Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

چرا عقب مانده ایم ؟

چرا عقب مانده ایم ؟

معرفی کتاب:
نویسنده کتاب «چرا عقب­ مانده­ ایم؟»، ابتدا موارد زیر را به عنوان پیش فرض و مقدمه اثبات نظریه خود در این کتاب مطرح کرده است:
1- قبول اینکه جامعه ما عقب­ افتاده است. به این معنی که در آن جهل و ظلم و فقر وجود دارد.
2- پذیرش اینکه اکثر افراد جامعه ما از نظر روانی آسیب­ دیده­ اند و خلقیات و عقب­­ ماندگی­ هایمان معلول آن است.
3- اینکه این آسیب­ دیدگی خود علتی دارد.
4- اینکه این آسیب­ دیدگی خوشبختانه علاج­ پذیر است.
5- اینکه راه­های درمان فراوانند، ولی راهی را که فکر می­کنم بنا به فطری و قابل اجرا بودنش بهترین راه باشد، راهی است که پیامبران رفته­ اند. یعنی تبعیت از قانون طبیعی بشر و اصلاح باورهای منحرف شده مردم.
او سپس فرض را بر این گذاشته است که اوضاع و احوال زندگی و عقب افتادگی هایمان اکثراً نتیجه قهری همین خلقیات است.
آیا توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی ارتباطی با خلقیات افراد یک جامعه دارد؟ این سوالی است که تعدادی از نخبگان و نویسندگان ایرانی به آن پاسخ مثبت داده اند. روشنفکران ایرانی عصر مشروطه، به چنین پاسخی نزدیک شده بودند ولی بعدها با غلبه یافتن نگرش های چپگرایانه و توطئه آمیز، عامل عقب ماندگی کشور ما به مولفه هایی همچون وجود منافع نفتی و یا استعمار تقلیل پیدا کرد.
در دوران متاخر، محمدعلی جمالزاده، نویسنده و داستان نویس ایرانی رویکرد اول را مجددا مورد توجه قرار داد و دکترعلی محمد ایزدی نیز در دهه اخیر با تالیف کتاب «نجات» و کتاب «چرا عقب مانده ایم؟ جامعه شناسی مردم ایران» نیز به این باور رسیده است که خلقیات ایرانیان، عامل بنیادی توسعه نیافتگی کشور است.
نویسنده کتاب پیش رو میگوید: من خیلی علاقه مند بودم بفهمم چرا مردم ایران که آن همه طرفدار دکتر مصدق بودند، یک دفعه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 شمسی، خانه کوب شدند. کتاب «ما چرا عقب مانده ایم» من هم به نوعی پاسخ به این سوال بود که چرا بعد از کودتا علیه دکتر مصدق، مردم بی تفاوت شدند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
مفاهیم نوین جامعه شناسی
گیدنز و «پیامدهای مدرنیته»
جامعه شناسی خودمانی

آگهی
نسخه ها
4.3 / 5
با 51 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 91
۱۳۹۱/۱۱/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
pipin
Member
جالبه.... دوستان تقریبا فقط برداشت خودشونو مینویسن فارغ از اینکه متن کتاب راهکار داده انشالله کتاب خوان های ما قبل از همه پیش فرض ها و اعتقادات ذهنی خودشونو کنار بزارن و کتاب ها رو بدون پیش فرض فکری بخونن

برای اینکه همینطوریم حرف نزده باشم تکنیک یادتون میدم

اینترنت (( کلاه های فکری )) رو جست وجو کنین و با این شش کلاه فکری کتاب ها بخونین یا کار هارو بررسی کنین قطعا بهتر و گسترده تر از اینها نظر میدین
نقل قول  
beniii
Member
به این علت عقب مانده ایم که؛
"من" زیاد هست، "ما" اصلا نیست یا خیلی کم است.
نقل قول  
Aristoteles
Member
چرا عقب مانده اییم ؟
چون مردم ما بجای اینکه هر کسی خودش خلاقیت نشان بدهد و سازندگی کند و دربهبود و سلامت و علم و رفاه خودش بکوشد یا دستکم دوروبر و درون خانه خودش را آباد کند ، همگی و همیشه از دیگران توقع پیشرفت دارند و به فرعیات و سفسطه پرداخته اند یا در دو قرن اخیر حکومت ها را به غلط ، علت عقب ماندگی خود دانسته اند (در حالیکه حکومت ها تشکیل شده از خود همین مردم اند )،
پس، نه علت عقب ماندگی خود را درست دریافته اند و نه هیچگاه درمان درستی را به انجام رسانده اند.
نقل قول  
koko2020
Member
چرا عقب مانده ایم؟
خب به نظر من ما اصلا عقب نمانده ایم. ما در حال حاضر جلو مانده ایم.(یک شیفت جلو افتاده ایم) باور کنید. چرا؟ اگر کمی فکر کنید متوجه می شوید که وقتی یک دور کامل و قدری عقب بمانید، خب جلو می مانید!
نقل قول  
13440410
Member
« عقب ماندگی » چه به معنای « وجود جهل و طلم و فقر » چه به معنای « ناتوانی در ارتقای تکنیک تولید و توزیع ثروت و رشد دانش ملازم آن » ؛ و چه به معنای « سطح فروتر مشارکت ـ رقابت سیاسی و اجتماعی » ، امری است مدرج و دارای مراتب ، به عبارت دیگر هر جامعه ای نسبت به جامعه ای دیگر یا نسبت به وضع خود در مقطعی دیگر ، رشدیافته وهمزمان نسبت به جامعه و مقطعی دیگر ، عقب مانده است . افزون بر این ، هر امری علت ها دارد و هر یک از آن علل نیز علت ها دارند . بنا بر این ، ریشه یابی یک امر در یک جا متوقف نمی ماند و نظرات مختلف درباره علت آن امر ، با توجه به محدوده نگرش ، با هم قابل جمع توانند بود . ورود به بحث « عقب ماندگی ایران » بر مبنای این دو فرض به شناختی جامع می انجامد و بستر فکری همکاری هم افزا خواهد بود .
نقل قول  
terminator
Member
شهروند ایران نیستیم، گروگانیم!!!
نقل قول  
nabeqe300092
Member
علی رغم این که کلی کار داشتم، نشستم نظرات هموطنان روشن فکر و عزیزم رو در مورد این کتاب خوندم... آخه موقعی که خود کتاب تو سایت نیس باید نظراتو خوند که اگه میارزید برم تهیه اش کنم...
بگذریم...
خیلی خوشحالم که همه (به جز افراد نازنینی مثل جناب ملا) مطمئنیم که عقب موندیم و همه چیز آروم نیست، اعتراضات و انتقادات دوستان هم مایه ی مباهات منه!
اما کار به همین جا ختم نمیشه ...
دوستان گلم، عزیزان دل! بین حرف و عمل فاصله نباید بیفته... شما رو به هرکی می پرستید و دوسش دارید قسم میدم که نذارید این حرارت سرد شه... و الا می ماسه و نابود میشه!
دست به کار شید!!! بهتره بگم دست به کار شیم.
و در آخر من درخواست میکنم یه لینکی به من بدید تا بشینم این کتاب و بخونم!
مرسی
نقل قول  
هاسمیک
Member
تا به حال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید

واقعا شهر هرت کجاست؟
- شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب.
- شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن.
- شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند..
- شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند.
- شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.
- شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند.
- شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده، چند چادر برپا کرد.
- شهر هرت جایی است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.
- شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن.
- شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلویزیونی رو توی کاخها می سازن.
- شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه.
- شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه پس میرویم ترکیه و دوبی و اروپا و آمریکا و ........ را آباد میکنیم..
- شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی.
- شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی.
- شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.
- شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ....
- شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه.
- شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام میدی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن..
- شهر هرت جایی است که مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده...
- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.
- شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به مهندس و دکتر فخر میفروشند.
- شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.

شهر هرت جایی است که ...........
نقل قول  
samkhosravi40
Member
میگم یادمون نره ما ایرانی هستیم
گول ساختمون های بلند با نمای شیشه رفلکس با ماشین های رنگ متالیک نخوریم
نقل قول  
اتيلا
Member
کشوری را در نظر بگیرید که دارای این شرایط باشد. ایا پیشرفت میکند؟
1- مردمش تنبل باشند .
2 دروغگویی بشدت رایج باشد و بیشتر از سایر ملل دروغگو باشند .
3 فساد اداری امار بسیار بالایی داشته باشد .
4 مردمش وظایف و حقوق شهروندی را ندانند .
5 مردمش خودشان را بالاتر از سایر ملل بداند و خودشیفتگی کذایی داشته باشند ( هنر نزد ایرانیان است و بس )
6 با اینکه در عرف و دینش دزدی عمل خیلی بدی است ولی مردمش همه به نوعی دزدند یکی اختلاس میکند و دیگری دزدی مال و وقت و کار و ....
7 هنوز در این قرن بسیاری از انها ارزوی داشتن حکومتهای توتالیتر و دیکتاتور و پرولتاریا و استبدادی را دارند. ( در میان تحصیل کرده ها نیز شایع است )
8 تولید اندیشه و علم خیلی پایین است
9 در مقابل علوم و تکنولوژی جدید مفید مقابله میکنند و غیر مفیدها را فورا بکار میگیرند .
10 کسی به فکر کشور نیست بلکه همه به فکر خود هستند .
11 با عناوین اکادمیک گوناگونی مانند دکتر و پروفسور و غیره هیچکدام به خود زحمت بلند شدن از صندلی را نمیدهند و مستقیما و عملی به تحقیق و اکتشاف نمیپردازند .
12 کسی قانون را جدی نمیگیرد و مصلحت گروهی و لحظه ای به جای قانون حکم فرماست .
13 خرافات به جای دین و مستحبات به جای واجبات نشسته اند .
14 تحقیقاتشان چیزی به نام کپی پیست و حداکثر ترجمه میباشد .
15 متلک پرانی و ازارهای خیابانی هنوز رابطه اصلی دختر و پسر میباشد .
16 فضولی و تجسس در امور یکدیگر هزاران مرتبه بیشتر از تحقیق است .
17 کلاهبرداری و سرکار گذاشتن مقام اول در جهان را دارد .
18 علی رغم ادعای بافرهنگ بودن بی فرهنگ ترین حرکات و رفتار از انها سر میزند .
19 چون ای کیو ی پایین دارند مغزها را فراری میدهند .
20 رفتارهای اجتماعی و روابط اجتماعی بسیار پایین است .
21 با هر نوع نو اوری و علم و اندیشه جدید ابتدا مخالفت میشود .
22 مبانی و دستاوردهای علمی و اندیشه های علمی ابتدا با چیزی که ربطی به ان ندارد سنجیده میشود .
23 همیشه برای عقب ماندن خود دنبال گناهکاری میکردند تا گناه تنبلی و حماقت خود را به گردن او بیندازند .
24 همیشه خط قرمز هایی دارند که همه جا حضور دارد .
26 علی رغم ادعای عاطفی بودن نوع دوستی و روابط انسانی در سطح پایینی قرار دارد.
27 بشدت تشریفاتی هستند .
28 همیشه بعد از کشف یا اختراع مهم توسط دیگران نشانه های ان کشف و اختراع را در متون کهنشان پیدا میکنند و دوباره به قعر تاریک تاریخ رجوع میکنند .
29 هیچگونه برنامه عملی مبنی بر پیشرفت کشور و تربیت و اموزش نوجوانان را ندارند .
30 برنامه هایشان بیشتر بر اساس ازمون و خطاست و اکثرا ازموده را میازمایند .
31 معیار انتخاب و گزینش هیچوقت ربطی به اصل موضوع ندارد .
32 رشوه و زیر میزی و پارتی حرف اول را میزند .
33 تا حال هیچ برنامه ی علمی و عملی کلان نوشته و اجرا نشده و اگر نوشته شده باشد کسی توجهی به ان نکرده .
34 تنها هم و غم بزرگان زبان فارسی است که هر از گاهی کلماتی عجیب و غریب در فرهنگستانش تولید میکنند ( دراز لقمه = ساندویج . زینت اویز دراز = کراوات )
35 علم فقط در شعر و صرف و نحو خلاصه میشود .
36 ......
37 .....
.
.
.
باید ابتدا به اصلاح ساده ترین امور بپردازیم و سپس ادعای پیشرفت کنیم
نقل قول  
reineh
Member
دوستانی که مایلند می توانند کتاب ما چگونه ما شده ایم دکتر صادق زیبا کلام را مطالعه کنند. در این کتاب توضیحات بسیار مفصلی در مورد علل عقب ماندگی ایران ذکر شده است. از مهم ترین دلایل آن را می توان ساختار فرهنگی نظام های استبدادی ، ارباب رعیتی نه فئودالیسم، حکومت بیش از 700 سال غیر ایرانیان بر ایران به ویژه ترکمن های سلجوقی و غزنوی و ... دانست
نقل قول  
siawash110
Member
حق با شماست ولی به هر حال باید تمامی ابعاد یک قضیه را در نظر گرفت و هیچگاه تک بعدی و جزیره ای فکر نکرد زیرا هر کسی تا کنون سررشته امور را به دست گرفته تمام حواسش معطوف یک جنبه بوده و از سایر ابعاد غافل شده . به هر حال من فکر می کنم بحث شما ساختاری و سخت افزاریست و بحث من نرم افزاری . که هر دو در جای خود مهم و غیر قابل انکارند . با تشکر
نقل قول  
نقل قول از siawash110:
دوست خوبمان مهرپویا درست و دقیق و علمی و کاملا منطقی صحبت کردند ولی سئوال اساسی اینجاست : تمام آنچه شما گفتید باید توسط انسان و تک تک انسان ها انجام شده و صورت عینی و واقعی به خود بگیرد . خوب وقتی ما انسان فرهیخته و سالم نداشته باشیم جریان امور مثل همیشه به سوی باند بازی و استبداد و رشوه خواری و تنبلی و دزدی و . . . پیش می رود پس قبل از شروع هر کاری ابتدا باید از انسان ها شروع کرد و آدم های درست و حسابی ساخت . . . به راستی از کسانی که مدتی ساکن ژاپن یا کانادا و یا سوئد بوده اند سئوال کنید مردم آنجا مثل ما هستند (‌در دروغگویی و بی انضباطی و تخلف و دزدی از اموال عمومی و کم کاری و تنبلی و رشوه خواری و . . . . )

