بهرام پور
تندخوانی مؤسسه خانه داستان چوک

روزها

روزها

نویسنده:
.
حالا می‌فهمم
مثل باران
که همه ما از آسمان آمده‌ایم
و دوباره بخار خواهیم شد.


روزها:
جزوه نخست: کوششی برای نامیدن خداوند
جزوه دوم: کوششی برای نامیدن امید
جزوه سوم: کوششی برای نامیدن غم
جزوه چهارم: قطعات پراکنده


حق تکثیر: تهران: مروارید‏‫، ۱۳۴۱.‬

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
هشتاد و دو نامه از صادق هدایت به حسن شهید نورایی
یازده شعر از غلامحسین ساعدی
دل چه پیر شود، چه بمیرد

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 2 مگابایت
دریافت ها: 5210
تعداد صفحات: 238
4.5 / 5
با 22 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۲/۰۶/۰۷


پاسخنگارش دیدگاه
sara_sara26
Member
خداوندا دل من
محل برخورد
امید ازلی
و
ناامیدی ابدی است.
نقل قول  
Btaraf
ویرایشگر VIP
در دل هر اشک
سرزمین موعود نهفته است
و در دل هر خنده
سرزمینی آرام که خورشیدش تمام نشدنیست
در دل هر قدم
سرزمین رستگاری و آبادی
پنهان است
ولی افسوس
که ما را از رفتن ها
گریستن ها
و خندیدن ها
یادی نمانده است
نقل قول  
simin
Publisher VIP

جزوه اول :

خدایا ! من این دنیای تو را دیدم
و این آشنایی را هرگز
نه تو و نه من فراموش نخواهیم کرد.

جزوه دوم :

از غم ها آوازی می ماند
از امیدها کلمه ای
از زندگی شعری می ماند.

جزوه سوم :

بودن بر دوش من باری ست
که به امید آسودن
در هر کاروانسرای ویران
فرود می آیم
که به امید آسودن از آن
در هر شب تاری را می جویم
که به امید آسودن از این بار
در هر روز روشن خورشیدی را جستجو می کنم.

جزوه چهارم :

من با تو هستم
در روز هم تو تنها نخواهی ماند
درخت ها ، روشنایی و دریا را
همراهت می کنم .




نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You