Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

در پیرامون فلسفه

نویسنده:
.

درباره ی این کتاب :
نوجوانان و جوانان چون پا بدوره ی فهم و دریافت میگزارند ، خود را با نادانست ههای تازه ای روبرو می بینند و پرسشهایی از طبیعت و زندگانی ، از گذشته و آینده اندیشه هاشان را بخود میکشد و جویای پاسخ آنها می باشند. هم در این دوره است که جوانان که دیر یا زود مسئولیت خانواده و گوشه ای از کارهای کشور را بعهده خواهند گرفت می باید در اندیشه ی فردا بوده زمان ارزشمند را به فراگیری دانستنیهای سودمند و تجربه های زندگانی بگذرانند. فسوسا در سرزمین ما (و نیز بیشتر کشورهای شرقی ) بر سر راه ایشان ، چند رشته ( دام سرگشتگی) در کمین است تا بعنوانهای رنگارنگی همچون (جستجو از راز دهر) ، (سیر آفاق و انفاس)، (کشف و شهود) یا اینگونه عنوانهای شگفت جوانان ناآزموده را سرگرم آموزشهای زهرآلود خود گردانده سالها در بیابانهای گمراهی مغزشان فرساید و نه تنها از خوشی و آسایش بی بهره شان گرداند بلکه تهیدست در میدانگاه زندگ انی رهاشان گرداند . رهاشان گرداند تا سرمایه ای جز پوچگوییهایی که یاد گرفته اند نداشته ناچار گردند همانها را افزار گذران زندگانی خود گیرند و نتیجه آنکه خود به دامگستران نوینی مبدل گردیده جوانان نسل آینده را به گمراهیها کشانند....

حق تکثیر: تهران: کتابفروشی پایدار‏‫، ۱۳۴۴

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
علم و دین
فنای صفاتی از دیدگاه مولانا و مایستر اکهارت
فلسفه زبان

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 1 مگابایت
دریافت ها: 7374
تعداد صفحات: 158
4.5 / 5
با 39 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 21
۱۳۹۲/۰۴/۲۶


پاسخنگارش دیدگاه
Amin2360
Member
در جواب بعضی دوستان که اطلاعات درستی ندارند باید بگویم که اگر مانند این استاد باز هم بود و در دوران معاصر مردم حرف های اینگونه را واقعا می فهمیدند خیلی مسایل و مشکلات اجتماعی از بین میرفت...
نقل قول  
makan_kaki
Member
من بیشتر آثار زنده یاد کسروی رو خوندم، البته در تمام زمینه ها سخنانش استوار نیست و چنین موضوعی برای هر نویسنده و اندیشمند دیگه ای نیز صدق میکنه، اما باید اذعان کرد دانشمند و متفکر بزرگی همچون او مشکلات و ریشه ی دردها و گرفتاری های این توده رو بدرستی شناسایی و نشانه رفته بود و اینک پس از 70 سال درستی سخنانش به عینه بحقیقت پیوسته و خود اظهر من الشمسه!
کسروی می گوید:
« شما از ناداني و بيچارگي هم زبوني و هم بدبختي را ميكشيد و هم بيهوده ناله و فرياد ميكنيد كه اين خود زيان ديگري ميباشد. شما بهر چيزي از آلودگيهاي خود نام فريبنده‌ی ديگري ميگزاريد. شعرهاي بيهوده سرودن ، و افسانه هاي بيخردانه بافتن را «ادبيات» مي ناميد كهنه بافندگيهاي يونان و روم را «فلسفه» مي خوانيد ، ببدآموزيهاي خانه برانداز صوفيگري «عرفان» نام مي دهيد ، آشفتن مغزهاي جوانان را « آموزش و پرورش» ياد ميكنيد ، گمراهيهاي پراكنده و كشاكشهاي بيهوده‌ی قرنهاي گذشته را « مذهب» مي شماريد ...
بدينسان بهر يكي از آلودگيهاي خود عنوان ديگري ميدهيد و ما هريكي را كه دنبال مي كنيم بهايهوي و ايستادگي مي پردازيد و با اينحال نيكي از جهان ميخواهيد.
دوباره ميگويم : اين خود نشان درماندگي شماست.
دوباره ميگويم : شما يا چنانكه هستيد باشيد و تن باين خواري و زبوني دهيد و يا اگر رهايي ميخواهيد اين حقايق را از ما بپذيريد و هركسي تكاني بخود دهيد و هركسي اين آلودگي ها را از خود دور گردانيد».
نقل قول  
farhizesh
Member
نقل قول از allameramin:
با سلام خیلی کوتاه عرض کنم بنده کتاب های کسروی را مطالعه کردم و دیدم که ایشان خیلی بی سواد هستن اصلا انگار بهره ای از علم و دانش نبرده اند در اینجا نمی خواهم به حرفهای عوام فریبانه و مغالطات ایشان اشاره کنم فقط همین قدر میگویم که ایشان نه از دین چیزی میدانند و نه از فلسفه دین و نه از مفهوم آزادی و نه اصلا از عالم و شئونات عالم ماده چیزی میدانند که دائم خلط بین احکام شرعی با خرافه هایی که در مردم عامه پیدا می کند و خلط بین فلسفه دین (به حمل اولی) و خود دین (به حمل شایع) و همچنین خلط بین اصول دین و فروع می کنند . ایشان منطقی و برهانی هم صحبت نمی کنند فقط حرفهای عامیانه و کوچه خیابانی میزنند تا عوام را فریب دهند.
ایشان می روند و در میان مردم چند خرافه پیدا می کنند و از آنها اشکال میکند و آنها را به اسم دین مینویسند و مردم عوام که تخصصی ندارند فکر می کنند ایشان روشن فکر است زیرا برخی عوام تا میبینند که یک نفر به مقداری از گزاره های دینی اشکال می کند و حرف از روشن فکری میزند فکر میکنند با سواد است.

