Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

چرا عقب مانده ایم ؟

چرا عقب مانده ایم ؟

معرفی کتاب:
نویسنده کتاب «چرا عقب­ مانده­ ایم؟»، ابتدا موارد زیر را به عنوان پیش فرض و مقدمه اثبات نظریه خود در این کتاب مطرح کرده است:
1- قبول اینکه جامعه ما عقب­ افتاده است. به این معنی که در آن جهل و ظلم و فقر وجود دارد.
2- پذیرش اینکه اکثر افراد جامعه ما از نظر روانی آسیب­ دیده­ اند و خلقیات و عقب­­ ماندگی­ هایمان معلول آن است.
3- اینکه این آسیب­ دیدگی خود علتی دارد.
4- اینکه این آسیب­ دیدگی خوشبختانه علاج­ پذیر است.
5- اینکه راه­های درمان فراوانند، ولی راهی را که فکر می­کنم بنا به فطری و قابل اجرا بودنش بهترین راه باشد، راهی است که پیامبران رفته­ اند. یعنی تبعیت از قانون طبیعی بشر و اصلاح باورهای منحرف شده مردم.
او سپس فرض را بر این گذاشته است که اوضاع و احوال زندگی و عقب افتادگی هایمان اکثراً نتیجه قهری همین خلقیات است.
آیا توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی ارتباطی با خلقیات افراد یک جامعه دارد؟ این سوالی است که تعدادی از نخبگان و نویسندگان ایرانی به آن پاسخ مثبت داده اند. روشنفکران ایرانی عصر مشروطه، به چنین پاسخی نزدیک شده بودند ولی بعدها با غلبه یافتن نگرش های چپگرایانه و توطئه آمیز، عامل عقب ماندگی کشور ما به مولفه هایی همچون وجود منافع نفتی و یا استعمار تقلیل پیدا کرد.
در دوران متاخر، محمدعلی جمالزاده، نویسنده و داستان نویس ایرانی رویکرد اول را مجددا مورد توجه قرار داد و دکترعلی محمد ایزدی نیز در دهه اخیر با تالیف کتاب «نجات» و کتاب «چرا عقب مانده ایم؟ جامعه شناسی مردم ایران» نیز به این باور رسیده است که خلقیات ایرانیان، عامل بنیادی توسعه نیافتگی کشور است.
نویسنده کتاب پیش رو میگوید: من خیلی علاقه مند بودم بفهمم چرا مردم ایران که آن همه طرفدار دکتر مصدق بودند، یک دفعه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 شمسی، خانه کوب شدند. کتاب «ما چرا عقب مانده ایم» من هم به نوعی پاسخ به این سوال بود که چرا بعد از کودتا علیه دکتر مصدق، مردم بی تفاوت شدند.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
مفاهیم نوین جامعه شناسی
گیدنز و «پیامدهای مدرنیته»
جامعه شناسی خودمانی

آگهی
نسخه ها
4.3 / 5
با 51 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 91
۱۳۹۱/۱۱/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
yk8
Member
نقل قول از پرویز خان:
چرا عقب مانده ایم ؟!
خب معلومه .
من به عنوان دانشجوی علوم سیاسی می بایستی 139 واحد رو بگذرونم که بیشتر از 70 واحد اون مرتبط با اسلام و دینه!
واقعیت اینجاس که ما تو دانشگاهامون درس نمیخونیم بلکه مغزشویی میشیم!

میتونم بپرسم چرا درس میخونیم؟درس خوندنی که توجهی به اعتلای انسانی نداره به چه دردی میخوره؟گیریم که تا آخر عمر درس تخصصی بخونیم و پیشرفته ترین کشور دنیا هم بشیم،تهش که چی؟وقتی انسان نمیسازیم،آخر آخرش میشیم میمونهایی ملبس و مرفه و تحصیلکرده!
نقل قول  
dakota
Member
نقل قول از پرویز خان:
داکوتای عزیز
در جواب شما باید بگم که خوب بود کمی هم وقت صرف علت این مشکل ها می کردین که اصلا چرا اینجوری شده!
به قول قدیمی ها : آب که سربالا بره ؛ قورباغه ابوعطا می خونه!
وقتی تو مملکت آزادی نباشه ، مردم واسه تفریح تو فرودگاه دوبی صف می کشن ؛ وقتی درآمد ها کم میشه و تورم بی داد کنه ، مردم سر همدیگه کلاه میذارن و ...
نمیخوام بگم ما ایرانی ها گل بی عیب هستیم ولی باور کن اگه این اتفاقا هر جای دیگه دنیا هم می افتاد ، مردمش همین رفتار مردم ایران رو می کردن و شاید هم بدتر!

