم تربیت کننده فرزندانتان باشد.... "زنان شما کشتزار شمایند".
5-هر چند دفعه ای که مایل بودید می توانید با همسرانتان آمیزش کنید.... "پس آنچه می خواهید وارد کشتزار خود شوید"
6-اگر فرزند صالحی داشته باشید، در آینده به کارتان خواهد آمد ...."برای خود پیش اندیشی کنید"
7-مبادا از این امر الهی سرپیچی کنید و از راه غیر طبیعی با ایشان آمیزش کنید که حتماً الله را ملاقات خواهید کرد....."بدانید که او را ملاقات خواهید کرد"

با توجه به این مسائل، آیه شریفه در مورد حرام بودن ارتباط غیرطبیعی با همسر است و به همین جهت، همسران را مایه تربیت فرزند و پرورش نسل می داند نه اینکه وسیله جنسی مردان باشند و به هر روش آزاردهنده ای با ایشان بخواهند آمیزش کنند. مشاهده می کنید که ندیدن آیه قبل، می تواند موجب سوء تفاهم شود.
نقل قول  
aryoua
Member
نقل قول از Khwanirath:
معتقدم که قرآن کریم، ظنی الدلاله نیست بلکه قطعی الدلاله است و دیگرانی که به حدیث و روایت چسبیده اند به خطا رفته اند.

این قطعی الدلاله بودن در مورد آیاتی مثل «نسائکم حرثٌ لکم فأتوا حرثکم أنی شئتم» زنان شما کشتزار (یا دارایی تملکی) شما هستند به آنها به صورتی که می خواهید برسید (رفتار کنید) و یا آیا 34 سوره نساء (الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ ... وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا) تا آنجا که صراحتاً صحبت از زدن زن می کند که اگر اطاعت کنند دیگر نباید به آنها دست درازی کرد. به صورتی که با عواطف رایج انسانی هم سازگاری داشته باشد چگونه قابل توجیه است.
نقل قول  
Khwanirath
Member
سوم اینکه در طول تاریخ انسان ها را با استناد به قرآن کریم آزار داده اند. کتابی نوشته شده به نام "ماجرای تاسوکی، خاطرات یک گروگان" که نویسنده توسط جندالله و گروه عبدالمالک ریگی به اسارت گرفته شده بود. در کتاب نوشته بود که با استناد به آیه "جزای هر بدی، بدی مثل آن است" معتقد بودند که چون حکومت ایران جوانان ما را کشته است، ما هم می توانیم جوانان بی گناه از ایشان را بکشیم. بله چنین استدلال هایی در طول تاریخ بوده است ولی با آیات قرآن در زمینه قصاص، العبد بالعبد استدلال ایشان رد می شود. هر کسی هر برداشتی از هر کتابی می تواند داشته باشد ولی برداشت درست، یکیست. به خاطر دارم یکی از جوانان رشید این مرز و بوم مدعی بود که طب اسلامی داریم و دلیل هم این است که در قرآن کریم می فرماید که هر چیزی به اصل آن بر می گردد. ما هم اگر دهان مار را بر جای گزیدگی نیش بگذاریم، نیش مار باز می گردد به مار! و این معجزه قرآن کریم است. فارغ از اینکه بتوان این مدعا را ثابت کرد یا نه پرسیدم که پس قاعدتاً اگر تفنگ را هم بر جای گلوله بگذاریم، گلوله باز می گردد؟ برداشت ها که می تواند مختلف باشد، برداشت راستین هزارپاره نیست. معجزه دیگری نیز از این حضرات بیان می کنم. در تفسیر نمونه، مفسر محترم-علیرغم اینکه تفسیر بسیار خوبی هم نوشته اند- در ذیل آیه شریفه سوره نساء در باب اینکه مجازات زنای محصنه ملک یمین، نصف زنان دیگر است، علیرغم وضوح صریح این آیه بر نصف بودن حکم، بدون توجه به قرآن و بر اساس حدیث، می گوید :ما که می دانیم مجازات زنان دیگر سنگسار است، پس مجازات ملک یمین هم سنگسار است! ببینید چگونه حکم واضح را با یک عبارت "ما که می دانیم" نقض می کند. لذا معتقدم که قرآن کریم، ظنی الدلاله نیست بلکه قطعی الدلاله است و دیگرانی که به حدیث و روایت چسبیده اند به خطا رفته اند. و غم انگیز اینکه خود قرآن کریم، هر گونه توجه به حدیث را در آیه 6 سوره شریفه الجاثیه نفی می کند. قرآن، ما را نه تنها از حدیث، که از دخالت روایت و تاریخ در تفسیر نیز پرهیز می دهد. آنجا که در آیه 51 سوره عنکبوت، خود را "کافی" می داند. فلذا قرآن برای دینداری کافیست و تنها و تنها و تنها منهج تفسیر قرآن به قرآن صحیح است.