اول اینکه شما لطف دارید...
و دوم این که این ویژگی هایی که شما می گویید را حداقل من در این یک ماه اخیر در ادارات مختلف با گوشت و استخوان حس کردم و تا اینجا بگویم که اگر شما در کاری اداری پارتی نداشته باشید در یک کلام بیچاره می شوید.این ها را من هم می دانم چون بالاخره دارم در این کشور زندگی می کنم.اما سخن من این است که این صفات در خون هیچ ملتی نیست و هیچ ملتی هم بی عیب و نقص نیست.این مشکلات هم به نظر من بیشتر از این که علت باشند معلول هستند.معلول چه چیزی ؟معلول ساختار اداری و سیاسی کشور.در یک اقتصاد خصوصی کم کاری به وجود نمی آید رشوه خواری و فساد اقتصادی به مراتب کمتر است بی انضباطی کم تر است.شما همین الان در ایران بانک های خصوصی را با دولتی مقایسه کنید...در اقتصاد سرمایه داری چون بحث سود شخصی مطرح هست مدیران برای منافع خودشان هم که شده باید جلوی کم کاری و بی انضباطی و فساد را بگیرند.
اما در یک اقتصاد دولتی آن هم از نوع نفتی و آن هم از نوع استبدادی با کار بسیار اندک درآمد سرشار نفت نصیب دولت می شود بدون آنکه در برابر این درآمد به کسی پاسخگو باشد(بر خلاف درآمد مالیات) و دولت هم برای به اصطلاح «اشتغال زایی» کارمند پشت میز نشین استخدام می کند که او هم کارش تنها ساعت پر کردن است و این به نوبه ی خود بوروکراسی اداری را پیچیده می کند و اختلاف بین «خودی» و «غیرخودی» در یک ساختار دولتی و ایدئولوژیک باعث افزایش فساد می شود.

تا زمانی که ساختار سیاسی استبدادی باشد هم ساختار اقتصادی درست نمی شود.
نقل قول  
siawash110
Member
دوست خوبمان مهرپویا درست و دقیق و علمی و کاملا منطقی صحبت کردند ولی سئوال اساسی اینجاست : تمام آنچه شما گفتید باید توسط انسان و تک تک انسان ها انجام شده و صورت عینی و واقعی به خود بگیرد . خوب وقتی ما انسان فرهیخته و سالم نداشته باشیم جریان امور مثل همیشه به سوی باند بازی و استبداد و رشوه خواری و تنبلی و دزدی و . . . پیش می رود پس قبل از شروع هر کاری ابتدا باید از انسان ها شروع کرد و آدم های درست و حسابی ساخت . . . به راستی از کسانی که مدتی ساکن ژاپن یا کانادا و یا سوئد بوده اند سئوال کنید مردم آنجا مثل ما هستند (‌در دروغگویی و بی انضباطی و تخلف و دزدی از اموال عمومی و کم کاری و تنبلی و رشوه خواری و . . . . )
نقل قول  
در مورد رضاشاه و محمدرضاشاه من الان از نظر روحی آمادگی ندارم که وارد یک بحث مفصل دیگر شوم و قبلا هم در ایم باره بحث کردم اما فکر می کنم در این مقطع مطرح کردن این موضوع خیلی مهم است که دوباره فریب عده ای دیگر را نخوریم.بنابراین چند نکته عرض می کنم و خدانگهدار:

1.درآمدهای نفتی در دوره ی نخشت وزیری رضاشاه تا رسیدن به پادشاهی و بعد از آن روبه افزایش بود(به جداول کتاب اقتصاد سیاسی ایران دکتر کاتوزیان جلد یکی مراجعه کنید) و همان 16 درصد سهم ایران از آن درآمد ها امکان سرمایه گذاری را فراهم کرده بود که این در دوره ی قاجاریه امکان پذیر نبود.

2.بسیاری از طرح های به اصطلاح توسعه ی دوره ی رضاشاه تنها به نفع درصد اندکی از شهرنشینان در تهران یا حداکثر چند شهر بزرگ تمام شد و روستاییان کشور که در آن زمان درصد بالایی از جمعیت کشور را تشکیل می دادند به شدت زیر بار مالیات ها و تعدیات دولت و خان ها بودند و دولت نه تنها برای اینان کاری انجام نداد بلکه خان ها به نوبه ی خود تحمیلات مالیاتی دولت برای طرح های بی فایده و دهان پرکن را مستقیما به روستاییان تحمیل می کرد.

3.طرح های دوره ی رضاشاه و محمدرضاشاه به دلیل نظام سیاسی بسته و دیکتاتوری شدید از بالا تحمیل و مطابق با میل «شخص شخیص اعلی حضرت همایونی» که مطابق معمول کشورهای استبدادی در همه ی زمینه ها دارای تخصص بودند انجام می شد و به نظر هیچ کارشناس خبره ای در این زمینه توجه نمی شد.در نتیجه باعث اتلاف منابع شدید شد.برای نمونه در کشوری که کمتر از 10 درصد جمعیت آن سواد خواندن و نوشتن داشتند هزینه های گزافی در دوره ی رضاشاه برای فرستادن فارغ التحصیلان به خارج کشور انجام شد و دبیرستان های متعدد در تهران ساخته شد اما هیچ اقدام موثری برای افزایش آگاهی توده ی مردم انجام نشد...هزینه ی بسیار گزافی برای ساخت راه آهن آن هم در مسیری که به هیچ عنوان توجیه اقتصادی نداشت انجام گرفت...

4.بیش از 40 درصد بودجه ی کشور در دوره ی رضاشاه صرف وزارت جنگ می شد که در نهایت تنها ظرف 3 روز از هم پاشید و تنها کاربرد آن سرکوب داخلی و تحمیل خواسته ای نامشروع دولت بود.در حالی که هیچ دلیلی برای این همه هزینه ی نظامی وجود نداشت:کشورهای بزرگ در هر حال توان در هم شکستن ارتش ایران را داشتند(و این کار را کردند) و دلیلی وجود نداشت که کشورهای کوچک همسایه به ایران حمله ور شوند.اما ضعف اقتصادی کشور را بیش از پیش ضعیف و آسیب پذیر و وابسته می کند. (این همان اشتباهی هست که کشورهای کمونیستی هم انجام دادند و رژیم فعلی هم دارد مرتکب می شود)
من فقط چند نمونه گفتم تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
نقل قول  
هم میهنان:من صحبت آن دسته از دوستانی که می گویند دلیل عقب ماندگی ایران آی کیو پایین ما یا فلان اخلاق و بهمان صفت ما ایرانی ها است را اصلا قبول ندارم.این یک تصور نادرست است که ما می گوییم مثلا ژاپنی ها پرتلاشند آلمانی ها باهوشند چینی ها کارگروهی را خوب انجام می دهند عرب ها فلان آمریکایی ها بهمان ایرانی ها... این سخنان رایج به نظر من اصلا پایه و اساس علمی ندارند و فقط بین عامه ی مردم شایع است.کدام پژوهشکده یا موسسه ی تحقیقاتی آمده آمارگیری کرده است و چنین نتایجی گرفته است که ما بدان استناد کنیم؟
من سخنم این است که ما هیچ برتری نسبت به دیگران از جمله اعراب و افغان ها و پاکستانی ها و ترکان و... نداریم و از ان سو هیچ پست تری هم نسبت به فرانسوی ها و ژاپنی ها و آمریکایی ها و... نداریم.

اما اگر از من بپرسند پس دلیل عقب ماندگی ایران چه هست؟...من می گویم:
1. اولا این یک مساله ی به این سادگی نیست که بشود در یک جمله گفت بله این دلیل عقب ماندگی ایران یا کشورهای دیگر است.باید تاریخ ایران به علاوه چند کشور همطراز ما و چند کشور پیشرفته را به طور دقیق مطالعه کرد باید با جغرافیا و شرایط طبیعی این کشورها به طور دقیق آشنا بود باید ویژگی های فرهنگی و منشاء این ویژگی ها را جست و جو کرد باید برنامه های اقتصادی کشورها را سنجید و خیلی کارهای دیگر

2.دوم این که باید دید منظور از عقب ماندگی در چه زمینه ای هست؟مثلا توسعه ی اقتصادی یک امری است که خیلی جلوی چشم است و تشخیص آن کم و بیش ساده است.اما مشکلی که به نظر من وجود دارد و من در صحبت برخی دوستان می بینم این است که به توسعه ی سیاسی کشور توجهی نمی کنند و به همین دلیل هم به این حکم اشتباه می رسند که مثلا در دوره ی رضاشاه کلی جاده و تونل ساخته شد و راه آهن ساخته شد و... .تا کشوری ««««توسعه ی سیاسی»»»»» پیدا نکند «««نمی تواند»»» از نظر ««اقتصادی»» پیشرفت کند.و رضاشاه و بعد از او هم محمدرضاشاه متاسفانه دقیقا برعکس مسیر توسعه ی سیاسی کشور عمل کردند و نتیجه ی آن هم این شد که نه تنها ایران به یک زندان بزرگ و محل شکنجه و کشتار روشن فکران و اندیشمندان و آزادی خواهان بدل شد بلکه «««««««از نظر اقتصادی هم هیچ گونه دستاوردی در دوران این پدر و پسر نداشتیم.»»»»»»»
......................................................................................................................................................
بنابراین به نظر من راه پیشرفت ایران دو چیز بیشتر نیست:
1.یک نظام سیاسی دموکراتیک: برآمده از رای مردم که حداقلی از دموکراسی در آن برقرار باشد.من نمی گویم همان اول دموکراسی سوئد و سوییس در ایران برقرار شود.اما فکر می کنم پس از یک قرن مبارزه در راه ««««آزادی»»»» و ««««استقلال»»»» مستحق این باشیم که از یک دموکراسی حداقلی مثل ترکیه برخوردار باشیم.رسانه های گروهی به نسبت آزاد باشند تفکیک قوا به درستی در قانون پیش بینی شده باشد قضات دادگاه ها مستقل باشند نمایندگان مجلس و رییس جمهور واقعا برآمده از رای مردم باشد.از نظام اداری تمرکز زدایی بشود و همه چیز در تهران متمرکز نباشد.
2.یک نظام اقتصادی کاپیتالیستی: که در آن دولت حداکثر نقشش برخی کمک ها به اقشار محروم باشد اما تا حد امکان دخالتی در امور اقتصادی نکند و دروازه های اقتصاد ایران به سوی نظام اقتصادی بین الملل کاملا باز باشد و اجازه بدهد بخش خصوصی سکان دار اصلی اقتصاد کشور باشد.اما این دومی هم مستلزم اصلاح نظام سیاسی است.اگر نظام سیاسی دموکراتیک نباشد دولت امکان ندارد بتواند به معنای واقعی خصوصی سازی بکند.
شما مطمئن باشید در صورت برآورده شدن این ها کشور ظرف چند سال در مدار توسعه قرار خواهد گرفت و ما چیزی از کشورهایی مثل ژاپن و آلمان کم نداریم.
نقل قول  
siawash110
Member
فهم متون دینی از زبان عرفا و شعرایی مانند عطار و مولوی و حافظ و اینکه سایر هنرمندان فعلی بتوانند مبانی عرفانی و اخلاقی را به گونه ای هنرمندانه در قالب شعر و فیلم و طنز و نقاشی و ترانه (‌این یکی را ایرانی های خلی دوست دارند و می تواند بسیار موثر باشد ) به مردم جامعه القاء کنند . ( البته هنرمند ابتدا باید خودش را اصلاح کند که با کمال تاسف هنرمندان بعضا خودشان نمونه ای از فساد یا حماقت و خرافه می شوند ! )
نقل قول  
siawash110
Member
در مرحله دوم : سه سازمان وجود دارد که مهمترین نقش در تربیت جامعه را عهده دار است : 1- روحانیت 2- صدا و سیما ( و سینما ) 3- آموزش و پرورش ( معلم ها ) بهترین افراد باید در این سه نهاد عضو شده و بیشترین حقوق را دریافت نموده و در صورت تخلف ، شدیدترین مجازات ها را متحمل شوند .
مرحله سوم : باید ورود مردم سایر ملل و فرهنگها به داخل کشور به صورت بسیار وسیع و آسان صورت پذیرد . مردم ما با دیدن رفتار آنها خود به خود به صورت غیر مستقیم آموزش می بینند . . . .
نقل قول  
siawash110
Member
خلیفه شب عزیز و محترم به نکته ای بسیار مهم و کلیدی اشاره کردید . نکته ای که پاسخگویی به آن ، مغزهای روانشناسان و فیلسوفان بزرگی چون نیچه را هم حیران کرده . چه برسد به آدم یک لا قبایی چون من ! به هر حال اگر کار ساده ای بود در متون عرفانی و اسلامی از آن تعبیر به جهاد اکبر نمی شد . به هر حال به نظر می رسد ما به جای اینکه مشغول عیب جویی و ایراد گیری از اطرافیان و یا مسئولین باشیم ابتدا هر کس از خودش شروع کند . و در ابتدا روحیه انتقاد پذیری و آزادگی را در خودش پرورش دهد اینگونه دیگران نمی ترسند به او انتقاد کرده و نکات منفی او را به خودش بگویند ( دیگران ما را بهتر از خودمان می بینند ) وقتی از زبان دوستان خود متوجه عیوب خودمان شدیم باید با سعی و تلاشی خستگی ناپذیر و به مرور آنها را برطرف کنیم . ( اصلاح - صبر - استمرار با توکل به خدا ) خود من شخصا 5 سال تلاش و تمرین کردم تا دروغ گفتن را ترک کنم !‌ (‌در حالی که دروغگوی چندانی هم نبودم ) به هر حال باید از یک جا شروع کرد و عجله هم نداشت ، هر کسی به اندازه ذره ای جهت اصلاح اخلاق خودش تلاش کند کافی است . ( و به مرور آرام آرام اوضاع درست می شود )
نقل قول  
neda300
Member
نقل قول از غروب بتان:
ناصرالدین شاه هم مستبد بود اما چرا در 50 سال حکومت ناصرالدین شاه ایران به اندازه ی یک قدم هم پیشرفت نکرد؟ تا قبل از دوران رضاشاه حتی یه جاده ی شوسه شده هم تو ایران وجود نداشت. روی رودخونه ها یه پل هم وجود نداشت. مردم با قایق از روی آب رد میشدن و.... اونوقت شما میایید دیکتاتوری رضاشاه و محمدرضا رو با استبداد 150 ساله و کور و تاریک قجری یکی میدونید؟

