بهرام پور
تندخوانی انتشارات پژواک کیوان

رساله عشق

نویسنده:
.
یکی از موضوعاتی که به جرات می توان گفت ذهن هر انسانی را به خود مشغول کرده،و خروار ها کتاب و مقاله و شعر و خطابه درباره ی آن نوشته اند و سروده اند و گفته اند عشق است. هیچ زبانی که در آن فرهنگی نهفته باشد نمی یابید که در مورد عشق سختی نداشته باشد و از رمز و راز و تاب و تب آن حکایتی نگفته باشد. بی شک ایران ما نیز از این قاعده مستثنی نیست،و فلاسفه و عرفا و حکما و شعرای بسیاری در این باب سخن ها گفته اند و چیزها نوشته اند.
این کتاب به نام رساله عشق از کتاب های کوتاه ولی عمیق فیلسوف بزرگ سرزمین ماست،در ابتدای رساله چنین آمده است:
«چنین فرماید،رئیس فلاسفه ی اسلام،شیخ الرئیس،حسین بن عبدالله بن سینا،در جواب سوال شیخ ابوعبدالله،فقیه معصومی؛
این رساله که بنا به خواهش تو در باب ماهیت عشق نوشته ام مشتمل است بر هفت فصل:
اول: در بیان سَرَیان (جاری شدن) عشق، در هر یک از موجودات
دوم: در بیان وجود عشق در جواهر (آن چیز قائم به نفس خویش است) بسیطه ی غیر حَیّه (زنده)
سوم: در بیان وجود عشق در موجوداتی که صاحب قوه تغذیه اند،از جهت همین قوه.
چهارم: در بیان وجود عشق در جواهر حیوانی،از جهت قوای حیوانیه.
پنجم: در بیان عشق ظُرفا(ظریفان) و صاحبان ذوق سلیم،نسبت به صور حسنه ( نیکو) و وجوه(صورت های) مستحسنه (زیبا)
ششم: در بیان وجود عشق در نفوس الهیه.
هفتم : در خاتمه این فصول ششگانه.

ابن سینا با ظرافتی و دقتی فیلسوفانه اش و البته انصاف دهیم با استفاده از دانش آن روزگار،به تببین و بررسی ماهیت عشق می پردازد. این رساله از ارزش بسیاری برخوردار است و در طول تاریخ مورد توجه و اشارات بسیاری واقع شده است.

*توضیح :
کتاب حاضر شامل سه قسمت است:
قسمت اول به رساله عشق ابن سینا،با ترجمه ی مرحوم ضیاء الدین درّی صورت گرفته،که از کتاب مجموعه رسالات ابن سینا،به سعی محمود طاهری،انتشارات آیت اشراق اخذ و اسکن شده است.
قسمت دوم شرح رساله ی عشق ابن سینا است،به قلم شادروان محمد مشکات،استاد فاضل و سابق دانشگاه تهران صورت گرفته است،که از آنجا که رساله ی حاضر شاید کمی برای خواننده پیچیده و سخت باشد،خواندن این شرح نیز می تواند مفید فایده گردد.
قسمت سوم نیز شرح زندگانی این فیلسوف و دانشمند نابغه ی کشورمان است،و به قلم استاد جلال الدین همایی،که حقیقتا دانشمندی جامع در عصر ما بود،و از آنجا که دیدیم زندگینامه ی درخوری از ابن سینا در فضای مجازی وجود ندارد،این زندگینامه را نیز در کنار این رساله گنجاندیم...

حق تکثیر: چاپ قدیمی

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
خود آموز و آموزش فن علوم غریبه
عشق تولد دوباره
مقامات عارفان

آگهی
نسخه ها
RAR
حجم: 3 مگابایت
دریافت ها: 22483
تعداد صفحات: ?
آگهی
4.6 / 5
با 61 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 12
۱۳۹۲/۰۶/۰۲

بوک یار
آسان نشر

پاسخنگارش دیدگاه
pire mard
Member

دیدگاه شما به علت نگارش فینگلیش حذف گردید.