چهارم اینکه فرمودید اگر خداوند می خواست سخنی بگوید از "همان آغاز آفرینش انسان در همه جا و با همگان و با زبانی که فهم پذیر همگان باشد" سخن می گفت. عرض می کنم که به واقع خدای تعالی چنین کرد. از زمان آدم ابوالبشر انبیا را برگزید و بوسیله ایشان "در همه جا و با همگان و با زبانی که فهم پذیر همگان باشد" سخن فرمود.

پنجم اینکه فرمودید "سخن خدا همان عقل خدادادی ماست"، سخنی درست و به حق است. تنها سوالی که پیش می آید این است که "عقل چه کسی"؟ عقل من؟ یا عقل شما؟ یا عقل آقای ترامپ؟ یا عقل خانم منجی؟ اگر عقول بشر در همه زمینه ها یکسان بود، این اندازه اختلاف نظر بین انسان ها برای چه بود؟ بالاخره سخن خدا کدام است؟ این که بیشتر پر از تناقض است. به تعداد انسان ها نظرات مختلف بر سر مسائل مختلف وجود دارد. اگر تناقض نشان دهنده این است که سخنی سخن خدا نیست، عقول بشر نماینده خوبی برای این مسئله است.

در پایان از پرچانگی پوزش خواسته و از بردباری شما سپاس گزارم
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از Aristoteles:
در پاسخ بهKhwanirath
هموطن گرامی ، قران کتابی پر از گفته های مبهم و پر ازتناقض است و هر کسی بسته به سلیقه و خوی منش خود میتواند آنرا برداشتی متفاوت بکند ، حالا شما انسان فرهیخته و نیک نهادی اید ، این کتاب برای شما برداشت خوب و انساندوستانه دارد ، ولی کسان دیگری در طول تاریخ همین کتاب را و با تفسیر خودشان برای توجیه آزار و کشتار و به بردگی کشیدن ملت ها بکار برده اند ، اگر خدا میخواست با مردم سخنی بگوید آنرا از همان آغاز آفرینش انسان در همه جا و با همگان و با زبانی که فهمپذیر همگان باشد میگفت ، شاید بتوان گفت که خدا "عقل و خرد " را همگان نهاد ، پس سخن خدا همان عقل خدادادی ماست نه فلان کتاب پر از مبهمات و تناقضها .


ضمن احترام به شما توجه جنابتان را به چند مسئله جلب می کنم.
نخست اینکه این برداشت شما که هر کسی بنا به سلیقه و ذوق خود می تواند برداشت منحصر بفردی از قرآن کریم داشته باشد سخنی دیرینه است. اصلا مبحثی به نام "ظنی الدلاله" بودن قرآن وجود دارد به این معنا که برداشت ما از قرآن نسبی ست و نظر شخصی ست و الزاماً نظر خدا نمی تواند باشد. اخیراً هم یک فرد مصری الاصل همجنس باز به نام سرکار خانم ارشاد منجی کتابی در مورد اسلام نوشته اند و ضمن اینکه خود را مسلمان دانستند، معتقدند که هر کسی بنا به تفسیر فردی خود می تواند قرآن را بفهمد و بدان عمل کند و بنا به تفسیر ایشان همجنس بازی مباح است. در تفسیر قرآن هم روش های مختلف تفسیر وجود دارد که آنرا "منهج" می نامند. تفسیر روایی، تاریخی، حدیثی، قرآن به قرآن، نکته ای، لغوی، عرفانی، فلسفی، شیعی، سلفی، ظاهری، باطنی و اخیراً هم تاویل و بلکه تفسیر زنانه و مردانه و بچگانه پیدا شده اند. یعنی هر کسی بنا به ذوق خود نکته ای و سخنی در تفسیر بیان کرده است. معتقدم که به بیراهه رفته اند چرا که قرآن کتاب مبین است و اگر بتوان برداشت های متفاوتی از قرآن نمود، کتاب ضلالت است نه هدایت! اطلاعی ندارم که جنابعالی تا چه اندازه با تفسیر قرآن کریم مانوس هستید ولی بنده که آشنا هستم با اطلاع کامل از قرآن و تفسیرهای موجود عرض می کنم که امکان برداشت های متفاوت از قرآن وجود ندارد مگر که با آیاتی از قرآن تضاد و تعارض پیدا کند. فلذا جز برداشتی واحد که با تفسیر قرآن به قرآن بدست می آید، مابقی مناهج اشتباه است و این از درون متن قرآن قابل اثبات است.
دوم اینکه فرمودید قرآن کتابی پر از گفته های مبهم و پر از تناقض است. عرض می شود که ممکن است کیفیت آیات متشابه قرآن-مربوط به کیفیت آخرت و صفات خدا- مبهم باشد ولیکن هیچ جا- و مطلقاً هیچ جا-ی قرآن تناقضی ندارد. و اگر تناقضی وجود دارد، هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین. بفرمایید بیان کنید. قرآن کریم کتابی روان و آشکار است که بدلیل تغییر زبان در طی بیش از هزار سال، نیازمند تفسیر است. کما اینکه مطالعه کلیله و دمنه نیز بدون راهنما و تبیین دشوار است. این به این معنا نیست که کلیله و دمنه غیر قابل فهم است. بلکه چون زبان فارسی تغییر کرده است باید معنای کلام هزار ساله را بفهمیم.
نقل قول  
Aristoteles
Member
در پاسخ بهKhwanirath
هموطن گرامی ، قران کتابی پر از گفته های مبهم و پر ازتناقض است و هر کسی بسته به سلیقه و خوی منش خود میتواند آنرا برداشتی متفاوت بکند ، حالا شما انسان فرهیخته و نیک نهادی اید ، این کتاب برای شما برداشت خوب و انساندوستانه دارد ، ولی کسان دیگری در طول تاریخ همین کتاب را و با تفسیر خودشان برای توجیه آزار و کشتار و به بردگی کشیدن ملت ها بکار برده اند ، اگر خدا میخواست با مردم سخنی بگوید آنرا از همان آغاز آفرینش انسان در همه جا و با همگان و با زبانی که فهمپذیر همگان باشد میگفت ، شاید بتوان گفت که خدا "عقل و خرد " را همگان نهاد ، پس سخن خدا همان عقل خدادادی ماست نه فلان کتاب پر از مبهمات و تناقضها .
نقل قول  
Aristoteles
Member
به آقای mohsen 4086050
اگر شما دیدگاه پیشینم را خوانده باشید من به ریشه لاتین "تمدن " که ترجمه واژه لاتینی -Civis (که Civilization از آن آمده است )به معنی شهر است یاد آور شده بودم، و گفتم که بهتر است تا بجای تمدن اسلامی از فرهنگ ( Culture)اسلامی و یا تاریخ حکومتهای اسلامی نام برد ، زیرا تمدن بدون ملت و شهر نمیتواند باشد واسلام نه ملت است و نه بر پایه شهر سازی پدید آمده است ، بلکه مذهبی همچون هزاران دین و باور های دیگر است و هر ملتی و یا هر کسی میتواند به اسلام بگرود و یا از آن بیرون بیاید پس سطحی و گزینشی و یا گریزشی است ، در حالیکه تمدن در ملت و حتی هر کسی نهادینه است چنانچه ما ایرانی ها حتی اگر دینمان را عوض کنیم و یا اصلا بیدین هم که باشیم "نوروز" را جشن میگیریم چون این به تمدن ایرانی وابسته است ،
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از petit:

شما میگید طبیعی‏ ست که کشورهایی که در حال جنگ با یکدیگر هستند در زمان جنگ از ورود اتباع یکدیگر جلوگیری می کنند

اما محمد(قران) گفته بعد از امسال دیگر نباید نزدیک به مسجد الحرام شوند آیا آیه ای دیگه هست که این دستور رو لغو کنه بعد از گفتن این آیه


خیر این پایان کار نبود. جنگ با مشرکان ادامه یافت و غزوه طائف صورت گرفت.
نقل قول  
mohsen4086050
Member
به آقای Aristoteles
شما فقط اثبات کردید که تمدن اسلامی از لحاظ لغوی ناشدنی است.اما بین واقعیات زبانی و واقعیات بیرونی و عینی هیچ مرزی نیست؟اینکه بگوییم "تمدن" ریشه اش "مدن" است پس یعنی اینکه گروهی جمع شوند و شهر بسازند ادعایی است که فقط در ساختار زبان فارسی و عربی(و زبان هایی که واژه تمدن ریشه اش نظیر این دو زبان باشد)شدنی است.چه بسا اگر به زبان دیگری تکلم میکردیم "تمدن" ریشه ای دیگر داشت.استدلال شما شبیه استدلال هایی است که در جواب سوال "انسان چیست؟" جواب می دهند:"انسان از انس می آید پس انسان موجودی است که انس می گیرد"!همه ی این نوع استدلال ها از عدم تفکیک بین واقعیات زبانی و واقعیات فلسفی و عینی ناشی شده.
نقل قول  
petit
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از petit:نقل قول از Khwanirath:نقل قول از Aristoteles:زیرا اسلام غیر مسلمانان را نجس و کافر میدانست

اى کسانى که ایمان آورده اید! مشرکان نجسند و بعد از امسال دیگر نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از فقر مى ترسید زود باشد که خدا اگر بخواهد از کرم خویش شما را توانگر کند که خدا دانا و شایسته کار است. سوره توبه آیه 28

گویا جنابعالی گفت و گوها را با دقت دنبال نفرمودید. دوست بزرگوار ما جناب Aristoteles سخنی فرمودند در باب کافر و نجس بودن غیرمسلمانان. غیر مسلمان شامل مشرک، کافر، مسیحی، یهودی، زردشتی، صابئی و قس علی هذا می شود. این نقض اصل برداشت ایشان است که دیانت فخیم اسلام، موجب نابرابری اجتماعی گردید. البته گمان می کردم اشارتی کافی بود.

اشاره حضرتعالی به آیه 28 سوره شریفه توبه هم مقدمه ای لازم دارد. مقدمه این آیه ای که قرار داده اید از آیه 25 همین سوره شروع می شود. یعنی غزوه حنین

جهت اطلاع متن لینک

امروز هم طبیعی ست که کشورهایی که در حال جنگ با یکدیگر هستند، در زمان جنگ از ورود اتباع یکدیگر جلوگیری می کنند.