بذارید جواب شما رو اینجوری بدم:اروپا بعد از جنگ جهانی فقط یک خرابه ازش باقی مونده بود.اما الان از نظر اقتصادی به کجا رسیده؟دلیلش چی میتونه باشه؟وقتی که همین نظام های توتالیتری که الان بعضی از ایرانی ها رو مجذوب خودش کرده،فروپاشید و تونستند کم تر از اون سالهایی که خرج جنگ کردن پیشرفت کنند؛ چون دموکراسی،آزادی و توجه به حقوق افراد شیوه کار اونها قرار گرفت...به قول برژینسکی:"هیچ وقت نمیشه آرمان شهر رو به زور برای مردم ساخت."من اینطوری به این نتیجه رسیدم که یک جامعه خودش باید به سمت ارمانشهر پیش بره،و تا وقتی که آ ز ا د ی نداشته باشه نمیتونه به سمت اون ارمانشهر حرکت کنه...همونطور که دیکتاتور ها هر کاری کنند،شهر سازی کنند،سوشه سازی،جاده سازی،موشک سازی و...تا وقتی کهاجازه ندن آدمها فراتر از یک محدوده خاصی فکر کنند ،بنابراین اون جامعه توی افکار عصر حجری خودش باقی میمونه و پیشرفت نمیکنه
ببخشید وقت ادامه دادن بحث رو ندارم و همه حرفمو همین جا زدم.
نقل قول  
دوست من سیاوش 110
حرف شما کاملا درست بود.البته من در جایگاهی نیستم که تائیید یا رد کنم.اما فکر نمیکنید خیلی کلی بود.درسته که این سایت جای خوبی برای باز کردن این مساله نیست،اما اگر هرکس فقط یک راهکار _راه_ نشون بده غنیمته.
شما فرمودید اگر از این موارد دست برداریم.اما نفرمودید چگونه؟مشکل (دلیل این رفتارها)از کجاست؟چه باید کرد؟
انگار میدونیم چی درسته چی غلط! اما نمیدونیم باید چه کنیم!! (حتی خودمون این رفتارهارو داریم با اینکه میدونیم غلطه!)

چگونه فرهنگ سازی کنیم؟
نقل قول  
به گذشته نگاه میکنیم تا زخم ها فراموش نشه . آینده رو هم در نظر میگیریم اما امروز؟امروز رو دریاب !
امروز چه کنیم که زخم های گذشته تکرار نشه؟(آیا تکرار تاریخ مد شده؟)
چرا امروز درجا میزنیم؟(درجا زدن در فرهنگ که ریشه ی همه ی عقب ماندگی هاست)
از امروز بگید دوستان.امروز چه کنیم؟
نقل قول  
siawash110
Member
هر گاه مردم ایران به این نتیجه برسند که باید اخلاق و رفتار و نوع تفکر خود را تغییر دهند و اصلاح کنند ‘ کشور در تمامی ابعاد و حوزه های مختلف پیشرفت می کند . اولین قدم نیز تمرین این نکته است که سخن مخالف و منتقد را تحمل کنیم چه درست باشد چه غلط . و تک تک ما صفات بد خود را یافته و سعی در زدودن آنها داشته باشیم . به خصوص صفات فراگیری که در اکثریت ایرانی ها موجود است : 1- تنبلی 2- میل به رسیدن به پول بدون زحمت 3- واسطه گری 4- پارتی تراشی 5- دریافت انعام و رشوه 6- دروغ گویی 7- انتقاد ناپذیری 8- عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی 9- تشکیل لابی و باند بازی 10- تصمیم گیریهای عجولانه و احساساتی 11- خرافات 12- فضولی در امور شخصی یکدیگر 13- غرور و تکبر کاذب : هنر نزد ایرانیان است و بس ! 14- گذشته پرستی 15- شخص پرستی 16- و . . . . .
نقل قول  
neda300
Member
نقل قول از Alireza97:
نقل قول از غروب بتان:
البته دیکتاتوری ای که رضاشاه در نظر داشت چیزی به غیر از این بود.
اون خواهان ترقی و پیشرفت ملت و مردمش بود.
و تو اون دوره بهترین نوع دیکتاتوری رو اعمال کرد.
شاید اگه رضاشاه به مشروطه احترام میذاشت اون خاندان اون همه دستاورد برای کشور نداشتن.
پس در حقیقت نه تنها رضاشاه بهترین تصمیم رو اتخاذ کرد بلکه حکومت مصلحت اندیشی رو به حکومت دموکراسی ترجیح داد.
البته عملکرد کلا دودمان پهلوی رو میشه تا حدودی از این قاعده ، مستثنی دونست . طرح هایی مثل ترویج سواد و تاسیس دانشگاه تهران در دوره رضاشاه و سپاه دانش در دوره محمدرضا گواهی بر این مسئله است.حکومت رضاشاه و هم چنین محمدرضا گرچه تا حدودی فصلی نو در استبداد بود ولی نمیشه تلاشهای این دو شاه رو در زمینه ساخت ایرانی مدرن و مترقی در زیر سایه گذشته ای مملو از افتخار رو مطالعه کرد و این تلاشها رو تحسین نکرد.

اونها دلشون میخواست پیشرفت کنیم ولی نمیدونستن که بزرگترین مانع پیشرفت وجود خودشون،یعنی استبداد هستش.
نقل قول  
rain_rainy71
Pro Member


کتاب بسیار بحث انگیزی است !
من هنوز نخوندمش و نه نظر میدهم چون نمیخواهم نظرم خدای ناکرده پاک شود.

به نزد من آن کس نکو خواه تست
که گوید فلان چاه در راه تست
هر آن کس که عیبش نگویند پیش
هنر داند از جاهلی عیب خویش

سعدی

پس اکتفا میکنم بخواندن این کتاب از نویسنده: دکترعلی محمد ایزدی









نقل قول  
Alireza97
Member
نقل قول از غروب بتان:


البته دیکتاتوری ای که رضاشاه در نظر داشت چیزی به غیر از این بود.
اون خواهان ترقی و پیشرفت ملت و مردمش بود.
و تو اون دوره بهترین نوع دیکتاتوری رو اعمال کرد.
شاید اگه رضاشاه به مشروطه احترام میذاشت اون خاندان اون همه دستاورد برای کشور نداشتن.
پس در حقیقت نه تنها رضاشاه بهترین تصمیم رو اتخاذ کرد بلکه حکومت مصلحت اندیشی رو به حکومت دموکراسی ترجیح داد.

البته عملکرد کلا دودمان پهلوی رو میشه تا حدودی از این قاعده ، مستثنی دونست . طرح هایی مثل ترویج سواد و تاسیس دانشگاه تهران در دوره رضاشاه و سپاه دانش در دوره محمدرضا گواهی بر این مسئله است.
حکومت رضاشاه و هم چنین محمدرضا گرچه تا حدودی فصلی نو در استبداد بود ولی نمیشه تلاشهای این دو شاه رو در زمینه ساخت ایرانی مدرن و مترقی در زیر سایه گذشته ای مملو از افتخار رو مطالعه کرد و این تلاشها رو تحسین نکرد.
نقل قول  
simin
Publisher VIP
یعنی هنوزم واقعا نمی دونیم علت عقب نگه داشتن ملت ما چیه؟
نقل قول  
asriran
Member
سلام دوستان
بیشتر اوقات اظهار نظر دوستان خیلی بهتر و پربارتر از کتاب ارایه شده هست...

نقل قول  
asriran
Member
سلام دوستان
بیشتر اوقات اظهار نظر دوستان خیلی بهتر و پربارتر از کتاب ارایه شده هست...

نقل قول  
asriran
Member
سلام دوستان
بیشتر اوقات اظهار نظر دوستان خیلی بهتر و پربارتر از کتاب ارایه شده هست...

نقل قول  
hanieh
مدير ارشد

نقل قول از Alireza97:
بزرگترین عامل تاثیرگذار بر این عقب ماندگی اینه که توی تاریخ چند سده اخیر ایران هر کسی به قدرت رسیده " احمق نگه داشتن مردم " رو لازمه اصلی حفظ قدرت خودش میدونسته .
ما ایرانیا خیلی راحت خیلی چیزها رو قبول می کنیم . چیزهایی که فقط با سطحی نگری میشه اونا رو قبول کرد . چیزهایی که با اندکی تامل کردن واقعا به احمقانه بودن اونا میتونیم پی ببریم . مشکل ما اینه که هر عقیده مخالفی رو که میشنویم خیلی سریع در مقابلش جبهه می گیریم بدون اینکه کمی روی عقیده طرف مقابل ( هر چند اون عقیده منطقی باشه ) فکر کنیم. تحمیل عقیده کاریه که ما ایرانیا خوب بلدیم .
ایران واقعا الان توی فقر فرهنگی شدیدی قرار داره . بنظر من تا وقتی یه شوک فرهنگی به این جامعه وارد نشه توی این منجلاب دست و پا خواهیم زد.

