آکادمی زبان صمیمی
دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

رضاشاه پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ

نویسنده:

حق تکثیر: مخصوص نسخه الکترونیک

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
مسأله حجاب

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 1 مگابایت
دریافت ها: 13706
تعداد صفحات: ?
4.3 / 5
با 76 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 166
۱۳۹۱/۱۲/۱۴


پاسخنگارش دیدگاه
هیرکان
Member

یک فردوسی کافی است که وجود میلیون ها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او می گیرید و به او افتخار می کنید.
اما حال که علم و هنر و فرهنگ ازین سرزمین رخت بر بسته ، معلوم می شود فقط دزدی و جاسوسی و پستی باین زندگی معنی و ارزش می دهد.

جناب جابر شاه

میهنمان فراز و فرود هایی بس کمرشکن بخود دیده است یورش اسکندر و عرب و تاتار و مغول, دخالت نظامی روسیه و بریتانیا, جنگ های فرقه ای

در جهان کم ملتی یافت می شوند که در گردباد حوادث بتوانند ققنوس وار مجدد از خاکستر نیستی برخیزند.

صادق هدایت هرچند نویسنده ای توانا و تیزبین بین بود اما در نهایت نتوانست در برابر شرایط مقاومت نماید.


بابل و آشور و فینیقی و مصر در گذر زمان انگونه تغییر کرده اند که در عمل ارتباطی با ریشه های کهن خویش ندارند, البته ساختار تمدن انها به اشکال گوناگون بر جوامع پس از انها تاثیر گذار بوده است, اما ایرانیان فارغ از هر قوم و زبان هنوز به دلیل داشتن ریشه های مشترک بجای بدبینی مفرط و یاس می توانند بخود امده و به اینده امیدوار باشند.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
هنگامی که شاهد کشیدن جاده ها به عنوان شریان حیاتی کشور نه با وام خارجی بلکه با مالیات و با کمترین میزان دزدی و اختلاص می باشیم ناخواسته به این فکر می افتیم که این مردم که همان مردم هستند پس چه سیستمی ناظر بر جریان کار بوده که با کمترین هزینه و دزدی کار هایی انجام داده که هنوز پابرجا می باشند؟


بقول سخن سرای توس:


چواین نامور نامه آمد ببن

ز من روی کشور شود پرسخن

از آن پس نمیرم که من زنده‌ام

که تخم سخن من پراگنده‌ام

هر آنکس که دارد هش و رای و دین

پس از مرگ بر من کند آفرین



یک فردوسی کافی است که وجود میلیون ها از امثال شما را تبرئه بکند و شما خواهی نخواهی معنی زندگی خودتان را از او می گیرید و به او افتخار می کنید.
اما حال که علم و هنر و فرهنگ ازین سرزمین رخت بر بسته ، معلوم می شود فقط دزدی و جاسوسی و پستی باین زندگی معنی و ارزش می دهد.

همای گو مفکن سایه شرف هرگز
بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد!

حاجی آقا
صادق هدایت
نقل قول  
هیرکان
Member
هنگامی که شاهد کشیدن جاده ها به عنوان شریان حیاتی کشور نه با وام خارجی بلکه با مالیات و با کمترین میزان دزدی و اختلاص می باشیم ناخواسته به این فکر می افتیم که این مردم که همان مردم هستند پس چه سیستمی ناظر بر جریان کار بوده که با کمترین هزینه و دزدی کار هایی انجام داده که هنوز پابرجا می باشند؟


بقول سخن سرای توس:


چواین نامور نامه آمد ببن

ز من روی کشور شود پرسخن

از آن پس نمیرم که من زنده‌ام

که تخم سخن من پراگنده‌ام

هر آنکس که دارد هش و رای و دین

پس از مرگ بر من کند آفرین
نقل قول  
هیرکان
Member
نه خیر ، درست می گویید این اتفاق ها نیفتاد.
اما لپ کلام بنده این است که محمد رضا پهلوی آن تحفه ای که شما می گویید نیست.

من هیچگاه از پهلوی اول و دوم بتی غیر قابل نقد نساختم.

