بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

دستور زبان عشق

دستور زبان عشق

نویسنده:
پشت جلد:

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام
که سال های سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
وهمچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!

حق تکثیر: تهران‬‏‫: مروارید‬‬‏‫‬، ‏‫چاپ دهم: ۱۳۸۹.‬‮‬‬

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
از تنفس صبح
طوفان در پرانتز
به قول پرستو

آگهی
نسخه ها
آگهی
4.7 / 5
با 970 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 178
۱۳۸۸/۰۷/۱۱
خرید کتاب

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
vadedad
Member
یش بیا ! پیش بیا ! پیشتر!

تا که بگویم غم دل بیشتر
دوست‌ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر

قیصرامین پور
نقل قول  
vadedad
Member
دور از همه مردم شده‌ام در خودم امشب

پیدا شده‌ام ، گم شده‌ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی

دریای تلاطم شده‌ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته‌ست

یک باغ تبسم شده‌ام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم

موسای تکلم شده‌ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم

باران ترنم شده‌ام در خودم امشب

هم دانه‌ی دانایی و هم دام هبوطم

اسطوره‌ی گندم شده‌ام در خودم امشب
نقل قول  
vadedad
Member
در این زمانه هیچ کس خودش نیست
کسی برای یک نفس خودش نیست
خدای ما اگر که در خود ماست
کسی که بی خداست پس خودش نیست
تو دست کم کمی شبیه خودش باشد
در این جهان که هیچ کس خودش نیست
نقل قول  
sara_sara26
Member
گفت : احوالت چطور است ؟
گفتم اش : عالی است
مثل حال گل!
حال گل در چنگ چنگیز خان مغول !
نقل قول  
jusmin shadow
Member
ناگهان دیدم سرم آتش گرفت

سوختم

خاکسترم آتش گرفت

چشم واکردم

سکوتم آب شد

چشم بستم

بسترم آتش گرفت

در زدم

کسی این قفس را وا نکرد

پر زدم

بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید

آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان

دستهایم

دفترم آتش گرفت


دکتر امین پور نباید به این زودی ها میرفتند...حیف شدن...و ما رو هم از وجودشون محروم کردن...
نقل قول  
راستی آیا
کودکان کربلا ، تکلیفشان تنها
دائمأ تکرار مشق آب !آب!
مشق بابا آب بود؟
نقل قول  
حرف های ما هنور نا تمام .....
تا نگاه می کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو نا گزیر می شود
آی.....
ای دریغ و حسرت همیشگی!
نا گهان
چقدر زود
دیر می شود
نقل قول  
زنده یاد قیصر امین‌پور شعری با عنوان سه‌شنبه دارند، جالبه که خود قیصر هم سه‌شنبه از دنیا رفتند. یادمه «آیه» دختر قیصر امین‌پور این شعر همون روز خواندند.
سه‌شنبه
چرا تلخ وبی حوصله؟
سه‌شنبه
چرا این همه فاصله؟
سه‌شنبه
چه سنگین! چه سرسخت؛ فرسخ به فرسخ!
سه‌شنبه
خدا کوه را آفرید
نقل قول  
sara_sara26
Member
امروز دیدگاه های این کتاب قلب مرا سخت آزرد .

" صدای تو با من بود
زخمش زدم بر دست های تو

نشانی نمانده هیچ
و نه حتا واژه ای
که خسران درد را مرهمی باشد

و اکنون
دیگر
بیگانه است با من
رفیق دیرینه "


این شاید بتونه یه هدیه باشه . لطفا از من بپذیر که غمت را دیر فهمیدم .
نقل قول  
مری بلا
Member
نقل قول از سیمین:
دوم اردیبهشت‌ماه زادروز قیصر امین‌پور است؛ شاعری که در دهه‌های دشوار زندگی مردم ایران، با انعکاس درد این مردم در شعرهایش، آن‌ها را همراهی کرده است. یادش گرامی


رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند
آسمانی‌تر از آن بود که در خاک بماند
دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت
که گریبان سحر تا به ابد چاک بماند...

دلم واسه چاپ شدن یه مجموعه شعر جدید از تو لک زده قیصر.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You