واقعا هر چی که بیشتر میگذره، بیشتر به عمق این حرف پی میبرم که جهان سوم جا نیست، بلکه تفکره.
نقل قول  
Alireza97
Member
بزرگترین عامل تاثیرگذار بر این عقب ماندگی اینه که توی تاریخ چند سده اخیر ایران هر کسی به قدرت رسیده " احمق نگه داشتن مردم " رو لازمه اصلی حفظ قدرت خودش میدونسته .
ما ایرانیا خیلی راحت خیلی چیزها رو قبول می کنیم . چیزهایی که فقط با سطحی نگری میشه اونا رو قبول کرد . چیزهایی که با اندکی تامل کردن واقعا به احمقانه بودن اونا میتونیم پی ببریم . مشکل ما اینه که هر عقیده مخالفی رو که میشنویم خیلی سریع در مقابلش جبهه می گیریم بدون اینکه کمی روی عقیده طرف مقابل ( هر چند اون عقیده منطقی باشه ) فکر کنیم. تحمیل عقیده کاریه که ما ایرانیا خوب بلدیم .
ایران واقعا الان توی فقر فرهنگی شدیدی قرار داره . بنظر من تا وقتی یه شوک فرهنگی به این جامعه وارد نشه توی این منجلاب دست و پا خواهیم زد.
نقل قول  
نقل قول:
از غروب بتان
به طور کلی دانشگاه رفتن انسان رو اجتماعی و با فرهنگ می کند.
اما به شخصه اون چیزی که با چشام تو دانشگاه های ایران دیدم دقیقا برخلاف این بود.
دانشگاه های ما جایی برای تولید انسانهایی با سطح فکری ایده آل و استاندارد نیست. اصولا تو دانشگاه های ما به دانشجو روش زندگی کردن را نمی آموزند در عوض می دونید چی یاد می دن؟
روش اعتراض کردن و بلند بلند حرف زدنو و بعد خفه خون گرفتن. که صد البته این آموزه ها هیچ وقت به نتیجه نمیرسه.
برای نمونه می تونم جنبش های دانشجویی رو برایتون مثال بیارم.
جنبش هایی که با هدف حفظ استقلال و آزادی دانشجو آغاز می شود ولی در میانه ی راه به طرز عجیبی می بینیم که این جنبش ها از مسیر خود منحرف شده ان. حالا چرا؟
به این دلیل که محل مبارزات دانشجویی ما نه جایی برای فریاد های آزادی خواهانه بلکه صرفا قرار ملاقاتی برای رقصیدن و آواز خواندن و آشنا شدن با یه آقا پسر یا یه دختر خانوم جدیده......
نقل قول  
اتيلا
Member
یکی از اصلی ترین علتهای عقب ماندگی ایرانیان خود بزرگ بینی و خودشیفتگی کذایی است که حاضر نیستیم هیچکدام از عیوب خود را ببینیم و چاره ای به حال ان بکنیم .
مثلا حاضر نیستیم بشنویم که میانگین بهره هوشی ایرانیان 86 یعنی کمترین در منطقه میباشد( برای مثال اعراب میانگین 90 دارند و چینیها 103 ) و دایما از نبوغ و هوش ایرانی و برنامه های موفق ایرانی و سایر ادعاهای کذاییمان حرف میزنیم در حالی که هیچ برنامه ای در جهت رفع مشکلاتمان نداریم .
فقط به گذشته نه چندان درخشانمان میبالیم . ما ملتی گم شده در اعماق تاریک تاریخ هستیم و برخلاف سایر ملل گذشته را چراغ راه ایند ه قرار نداده ایم و این گذشته است که فکر ما را مشغول کرده است نه تفکر به اینده .
به امید پیشرفت و شناسایی و رفع نواقص و عیوبمان
نقل قول  
hoomayoon
Member
دیگه خیلی چیزا که به پول و سیاست کار نداره که این که ما حتی فرهنگ رانندگی نداریم هم به سیاست مربوطه؟؟؟ درسته وضع مملکت خرابه هرکی هرچی زورش میرسه سر هم کلاه میزارن ولی خوب بعضی چیزا هم دیگه کاری به این چیزا نداره به خودمون ربط داره
نقل قول  
hoomayoon
Member
فکر کنم برا یه جامعه ایده ال و پیشرفته که خیلی چیزاش دست خودمون که نیست ولی بعضی چیزاش که دست خودمون که هست؟؟؟؟؟؟ اول هرکس از خودش شروع کنه اصلاح کنه کم کم جامعه پیشرفت میکنه دیگه از این عقب افتادگی در بیایم اخه لا مصب هم فرهنگی هم سیاسی هم اقتصادی تو همه چیم عقب افتاده هستم
نقل قول  
کی میگه ما عقب افتاده ایم؟
کدوم ملتی توو دنیا به دست میاد که همه چیزش ملی باشه؟
کدوم ملتی هست که از همه جهت و به همه ی چیز اشراف داشته باشه؟
اگه عقب مونده بودیم که همه سر و دست نمی شکوندند برای برقراری ارتباط با ما! نمونش همین کشور! گینه پیسائو و ایالات کومور و دیگر ابرقدرتها.

به قول یکی از همکاران (ملا هوشیار جنت مکانی) اونایی که ادعای بزرگی و پیشرفت دارند توو دنیا اگه خیلی عرضه دارند برند قیمت دلارشون رو نگه دارند اینقدر بالا نره!!!

والااا
نقل قول  
hoomayoon
Member
ما خودمون دوست دارسم این جوری باشیم همه میدونن مشکل از خودمونه اول فقط یواش بزنین
نقل قول  
arminjoon
Member VIP
محض اطلاع دوستان پیشرفته ای!! که میخوان سریعا به کامنت من واکنش نشون بدن یک روشنگری اضافه میکنم:
نگفتم حرف من سنده گفتم تجربه شخصیمه!!
نگفتم جلو نرین گفتم شتابزده به جلو حرکت نکنین!!
نگفتم کلا در دوردستها خبری نیست گفتم گاهی!!!
نقل قول  
arminjoon
Member VIP
نقل قول از محمد بیگ:
نقل قول از arminjoon:تگاهی در دور دستها خبری نیست همان عقب بمانیم بهتر است....
اما تا زمانی که به جلو نروید نخواهید فهمید که در دور دستها خبری هست یا نه!
افتادن در گل و لای ایرادی ندارد مشروط به آنکه در آن باقی نمانید .

کمی دقت هم چیز بدی نیست!! گفتم شتابزده به جلو رفتن!!! من مخالف پیشرفت نیستم ! بی دقتی های اینچنینی باعث اکثر مشکلات هستن! دوست من شتابزده کاری نکن حتی کامنت دادن....
نقل قول  
نقل قول از arminjoon:
تگاهی در دور دستها خبری نیست همان عقب بمانیم بهتر است....

اما تا زمانی که به جلو نروید نخواهید فهمید که در دور دستها خبری هست یا نه!
افتادن در گل و لای ایرادی ندارد مشروط به آنکه در آن باقی نمانید .
نقل قول  
نقل قول از arminjoon:
تمام کامنتهاتون رو خوندم میشه گفت که حق با همه شما عزیزانه اما بد نیست که من هم تجربمو تو این زمینه براتون بگم......دوستانم عقب مانده بودن بهتر از شتابزده به جلو رفتنه چون ممکنه با مخخخخخخخخ برید تو دیوار حالا جهنم از مخ!!!! گاهی مجبورتون میکنن خسارت دیوار رو هم بدین ین دیگه خیلی......
گاهی در دور دستها خبری نیست همان عقب بمانیم بهتر است....

ارتجاع با کلمات شاعرانه..
نقل قول  
sobhesahari
Member
خوبه اسم این کتاب توسایت دیده شدوعقده ها همگی فوران کردند.گیرم یه سال زودتر فارغ التحصیل شدین سر کدوم کار باید برین ؟
نقل قول  
arminjoon
Member VIP
تمام کامنتهاتون رو خوندم میشه گفت که حق با همه شما عزیزانه اما بد نیست که من هم تجربمو تو این زمینه براتون بگم......دوستانم عقب مانده بودن بهتر از شتابزده به جلو رفتنه چون ممکنه با مخخخخخخخخ برید تو دیوار حالا جهنم از مخ!!!! گاهی مجبورتون میکنن خسارت دیوار رو هم بدین ین دیگه خیلی......
گاهی در دور دستها خبری نیست همان عقب بمانیم بهتر است....
نقل قول  
نقل قول از chrysanthemum:
.دوست عزیز من نمیدانم شما در چه مقطع و دانشگاهی مشغول به تحصیل هستید اما شما متوجه منظور من نشدید، تکلیف کسانی که در دانشگاه تلاش نکردند و یا علی رقم تلاش هایشان موفق نشدند کاملا روشن است. منظور من کسانی بودند که با معدل بالا ترم ها را پاس میکنند و اگر در دانشگاههای شهریه ای باشند با وجود معدل 19 باز هم نمیتوانند بیشتر از 18 یا 19 واحد انتخاب کنند اما در دانشگاههای دولتی 24 واحد به طور کامل ارائه میشود! این را مخصوصا در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا به طور واضحی و مشخصی انجام میدهند (که حداکثر واحد ها را ارائه میدهند). من تنها سیاست کاری دانشگاه ها را بیان کردم که این توسط بسیاری از اساتید و آشنایان خود بنده که در دانشگاه های دولتی و غیر دولتی دارای سمتی هستند تایید شده. (که البته این موضوع رو رد نمیکنم که ممکن است در مورد دانشگاه های دولتی این موضوع نسبی شود، برای اینکه انطور که به نظر میرسد و شما تعریف کردید نه تنها نگران بیت المال نیستند بلکه با روی گشاده...

هم میهن:من البته اگر بگذارند ادامه دهم و کمیسیون عقده ای بازی در نیارد و اخراج نکنند! مقطع کارشناسی برق دانشگاه تبریز "هستم"(یا زبانم لال "بودم" ) .البته من فکر نمی کنم دانشگاه با دانشگاه در اینگونه قوانین خیلی فرقی بکند.اما این که می فرمایید 24 واحد بله درست است البته کسی که بتواند معدل بالای 17 بیاورد من دانشگاه آزاد را نمی دانم این قانون هست یا نه.از آن طرف کسی که مشروط شود فقط می تواند 14 واحد بگیرد.
از نظر سنوات تحصیلی من کسی را می شناسم که عمران دانشگاه آزاد باراجین(قزوین) می خواند و هفت سال طول کشید که تمام کند.همین طور کسی از دانشگاه آزاد یزد.در سراسری هم من می دانم که قانون آن به این صورت است که برای روزانه 6 سال و برای شبانه 7 سال سنوات دارند که جلسه ی کمیسیون موارد خاص این اختیار را دارد که برای کارشناسی 2 ترم هم به سنوات اضافه کند.
نقل قول  
hanieh
مدير ارشد
نقل قول از chrysanthemum:
دوست عزیز من نمیدانم شما در چه مقطع و دانشگاهی مشغول به تحصیل هستید اما شما متوجه منظور من نشدید، تکلیف کسانی که در دانشگاه تلاش نکردند و یا علی رقم تلاش هایشان موفق نشدند کاملا روشن است. منظور من کسانی بودند که با معدل بالا ترم ها را پاس میکنند و اگر در دانشگاههای شهریه ای باشند با وجود معدل 19 باز هم نمیتوانند بیشتر از 18 یا 19 واحد انتخاب کنند اما در دانشگاههای دولتی 24 واحد به طور کامل ارائه میشود! این را مخصوصا در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا به طور واضحی و مشخصی انجام میدهند (که حداکثر واحد ها را ارائه میدهند). من تنها سیاست کاری دانشگاه ها را بیان کردم که این توسط بسیاری از اساتید و آشنایان خود بنده که در دانشگاه های دولتی و غیر دولتی دارای سمتی هستند تایید شده. (که البته این موضوع رو رد نمیکنم که ممکن است در مورد دانشگاه های دولتی این موضوع نسبی شود، برای اینکه انطور که به نظر میرسد و شما تعریف کردید نه تنها نگران بیت المال نیستند بلکه با روی گشاده...

اما در دانشگاههای دولتی 24 واحد به طور کامل ارائه میشود! این رو تایید می کنم. بچه هایی که معدل بالای 17 داشته باشند تا سقف 24 واحد می تونن بردارن.
نقل قول  
chrysanthemum
Member
نقل قول از مهرپویا1370:
:این را به آن دوستی می گویم که گفت: «دانشگاههای دولتی قصد دارند هر چه سریعتر دانشجو فارغ التحصیل بشه که مبادا بودجه ی عزیز و پول بیت المالشون رو برای دانشجو ها بیشتر از این هدر ندهند.»نه دوست گرامی فقط من نیستم که طول تحصیلم به 6 سال کشیده است.بسیاری از دانشجویان ما الان سال 5 و 6 و حتی بدون اغراق من دیده ام که سال 7 هستند.