شما میگید طبیعی‏ ست که کشورهایی که در حال جنگ با یکدیگر هستند در زمان جنگ از ورود اتباع یکدیگر جلوگیری می کنند

اما محمد(قران) گفته بعد از امسال دیگر نباید نزدیک به مسجد الحرام شوند آیا آیه ای دیگه هست که این دستور رو لغو کنه بعد از گفتن این آیه

نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از petit:
نقل قول از Khwanirath:نقل قول از Aristoteles:زیرا اسلام غیر مسلمانان را نجس و کافر میدانست

اى کسانى که ایمان آورده اید! مشرکان نجسند و بعد از امسال دیگر نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از فقر مى ترسید زود باشد که خدا اگر بخواهد از کرم خویش شما را توانگر کند که خدا دانا و شایسته کار است. سوره توبه آیه 28


گویا جنابعالی گفت و گوها را با دقت دنبال نفرمودید. دوست بزرگوار ما جناب Aristoteles سخنی فرمودند در باب کافر و نجس بودن غیرمسلمانان. غیر مسلمان شامل مشرک، کافر، مسیحی، یهودی، زردشتی، صابئی و قس علی هذا می شود. این نقض اصل برداشت ایشان است که دیانت فخیم اسلام، موجب نابرابری اجتماعی گردید. البته گمان می کردم اشارتی کافی بود.

اشاره حضرتعالی به آیه 28 سوره شریفه توبه هم مقدمه ای لازم دارد. مقدمه این آیه ای که قرار داده اید از آیه 25 همین سوره شروع می شود. یعنی غزوه حنین

جهت اطلاع متن لینک

امروز هم طبیعی ست که کشورهایی که در حال جنگ با یکدیگر هستند، در زمان جنگ از ورود اتباع یکدیگر جلوگیری می کنند.
نقل قول  
petit
Member
نقل قول از Khwanirath:
نقل قول از Aristoteles:زیرا اسلام غیر مسلمانان را نجس و کافر میدانست

مطابق آیه 5 سوره مبارکه المائده، ازدواج با غیرمسلمانان اهل کتاب حلال است.

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ

[بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده-ترجمه فولادوند

چگونه ممکن است فرد مسلمان با شخصی ازدواج کند که نجس و کافر است؟ لابد در طول روز باید چند مرتبه طهارت کند و منزل را آبکشی نماید.



اى کسانى که ایمان آورده اید! مشرکان نجسند و بعد از امسال دیگر نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از فقر مى ترسید زود باشد که خدا اگر بخواهد از کرم خویش شما را توانگر کند که خدا دانا و شایسته کار است. سوره توبه آیه 28
نقل قول  
petit
Member
ابوطالب کس فرستاد و پیغمبرِ خدا بیامد و بدو گفت:« برادرزاده من ، اینان سران و پیران قومند و از تو انصاف می‌خواهند که به خدایانشان ناسزا نگویی و آنها نیز ترا با خدایانت واگذارند.»

پیمبر خدای گفت:« آنها را به چیزی می‌خوانم که از دین خودشان بهتر است.»

ابوطالب گفت:« به چه می‌خوانی؟»

گفت:« می‌خواهم کلمه‌ای بگویند که عرب مطیع آنها شود و بر « عجم » تسلط یابند.»

تاریخ طبری جلد سوم ، صفحه ۸۶۹
نقل قول  
petit
Member
یه عده ایرانی فازشون چیه که دارن سنگِ متجاوزین به کشورشون رو به سینه میزنن

حنش بن مالک گوید: سعید بن عاص به سال سی‌ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد حذیفة بن یمان و کسانی از یاران پیمبر خدا با اوی بودند. «حسن بن علی و حسین بن علی» و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر و عمرو بن عاص و عبدالله بن زبیر نیز با اوی بودند. عبدالله بن عامر نیز به آهنگ خراسان از بصره در آمد و از سعید پیشی گرفت و در ابر شهر منزل کرد.
خبر منزل کردن وی در ابر شهر به سعید رسید و او نیز در قموس منزل کرد که بصلح بود و حذیفه از پس نهاوند با مردم آنجا صلح کرده بود. سپس از آنجا به گرگان رفت که بر دویست هزار با اوی صلح کردند. آنگاه به طمیسه رفت که شهری بود بر ساحل دریا و بتمام جزو طبرستان بود و مجاور گرگان بود و مردم آنجا با اوی به جنگ آمدند و چنان شد که نماز خوف کرد و به حذیفه گفت:« پیمبر خدا چگونه نماز خوف کرد؟»
حذیفه به او خبرداد و سعید در حالی که جماعت به حال جنگ بود آنجا نماز خوف کرد.
در آنروز سعید با شمشیر به شانه یکی از مشرکان(منظورش ایرانیان هست) زد که از زیر مرفقش در آمد و دشمن(باز هم ایرانیان) را محاصره کرد که امان خواستند و امانشان داد که یکیشان را نکشد و چون قلعه را گشودند همگی را بکشت بجز یکی و هر چه را در قلعه بود بگرفت.