این دیدگاه در تاریخ 1394/02/28 توسط simin ویرایش شده است

نقل قول  
مادرم
Member
جبر عقل راخود عقل میشکند. وبه قول عارفان عقل ابزاری است ،برای رسیدن به پله ی عشق،مثل ،دلیل واستدلال،علم ودانش،فن وتکنیک،راه وروش ،تفکر وتعقل.
وقتی به پله ی عشق با ابزار عقل رسیدید، دیگر عقل کاربردی ندارد، به قول حافظ. حریم عشق را ،درگه،بسی بالاتر از عقل است**کسی آن آستان بوسد ،که جان در آستین دارد.
در این پله فقط،ذوق وشوق ،وجد وسرور،حیرت وتعجب،مهر ومحبت،شور وهیجان،ایثار وفداکاری،و،،،است وبس.
لاابالی عشق باشد ،نه خرد**عقل آن جوید کز آن سودی برد.
در چار سوی عقل ،غم وسود و زیان است**در حلقه عشاق به جز ،امن وامان نیست.
عقل گوید شش جهت ،بسته است،بیرون راه نیست**عشق ،گوید هست راه ورفته ام من بارها.
آنچه در پله عشق درک میشود با کلام شیوا نیز قابل بیان نیست،به قول حافظ،
در حریم عشق، نتوان دم زد از گفت وشنود**زآنکه آنجا ،جمله اعضا،چشم باید بود و گوش.
فخر خداوند به خلق انسان، به دلیل قابلیت او در زمینه ی عشق است، با آرزوی رسیدن به آن مقام رفیع ،راه خردمندان وعارفان بزرگ جهان پر رهرو باد.انشا الله
با تشکر از سایت خوبمان
.
نقل قول  
abolfazl36
Member
عشق یعنی من نباشم و تو باشی!
مستی عشق نیست بر سر تو .... رو که تو مست اب انگوری
نقل قول  
mohsen292
Member
پدرم چنین گفت به استاد پسرم را هیچ میاموز بجز عشق
نقل قول  
9194167306
Member
تا از عشق صحبت می کنیم پای عاشق و معشوق به میان می اید
که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
عشق در ابتدا اسان به نظر می اید
در اینجا است که عرفا می فرمایند اولین قدم در عاشقی ترک سر است یعنی از خود هیچ ندیدن و فقط به معشوق حقیقی فکر کردن مثال لحمهم لحمی دمهم دمی ................
ترک سر یعنی تمام خواسته های خود را زیر پا گذاشتن و فقط به او فکر کردن و انچه او می خواهد عمل کردن است
حقیر عاشق حقیقی را تعبیر به عبد می کنم چرا چون عبد از خود هیچ ندارد ولی همه چیز دراد این پارادوکس یا تناقض نیست چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون از خودش چیزی ندارد چون عبد است و همه چیز دارد چون عبد کسی است که همه چیز به او می تواند بدهد و او را خلیفه بر روی زمین قرار داده
رسد به چدایی که به غیر از خدا نبیند

نقل قول  
mosafer 17
Member
شتاب مکن

که ابر بر خانه ات ببارد

و عشق

در تکه ای نان گم شود

هرگز نتوان

آدمی را به خانه آورد

آدمی در سقوط کلمات

سقوط می کند

و هنگام که از زمین برخیزد

کلمات نارس را

به عابران تعارف می کند

آدمی را توانایی

عشق نیست

در عشق می شکند و می میرد

احمدرضا احمدی
نقل قول  
ghalam1356
Pro Member
"سایه"

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

اولین باری که این بیت خواجه را شنیدم هم بر دلم نشست و هم موجب تفکر شد.در طی مطالعه این رساله از شیخ الرییس (ره) مدام در نظرم می آمد.اینبار بر خلاف همیشه که نظرم روی مصرع دوم بود مصرع اول نظرم را جلب نمود و علی الخصوص سایه (عدم نور)...

در صفحه 7 می فرماید:
چون آن وجود مقدس همیشه اوقات مدرک ذات خود و متوجه به کمال ذاتی خود است باید عشق او بالاترین و و کاملترین عشقها باشد.