دوست عزیز من نمیدانم شما در چه مقطع و دانشگاهی مشغول به تحصیل هستید اما شما متوجه منظور من نشدید، تکلیف کسانی که در دانشگاه تلاش نکردند و یا علی رقم تلاش هایشان موفق نشدند کاملا روشن است. منظور من کسانی بودند که با معدل بالا ترم ها را پاس میکنند و اگر در دانشگاههای شهریه ای باشند با وجود معدل 19 باز هم نمیتوانند بیشتر از 18 یا 19 واحد انتخاب کنند اما در دانشگاههای دولتی 24 واحد به طور کامل ارائه میشود! این را مخصوصا در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا به طور واضحی و مشخصی انجام میدهند (که حداکثر واحد ها را ارائه میدهند). من تنها سیاست کاری دانشگاه ها را بیان کردم که این توسط بسیاری از اساتید و آشنایان خود بنده که در دانشگاه های دولتی و غیر دولتی دارای سمتی هستند تایید شده. (که البته این موضوع رو رد نمیکنم که ممکن است در مورد دانشگاه های دولتی این موضوع نسبی شود، برای اینکه انطور که به نظر میرسد و شما تعریف کردید نه تنها نگران بیت المال نیستند بلکه با روی گشاده...
نقل قول  
چشمتان روز بد نبیند که دیگر فقط مانده است پرونده ی من را به شورای امنیت ببرند که اگر کسی وتو نکرد اجازه بدهند بازگشت به تحصیل بخورم.شب ها به حال خودم گریه می کنم.باور کنید من مستحق اینی نبودم که الان به سرم امده است.باور کنید من به کسی بدی نکرده بودم.ممکن است بگویید چون خدا را قبول ندارم این بلا به سرم آمده است.من می گویم پس این همه کسی که خدا را قبول ندرند و در تحصیاتشان موفق شدند را چه می گویید؟چرا من یکی از آن ها نباشم؟
شاید باورتان نشود مثلا در درس هایی مثل مدار و مغناطیس و... در ترم های فرد بلااستثناء از حدود 180 نفر دانشجو 50 تا 70 نفر مردود می شوند که تازه این با وجود 3 تا 4 نمره ای است که استادها شیفت می دهند.من کسانی را دیده ام که درسی مثل الکترومغناطیس را دقیقا سه بار افتادند.
به هر حال من که دیگه به ... خوردن افتادم.
نقل قول  
دوستان من یک مدتی هست که این حرف های آزاد و سراسری و علمی کاربردی و... فلان رشته و بهمان رشته ی دهن پرکن برایم خیلی بی معنا شده و دلیلش را در ادامه می گویم بنابراین به هیچ عنوان از روی تعصب نظر نمی دم.
اما دوستی(chrysanthemum گرامی) فرمودند که دانشگاه های سراسری زود فارغ التحصیل می کنند که پول بیت المال هدر نرود اما دانشگاه های آزاد نه.من نمی دانم در دانشگاه های آزاد سخت گیری در چه حد هست اما مثال نقض سخن این دوست عزیز در مورد دانشگاه های سراسری خود من بدبخت هستم که سال 88 وارد دانشگاه تبریز شدم.این را که می نویسم از این جهت است که دوستانی که می خواهند تازه وارد دانشگاه شوند و انتخاب رشته بکنند توانایی خودشان را در نظر بگیرند و تحت تاثیر سخنان لاطائل جامعه که فلان رشته تو بورس هست و بهمان دانشگاه و... قرار نگیرند و خود را تا آستانه ی جنون که الان من در همان جا هستم نبرند.
در خصوصی برای کاربر پورفر توضیح دادم که الان که دارم این را می نویسم دقیقا بدترین روزهای زندگی من هست چون در ترم گذشته برای بار چهارم مشروط شده ام و دانشکده خیلی راحت حکم اخراجم(بدترین نامه ی تمام عمرم) را داد دستم و یک نسخه هم به ضمیمه ی کارنامه فرستاد قزوین دم خانه مان!...البته این پایان ماجرا نیست و جلسه ی کمیسیون می تواند برایم بازگشت به تحصیل بزند اما من الان دقیقا سه هفته است که دارم برای ایم مساله دوندگی می کنم و مجبور شدم با پارتی بازی از روان پزشک نامه بگیرم که تایید کند که روانی هستم و سه سال است که تحت درمان او قرار دارم که نامه را به کمیسیون ارائه دهم.
ممکن است بگویید تقصیر خودم است که درس نخواندم:من نمی گویم کم کاری نکردم.من وقتی که باید سر درس می گذاشتم را سر خواندن کتاب های تاریخ و فلسفه و... کردم اما این نبود که اصلا درس نخوانم.من در روزهای امتحان صبح ساعت 5 در آن زمستان و در تاریکی از خواب بیدار می شدم که درس بخوانم.باور کنید آدم تنبلی نیستم.
ممکن است بگویید آی کیوم پایین است:من نمی گویم نابغه هستم یا آی کیو بالایی دارم اما حداقل می دانم آن قدر خنگ نبودم که چنین بلایی سرم بیاید.من در دبیرستان معدل امتحان نهاییم در سوم دبیرستان 17.64 شده بود.همه ی درس های حسابان و فیزیک و شیمی را بالای 18 گرفته بودم.بنابراین حداقل اگر هم باهوش نباشم می توانم ادعا کنم خنگ هم نیستم.
تازه اگر کمیسیون برایم حکم بازگشت به تحصیل بزند من دست کم 2 سال دیگر طول می کشد که فارغ التحصیل شوم و این را به آن دوستی می گویم که گفت
: «دانشگاههای دولتی قصد دارند هر چه سریعتر دانشجو فارغ التحصیل بشه که مبادا بودجه ی عزیز و پول بیت المالشون رو برای دانشجو ها بیشتر از این هدر ندهند.»
نه دوست گرامی فقط من نیستم که طول تحصیلم به 6 سال کشیده است.بسیاری از دانشجویان ما الان سال 5 و 6 و حتی بدون اغراق من دیده ام که سال 7 هستند.
نقل قول  
chrysanthemum
Member
نقل قول از dark_shadow:
از نظر من دانشجویان علمی کاربردی و بعد از آن دانشگاه آزاد در پایین ترین سطح علمی قرار دارند(بجز یک تعداد دانشگاه خاص).بعد از این 2 ،دانشگاههای پیام نور و سراسری قرار دارند.


اگر بخواهیم مقایسه رو بین دانشجو های دانشگاه های مختلف انجام بدیم بی فایده است، برای اینکه خود من به شخصه دانشجوی دانشگاه شریفی رو دیدم که به اندازه ی یک جلبک هم نمیفهمید (با عرض پوزش) ولی دانشجوی دانشگاه آزاد و یا پیام نوری رو دیدم که طی دوران دانشجویی از طرف دانشگاه دولتی برای استاد یاری دعوت شده بود! دانشجوی خوب بودن به دانشگاه بستگی نداره به عزم و اراده و پشتکار خود فرد بستگی داره.
اما اگر بخواهیم دانشگاه های ایران رو با هم مقایسه کنیم میبینیم که هیچکدوم کیفیت لازمه رو ندارند. دوستانی که گفتند دانشگاه دولتی اساتید بهتری داره، اصلا این طور نیست. در حال حاضر بهترین اساتید حاضر هستند توی دانشگاه های آزادی که حتی در تهران هم نیستند درس بدند برای اینکه حقوق بالاتر و مزایای بیشتر و دردسر کمتری براشون داره، دانشگاه های دولتی رو هم صرفا برای کسب نام خودشون نگه داشته اند. بنابراین براشون هیچ تفاوتی نداره که بار علمیشون قراره چه تاثیری رو دانشجو ها بگذاره ( البته اینها یک اکثریت هستند و هستند اقلییت کاردان و با وجدان)
اگر رنکینگ جهانی دانشگاه ها رو ببینید هیچ نامی از دانشگاه های پر ادعای ایران درش پیدا نمیکنید مگر در مکان های خیلی نازل و پست! و جالب اینجاست که بدونید رتبه ی دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات حتی از رتبه ی دانشگاه تهران و یا شریف هم امسال بالاتر بود!!!(به خاطر مقالاتی که ارائه داده بودند) به هر حال کشوری که اینقدر ادعای سواد و تحصیل داره حتی بک دانشگاه معتبر هم نداره!
این خیلی جالبه که یک دانشجوی هوافضا، یک دانشجوی پزشکی، یک دانشجوی مهندسی و غیره باید حدود یک ترمشون رو به خواندن درس های مشترک بپردازند!!!
جدا از اینکه دانشگاه های شهریه ای مدام قصد کشیدن سالهای درس خوندن یک دانشجو رو دارند چون زود فارغ التحصیل کردن به نفعشون نیست و دانشگاههای دولتی قصد دارند هر چه سریعتر دانشجو فارغ التحصیل بشه که مبادا بودجه ی عزیز و پول بیت المالشون رو برای دانشجو ها بیشتر از این هدر ندهند. با اینکه شرایط اینجا بیشتر به نفع دولتی هاست البته!!! اما در هر دو صورت همین امر باعث میشه آموزش درست انجام نشه.
نقل قول  
yk8
Member
نقل قول از پرویز خان:
چرا عقب مانده ایم ؟!
خب معلومه .
من به عنوان دانشجوی علوم سیاسی می بایستی 139 واحد رو بگذرونم که بیشتر از 70 واحد اون مرتبط با اسلام و دینه!
واقعیت اینجاس که ما تو دانشگاهامون درس نمیخونیم بلکه مغزشویی میشیم!

میتونم بپرسم چرا درس میخونیم؟درس خوندنی که توجهی به اعتلای انسانی نداره به چه دردی میخوره؟گیریم که تا آخر عمر درس تخصصی بخونیم و پیشرفته ترین کشور دنیا هم بشیم،تهش که چی؟وقتی انسان نمیسازیم،آخر آخرش میشیم میمونهایی ملبس و مرفه و تحصیلکرده!
نقل قول  
dakota
Member
نقل قول از پرویز خان:
داکوتای عزیز
در جواب شما باید بگم که خوب بود کمی هم وقت صرف علت این مشکل ها می کردین که اصلا چرا اینجوری شده!
به قول قدیمی ها : آب که سربالا بره ؛ قورباغه ابوعطا می خونه!
وقتی تو مملکت آزادی نباشه ، مردم واسه تفریح تو فرودگاه دوبی صف می کشن ؛ وقتی درآمد ها کم میشه و تورم بی داد کنه ، مردم سر همدیگه کلاه میذارن و ...
نمیخوام بگم ما ایرانی ها گل بی عیب هستیم ولی باور کن اگه این اتفاقا هر جای دیگه دنیا هم می افتاد ، مردمش همین رفتار مردم ایران رو می کردن و شاید هم بدتر!

بله درست میگید.
اینا خودشون علت دارند.
شاید بهتر بود نمی گفتم اینا علت هستند. اینا معلول اون علت هان.
نقل قول  
داکوتای عزیز
در جواب شما باید بگم که خوب بود کمی هم وقت صرف علت این مشکل ها می کردین که اصلا چرا اینجوری شده!
به قول قدیمی ها : آب که سربالا بره ؛ قورباغه ابوعطا می خونه!
وقتی تو مملکت آزادی نباشه ، مردم واسه تفریح تو فرودگاه دوبی صف می کشن ؛ وقتی درآمد ها کم میشه و تورم بی داد کنه ، مردم سر همدیگه کلاه میذارن و ...
نمیخوام بگم ما ایرانی ها گل بی عیب هستیم ولی باور کن اگه این اتفاقا هر جای دیگه دنیا هم می افتاد ، مردمش همین رفتار مردم ایران رو می کردن و شاید هم بدتر!
نقل قول  
dakota
Member
دوستان این مطلب بره همین امروزه و میتونه بخشی از دلیل عقب ماندگیمون رو توضیح بده:

ممکن است ناراحت شوید ولی واقعیت دارد
قاد‌ریم د‌ر اوج تکبر، لب به تحقیر د‌یگران بگشاییم و مثلا بگوییم این عرب‌های فلان و بهمان، ولی برای د‌و روز عشق و حال، د‌ر فرود‌گاه د‌وبی به صف شویم و به هر ذلتی تن د‌هیم.
روزنامه بهار نوشت:

کمتر مرد‌می د‌ر د‌نیا به اند‌ازه ما ایرانی‌ها «خاص» هستند‌. شاید‌ هم اصلا ملتی مانند‌ ما وجود‌ ند‌اشته باشد‌.

مثلا می‌توانیم مورد‌ هجوم اقوام مختلف قرار بگیریم و اجازه د‌هیم سالیان سال با ظلم و جور بر ما حکومت کنند‌، بعد‌ با افتخار بگوییم این ما بود‌یم که مهاجمان را د‌ر خود‌مان حل کرد‌یم. می‌توانیم محو هنر د‌یگران باشیم ولی اد‌عا کنیم هنر نزد‌ ایرانیان است و بس! قاد‌ریم د‌ر اوج تکبر، لب به تحقیر د‌یگران بگشاییم و مثلا بگوییم این عرب‌های فلان و بهمان، ولی برای د‌و روز عشق و حال، د‌ر فرود‌گاه د‌وبی به صف شویم و به هر ذلتی تن د‌هیم. یا می‌توانیم بگوییم این ترکیه ای های چنین و چنان، ولی برای چرخید‌ن د‌ر استانبول و تاب خورد‌ن د‌ر آنتالیا از سر و کول هم بالا رویم.

وقتی هم برمی‌گرد‌یم، به جای این که کمی به قابلیت، د‌رایت و شایستگی همین عرب‌ها و ترک‌ها فکر کنیم، با همان تکبر همیشگی می‌گوییم از صد‌قه سر ما آد‌م شد‌ه‌اند‌! می‌توانیم اد‌عا کنیم بافرهنگ‌ترین ملت د‌نیاییم، ولی سطل زباله‌هایمان را د‌ر جوب آب خالی کنیم. بگوییم با‌اخلاق‌ترین مرد‌مانیم، ولی د‌ر چشم برهم‌زد‌نی چنان زیرآب د‌وست و همکارمان را بزنیم که نفهمد‌ از کجا خورد‌ه است.

فرزند‌مان را می‌فرستیم آمریکا کارگر پمپ بنزین یا گارسن می‌شود‌، بعد‌ به جای این که به خاطر حیف و میل آن همه پول بزنیم پس کله‌اش، با افتخار اعلام می‌کنیم آقازاد‌ه «ناسا» را اد‌اره می‌کند‌.

د‌ر تاکسی و اتوبوس تحلیل سیاسی ارائه می‌د‌هیم، ولی وقت عمل که می‌شود‌ می‌گوییم ما مرد‌م از چیزی خبر ند‌اریم. می‌توانیم به طرز شگفت‌انگیزی غر بزنیم و انتقاد‌ کنیم، ولی هیچ تلاشی هم برای رفع مشکلات نکنیم. می‌نشینیم بیرون گود‌ و نفس‌کش می‌طلبیم ولی هنگام به مید‌ان رفتن، تب‌نوبه می‌گیریم و باید‌ به مرخصی استعلاجی برویم.

می‌رویم د‌ر پستو شعارهای آن‌چنانی می‌د‌هیم، ولی وقت پرد‌اخت هزینه برای تحقق همان شعارها، ابرو بالا می‌اند‌ازیم و با نگاه عاقل اند‌ر سفیه می‌گوییم ای آقا! اینها همه‌اش بازی است بعد‌ هم آن ‌نگون‌بختی را که شهامت به خرج د‌اد‌ه و برای همان شعارها وارد‌ گود‌ شد‌ه، متهم می‌کنیم که پی منافع خود‌ش رفته است. پشت سرمان تابلو می‌زنیم «کاسب حبیب خد‌است» بعد‌ برای د‌وزار سود‌ بیشتر به همه اعتقاد‌اتمان چوب تاراج می‌زنیم. تحصیل مال نامشروع را فعل حرام می‌د‌انیم، ولی برای مشروعیت د‌اد‌ن به مال حرام خود‌مان هزار تبصره د‌ست و پا می‌کنیم.