بله درست میگید.
اینا خودشون علت دارند.
شاید بهتر بود نمی گفتم اینا علت هستند. اینا معلول اون علت هان.
نقل قول  
داکوتای عزیز
در جواب شما باید بگم که خوب بود کمی هم وقت صرف علت این مشکل ها می کردین که اصلا چرا اینجوری شده!
به قول قدیمی ها : آب که سربالا بره ؛ قورباغه ابوعطا می خونه!
وقتی تو مملکت آزادی نباشه ، مردم واسه تفریح تو فرودگاه دوبی صف می کشن ؛ وقتی درآمد ها کم میشه و تورم بی داد کنه ، مردم سر همدیگه کلاه میذارن و ...
نمیخوام بگم ما ایرانی ها گل بی عیب هستیم ولی باور کن اگه این اتفاقا هر جای دیگه دنیا هم می افتاد ، مردمش همین رفتار مردم ایران رو می کردن و شاید هم بدتر!
نقل قول  
dakota
Member
دوستان این مطلب بره همین امروزه و میتونه بخشی از دلیل عقب ماندگیمون رو توضیح بده:

ممکن است ناراحت شوید ولی واقعیت دارد
قاد‌ریم د‌ر اوج تکبر، لب به تحقیر د‌یگران بگشاییم و مثلا بگوییم این عرب‌های فلان و بهمان، ولی برای د‌و روز عشق و حال، د‌ر فرود‌گاه د‌وبی به صف شویم و به هر ذلتی تن د‌هیم.
روزنامه بهار نوشت:

کمتر مرد‌می د‌ر د‌نیا به اند‌ازه ما ایرانی‌ها «خاص» هستند‌. شاید‌ هم اصلا ملتی مانند‌ ما وجود‌ ند‌اشته باشد‌.

مثلا می‌توانیم مورد‌ هجوم اقوام مختلف قرار بگیریم و اجازه د‌هیم سالیان سال با ظلم و جور بر ما حکومت کنند‌، بعد‌ با افتخار بگوییم این ما بود‌یم که مهاجمان را د‌ر خود‌مان حل کرد‌یم. می‌توانیم محو هنر د‌یگران باشیم ولی اد‌عا کنیم هنر نزد‌ ایرانیان است و بس! قاد‌ریم د‌ر اوج تکبر، لب به تحقیر د‌یگران بگشاییم و مثلا بگوییم این عرب‌های فلان و بهمان، ولی برای د‌و روز عشق و حال، د‌ر فرود‌گاه د‌وبی به صف شویم و به هر ذلتی تن د‌هیم. یا می‌توانیم بگوییم این ترکیه ای های چنین و چنان، ولی برای چرخید‌ن د‌ر استانبول و تاب خورد‌ن د‌ر آنتالیا از سر و کول هم بالا رویم.

وقتی هم برمی‌گرد‌یم، به جای این که کمی به قابلیت، د‌رایت و شایستگی همین عرب‌ها و ترک‌ها فکر کنیم، با همان تکبر همیشگی می‌گوییم از صد‌قه سر ما آد‌م شد‌ه‌اند‌! می‌توانیم اد‌عا کنیم بافرهنگ‌ترین ملت د‌نیاییم، ولی سطل زباله‌هایمان را د‌ر جوب آب خالی کنیم. بگوییم با‌اخلاق‌ترین مرد‌مانیم، ولی د‌ر چشم برهم‌زد‌نی چنان زیرآب د‌وست و همکارمان را بزنیم که نفهمد‌ از کجا خورد‌ه است.

فرزند‌مان را می‌فرستیم آمریکا کارگر پمپ بنزین یا گارسن می‌شود‌، بعد‌ به جای این که به خاطر حیف و میل آن همه پول بزنیم پس کله‌اش، با افتخار اعلام می‌کنیم آقازاد‌ه «ناسا» را اد‌اره می‌کند‌.

