بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

حسین وارث آدم

نویسنده:
.
کتاب حسین وارث آدم ، مجلد 19 از مجموعه آثار مرحوم دکتر علی شریعتی است.

فهرست کتاب :

حسین وارث آدم !
ثار
شهادت
پس از شهادت
بینش تاریخی شیعه
انتظار مذهب اعتراض
مقدمه بر کتاب حجر بن عدی
شهید



● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
پژوهشی پیرامون زندگی و عملکرد مالک اشتر
ابوذر غفاری
امام سجاد (ع) و انقلابی دیگر

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 3 مگابایت
دریافت ها: 16144
تعداد صفحات: 485
MP3
نسخه صوتی کتاب حسین وارث آدم  توسط adena
نقدها

آگهی
4.4 / 5
با 85 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 73
۱۳۹۲/۰۶/۲۰

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
barany77
Member
سلام.من این کتاب و قبلا خونده بودم خیلی قشنکه.امیدوارم خدا بهمه کمک کنه تا ایمانمون قویتر بشه[center][/center]
نقل قول  
nasr12
Member

چرا ایرانیان از امام حسین (ع) دفاع نکردند؟(1)
http://nasr1212.blog.ir/1394/07/25/%DA%8...%AF%D9%86%D8%AF

چرا ایرانیان از امام حسین (ع) دفاع نکردند؟ شماره 2

http://nasr1212.blog.ir/1394/07/25/%DA%8...7%D8%B1%D9%87-2
نقل قول  
مادرم
Member
نقل قول از Ariarman:
روز عاشورا همه اهل حلب
باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم
ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کنند اندر بکا
شیعه عاشورا برای کربلا
بشمرند آن ظلم‌ها و امتحان
کز یزید و شمر دید آن خاندان
نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت
پُر همی‌گردد همه صحرا و دشت
یک غریبی شاعری از ره رسید
روز عاشورا و آن افغان شنید
شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد
قصد جست و جوی آن هیهای کرد
پُرس پُرسان می‌شد اندر افتقاد
چیست این غم بر که این ماتم فتاد
این رئیس زفت باشد که بمرد
این چنین مجمع نباشد کار خرد
نام او و القاب او شرحم دهید
که غریبم من شما اهل دِهید
چیست نام و پیشه و اوصاف او
تا بگویم مرثیه ز الطاف او
مرثیه سازم که مرد شاعرم
تا ازینجا برگ و لالنگی برم
آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای
تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای
روز عاشوار نمی‌دانی که هست
ماتم جانی که از قرنی بهست
پیش ممن کی بود این غصه خوار
قدر عشق گوش عشق گوشوار
پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح
شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح
گفت آری لیک کو دور یزید
کی بُدست این غم چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید
گوش کران آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما
که کنون جامه دریدیت از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند
کنده و زنجیر را انداختند
روز ملکست و گش و شاهنشهی
گر تو یک ذره ازیشان آگهی
ور نه‌ای آگه برو بر خود گری
زانک در انکار نقل و محشری
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمی‌بیند جز این خاک کهن
ور همی‌بیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جانسپار و چشم‌سیر
در رُخت کو از می دین فرخی
گر بدیدی بحر کو کف سخی
آنک جو دید آب را نکند دریغ
خاصه آن کو دید آن دریا و میغ