می‌توانیم مانند‌ یک معلم اخلاق، د‌ر نکوهش ناهنجاری‌ها و رفتارهای ناپسند‌ که باعث تضییع حقوق د‌یگران می‌شود‌، د‌اد‌ سخن سر د‌هیم، ولی بعد‌ د‌ر صف نان، خود‌مان را جلوی د‌یگران جا کنیم یا برای فرار از ترافیک با سرعت د‌ر مسیر مخالف برانیم و اسمش را هم زرنگی بگذاریم.

می‌توانیم د‌ر مذمت فرد‌ یا سازمانی ساعت‌ها سخنرانی کنیم اما به محض آن که منفعتی از جانب همان فرد‌ یا سازمان عاید‌مان شود‌، د‌ر ستایش و مد‌حش، مثنوی بسراییم.

د‌ر برخی بزنگاه‌ها، نقش‌آفرینی نمی‌کنیم یا می‌کنیم؛ د‌ر هر صورت اگر نتیجه باب میلمان د‌ر بیایید‌، می‌گوییم کار انگلیس‌ها بود‌. د‌ر اد‌وار مختلف مسئولیت همه کاستی‌ها را گرد‌ن حکومت‌ها می‌اند‌ازیم، بی‌آن‌که به رویمان بیاوریم حاکمان از سیاره‌ای د‌یگر نیامد‌ه‌اند‌ و مرد‌می از جنس خود‌مان هستند‌ که اگر بی‌راهه رفته‌اند‌ ما هم د‌ر مهیا کرد‌ن شرایط کج‌روی‌ها بی‌تقصیر نبود‌ه‌ایم. خلاصه آن‌قد‌ر می‌توانیم به‌طور همزمان خصوصیات متضاد‌ بروز د‌هیم که د‌ر «خاص» بود‌نمان هیچ شک و شبهه‌ای باقی نماند‌، ما مرد‌م نازنین و خاص ایران‌زمین.

عصر ایران
نقل قول  
HeadBook
Publisher
نقل قول از پرویز خان:

من به عنوان دانشجوی علوم سیاسی می بایستی 139 واحد رو بگذرونم که بیشتر از 70 واحد اون مرتبط با اسلام و دینه!

دقیقا درسته..
اتفاقا همین امروز تو کلاسمون بحثش بود، تو رشته خود ما از نسل استادمون تا نسل ما قریب به 30 واحد درس تخصصی (اغلب واحدهای عملی و آشنایی با مورد و کیس های واقعی) جذف و بجاش دروسی به خوردمون داده میشه که عملا هیچ بار علمی نداره و متاسفانه در آینده هم به هیچ درد من نوئی نمیخوره.
البته این اتفاق فقط محدود به دانشگاه نیست و اگر از دبستان شروع کنیم و بیایم بالا تا مقاطع متوسطه و اینا میبینیم واقعا حجم زیادی از مطالب داستانشون به همیشن شکله.
نقل قول  
چرا عقب مانده ایم ؟!
خب معلومه .
من به عنوان دانشجوی علوم سیاسی می بایستی 139 واحد رو بگذرونم که بیشتر از 70 واحد اون مرتبط با اسلام و دینه!
واقعیت اینجاس که ما تو دانشگاهامون درس نمیخونیم بلکه مغزشویی میشیم!
نقل قول  
ctr2006
Member
dark_shadow عزیز با شما موافقم البته حس میکنم در بخشی از نظرم برداشت غلطی شده است
من نیز در نظرم نوشته ام دانشگاه علمی کاربردی خیلی بد هست حتی از علم کم برخی استاید آن نیز اشاره کردم و می دانم دانشگاه پیام نور از نظری امتحانات بسیار سخت گیر هست و سوالات سختی در حد ارشد دارد ولی منظورم من از دانشگاه مناسب مکانی بود که زندگی دانشجویی نیز داشته باشد در دانشگاه پیام نور اثری از زندگی دانشجویی و تعامل دانشجویان در قیاس با آزاد و سراسری نیست دانشگاه های آزاد وضعیت خوبی ندارند مخصوصا این روزها پذیرش های بسیار راحت که هدف اصلی درآمد زایی دانشگاه هست و آخر امر همه را نیز قبول می کنند دانشگاه های آزادی که در هر شهر مثل قارچ سبز شده اند و بدون امکانات رشته هایی را به دانشگاه محلی شان اضافه می کنند البته دانشگاه های قدیمی و با سابقه آزاد به نسبت بهتر هست من به شخصه به عنوان یک دانش آموخته دانشگاه آزاد استاتید مجرب زیادی داشتم که دکترای خود را از دانشگاه های معتبر آمریکا گرفته بودند و علم خود را مرتب بروز می کردند (البته مشخصه منظورم هاروارد و ... اینها نیست) البته متاسفانه در دانشگاه سراسری و آزاد واحد های غیرمرتبط با درس مثل برخی دروس عمومی و حتی برخی واحد های دیگر وجود دارد که قبلا به آن اشاره کردم
در آخر با شما کاملا موافقم که بسته به خود دانشجو دارد که چهقدر درس را دوست دارد و علاقه نشان دهد و به همان نسبت که تلاش می کند می داند
نقل قول  
تردید
Member
نقل قول:
ترس از آینده به مغز استخوانم رسیده است که چگونه گلیمم را از آب بیرون کشم

امشب مث اینکه شب خیام است پس :

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده ست و روزی که گذشت


پس :

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست


چون که :

از باده نوشین قدحی بیش نمانده
از عمرم ندانم که چه باقی مانده است

نقل قول  
dark_shadow
Member
نقل قول از ctr2006:

تنها توصیه که به دوستان دارم این هست که اگر هنوز دانشجو نیستند و قصد دارند به دانشگاه بروند در انتخاب دانشگاه و رشته دقت کنند واقعا دانشگاهی مثل پیام نور و علمی کاربردی خیلی بد هست و برخی دانشگاه های آزاد (نه همشون) هم این وضعیت رو دارند

البته بعنوان کسی که در سه تا از دانشگاههایی که نام بردید تحصیل (و حتی تدریس!) هم کرده ام ،نظری کاملا مخالف با این جملات دارم!
از نظر من دانشجویان علمی کاربردی و بعد از آن دانشگاه آزاد در پایین ترین سطح علمی قرار دارند(بجز یک تعداد دانشگاه خاص).بعد از این 2 ،دانشگاههای پیام نور و سراسری قرار دارند.بر خلاف نظر شما دانشگاه پیام نور اصلا مناسب افرادی نیست که تنها برچسب مدرک را نیاز دارند.به علت اینکه سوالات بصورت سراسری مطرح می شود( و معمولا از سوالات کنکور کارشناسی ارشد!)، سطح طراحی سوالات معمولا بالاست و افرادی که موفق نشوند مقدار قابل توجهی از مطالب کتاب را در حافظه نگاه دارند شانسی برای قبولی ندارند.قبولی در بعضی رشته های آن واقعا سخت و دشوار است(با توجه به زمان محدود، در دسترس نبودن اساتید، حجم کتابها و از همه مهمتر سخت بودن بیش از اندازه ی بعضی از سوالات!)
در پایان هم دانشگاه سراسری که چندان آش دهانسوزی هم نیست(بجز بعضی از دانشگاههای خاص که البته شخصا از یک دوجین افرادی که از این دانشگاه بیرون آمده اند چیز خاصی ندیدم!) اما معمولا جای کار بیشتری از دیگر دانشگاهها دارد.بنظر من مشکل اصلی این دانشگاه مطالب درسی است که دانشجو باید آنها را یاد بگیرد.در اکثر موارد یک مشت مطلب تاریخ گذشته را آموزش می دهند(به همراه یک سری کتاب که هیچ کس نمی تواند ارتباط آن را با رشته ی مربوطه کشف کند!!!)
اگر چه هیچ کدام از این مدارک به هیچ دردی نمی خورد و از نظر علمی مشخص کننده مقدار دانش اشخاص نیستند، اما احتمالا همه بخوبی می دانید که چرا احساس می کنید که به آن نیاز دارید!!!
همه چیز به خود شخص بستگی دارد.مهم نیست شما از کدام دانشگاه مدرک گرفته اید.اگر شخصا انسان با استعدادی باشید (و به آن رشته علاقه داشته باشد) و شخصا بخواهید درباره ی آن رشته اطلاعات کسب کنید ،در آن پیشرفت خواهید کرد.
نقل قول  
faketab
Member
چرا عقب مانده ایم؟
چون فکر نمی کنیم،چون فکر تولید نمی کنیم،
چون از پرچم داری دوره کیمیاگری چیزی برایمان نمانده
چون از بوعلی سینا تنها افتخارش برایمان مانده است نه علمش
چون از خیام فقط کوزه و کوزه گر به یادگار مانده
چون از علم هیات و نجوم فقط رمل و اسطرلاب داریم
ودر آخر چرا عقب مانده ایم چون ما دچار بیماری تقدس هستیم و این بیماری آنقدر در ما ریشه دار و عمیق است که همه چیزمان مقدس است حتی اشتباهات و عقب ماندگیهایمان
نقل قول  
011
Member
دوست من ترس شما و خواسته هاتون کاملا به جاست ولی از این ترس استفاده کنید و سعی کنید اونقدر خودتون رو از نظر فرهنگی غنی کنید تا جایگاهتون رو پیدا در اجتماع به راحتی پیدا کنید . فقط در مرحله ترس تحلیل نرید از ترس عبور کنید و قد بکشید همین
نقل قول  
ctr2006
Member
دوستان عزیز به خاطر پاسخی که دادید از شما بسیار ممنونم
من خودم به شخصه از دانشگاه رفتن پشیمان نیستم و اگر به عقب برگردم باز دانشگاه میرم دانشگاهی که می رفتم حداقل بار علمی بالایی داشت گرچند اکثر دانشجوها نمره و وقت گذرانی رو به درس ترجیح می دادند چیزهایی که به طور کامل تر در نظر قبل گفتم خودم به شخصه چیزهای زیادی از دانشگاه آموختم دانشم بالا رفت و درک زیادی پیدا کردم اگر دانشگاه نمی رفتم انسانی که امروز هستم نبودم وقتی با افراد بازاری رو به رو می شوم به خاطر فن بازاریابی و مشتریمداری و درآمد و توانایی های کاربردی اجتماعی به آنها غبطه می خورم ولی گاهی حس می کنم آنها در مواجه با من گاهی این حس را دارند که کاش دانشگاه رفته بودند و چیزهایی آموخته بودند گرچند در ظاهر می گویند به چه غیمتی؟! ارزش آن چند سال وقت و هزینه را نداشت و...
تنها توصیه که به دوستان دارم این هست که اگر هنوز دانشجو نیستند و قصد دارند به دانشگاه بروند در انتخاب دانشگاه و رشته دقت کنند واقعا دانشگاهی مثل پیام نور و علمی کاربردی خیلی بد هست و برخی دانشگاه های آزاد (نه همشون) هم این وضعیت رو دارند اگر صرفا به دنبال کاغذی به اسم مدرک برای افزایش حقوق هستید یا برای وجهه اجتماعی آن برچسب لیسانس و کاردانی می خواهید ایرادی ندارد ولی اگر می خواهید زندگی دانشجویی را در جوانی تجربه کنید تعامل با دانشجوها را درک کنید به دنبال علم و دانش هستید و دوست دارید از برخی امیازات دانشگاه استفاده کنید (مثل اردوهای خوب سفر های بین شهری و...) حتما وارد یک دانشگاه خوب شوید
جالبه برخی از هم کلاسی های من ارشدی گرفته اند و با نام استاد در برخی واحدهای جهاد دانشگاهی و علمی کاربردی درس می دهند درحالی که صرفا سرفصل های دروس رو تیتر وار درس می دهند و از روی جزوه زمان خودشان و چند جزوه دیگر مطالبی آماده کرده و از روخوانی تدریس می کنند و جالب تر اینکه بسیاری از دانشجوهای آنان فکر می کنند آن استاد از نظر بار علمی خیلی دانا است درحالی که به هیچ وجه قابل قیاس با استادهای خودش نبوده و نیست گرچند معمولا این استاد ها نیز درک خوبی دارند و انسان های دانا و با شعوری هستند (البته معمولا)
مشکلی که من دارم ترس و وحشت از آینده هست خودم به شخصه دوست ندارم وارد شغلی شوم که از ساعت 7 تا 2 بعد ازظهر کار کنم و بعد از ساعت 4 تا 8 شب دوباره وارد مغازه شوم و وقتی به خانه رسیدم از شدت خستگی مثل یک جنازه بخوابم در وقت آزاد نیز به دنبال خرید جنس باشم و در وحشت سوددهی یا زیان دهی آن باشم دوست دارم کیفیت زندگی داشته باشم شغلی با حقوق و مزایای مناسب و البته مفید داشته باشم چیزی در ارتباط با رشته ام که امکان آن نیست دوست دارم در محیطی فرهنگی کار کنم نه مکانی که همکارهایم یا همسایه هایم فقط هنر ثروت اندوزی دارند دوست دارم در محیط کارم با انسان های فرهیخته همکار و همراه باشم اینها برای من ارزش مهمی هست
ترس از آینده به مغز استخوانم رسیده است که چگونه گلیمم را از آب بیرون کشم
سپاس از توجه شما دوستان
نقل قول  
011
Member
سلام دوستان. این موضوع دغدغه من هم هست. حکایت دانشگاه رفتن ما شده مصداق چیزی شبیه به این جمله از باب مارلی- تنها برخی از مردم باران را احساس می کنند... بقیه فقط خیس می شوند. این (بقیه) اکثریت افراد تحصیلکرده ی مارو شامل می شه. به قول شما اصالت باید با علم باشه تا خود به خود همه چی درست بشه ولی نیست متاسفانه...
نقل قول  
arash378
Member
نقل قول از ctr2006:
بخش دوم:
دوستان عزیز باید اعتراف کنم که علم نظری به هیچ وجه مناسب بازار کار ایران نیست و با این مدرک نمی شود هیچ جا استخدام شد اگر رشته ام فنی بود شاید شانسی بود ولی با رشته های علوم پایه شانسی وجود ندارد نهایت آن یک استادی است که نیاز به پارتی ای خاص دارد و معلوم نیست ترم های آتی درس را مجدد واگذار کنند یا نه و حقوق خوبی نیز ندارد این روزها نیز مدرک ارشد هم زیاد شده و باید به فکر دکترا بود اگر می خواهید در رشته ای مربوط به درستان استخدام شوید متاسفانه علاوه بر اینها در گذر زمان برخی اطلاعات نظری در ذهن کمرنگ می شوند گرچند درک پابرجا می ماند من آزمون های استخدامی سازمان های مختلف شرکت کرده ام حس میکنم امتحان بدی ندادم ولی هیچوقت قبول نشدم و هیچوقت در اینگونه امتحانات خبری از پاسخنامه نیست فقط می گویند قبول نشدی و اسمت در لیست نیست
اکنون جوانان زیادی را می بینم که به زور دیپلم گرفته اند یا ندارند و وارد مشاغل آزاد شده اند و بسیار موفق اند حتی برخی از آنها با اینکه دانشگاه نرفته اند درکی بسیار بهتر از افراد تحصیل کرده دارند (البته به نسبت کمتر هست و کم پیش می آید و می دانم برخی تحصیل کرده ها نیز درک زیادی ندارند و در دانشگاه فقط کاغذی به اسم مدرک گرفته اند) و این موضوع مرا نگران آینده خود می کند.
می گویند اگر بخواهی وارد بازار آزاد شوی باید بتوانی چاله میدانی حرف زنی و برای چاشنی چند فحش آبدار دهی، گرگ باشی، احتکار کنی، در بازار جایی برای بحث استدالالی نیست و.... ولی اینها با روحیه من سازگار نیست و چیزی نیست که از زندگی انتظار داشتم.
شما عزیزان برای آینده خود چه تصمیمی گرفته اید؟
دوست بسیار عزیزم ضمن اینکه تمامیه گفته های شما را تایید و تحسین میکنم باید به عرض تان برسانم که بنده 27سال عمرمو در بازار گذراندم و پول خوبی هم بدست آوردم اما همه اش را بخاطر بی تجربگی ناشی از فقر دانش اجتماعی که به راحتی می توانستم در دانشگاه کسب کنم از دست دادم حالا (ماجراش گمنام بماند) بعد از 26سال تازه درس خواندن را شروع کردم. شاید اگر آن زمان بواسطه رفت و آمد های محیط دانشگاهی اندکی در تصمیم گیری تآمل میکردم وضعیت امروزم به اینگونه نبود. ولی اینبار نه به امید کار و پول بلکه صرفا به این امید درس میخوانم کهدر اجتماع تحصیلکرده جایی داشته باشم و با اینکه به سختی پول ترم دانشگاه رو فراهم میکنم اما امیدوارانه درس میخونم بدون آنکه هدف اقتصادی پشتش باشد. یه نصیحت برادرانه به همه دوستان کتابناکی عزیزم دارم:
بی پوله مجرد بودن بسیار شرف دارد به بی پول متاهل. مفت تن به ازدواج ندید که بجایی خواهید رسید که نه راه پس دارید و نه پیش. بگذارید زمان هرچقدر دلش میخواهد بگذرد خیالی نیست اما بی گدار به آب نزنید
نقل قول  
amirtaleb
Member
واقعا چرا عقب مانده ایم؟
من به عنوان انسانی درستکار که 4 بار اخراج و تغییر شغل داده ام ، از دانشگاه و حوزه اخراج شدم و ....و در عین حال که یک نویسنده ام و تمام عمرم در کار و کارگری و ...همه جور شغلی گذشته بود اما همچنان سالهاست بیکار مانده ام! و هیچ ریالی پول هم ندارم ... من خوب می فهمم چرا ما ایرانی ها عقب مانده ایم. با خواندن کتاب چیزی حل نمیشود همه باید آدم خوبی باشند تا همه شان اخراج شوند آن گاه می روند و همه چیز را درست میکنند و دیگر عقب نخواهیم ماند. والسلام
نقل قول  
ضیایی
Member
ندا جون منظورم این بود که با هدف میریم دانشگاه اما یه مسائلی مارو خفه میکنه و به حاشیه میبره.
ولی الان متوجه حرفت شدم."باید به علم اصالت بدیم" میفهمم .درسته.مرسی.
نقل قول  
chrysanthemum
Member
چرا عقب ماندیم؟
به نظر من بهتر نیست بیشتر به فکر این باشیم که چرا درجا می زنیم؟
چرا جلو نمیزنیم؟