د‌ر تاکسی و اتوبوس تحلیل سیاسی ارائه می‌د‌هیم، ولی وقت عمل که می‌شود‌ می‌گوییم ما مرد‌م از چیزی خبر ند‌اریم. می‌توانیم به طرز شگفت‌انگیزی غر بزنیم و انتقاد‌ کنیم، ولی هیچ تلاشی هم برای رفع مشکلات نکنیم. می‌نشینیم بیرون گود‌ و نفس‌کش می‌طلبیم ولی هنگام به مید‌ان رفتن، تب‌نوبه می‌گیریم و باید‌ به مرخصی استعلاجی برویم.

می‌رویم د‌ر پستو شعارهای آن‌چنانی می‌د‌هیم، ولی وقت پرد‌اخت هزینه برای تحقق همان شعارها، ابرو بالا می‌اند‌ازیم و با نگاه عاقل اند‌ر سفیه می‌گوییم ای آقا! اینها همه‌اش بازی است بعد‌ هم آن ‌نگون‌بختی را که شهامت به خرج د‌اد‌ه و برای همان شعارها وارد‌ گود‌ شد‌ه، متهم می‌کنیم که پی منافع خود‌ش رفته است. پشت سرمان تابلو می‌زنیم «کاسب حبیب خد‌است» بعد‌ برای د‌وزار سود‌ بیشتر به همه اعتقاد‌اتمان چوب تاراج می‌زنیم. تحصیل مال نامشروع را فعل حرام می‌د‌انیم، ولی برای مشروعیت د‌اد‌ن به مال حرام خود‌مان هزار تبصره د‌ست و پا می‌کنیم.

می‌توانیم مانند‌ یک معلم اخلاق، د‌ر نکوهش ناهنجاری‌ها و رفتارهای ناپسند‌ که باعث تضییع حقوق د‌یگران می‌شود‌، د‌اد‌ سخن سر د‌هیم، ولی بعد‌ د‌ر صف نان، خود‌مان را جلوی د‌یگران جا کنیم یا برای فرار از ترافیک با سرعت د‌ر مسیر مخالف برانیم و اسمش را هم زرنگی بگذاریم.

می‌توانیم د‌ر مذمت فرد‌ یا سازمانی ساعت‌ها سخنرانی کنیم اما به محض آن که منفعتی از جانب همان فرد‌ یا سازمان عاید‌مان شود‌، د‌ر ستایش و مد‌حش، مثنوی بسراییم.

د‌ر برخی بزنگاه‌ها، نقش‌آفرینی نمی‌کنیم یا می‌کنیم؛ د‌ر هر صورت اگر نتیجه باب میلمان د‌ر بیایید‌، می‌گوییم کار انگلیس‌ها بود‌. د‌ر اد‌وار مختلف مسئولیت همه کاستی‌ها را گرد‌ن حکومت‌ها می‌اند‌ازیم، بی‌آن‌که به رویمان بیاوریم حاکمان از سیاره‌ای د‌یگر نیامد‌ه‌اند‌ و مرد‌می از جنس خود‌مان هستند‌ که اگر بی‌راهه رفته‌اند‌ ما هم د‌ر مهیا کرد‌ن شرایط کج‌روی‌ها بی‌تقصیر نبود‌ه‌ایم. خلاصه آن‌قد‌ر می‌توانیم به‌طور همزمان خصوصیات متضاد‌ بروز د‌هیم که د‌ر «خاص» بود‌نمان هیچ شک و شبهه‌ای باقی نماند‌، ما مرد‌م نازنین و خاص ایران‌زمین.

عصر ایران
نقل قول  
HeadBook
Publisher
نقل قول از پرویز خان:

من به عنوان دانشجوی علوم سیاسی می بایستی 139 واحد رو بگذرونم که بیشتر از 70 واحد اون مرتبط با اسلام و دینه!