مولانا
یارب یاریمان کن تا رهروان راستین حسین باشیم
نقل قول  
fnoori41
Member
نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو
به منکر علی بگو نماز خود قضا کند
یا علی مدد
نقل قول  
و شهیدان عاشورا و عاشورائیان شهید ،
بر بلندترین نقطه کمال انسانی خویش نظاره‌گر چگونه زیستنمان و چگونه بودنمان.
و همگی سوار بر مرکب عشق تاختند
و از ظلمتکده ی زمین و بند خاک،
جان اهورائی‌شان را بر بلندای قله‎های نورانی وصال دوست رسانیدند
و تا ابد سرمست از شرابِ لقاءالله،
وَ عِنْدَ رَبِّهِم یُرْزَقوُن.
و کربلا یک تاریخ عشق بر جغرافیای هستی.
و تاریخ پر است از جان‎های مشتاق و عاشقی که دل‎های سودائی‎شان کبوتران سبکبال حرم او بودند و سر به راه این عشق نهادند.
و عاشورائیان دوباره تاریخ در هر زمانی و در هر سرزمینی پژواک نور را و ندای آسمانیِ هَلْ مِنْ ناصِراً یَنْصُرنی را شنیدند و لبیک گفتند که:
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
نقل قول  
عاشورا یک نغمه ی بلند از دلکش‌ترین نغمات الهی است.
که عشق در بلندای قله هستی ،
و عقل لنگ لنگان دیده به دشت دوخته است ،که حتی افق نگاهش از فتح قله ناتوان.
و عشق که اکسیر حیات است و جوهره ی هستی
بر بلندای آفتاب، جهان خاکی را نور می‌بخشد و دل‎های سوازده را مجذوب خویش می‌کند.
و گوساله سامری عقل رنگ می‌بازد که عصا و ید بیضا اینجاست.
عقل در این وادی نمی‌گنجد و هنوز قدمی برنداشته زمین می‌خورد.
عقل دوراندیش و مصلحت‌بین کجا ،
و معرکه جانبازی و عشق‌ورزی مردان قبیله ی عشق کجا؟
و زنان نیز در این معرکه مردانی بودند که با یک گام از هفت گردون گذشتند،
و از زمین و زمان گرد برانگیختند که خون عشق در رگهایشان می‌جوشید ،
و با بال عشق تا سراپرده ی نور تا قابِ قَوسَیْن اَو اَدنی پریدند
که غربت خاک جای آنان نبود.
و کودکان قبیله ی عشق که شیر معرفت می‌نوشیدند و دامان آیه تطهیر بسترشان،
گلوی تشنه ی خویش را به تیغ عشق سپردند که اینان سرداران سپاه عشقند.
تشنگانی که آب حیات ابدی را بر آب فرات برگزیدند و خیمه از خاک برچیدند
و به آسمان هجرت کردند که نور به آسمان بال می‌گشاید.
نقل قول  
مادرم
Member
یا حسین شهید.
اکنون شهیدان کارشان را به پایان برده اند،وخاموش رفته اند
اینها دو کار کرده اند
از کودک حسین گرفته تا برادرش واز خودش تا غلامش واز آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه،تا آن موذن تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه.
ایستادندتا به همه مردان وزنان وکودکان ،پیران وجوانان همیشه تاریخ بیاموزند،که
(چگونه زندگی کنند) و اگر نمی توانند(چگونه بمیرند)
این شهیدان کار دیگری نیز کردند:شهادت داند با خون خویش «نه با کلمه»در محکمه تاریخ.
هر کدام به نمایندگی صنف خودشان، شهادت دادند،که در نظام ‌واحد حاکم بر تاریخ بشری-نظامی که سیاست را واقتصاد راو مذهب راو هنر را وفلسفه واندیشه را،همه را ابزار دست میکند،تا انسان ها را قربانی مطامع خود کند،واز همه چیز پایگاهی برای حکومت ظلم و جور وجنایت بسازد-همه گروه های مردم وهمه ارزش های انسانی محکوم شده است
نقل قول  
به نام خدا دکتر شریعتی دوست ودشمنان بسیار دارد که متاسفانه با وجود حامیان ایشان بازهم در زمان حیاتشان آنقدر تنها وغریب بود که به نگارش گفتگوی تنهایی پرداخت ومخاطبان ایشان افرادی هستند که بازهم حسینه ی ارشادی برپا کنند حتی در کوچکترین روستا آنچه در افکا ر و عمل ایشان دیده میشود آگاهی بخشیدن به مردم در دو جهان بینی ( اسلام و ایران ) و همچنین توسعه در بخش های مختلف است به امید روزی که جامعه ودین هر ایرانی پاره ای از وجود او شود
نقل قول  
mulla sadra
Member
نقل قول از مهتاب الف:
هرکس که معجزۀ امام معصومی را به چشم خودش دیده باشد،
عقلش را بسته بندی کرده و در انباری خانه اش میگذارد
و زین پس به جای سخن راندن در باب دلایل منطقی و عقلانی به وجود آمدن جهان هستی،
دلش را توی مشعلی می ریزد و در تاریکهای بی نهایت راهی تازه برای خود می گشاید....

یاد بیتی از مولوی افتادم :
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟صورت ایمانم آرزوست
نقل قول  

مَثَل برزگر عیسی یکی از سخنان الهیِ تحریف نشده مسیحیان است که حیفم آمد نگویم:
روزی برزگری برای بذرافشانی بیرون رفت. چون بذر می پاشید؛
1- برخی در راه افتاد و پرندگان آمدند و آنها را خوردند.
2- برخی دیگر بر زمین سنگلاخ افتاد که خاک چندانی نداشت، پس زود سبز شد. چرا که خاک کم عمق بود. امّا چون خورشید برآمد، سوخت و خشکید، زیرا ریشه نداشت.
3 برخی میان خارها افتاد. خارها نمو کرده، آنها را خفه کردند.
4- امّا بقیه بذرها بر زمین نیکو افتاد و بار آورد؛ برخی صد برابر ، برخی شصت و برخی سی.
هر که گوش دارد، بشنود!
به عنوان یک مسلمان هر وقت این سخن را می شنوم، تنم می لرزد. این سخن از انجیل، روایتِ برخوردهای متفاوتِ مردمان با حقیقت است. "در پرده ی امثال" سخن گفتن، در انجیل فلسفه خاصی دارد. مثلاً در جایی از انجیل آمده است : « آنچه مقدس است، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوکان میندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگردند و شما را بدَرَند. » امّا در جایی دیگر در راه کسب حقیقت، دلهای مشتاقان را پُر از بذر امید می کند و آورده است:
« بخواهید، که به شما داده خواهد شد؛
بجوئید که خواهید یافت؛
بکوبید که در به رویتان گشوده خواهد شد. »
تفاوت تمامی انسانها در راهیابی به سرزمین حقیقت و راستی، در برخورد آنها با حق و صفت خواهندگی و تشنگی آنهاست. دعا بفرمائید.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You