تاریخ طبری جلد پنجم , صفحه 2116
نقل قول  
petit
Member
تمدن اسلامی؟؟ چه روزگاری شده

دین و تمدن؟؟

دین بجز دروغ و کشتن و یه مشت افسانه دیگه چی داره

تمدن اسلامی ( هر دینی از یه سرزمینی میاد و اون دین فرهنگ همون سرزمینِ و حالا این عرب که بجز غارت کردن چیزی بلد نبود ببین چه دینی آورده تمدن داره همینجور ازش بیرون میاد )

جمهوری اسلامی

به قول خلخالی خلیج اسلامی

علوم اسلامی و خیلی خوشحال میشم اون علومی رو که اسلام به جهانیان داده رو ببینم

این دیدگاه در تاریخ 1397/01/22 توسط نرگس ویرایش شده است

نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از Aristoteles:
زیرا اسلام غیر مسلمانان را نجس و کافر میدانست


مطابق آیه 5 سوره مبارکه المائده، ازدواج با غیرمسلمانان اهل کتاب حلال است.

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ

[بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده-ترجمه فولادوند

چگونه ممکن است فرد مسلمان با شخصی ازدواج کند که نجس و کافر است؟ لابد در طول روز باید چند مرتبه طهارت کند و منزل را آبکشی نماید.
نقل قول  
aliehsanif
Member
آقای Aristoteles
البته که هر انسانی باید خود فکر کند اما این نمی تواند به این معنی باشد که آرا دیگران را مطالعه نکند. در معماری و شهرسازی قضاوت بر اساس آن چیزی است که روی زمین است و چیزی که روی زمین هست کاملا خلاف گفته شما را بیان می کند. شهرهای ایران قبل از اسلام دارای یک ساختار سه لایه بودند که با دیوار از هم جدا می شدند. حاکم در مرکز، نزدیکان به حاکم و نظامیان در لایه میانی و مردم عادی ذر لابه بیرونی مستقر بودند و هیچ تعاملی بین این سه گروه الا به منظور تحکم وجود نداشت و تغییر طبقه اجتماعی یا Social mobilization اساسا ناممکن بود. در حالی که در شهرهای ایران بعد از اسلام ابدا هیچ ردی از چنین طبقه بندی اجتماعی فضایی سخت گیرانه ای وجود نداشت و یک بافت همگن و یکدست در تمام سطح شهر وجود داشت. بحث شما اساسا چیزی بیشتر از بازگشت به بحث دو قرن سکوت زرینکوب نیست که به یک دوره تاریخی گذار اشاره دارد. اما در مورد مطالبی که در باره ریشه غیر اسلامی شهرها نوشته اید (که تا اندازه ای مستدل تر است): البته که هر تمدنی چیزهایی از سایر تمدنها وام میگیرد و شهرسازی اسلامی هم میراث دار تاریخ عنی شهرسازی خاور میانه و شمال آفریقا ست که تمدن های ایران و رم در دوره هایی عوامل اصلی شکل دهنده به آن بودند. اما این که شهر اسلامی چیزی بیشتر از شهرهای ماقبل خود نیست یا حتی شکلی انحطاط یافته از آنهاست موضع مستشرقین فرانسوی است که بیش از 50 سال است رد شده است. قصد جدل با شما را ندارم.
نقل قول  
Aristoteles
Member
جناب aliehasanif
هر انسانی نخست باید عقل خودش را ب‍کار ببرد و بتواند بروشنی و بی کینه توزی شخصی ،دلیل و برهان بیاورد ٬ درباره شهر رباط که آنرا برنمودید ،مراکش از کلونی های امپراطوری روم بوده است و رباط را بر روی شهر رومی Sella /Chella ساختند ، همانطوریکه بسیاری از شهرهای بظاهر اسلامی ریشه ایرانی و رومی و یونانی و سریانی و مصری و قبطی و هندی دارند ، و اتفاقا این اسلام بود که نابرابری های اجتماعی را تشدید کرد، زیرا اسلام غیر مسلمانان را نجس و کافر میدانست و چون در اسلام برده داری حلال است ، بسیاری از شهروندان آن تمدنهای راستین را به غلام و کنیز تبدیل کرد و یا مالیات های چند برابر از آنها گرفت و تبعیض های بشدت تحقیر آمیزی درباره شهروندان وضع کرد
نقل قول  
aliehsanif
Member
نقل قول از Aristoteles:
تمدن اسلامی از دید تاریخی و لغوی ناشدنی است ٬ زیرا تمدن (مدن ) = سیویلیزاسیون(سیوی) از ریشه اش به جامعه شهرنشین بر میگردد و اینکه ملتی گرد هم بیایند و شهرسازی کنند و برای سامان دهی آن شهر -ملت دستورهایی بگذارند همانند تمدن روم و بابل و تمدن ایرانشهر ( شهرهای ایران ) و.. و ٬ درحالیکه اسلام ملت و شهر نیست بلکه مذهب است و از دید تاریخی هیچگاه هیچ جامعه شهری را بنیان نگذاشت بلکه شهرهای تمدنهای دیگر را اشغال کرد و آن مذهب را با اجبار و تهدید بر آن شهرها آورد ٬ البته شاید بتوان از فرهنگ و یا حکومت اسلامی سخن گفت که در تاریخ بوده است ٬