اما ما ناگهان از عهد قجر به سال 1357 پرتاب نشدیم بلکه دورانی را گذرانیدیم که آثار ان هنوز در زندگی فرهنگی و اقتصادی و اجتمایی ما ملموس می باشد.
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
همین اظهارات شما نشان دهنده بی لیاقتی محمد رضا پهلوی نیست؟

اما آیا در سال 1357 کشور را به شکل یک ویرانه برجای گذاشت؟

چه تعداد از کارخانه های بخش توامند خصوصی ان هنگام با تمام ظرفیت مشغول بکار بوده که اکنون تنها ساختمانی خالی یادگار دوران رونق آنهاست؟

آیا در ان سال ها چوب حراج بر عرصه و اعیان منابع طبیعی تا بدان حد زده شد که اکنون در رتبه بندی از دست رفتن منابع آب زیر زمینی و بستر خاک و سطح جنگل ها و مراتع در ردیف نخست می باشیم؟
نه خیر ، درست می گویید این اتفاق ها نیفتاد.
اما لپ کلام بنده این است که محمد رضا پهلوی آن تحفه ای که شما می گویید نبود.
نقل قول  
13440410
Member
نقل نوشته های دردآلود صادق هدایت که از اندیشمندان جست و جو گر و نوآور بود ؛ لات های سرگذر « کتابناک » را خشمگین و آشفته کرده است .
نقل قول  
هیرکان
Member
همین اظهارات شما نشان دهنده بی لیاقتی محمد رضا پهلوی نیست؟

اما آیا در سال 1357 کشور را به شکل یک ویرانه برجای گذاشت؟

چه تعداد از کارخانه های بخش توامند خصوصی ان هنگام با تمام ظرفیت مشغول بکار بوده که اکنون تنها ساختمانی خالی یادگار دوران رونق آنهاست؟

آیا در ان سال ها چوب حراج بر عرصه و اعیان منابع طبیعی تا بدان حد زده شد که اکنون در رتبه بندی از دست رفتن منابع آب زیر زمینی و بستر خاک و سطح جنگل ها و مراتع در ردیف نخست می باشیم؟
نقل قول  
نقل قول از هیرکان:
افزایش درآمد نفت باعث این فقر فاجعه انگیز شد.
عجبا!

افزایش بهای نفت باعث بالا رفتن میزان واردات شد اما بنادر کشور در ان برهه فاقد امکانات کافی برای تخلیه این میزان بوده و کشتی ها هر روز به دلیل تاخیر در بارگیری جریمه دریافت می نمودند.

پول نفت از سال 1340 به تدریج وارد زندگی مردم شده و به تدریج طبقه متوسط در حال شکل گیری بود.

این حقیقت را باید مد نظر قرار داشت که در سال 1300 در عمل ایران کشوری کشاورزی و فاقد صنعت و جاده و آرتش و کادر ورزیده آموزشی و اداری بود و یک شبه نمی توان انتظار داشت که تمامی بافت های فرسوده گلستان گردد.

تهران سال 1357 مجموعه ای از تضاد ها بود اما این حقیقت را نباید انکار نمود که در میان نواحی به شدت مرفه و نواحی به شدت فقیر یک باغت شهری قرار داشت که در طول پنجاه سال گذشته از شکل قدیمی و سنتی خود خارج شده بوده و از مزایای خدمات شهری بهره مند بوده و این در خصوصی بسیاری از شهر های بزرگ چون تبریز, مشهد و اصفهان مصداق داشت.

ایکاش روشنفکران چپی فرانسوی به مناطقی همچون نارمک و تهران پارس نیز توجه می نمودند که سکونتگاه قشر تقریبا متوسط محسوب می شد.