برای در جا نزدن و جلو رفتن، اول باید عقب ماندگی ها رو جبران کرد و به اونها پی برد.
متاسفانه جامعه ی ما توانایی متوقف کردن رشد این عقب ماندگی ها یا حتی متوقف کردن این روند عقب ماندگی رو ندارد، چه برسه به درجا زدن یا جلو رفتن!!!
نقل قول  
ریزعلی
Member
چرا عقب ماندیم؟
به نظر من بهتر نیست بیشتر به فکر این باشیم که چرا درجا می زنیم؟
چرا جلو نمیزنیم؟
نقل قول  
neda300
Member
خانم ضیایی...
مگر ما به خاطر دانشگاه و مسئولین دانشگاه درس میخونیم...من میگم باید به علم اصالت بدیم(فرقی هم نداره چه دانشگاهی و چه رشته ای،اصلا خارج از دانشگاه) ...شما میگید با علم سر طرفو شیره میمالند!برمیگردیم سر ایستگاه اول...اگر ما نگاه ابزاری به علم داشته باشیم و اون رو هدف ندونیم همین میشه...یعنی اون رو وسیله برای فریب خودمون میدونیم.من نمیگم اشتغال مهم نیست...مهم هست ولی حالا که معلوم شده علم هیچ ربطی به ثروت نداره بهتر نیست ارزش علم رو دریابیم؟!
نقل قول  
ضیایی
Member
ندا جان عزیزم دلبندم
حرف شما کاملا درسته.اما فکر میکنی این دانشگاه پیامنور یا ازاد واقعا ما رو باسواد میکنه؟قبول دارم که دانشجو باید خودش دانش را بجوید اما هیچ خبر داری قوانین لحظه ای یا بی برنامگی همیشگی و بی مسئولیتی بعضی کارمندان تو این دانشگاه ها چقدر رو اعصاب و روان یه دانشجو رژه میره!
بعد از اون همه تلاش تو اون منجلاب یه انگ افسردگی خورد رو پیشونیمون آخرشم همه گفتن یارو بیسواده !
تازه در طول دوران تحصیل و بعد از دوران تحصیل با این کلمه ی "مهارت" سر طرفو گول میمالن و روز از نو ...حالا یکی که پول باباش از پارو بالا میره بیخیال انقد کلاس میره تاااااااااااااااا بره سرکار.
حالا میره سرکار _آخه میدونی این مهارت سرکار رفتن رو خیلی خوب فرا گرفته!....حالا فرض کنید رفت دیگه..... اصلا روش نمیشه بگه چقد میگیره!کارش در چه حده!تازه اگه خانم باشه ...آخه چی بگم؟
نقل قول  
neda300
Member
غرب زمانی به سمت پیشرفت حرکت کرد که به اهمیت علم پی برد،علم اون هم از نوع علوم انسانی و توجه به فکر انسان...یکی از دلایل عقب ماندگی ما همینه،که دنبال علم میریم ولی نه به خاطر خود علم،بلکه به خاطر هر چیزی به جز خود علم حالا میخواد پول،شغل،مدرک و...و وقتی که نتونستیم با اون علمی که کسب کردیم به هدفمون برسیم میگیم درس به هیچ دردی نمیخوره و عمرم رو تلف کردم و کلا علم رو طرد میکنیم...دوستان توجه داشته باشیم که تحصیل و کسب علم به هر شکلی لازمه زندگیه.
نقل قول  
chrysanthemum
Member
دوست عزیز ctr2006
تنها میتونم بگم که به طور کاملی حرف دل خیلی ها رو زدی.
امروزه تحصیل در ایران به هیچ عنوانی چیز ارزشمندی تلقی نمیشه. یک دوره چند ساله از زندگی که هر کس بنا بر دلیل های خودش اون رو طی میکنه بدون اینکه نتیجه ی مطلوب رو داشته باشه و بیشتر هم به جای اینکه به فکر یادگیری باشند به فکر زودتر به دست آوردن مدرک نهایی هستند! و حالا با اون مدرک باید چی کار کرد؛ خدا میداند و بس!!!! در گذشته یک اقلیت تحصیلکرده وجود داشت (که به معنای واقعی تحصیلکرده بودند) اما امروزه یک اکثریت بسیار بزرگی هست که به ظاهر تحصیلات دانشگاهی و عالیه دارند اما از هر نظر باز هم بی سواد محسوب میشند. همین ارزش تحصیلات دانشگاهی رو پایین آورده.
دلیل وجود آزمون های ورودی متعدد برای ورود به بازار کار هم همین هست که خود دولت از این خبر داره که نزدیک به بیش از 95% دانشجوها از نظر کاربردی کاملا تحصیلات بی مصرفی دارند و مدرکی که در دست دارند اصلا نمیتونه گواه بر توانایی صد در صد اونها باشه. و جالب اینجاست که در این شرایط حتی کسانی هم که از هر نظر توانایی و دانش لازم رو به دست آوردند هم قربانی این شیوه میشن و به همون اکثریت میپیوندند، مگر اینکه خود شخص بتونه گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون و شانس هم به کمکش بیاد و شغلی برای خودش و با استفاده از توانایی هاش پیدا کنه.
تقریبا میشه گفت که این یک بازی که تنها به ضرر جوانان تموم میشه، دولت از هزینه ی تحصیل همین جوانان استفاده میکنه در حالی که میدونه هیچ کاری برای اونها وجود نداره و این یک مدرک بی فایده و بدرد نخور بیشتر نیست. در آخر کسانی که از رشته های خودشون مثلا فارق التحصیل شدند مجبور هستند در کارهایی که به هیچ عنوان ربطی به رشته شون نداره مشغول بشوند حتی ممکن هست به جایی برسند که از درس خوندن خودشون پشیمون هم بشند.
نقل قول  
ctr2006
Member
بخش دوم:
دوستان عزیز باید اعتراف کنم که علم نظری به هیچ وجه مناسب بازار کار ایران نیست و با این مدرک نمی شود هیچ جا استخدام شد اگر رشته ام فنی بود شاید شانسی بود ولی با رشته های علوم پایه شانسی وجود ندارد نهایت آن یک استادی است که نیاز به پارتی ای خاص دارد و معلوم نیست ترم های آتی درس را مجدد واگذار کنند یا نه و حقوق خوبی نیز ندارد این روزها نیز مدرک ارشد هم زیاد شده و باید به فکر دکترا بود اگر می خواهید در رشته ای مربوط به درستان استخدام شوید متاسفانه علاوه بر اینها در گذر زمان برخی اطلاعات نظری در ذهن کمرنگ می شوند گرچند درک پابرجا می ماند من آزمون های استخدامی سازمان های مختلف شرکت کرده ام حس میکنم امتحان بدی ندادم ولی هیچوقت قبول نشدم و هیچوقت در اینگونه امتحانات خبری از پاسخنامه نیست فقط می گویند قبول نشدی و اسمت در لیست نیست
اکنون جوانان زیادی را می بینم که به زور دیپلم گرفته اند یا ندارند و وارد مشاغل آزاد شده اند و بسیار موفق اند حتی برخی از آنها با اینکه دانشگاه نرفته اند درکی بسیار بهتر از افراد تحصیل کرده دارند (البته به نسبت کمتر هست و کم پیش می آید و می دانم برخی تحصیل کرده ها نیز درک زیادی ندارند و در دانشگاه فقط کاغذی به اسم مدرک گرفته اند) و این موضوع مرا نگران آینده خود می کند.
می گویند اگر بخواهی وارد بازار آزاد شوی باید بتوانی چاله میدانی حرف زنی و برای چاشنی چند فحش آبدار دهی، گرگ باشی، احتکار کنی، در بازار جایی برای بحث استدالالی نیست و.... ولی اینها با روحیه من سازگار نیست و چیزی نیست که از زندگی انتظار داشتم.
شما عزیزان برای آینده خود چه تصمیمی گرفته اید؟
نقل قول  
ctr2006
Member
سلام دوستان عزیز
من نظر همه شما عزیزان را خواندم خودم به شخصه در یک دانشگاه معتبر تحصیل کرده ام استادهایم بهترین مدارک را از دانشگاه های معتبر آمریکا و گاهی بریتانیا گرفته بودند چند تایی فارغ التحصیل از شریف و دانشگاه شهید بهشتی نیز داشتیم آگاهی زیادی به مطالب داشتند من در مورد زیست شناسی بسیار زیاد از دانشگاه آموختم به من هم دانش و هم درک آن دانش را آموختند آزمایشگاه ها مجهز بود و بهترین نمونه ها و اسلاید ها و تجهزیات آزمایشگاهی را داشتند و استاتید اطلاعات خود را بروز می کردند البته بگذریم که مطالعات خارج از کتاب و واحد های درسی زیاد داشتم.
نقل قول:
متاسفانه این مشکل نظام آموزشی به شدت قوی ماست، معتبر ترین دانشگاههای دنیا آزمون های ورودی چندان سختی ندارند و سخت گیری های زیادی در پذیرش دانشجو انجام نمیدند. اما همون دانشجویی که نچندان سخت وارد دانشگاه شده؛ به سختی میتونه فارغ التحصیل بشه. یعنی به جای سخت گیری در پذیرش سخت گیری بر روی آموزش ها و دوران تحصیله. که این دقیقا بر عکس چیزیه که در نظام آموزشی ما رخ میده. دانشجو به سختی وارد دانشگاه میشه و به راحتی فارغ التحصیل!
که البته این با همون راحت طلبی دانشجو ها هم پیوند خورده