کسی که می‌خواهد گفته ی کس دیگری را نقد کند راهش اینست که آن گفته ها را بیاورد و ایرادش را بنویسد نه هرچه خواست بگوید.
نقل قول  
allameramin
Member
با سلام خیلی کوتاه عرض کنم بنده کتاب های کسروی را مطالعه کردم و دیدم که ایشان خیلی بی سواد هستن اصلا انگار بهره ای از علم و دانش نبرده اند در اینجا نمی خواهم به حرفهای عوام فریبانه و مغالطات ایشان اشاره کنم فقط همین قدر میگویم که ایشان نه از دین چیزی میدانند و نه از فلسفه دین و نه از مفهوم آزادی و نه اصلا از عالم و شئونات عالم ماده چیزی میدانند که دائم خلط بین احکام شرعی با خرافه هایی که در مردم عامه پیدا می کند و خلط بین فلسفه دین (به حمل اولی) و خود دین (به حمل شایع) و همچنین خلط بین اصول دین و فروع می کنند . ایشان منطقی و برهانی هم صحبت نمی کنند فقط حرفهای عامیانه و کوچه خیابانی میزنند تا عوام را فریب دهند.
ایشان می روند و در میان مردم چند خرافه پیدا می کنند و از آنها اشکال میکند و آنها را به اسم دین مینویسند و مردم عوام که تخصصی ندارند فکر می کنند ایشان روشن فکر است زیرا برخی عوام تا میبینند که یک نفر به مقداری از گزاره های دینی اشکال می کند و حرف از روشن فکری میزند فکر میکنند با سواد است.
نقل قول  
makan_kaki
Member
در مورد شاعران،همچون حافظ و سعدی و مولوی و... سخنان کسروی درخور تامل و گفتگوست. کسروی دشمن شعر و شاعری نیست،بلکه مخالف بدآموزیهای ایشان است که به نام شعر در بین مردم و اذهانشان می پراکنند، بدآموزیها و بی شرمیهایی از قبیل همجنسگرایی(شاهد بازی) و تشویق به تن پروری و مفتخواری و تسلیم قضا و قدر بودن و... در کلام شاعران دلیل بر بزرگی ایشان نتواند بود. هر چند این شاعران سخنان استواری نیز گفته اند اما همانطور که کسروی میگوید، بروز اندیشه های متناقض و متفاوت از دهان مبارک یک شاعر موجب گیجسری و آشفتگی خواننده اش گشته و مغز و ادراک ایشان را برمیگرداند و فلج میکند!!
نقل قول  
farhizesh
Member
نقل قول از kochak:
نقل قول از farhizesh:سعدی و حافظ بزرگ نیستند.
بزرگ کسییست که کار بزرگی کرده باشد و سود فراوانی به مردمش رسانده باشد. سعدی و حافظ از این کارها نکرده اند. یک مشت یاوه گفته اند و با چاپلوسی از فروانروایان ستمگر زمان خودشان روز میگذرانیده اند.
با این نگرش شما همه نویسندگان و شاعران تاریخ بی فایده بودن؟و باز با این نگرش شما پس خود کسروی هم بی فایده بوده پس بزرگ نیست.
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس که نه هرکه ورقی خواند معانی دانست
حال تنها یک بیت از حافظ میاورم و ازتون میخام انچه مد نظر وی بوده تا بیان کند انهم رندانه و مغانه را در نظر بگیرید
هشدار که گر وسوسه عقل کنی گوش............. آدم صفت از روضه رضوان بدر آئی
کسروی نفهمید شما هم نمیفهمید اما کل تلاش کسروی در برخورد با دین همین است که حافظ در این بیت بیان نموده
برای درکش اینگونه بگویم:طبق افسانه های مذهبی آدم ابوالبشر با وسوسه که از بهشت رانده شد؟؟؟؟ میدانیم شیطان
اینجا حافظ شیطان مذهب را همان عقل آدمی میداند و هشدار میدهد که اگر راه عقل یا همان خرد که کسروی میگفت را بروید از آنچه وعده مذهب (که همان بهشت برین است و بقولی پندار و تصور خام بشریست) بدر خواهید امد و باور مند نخواهید ماند.برای همین است که بسیاری حافظ را انسانی آزاده و ورای هر دین و مذهبی میدانند.
این تنها یک بیت از اوست که در پشت ان اندیشه هائیست که سالها بعد حافظ جهان غرب بدان سو رفت و عصر روشنگری را آغاز نمود جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه...چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