حتی در خود پاریس کنونی نیز همه نواحی شهری شانزه لیزه به حساب نمی آیند.
همین اظهارات شما نشان دهنده بی لیاقتی محمد رضا پهلوی نیست؟
نقل قول  
جعمیت ایران در دوران رضاشاه کمتر از ۱۴ میلیون نفر بود ، اما در حاضر بالغ بر ۷۸ میلیون نفر است.
در دوران رضاشاه ۶۰درصد جمعیت ایران روستایی،۲۵-۳۰عشایر و ایلات و کمتر از۱۵ درصد شهر نشین بودند.
تهران شهری متوسط با تقریبا۲۰۰هزار نفر جمعیت بود اما در حال حاضر نزدیک به ۱۳میلیون جمعیت دارد.
در دوران پهلوی اول امید به زندگی کمتر از۴۰سال و مرگ میر نوزادان به ازای هر ۱۰۰۰نفر نزدیک به۵۰۰نفر بود.
اما نرخ امید به زندگی در حال حاضر۷۴سال و مرگ و میر نوزادان به ازای هر ۱۰۰۰ نفر به ۲۸ نفر کاهش یافته.
جمعیت با سوادان ایران ۵درصد بود که عمدتا دانش آموخته حوزه های علمیه و مکاتب قرآنی بودند.
اما در حال حاضر ۸۴درصد باسواد در کشور موجود است و نزدیک به ۲میلیون نفر در دانشگاه ها در حال تحصیل هستند.
این آمار کافی نیست؟!
نقل قول  
نقل قول از دبیرزاده:
در پاسخ به آقایان منتقد رضا شاه،
گاهی تنها نامی که به مفهومی گذاشته میشود گمراه کننده است و اگر مارکسیستها(تنها از دید ایدئولوژیکی و نه انگ سیاسی ) و دمکراسی خواهان هزاران شعار آبستره برای عدالت و رفاه توده سر میدهند این رضا شاه بود که همان آرمانها را با روش نظامی خودش در جامعه عملی کرد و به حقیقت ملموس در آورد ، این رضا شاه بود که فئودالیسم سنتی (ارباب رعیتی)را نابود کرد و حق شهروندی را بجایش گذاشت ،
من حساب خاندان پهلوی را از رضا شاه جدا میدانم ، بحث من هم دفاع از پهلوی ها نیست ، درست است که بسیاری از ایده های رضا شاه در اصل از خود او نبود ، اما او با بودجه ایی ناچیز آن طرح های را با جدیت و حتی زور اجرا کرد ، در هیچ جای جهان در زمان کوتاهی کمتر از 20 سال آن اندازه برنامه های زیر ساختی (از صفر) را نمیتوانند با بودجه اندک آنزمان ایران اجرا کنند ،
پس اگر به او تهمت دزدی میزنند : پس بودجه اینهمه برنامه های عمرانی از کجا تامین شد؟ ، در حالیکه شاههای قاجار (بجز آقا محمد خان قاجار) از حکومتهای بیگانه پول وام میگرفتند تا برای سفر و خوشگذرانی شان صرف کنند و مردم بدبخت ایران در ژرفای عقب ماندگی و مملکت در ویرانی و آشوب و فساد و بردگی بسر میبرد و حتی در تبریز که پایتخت دوم قاجار ها بود نیز وضع حتی بدتر بود ، در حقیقت این رضا شاه بود که بطور عملی همه آرمانهای دمکراسی خواهان و حتی سوسیالیست ها را آغاز به اجرا کرد و دستکم بنیاد گذاشت.
دوم اینکه چرا در همین سایت گواهیم که همه قومگرایان و جدایی خواهان آشکار و آنهایی که با تاریخ و ملیت ایرانی دشمنی دارند ، همانها بیشترین کینه را ازرضا خان دارند ؟ آیا این قماش دلشان برای مردم ایران سوخته؟ یا اینکه رضا شاه را مانعی برای نابود کردن کامل ایران میبینند؟
سوم ، اگر شما که آن اندازه به رضا خان دشنام میدهید ، اگر شما در آنروزگار و با نگرش به اوضاع و روحیه و دشواری های احتماعی و دینی حاکم بر جامعه و هرج و مرج و نفوذ بیگانه و قدرتهای زورگویان محلی را میدیدید ، چگونه میتوانستید کشور را آباد کنید و رفاه را ایجاد کنید؟


در زمان رضا شاه بسیاری از زمین ها مصادره شد با این وجود فئودال ها در حوزه خود از قدرت زیادی برخوردار بودند و آنچه قدرت آنها را از بین برد اصلاحات ارضی در دهه چهل بود که فئودال ها را تبدیل به سرمایه داران و تاجران نمود و قدرت مبتنی بر زمین را از فئودال ها گرفت.
در زمان رضاشاه به علت نیاز کشور به پول جهت ایجاد اصلاحات بر شدت فشار بر رعیت افزوده شد اصلاحات ارضی در زمان محمدرضاشاه نیز نتوانست استثمار رعیت را از بین ببرد چرا که با کنار رفتن فئودال ها افرادی چون نزول خورها، سلف خرها و مغازه داران و دلال ها جایگزین آنها شدند.

بنده برایم مهم نیست تجزیه طلب و قوم گرا و دیگری چه فکری میکند شاید خوشحال هم شوند از نقدهای بنده و دست هم بزنند من حرفم این است نباید از جانیان اسطوره و بت ساخت حالا بگویید موشک فرستاد فضا ! اگر حفظ خاک ملاک است پس چرا همین آقامحمدخان که ارجح است به رضاشاه و انگلیس هم او را نیاورد و مدیون شمشیر و خشونتش بود جایگاه وارونه ای در تاریخ دارد؟!
یعنی ما چشم به روی کشتار و غارت انسانها ببندیم و خوشحال باشیم که مردم صاحب شناسنامه شده اند تا راحت چاپیده شوند؟!
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You