جناب Aristoteles
اتفاقا نظر شما کاملا موید وجود تمدن اسلامی است. اسلام نتنها بنیان شهرهای جدیدی مثل رباط را گداشته است بلکه قوانینش در زمینه توسعه شهری باعث از بین بردن نابرابری های اجتماعی ذر شهرهای قبل از اسلام و ظهور کلان شهرهایی است که قلب تپنده این تمدن بوده است. شما برای اظهار نظر در این زمینه باید حداقل با سه مکتب شرق شناسی، نقد شرق شناسی و زمینه گرایی در زمینه شهرسازی اسلامی آشنایی داشته باشید. البته چنان که بر می آید این موضوع نیز برای شما صرفا "موضوعی دم دستی و روزمره برای نوشتن و نظر دادن در رسانه های عمومی و فضای مجازی" تلقی می شود!
نقل قول  
Aristoteles
Member
تمدن اسلامی از دید تاریخی و لغوی ناشدنی است ٬ زیرا تمدن (مدن ) = سیویلیزاسیون(سیوی) از ریشه اش به جامعه شهرنشین بر میگردد و اینکه ملتی گرد هم بیایند و شهرسازی کنند و برای سامان دهی آن شهر -ملت دستورهایی بگذارند همانند تمدن روم و بابل و تمدن ایرانشهر ( شهرهای ایران ) و.. و ٬ درحالیکه اسلام ملت و شهر نیست بلکه مذهب است و از دید تاریخی هیچگاه هیچ جامعه شهری را بنیان نگذاشت بلکه شهرهای تمدنهای دیگر را اشغال کرد و آن مذهب را با اجبار و تهدید بر آن شهرها آورد ٬ البته شاید بتوان از فرهنگ و یا حکومت اسلامی سخن گفت که در تاریخ بوده است ٬
نقل قول  
yadullah
Member
نقل قول از alizanjanii:
نقل قول از پروفسور باستان شناسی:سلام دوستان.من دارم راجب دین ها تحقیق میکنم به نظر شما چه دلایلی برا کامل بودن دبن اسلام وج:ود داره؟

سلام دوست عزیز.اجازه بدهید قسمتی از سوالتان را با عقل ناقصم جواب دهم(به قول همشهریمان تا عقل ناقص دیگران چه بگوید!!)

قصد ندارم درباره کامل یا ناقص بودن اسلام حرفی بزنم فقط از آنجاکه قصد تحقیق دارید میخواهم درباره روش تحقیق و تحقیق واقعی چند جمله بگویم.رفیق عزیز تحقیق کردن کار بسیار سختی است.یک محقق طالب حقیقت است و طلب حقیقت شکنجه مغزی میخواهد.اکثر مدعیان تحقیق بیشتر طالب نوعی سرگرمی و هیجان اند.تحقیق چنانکه تصور میشود به معنای خلاف جهت آب شنا کردن نیست.شما به برخی صفحات همین کتابناک سری بزنید.برخی از افراد الفبای موضوع را نمیدانند ولی به راحتی اظهار نظر میکنند با ربط و بی ربط را کنار هم میگذارند و فکر میکنند همه چیز را میدانند روحیه طلب حقیقت ندارند.در واقع یکی از شروط تحقیق آن است که خود را پروفسور ندانیم جناب پروفسور!
عقلانیت در تحقیق یک چیز است ولی انصاف و عدم تعصب در تحقیق مهمتر از آن است.تعصب چشم عقل را کور میکند و به امیال و منافع و اوهام مجال جولان میدهد.انسان میتواند فرضیاتی داشته باشد ولی نباید روی فرضیاتش اصرار کند.نباید در صدد اثبات فرضیات باشد بلکه باید فرضیاتش را آزمون نماید.

و اما توصیه نهایی اینکه تحقیق درباره اسلام را از منابع اولیه شروع کنید قرآن را لااقل یکبار بخوانید چراکه اصل اسلام است.سایر ادیان و مکاتب جدید را هم که خواندید به همین صورت سعی کنید منابع دست اول آن را بخوانید و قضاوت کنید.
البته من هم نه اینکه محققی منصف هستم و این حرفها را میزنم.نخیر ولی دریافته ام که روش تحقیق حتی از موضوع تحقیق بسیار مهمتر است.موفق باشید.
نقل قول  
Khwanirath
Member
نقل قول از petit:

چرا پس تمدن یهودی و علوم مسیحی نداریم


هم تمدن یهودی داریم و هم علوم مسیحی. کتاب هایی هم در این زمینه ها نوشته شده است.