اینها تاویلهای ملایانه است. از آن بیت چنین معنیهایی که شما نوشته اید بیرون نیاید.
نقل قول  
kochak
Member
نقل قول از farhizesh:
سعدی و حافظ بزرگ نیستند.
بزرگ کسییست که کار بزرگی کرده باشد و سود فراوانی به مردمش رسانده باشد. سعدی و حافظ از این کارها نکرده اند. یک مشت یاوه گفته اند و با چاپلوسی از فروانروایان ستمگر زمان خودشان روز میگذرانیده اند.
با این نگرش شما همه نویسندگان و شاعران تاریخ بی فایده بودن؟و باز با این نگرش شما پس خود کسروی هم بی فایده بوده پس بزرگ نیست.
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس که نه هرکه ورقی خواند معانی دانست
حال تنها یک بیت از حافظ میاورم و ازتون میخام انچه مد نظر وی بوده تا بیان کند انهم رندانه و مغانه را در نظر بگیرید
هشدار که گر وسوسه عقل کنی گوش............. آدم صفت از روضه رضوان بدر آئی
کسروی نفهمید شما هم نمیفهمید اما کل تلاش کسروی در برخورد با دین همین است که حافظ در این بیت بیان نموده
برای درکش اینگونه بگویم:طبق افسانه های مذهبی آدم ابوالبشر با وسوسه که از بهشت رانده شد؟؟؟؟ میدانیم شیطان
اینجا حافظ شیطان مذهب را همان عقل آدمی میداند و هشدار میدهد که اگر راه عقل یا همان خرد که کسروی میگفت را بروید از آنچه وعده مذهب (که همان بهشت برین است و بقولی پندار و تصور خام بشریست) بدر خواهید امد و باور مند نخواهید ماند.برای همین است که بسیاری حافظ را انسانی آزاده و ورای هر دین و مذهبی میدانند.
این تنها یک بیت از اوست که در پشت ان اندیشه هائیست که سالها بعد حافظ جهان غرب بدان سو رفت و عصر روشنگری را آغاز نمود جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه...چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
نقل قول  
farhizesh
Member
سعدی و حافظ بزرگ نیستند.
بزرگ کسییست که کار بزرگی کرده باشد و سود فراوانی به مردمش رسانده باشد. سعدی و حافظ از این کارها نکرده اند. یک مشت یاوه گفته اند و با چاپلوسی از فروانروایان ستمگر زمان خودشان روز میگذرانیده اند.
نقل قول  
pbhooman
Member
خیلی دنبال این کتاب گشتم.خیلی ممنونم بابت اپلود این کتاب
نقل قول  
amir niyakoo
Member
من شیوه‌ی نگارش جناب کسروی را دوست دارم٬ و همچنان بررسی‌هایِ تاریخی و گاهی هم زبانشناختی‌اش را. اما در دو زمینهٔ ادبیات و فلسفه٬ همچنان بر این باور ام که ایشان در اشتباه هستند.
در ابتدای کتاب می‌خوانیم: «فیلسوف کلمه‌ای یونانی ست بمعنای خواهان راستی» اما باد گفت فیلسوف بمعنایِ «دوستدارِ راسیتی» است٬‌نه «خواهانِ راستی».