با شما بسیار موافقم البته دوره من پذیرش در دانشگاه به نسبت سخت بود و مثل الان اکثر رشته ها بدون کنکور نبود ولی یادم می آمد اکثر دانشجوها دنبال سرگرمی بودند نظام آموزشی غلط بود و کلی درس های مذهبی و بی ربط با رشته داشتیم زمان امتحانات تداخل های نامنظمی رخ می داد و بازده را بشدت پایین می آورد اکثر دانشجوها آخر ترم بعد از کلی غیبت چند جزوه را کپی می کردند و امتحان می دادند و همیشه از دست استادهایی که نمره 7 را 10 نمی کردند گلایه می کردند و با الفاظ عقده ای و... اساتید خود را خطاب می کردند و در خوابگاه و خانه های دانشجویی پارتی می گذاشتند و تا سحر می رقصیدند (که البته در حد معقول آن بد نیست) خیلی از این دانشجوها شوق تدریس را در برخی اساتید ما خشک کردند و باعث شدند ترم های آینده اساتید کمتر آموزش آکادمیک دهند و بیشتر نمره دهند گرچند خوشبختانه هنوز استادهای سخت گیر و با سواد زیاد داشتم آنها به من راه را نشان دادند و من از نوجوانی کم آگاه با بار علمی و از آن مهم تر با درکی خوب دانشگاه را ترک کردم و پا به زندگی خارج از دیوار های دانشگاه گذاشتم.
نقل قول  
آزمون هم که قبول بشی غول هست به نام گزینش..........
100% رد هستید ...
مگر آنکه دستمال باشید!
نقل قول  
dark_shadow
Member
نقل قول:
خدایش چند تا آزمون استخدامی ثبت نام کردید؟


بدون اینکه آشنا داشته باشید امکان ندارد جایی استخدام شوید.مگر اینکه ارزش کار شما 10 برابر مقدار حقوقی باشد که می گیرید.
تازه اگر به همین مقدار حقوق کم هم رضایت بدهید حتما از شما سابقه ی کار می خواهند که افراد تازه کار سابقه ی کارشان کجا بود!تازه اگر فرض کنیم شما در دانشگاه کاری یاد گرفته باشید.
کار دولتی هم یک در 1000 شانس قبولی دارید.آن هم تازه اگر بدانید موقع استخدام چه سوالاتی از شما می پرسند ...

تازه اگر کاری پیدا کنید، احتمال اینکه با رشته و علایق شما هماهنگ باشد خیلی کم است.امکان پیشرفت در چنین کاری بدون آشنا خیلی سخت است.
نقل قول  
tebyanin
Member
سلام به تمام خواهر وبرادرهای گله مند از جامعه
من چند تا سوال از دوستان عزیز دارم:دلیلمم برای پرسیدن سوال اینه که همیشه ما گله مند از جامعه و نرخ بالای بیکاری و اینکه برای رفتن به سرکار باید 3پسوند پ(پول، پارتی و پرویی)را داشته باشیم،خدایش چند تا آزمون استخدامی ثبت نام کردید؟ چند جا رفتید و جوابهای نه ایی که شنده اید، روی هم رفته 20 تا شده؟تو دانشگاه چقدر دنبال یادگیری علم بودید؟چند تا مهارت فنی و حرفه ای دارید؟من بهتون این اطمینان رو میدم:اگه واقعا قصد کار کردن دارید با روی خوش وارد مکان های متفاوت بشید، آزمون های استخدامی رو ثبت نام کنید و حتما مطالعه رو داشته باشید.و از رد شدن در آزمون و شنیدن جواب رد نهراسید.انشالله کار خوب نصیبتان میشه.ولی اینکه بشینید و ناامید باشید.کاردنبالتان نمی آید.

التماس دعا
نقل قول  
ضیایی
Member
بیا اینم یکیش...باید بریم چون دختریم.ما رفتیم.کاش یه چشم و زبان سوم داشتم.تو رو خدا بحثو داغ نکنید.من نیستم.شب خوش.
نقل قول  
ضیایی
Member
زبان در دهان پاسبان سر است
چه گویم که ناگفتنم بهتر است...
لطفا "سر" با کسره خونده بشه.معنی رو دریاب!
نقل قول  
ضیایی
Member
نخیر آقای غروب بتان
دلیلش اینه که خانومای ما با هیچی کار میکنن.از بس شما مردا.....
ای خدا
نقل قول  
chrysanthemum
Member
دانشگاه رفتن مخصوصا برای دختر خانومای مملکت ما هیچ سودی نداره.


متاسفانه این مشکل نظام آموزشی به شدت قوی ماست، معتبر ترین دانشگاههای دنیا آزمون های ورودی چندان سختی ندارند و سخت گیری های زیادی در پذیرش دانشجو انجام نمیدند. اما همون دانشجویی که نچندان سخت وارد دانشگاه شده؛ به سختی میتونه فارغ التحصیل بشه. یعنی به جای سخت گیری در پذیرش سخت گیری بر روی آموزش ها و دوران تحصیله. که این دقیقا بر عکس چیزیه که در نظام آموزشی ما رخ میده. دانشجو به سختی وارد دانشگاه میشه و به راحتی فارغ التحصیل!
که البته این با همون راحت طلبی دانشجو ها هم پیوند خورده و تنها دانشجویی موفق به پیشرفت میشه که خودش به دنبال آموزش خودش باشه و این موضوع جنسیتی نیست. خیلی از آقایون الان وضعیت بدتری نسبت به خانوم ها دارند در این زمینه.
نقل قول  
تو جامعه ما امیدی به مشاغل دولتی نیست،
اگه بابای مایه دار داشته باشی شاید بتونی به جایی برسی وگرنه استعداد و سواد و...رو باید بذاری درکوزه آبشو بخوری!
نقل قول  
چون بیسوادیم!
چون به جهل خودمون افتخار میکنیم.
چون سرنوشت کشورمون برامون مهم نیست یعنی کشورمون رو چیزی جدای از خودمون میبینیم برا همین فکر میکنیم زندگی یعنی امشبو من سیر باشم تا فردا خدا بزرگه!
و این چنین شد که نه سیر شدیم نه فردا را داشتیم......
نقل قول  
ضیایی
Member
باورتون میشه تو اون دانشگاهی که من رفتم کلی پول آزمایشگاه ازمون گرفتن ولی آزمایشگاه نداشتن.ما میرفتیم دانشگاه آزاد و تو یه رو 10 آزمایش که حداقل نیاز به 48 ساعت داره رو تو 6 ساعت سر پا انجام می دادیم!خب اینو کی باور میکنه؟
طرف حتی نمیتونه مثال کتابو که باجوابه حل کنه اومده واسه من برنامه سازی درس میده!اینو کی باور میکنه؟
نمره نمره امان از این نمره دادناشون!
آخه من موندم دانشگاتون یه آزمایشگاه ساده ی برق نداره بعد هی دانشجو بگیر واسه مهندسی هوافضا!مهندسی برق!!!!!!!!!!!
سرکاریم بخدا.فقط نمیدونم زبونمون این وسط چی شده!
نقل قول  
dark_shadow
Member
نقل قول:
وقتی بعد از تحصیل با انرژی میریم تو جامعه که از آموخته هامون برای خدمت به هموطنان استفاده کنیم

اصلاح می کنم که در زمان تحصیل بجز مشتی چرندیات تاریخ گذشته چیزی آموزش نمیدهند.اگر شما چیزی می دانید یعنی خودتان فرا گرفتید و آنهم نه در دانشگاه! بنده که در تمام این سالها سر سوزنی در دانشگاه به علمم افزوده نشد( علمی که بشود در بازار کار از آن استفاده کرد)
بنده خودم بیاد دارم که در دانشگاه کتابی که مربوط به 12 سال پیش بود را بعنوان منبع انتخاب کرده بودند! یعنی هر چیزی که در آن کتاب بود در این دوران کاملا منقرض شده بود!
نقل قول  
chrysanthemum
Member
ما عقب افتاده ایم چون مردم ما به عقب افتاده بودن انس گرفتن و بهش عادت کردند و از همه مهمتر ما عقب افتاده ایم برای اینکه اداره ی یک جامعه ی عقب افتاده خیلی آسون تره بنابراین دلیل عقب افتادگی جامعه ی ما و اینکه همیشه سعی بر اینه که جامعه عقب افتاده بمونه کاملا مشخصه.
نقل قول  
ضیایی
Member
ما چون از اون "حاجی"ها نداشتیم الان برادرم باید با دکترا بره 9 ماه دیگه مفت مفت براشون کار کنه بعد بعضیا که به زور از دانشگاه آزاد یه مدرک پیزوری گرفتن با داشتن "حاجی" الان بچه هم دارن!
اگه حذفش کنید نفرینتون میکنم تا همون "حاجیا" حالتونو بگیرن!
نقل قول  
نقل قول از arminjoon:
چرا نباشیم؟؟؟!!!

بله،چرا نباشیم؟
وقتی بعد از تحصیل با انرژی میریم تو جامعه که از آموخته هامون برای خدمت به هموطنان استفاده کنیم،میبینیم کار نیست و مدرکمون به درد لای جرزم نمیخوره،
وقتی استخدام میشیم میبینیم کارمون فقط کاغذ بازی و ظاهرسازیه و اصلأ مهم نیست وجدان کاری داشته باشیم یا نه؟طرز لباس پوشیدن و ریش داشتن یا نداشتنمون مهمتر از سواد و تواناییمونه،
وقتی.......
نقل قول  
arminjoon
Member VIP
چرا نباشیم؟؟؟!!!
نقل قول  
جواد45
Member
خیلی کتاب خوبیه پیشنهاد خوندن این کتابو به خیلیها دادم.
نقل قول  
farshid_ett
Publisher
ممنون بابت آپلود این کتاب

معرفی کتاب:
نویسنده کتاب «چرا عقب­مانده­ایم؟»، ابتدا موارد زیر را به عنوان پیش فرض و مقدمه اثبات نظریه خود در این کتاب مطرح کرده است:
1- قبول اینکه جامعه ما عقب­افتاده است. به این معنی که در آن جهل و ظلم و فقر وجود دارد.
2- پذیرش اینکه اکثر افراد جامعه ما از نظر روانی آسیب­دیده­اند و خلقیات و عقب­­ماندگی­هایمان معلول آن است.
3- اینکه این آسیب­دیدگی خود علتی دارد.
4- اینکه این آسیب­دیدگی خوشبختانه علاج­پذیر است.
5- اینکه راه­های درمان فراوانند، ولی راهی را که فکر می­کنم بنا به فطری و قابل اجرا بودنش بهترین راه باشد، راهی است که پیامبران رفته­اند. یعنی تبعیت از قانون طبیعی بشر و اصلاح باورهای منحرف شده مردم.

او سپس فرض را بر این گذاشته است که اوضاع و احوال زندگی و عقب افتادگی هایمان اکثراً نتیجه قهری همین خلقیات است.

آیا توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی ارتباطی با خلقیات افراد یک جامعه دارد؟ این سوالی است که تعدادی از نخبگان و نویسندگان ایرانی به آن پاسخ مثبت داده اند. روشنفکران ایرانی عصر مشروطه، به چنین پاسخی نزدیک شده بودند ولی بعدها با غلبه یافتن نگرش های چپگرایانه و توطئه آمیز، عامل عقب ماندگی کشور ما به مولفه هایی همچون وجود منافع نفتی و یا استعمار تقلیل پیدا کرد.

در دوران متاخر، محمدعلی جمالزاده، نویسنده و داستان نویس ایرانی رویکرد اول را مجددا مورد توجه قرار داد و دکترعلی محمد ایزدی نیز در دهه اخیر با تالیف کتاب «نجات» و کتاب «چرا عقب مانده ایم؟ جامعه شناسی مردم ایران» نیز به این باور رسیده است که خلقیات ایرانیان، عامل بنیادی توسعه نیافتگی کشور است.

نویسنده کتاب پیش رو میگوید: من خیلی علاقه مند بودم بفهمم چرا مردم ایران که آن همه طرفدار دکتر مصدق بودند، یک دفعه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 شمسی، خانه کوب شدند. کتاب «ما چرا عقب مانده ایم» من هم به نوعی پاسخ به این سوال بود که چرا بعد از کودتا علیه دکتر مصدق، مردم بی تفاوت شدند.

نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You