تمدن یهودی

علوم یهودی

علوم مسیحی

تمدن مسیحی
نقل قول  
petit
Member
تمدن اسلامی

علوم اسلامی

جمهوری اسلامی

خلیج اسلامی

چرا پس تمدن یهودی و علوم مسیحی نداریم
نقل قول  
Dr Esfandiari
Member
هر کتابی که ذره ای دین و عقاید اسلامی را نقد یا نفی کند چه درست چه غلط بهش اجازه چاپ نمیدن این کتاب هم طبق روال معمول باید حتما از تیغ سانسور گذر کرده باشه
نقل قول  
Ebrahim Asadi
Member
کتاب درسیه خوبی است
نقل قول  
raminsb
Member
نقل قول از کیان طاهر:
با سلام کتاب تاریخ تمدن اسلام تالیف جرجی زیدان خیلی جالب و تقریبا جامع است ضمن تشکر از آپلود کننده محترم ! مستدعی است جلدهای دیگر این کتاب را در سایت قرار دهید . ذکات علمتان مقبول . موفق باشید.

قسمت اول این کتاب شامل جلد های 1 و 2 و 3 و قسمت دوم شامل جلد های 4و5 است
نقل قول  
با سلام کتاب تاریخ تمدن اسلام تالیف جرجی زیدان خیلی جالب و تقریبا جامع است ضمن تشکر از آپلود کننده محترم ! مستدعی است جلدهای دیگر این کتاب را در سایت قرار دهید . ذکات علمتان مقبول . موفق باشید.
نقل قول  
nightwolf1362
Member
من تازه دانلودش کردم ، ولی قبلا کتاب های مختلفی تو این زمینه مطالعه کردم
نقل قول  
mehdi86
Member
خیلی خوش حالم از پیوستن به این سایت علمی
نقل قول  
aaa0aaa
Member
کتاب بسیار خوب و واقع گرایانه و به دور از هرگونه غرض ورزی است.امیدوارم عزیزان با خواندن این کتاب بسیاری از واقعیاتی را که به صورت وارونه به ما رسیده را درک کنند.
نقل قول  
alizanjanii
Member
نقل قول از پروفسور باستان شناسی:
سلام دوستان.من دارم راجب دین ها تحقیق میکنم به نظر شما چه دلایلی برا کامل بودن دبن اسلام وج:ود داره؟


سلام دوست عزیز.اجازه بدهید قسمتی از سوالتان را با عقل ناقصم جواب دهم(به قول همشهریمان تا عقل ناقص دیگران چه بگوید!!)

قصد ندارم درباره کامل یا ناقص بودن اسلام حرفی بزنم فقط از آنجاکه قصد تحقیق دارید میخواهم درباره روش تحقیق و تحقیق واقعی چند جمله بگویم.رفیق عزیز تحقیق کردن کار بسیار سختی است.یک محقق طالب حقیقت است و طلب حقیقت شکنجه مغزی میخواهد.اکثر مدعیان تحقیق بیشتر طالب نوعی سرگرمی و هیجان اند.تحقیق چنانکه تصور میشود به معنای خلاف جهت آب شنا کردن نیست.شما به برخی صفحات همین کتابناک سری بزنید.برخی از افراد الفبای موضوع را نمیدانند ولی به راحتی اظهار نظر میکنند با ربط و بی ربط را کنار هم میگذارند و فکر میکنند همه چیز را میدانند روحیه طلب حقیقت ندارند.در واقع یکی از شروط تحقیق آن است که خود را پروفسور ندانیم جناب پروفسور!
عقلانیت در تحقیق یک چیز است ولی انصاف و عدم تعصب در تحقیق مهمتر از آن است.تعصب چشم عقل را کور میکند و به امیال و منافع و اوهام مجال جولان میدهد.انسان میتواند فرضیاتی داشته باشد ولی نباید روی فرضیاتش اصرار کند.نباید در صدد اثبات فرضیات باشد بلکه باید فرضیاتش را آزمون نماید.

و اما توصیه نهایی اینکه تحقیق درباره اسلام را از منابع اولیه شروع کنید قرآن را لااقل یکبار بخوانید چراکه اصل اسلام است.سایر ادیان و مکاتب جدید را هم که خواندید به همین صورت سعی کنید منابع دست اول آن را بخوانید و قضاوت کنید.
البته من هم نه اینکه محققی منصف هستم و این حرفها را میزنم.نخیر ولی دریافته ام که روش تحقیق حتی از موضوع تحقیق بسیار مهمتر است.موفق باشید.
نقل قول  
siawash110
Member
بهترین دلیل برای کامل بودن اسلام این است که تمامی مذاهب را نفی و تمامی ادیان را تایید می کند و سرچشمه همه ادیان را یکی می داند
و دلیل دیگر از قول گلدزیهر :

اسلام در ابتدای امر ( 1400 سال قبل ) به هر منطقه وارد شد به شکل همان منطقه درآمد و شبیه آداب و رسوم همانجا شد
نقل قول  
siawash110
Member
می دانید در تاریخ تمدن اسلامی ؛ تفاوت ما با عرب ها در چه چیزی بوده ( با اینکه من جهان وطنی فکر می کنم و مخالف مباحث نژادی هستم ولی باید واقعیت را قبول کرد )