اما این نکته صرفا تزیینی بود. به ص۹ که رسیدم دریافتم متاسفانه کسروی هیچ هیچ هیچ از فلسفه اطلاعی ندارد. ببینید فیلسوف را چگونه تعریف می‌کند: «فیلسوف یا حکیم یا فرزانه کسی را میتوان گفت که دستورهای اسلام را بدانسان که بوده فراگیرد و از روی آن دستورها رفتار کند» (ص۹) .
اگر بخواهم از ادبیاتِ خودِ کسروی استفاده کنم٬ باید بگویم که از این «یاوه» تر نمی‌توان سخنی گفت! پیداست کسروی یکسری پراکنده‌گویی‌ها از باصطلاح‌ فیلسوفانِ اسلامی خوانده و آنرا هم اصلا درست نفهمیده. باید بگویم هیچ کس در هیچ کجای دنیا ندیدم که فلسفه را «عمل به دستوراتِ اسلام» تعریف کند و کژفهمی از این بزرگتر نمی‌شود.
اما همچنان به خواندنِ این کتاب ادامه می‌دهم. چون کسروی را دوست دارم.

نقل قول:
سعدی مردک ناپاک است زیرا گفته :
در جوانی چنانکه پایش افتد و دانی * با شاهد پسری سری و سرّی داشتم

حافظ هم شاعرک یاوه گوی مفتخوار است زیرا گفته :
ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم * از پادشه گوی که روزی مقدر است

فرهیزش گرامی:
۱. هیچ نویسنده‌ای را نمی‌توان به جرمِ سخنانی که در اثرش زده محکوم کرد. از نظرِ روانشناختی هم ناپسند است. فرض کنید فردی در یکی از داستانهایش در نقشِ «دزد» ظاهر شده. آیا هیچ پلیسی حق دارد با این دستاویز او را دستگیر کند؟
اما اینه میگویید سعدی همجنسباز بوده تا حدی درست است (پژوهش استاد شمیسا اثبات کرده). منتها اینکه افراط کرده و می‌گویید «مردی ناپاک» است٬ از انصاف بدور است. باید دُگم‌ها را رها کرد و به شرایطِ تاریخی نگریست.
۲. بله٬ بنده هم با عقایدِ صوفیانه و عارفانه مشکل دارم. اما کمتر کسی حافظ را یک اندیشمند می‌شناسد و بعنوانِ یک فرزانه با او برخورد می‌کند. ما همه حافظ را «رند» میشناسیم و بیشتر ذوقمان هم از عناصرِ «زیباشناختی»ِ اشعارش است٬ نه پندواندرزها و خراباتی‌گری‌هایش. سوزاندنِ کتاب اینان٬ هیچ فایده‌ای ندارد٬ بلکه ما را در گردابِ خودپسندی و خودخواهی فروخواهد برد. برخی نقدهای کسروی بر اندیشه‌های حافظ و سعدی درست اند٬ اما این نقدها هیچکدام در آن حد نیستند که بیاییم و دیوانشان را بسوزانیم و تنها به دینِ خودِ کسروی بگرویم.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You