در صفحه 28 می فرماید:
چون عشق به علت اولی،فاضلترین عشقهاست پس معشوق حقیقی او آن است که نائل شود تجلی او را ...پس خیر مطلق عاشق است به حکمت ذاتی خویش،به کسانی که نائل شوند به کمالات او هر چند که نرسند به آن غایت قصوی و درجات بی انتها،چون که محال است ظفر یافتن و احاطه نمودن به جمیع کمالات حق تعالی به واسطه آنکه همچنان که وجودش غیر متناهی است کمالات و صفاتش هم غیر متناهی است.
چیز متناهی چگونه ممکن است برسد به امر غیر متناهی محض...
همین نکته است که تشبه به سلاطین فانی موجب سخط و باعث غضب آنهاست به جهت متناهی بودن کمالات و صفاتشان و لکن تشبه به باری تعالی موجب خرسندی و ازدیاد محبت و عشق او می شود.

در صفحه 25 درباره شناخت (تجلی) نکته نغزی می آورد و آن بدین قرار است:

پس ثابت شد که علت اولی معشوق تمام موجودات است و اگر بعضی هم از شناسایی به او محروم باشند و عارف به وجود او نباشند، این عدم عرفان سبب عشق غریزی را از موجودات نمی کند زیرا که عموم متوجه کمال ذاتی خود می باشند و حقیقت کمال هم که خیر مطلقه شد که همان علت اولی است که بر حسب ذات،متجلی است به تمام موجودات ، چه اگر به ذاته محجوب از تجلی باشد لازم آید که شناخته نشود و هیچ یک از موجودات به فیض وجود او نائل نگردند


در بیان دوستی صور حسنه و وجوه مستحسنه در صفحه 17 می فرماید:

اگر دوستی او به اعتبار جنبه عقلانی و وجه تجردی باشد،این عمل او وسیله ای است به جهت اتصال به معشوق حقیقی و وصول به علت اولی و تحریص کننده است برای تشبه به عقول مفارقه ( مراتب وجودی بالاتر،در زبان دینی ملائکه).در این صورت سزاوار است در عداد ظرفا (تانیث) و اهل فتوت (تذکیر) شمرده شود.

نقل قول  
Sofia_gh
Member
مدت زمان عاشقی چقدرستهلن فیشر

هلن فیشر به ما می گوید چرا عاشق می شویم، خیانت می کنیم

کتاب "چرا عاشق می‌شویم؟" نوشته دکتر هلن فیشر، توسط آیدا ابونصر ترجمه شده است.

نقل قول  
Sofia_gh
Member
بهترین و دقیقترین و واقعی ترین و جدیدترین تعریف عشق تا به این لحظه توسط خانم هلن فیشر ارائه شده است.
پیشنهاد میکنم کتابهای ایشون رو هم مطالعه کنید.

همچنین خواندن این مقاله که مصاحبه ایشان با اشپیگل است خالی از لطف نیست:

لینک مصاحبه هلف فیشر ب...ه اشپیگل

مطالعات در باب فیزیولوژی بدن و تاثیرات هورمونها و ...بسیار دقیقتر پرده از چیستی احساس عشق برداشته اند و طبیعتن در هر زمینه ای میتوان مطمئن بود که نظریات جدید قویتر از باورها و نظریات بی پشتوانه ی علمی چند صد سال پیش هستند.هر چند توسط انسان های بزرگی ارائه شده باشند.بهتر است نظریات قدما مطالعه شود برای آگاهی بیشتر نه برای ملاک و معیار قرار گرفتن.
نقل قول  
اتیفرد
Member
نقل قول از mahdi214:

بسیاری از ایشان که خواسته‌اند از حکیمی بزرگ یاد کنند و مثل زنند نام او را برده‌اند

و جالب است که همیشه نام بوعلی با عقل همراه بوده و در مقابل عشق نشسته و کمتر از رساله ی عشق او نام برده شده.
سنایی: عقل در کوی عشق نابیناست / عاقلی کار بوعلی سیناست.

و یک رباعی معروف و دلنشین از ابوعلی:

ای کاش بدانمی که من کیستمی
سر گشته به عالم از پی کیستمی
گر مقبلم آسوده و خوش زیستمی
ورنه بهزار دیده بگریستمی .

جناب پورفر عزیز و فرهیخته؛ سپاس فراوان.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You