ما در سال 1358 تعداد زیادی را در سفارت آمریکا گروگان گرفتیم و 444 روز آنها را نگه داشتیم و بعد بدون اینکه یک مو از سر آنها کم شده باشد همه ی آنها صحیح و سالم برگشتند به کشورشان

داعش چند روز قبل یک خبرنگار آمریکایی را گروگان گرفت نتوانست 2 روز صبر کند سر جوان بدبخت مردم را برید گذاشت روی سینه اش ! ! ! !
نقل قول  
host
Member
نقل قول از پروفسور باستان شناسی:
سلام دوستان.من دارم راجب دین ها تحقیق میکنم به نظر شما چه دلایلی برا کامل بودن دبن اسلام وج:ود داره؟


سلام.

من خودم اسلام رو به چند دلیل کامل میدونم:
1. وجود آیاتی علمی در کتاب قرآن
2. وجود برخی از احادیث علمی
3. وجود آیه "تحدی" در قرآن
4. سیره پیامبر (ص) (منظور برتری پیامبر نسبت به دیگر پیامبران نیستش؛ بلکه بطور مثال امی بودن پیامبر)
5. وجود تحریف در دیگر کتب ادیان الهی
من دلیل دیگه ای الان به ذهنم نمیرسه.
نقل قول  
سلام دوستان.من دارم راجب دین ها تحقیق میکنم به نظر شما چه دلایلی برا کامل بودن دبن اسلام وج:ود داره؟
نقل قول  
khal
Member
ممنونم از کتابناک عزیز
نقل قول  
افشاري
Member
تنوع کتابها عالیه
نقل قول  
mamal755
Member
با سلام به دوستان
آیا این همان کتاب تاریخ تمدن اسلام زکریای رازی نیست؟
نقل قول  
اوضاع خیلی خراب شده
من کتاب سخن رو دو ساله می خوام بخرم!!
ولی فقط فعلِ خواستن رو صرف می کنم
نقل قول  
poorfar
Publisher
پس از سلام
برایم جالب است که از کتاب جرجی زیدان به این میزان استقبال شد (نزدیک دو هفته 3000 نفر) و جالبتر اینست که از بین این عزیزان، هیچکس کامنتی زیر این کتاب ننوشته! که این قضیه هم باید واقعا تحلیل جامعه شناختی بشود...
توضیحات لازم داده شده است،فقط چیزی که لازم دیدم بنویسم،درباره کتاب مورد نظر؛

اینکه بنده چاپ 89 این کتاب را با قیمت 15 هزار تومان خریداری کردم ،راستش می خواستم دوستان را تشویق کنم ،که کتاب را بصورت حقیقی با این قیمت مفت ! خریداری کنند (شاید برای هر صفحه از این کتاب 1116 صفحه ای،بکند صفحه ای 14 تومان !! )
...........
اما امروز گذرم به انتشارات وزین امیرکبیر در خیابان انقلاب افتاد،و به سراغ این کتاب رفتم ،
با کمال ناباوری ، قیمت پشت جلد ، چاپ جدیدش ، در سال 91-92 خورده بود 42500 تومان !!!
(می شود تقریبا صفحه ای 40 تومان) وقتی با مسئول انتشارات سخن گفتم،گفت کار بسیار خوبی کردی،که چاپ 89 را خریدی

بنظرم اگر انتشارات ما با همین وضع اسفناک به افزودن قیمت هایشان (شاید از سرناچاری است) ادامه دهند،دیگر حتی علاقمندان هم به خریدن کتاب حقیقی روی نیاورند ، و به ایبوک ها دل خوش کنند !
*************************
بهترین راه حلی که به ذهنم می رسد که نه سیخ بسوزد نه کباب ، (و البته بعضی دوستان هم اشاره کردند،و سایت نیز در حال پیگیری است)
اینست که انتشاراتی ها هم از خر شیطان پیاده شوند ! و به ایبوک ها زیر نظر خودشان بها دهند،یعنی خودشان اسکن کتبشان را با کیفیت خوب،به صورتی ایبوکی تک صفحه ای و زیبا ،
مثلا «با بهای یک پنجم قیمت پشت جلد »؛
در اینترنت (همین سایت کتابناک!) بفروشند،
(چون هزینه ی کاغذ و رفت و آمد کتاب و بهانه های ناشرین ! به صفر میرسد)
و اینگونه هم مخاطبشان بالا می رود ....
(چون اصلا نیاز به پست هم ندارد و همه از سرتاسر جهان می توانند برای دانلود کتاب مبلغ ناچیزی را پرداخت کنند ،
هم «قیمت های تاسف آور» کتاب به صورت چشم گیری کاهش می یابد ،
و هم «عذاب وجدان» پابلیشر و دانلودر کتاب برای حق نشر ! کاسته خواهد شد . . .


امیدوارم که این قضیه در بهترین سایت دانلود ایبوک ، یعنی کتابناک کلید بخورد ، تا شاهد پیشرفت روزافزون کتابخوانی و اخلاق حق نشر در جامعه مان باشیم
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You