دقیقا درسته..
اتفاقا همین امروز تو کلاسمون بحثش بود، تو رشته خود ما از نسل استادمون تا نسل ما قریب به 30 واحد درس تخصصی (اغلب واحدهای عملی و آشنایی با مورد و کیس های واقعی) جذف و بجاش دروسی به خوردمون داده میشه که عملا هیچ بار علمی نداره و متاسفانه در آینده هم به هیچ درد من نوئی نمیخوره.
البته این اتفاق فقط محدود به دانشگاه نیست و اگر از دبستان شروع کنیم و بیایم بالا تا مقاطع متوسطه و اینا میبینیم واقعا حجم زیادی از مطالب داستانشون به همیشن شکله.
نقل قول  
چرا عقب مانده ایم ؟!
خب معلومه .
من به عنوان دانشجوی علوم سیاسی می بایستی 139 واحد رو بگذرونم که بیشتر از 70 واحد اون مرتبط با اسلام و دینه!
واقعیت اینجاس که ما تو دانشگاهامون درس نمیخونیم بلکه مغزشویی میشیم!
نقل قول  
ctr2006
Member
dark_shadow عزیز با شما موافقم البته حس میکنم در بخشی از نظرم برداشت غلطی شده است
من نیز در نظرم نوشته ام دانشگاه علمی کاربردی خیلی بد هست حتی از علم کم برخی استاید آن نیز اشاره کردم و می دانم دانشگاه پیام نور از نظری امتحانات بسیار سخت گیر هست و سوالات سختی در حد ارشد دارد ولی منظورم من از دانشگاه مناسب مکانی بود که زندگی دانشجویی نیز داشته باشد در دانشگاه پیام نور اثری از زندگی دانشجویی و تعامل دانشجویان در قیاس با آزاد و سراسری نیست دانشگاه های آزاد وضعیت خوبی ندارند مخصوصا این روزها پذیرش های بسیار راحت که هدف اصلی درآمد زایی دانشگاه هست و آخر امر همه را نیز قبول می کنند دانشگاه های آزادی که در هر شهر مثل قارچ سبز شده اند و بدون امکانات رشته هایی را به دانشگاه محلی شان اضافه می کنند البته دانشگاه های قدیمی و با سابقه آزاد به نسبت بهتر هست من به شخصه به عنوان یک دانش آموخته دانشگاه آزاد استاتید مجرب زیادی داشتم که دکترای خود را از دانشگاه های معتبر آمریکا گرفته بودند و علم خود را مرتب بروز می کردند (البته مشخصه منظورم هاروارد و ... اینها نیست) البته متاسفانه در دانشگاه سراسری و آزاد واحد های غیرمرتبط با درس مثل برخی دروس عمومی و حتی برخی واحد های دیگر وجود دارد که قبلا به آن اشاره کردم
در آخر با شما کاملا موافقم که بسته به خود دانشجو دارد که چهقدر درس را دوست دارد و علاقه نشان دهد و به همان نسبت که تلاش می کند می داند
نقل قول  
تردید
Member
نقل قول:
ترس از آینده به مغز استخوانم رسیده است که چگونه گلیمم را از آب بیرون کشم

امشب مث اینکه شب خیام است پس :

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده ست و روزی که گذشت


پس :

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست


چون که :

از باده نوشین قدحی بیش نمانده
از عمرم ندانم که چه باقی مانده است

نقل قول  
dark_shadow
Member
نقل قول از ctr2006:

تنها توصیه که به دوستان دارم این هست که اگر هنوز دانشجو نیستند و قصد دارند به دانشگاه بروند در انتخاب دانشگاه و رشته دقت کنند واقعا دانشگاهی مثل پیام نور و علمی کاربردی خیلی بد هست و برخی دانشگاه های آزاد (نه همشون) هم این وضعیت رو دارند

البته بعنوان کسی که در سه تا از دانشگاههایی که نام بردید تحصیل (و حتی تدریس!) هم کرده ام ،نظری کاملا مخالف با این جملات دارم!
از نظر من دانشجویان علمی کاربردی و بعد از آن دانشگاه آزاد در پایین ترین سطح علمی قرار دارند(بجز یک تعداد دانشگاه خاص).بعد از این 2 ،دانشگاههای پیام نور و سراسری قرار دارند.بر خلاف نظر شما دانشگاه پیام نور اصلا مناسب افرادی نیست که تنها برچسب مدرک را نیاز دارند.به علت اینکه سوالات بصورت سراسری مطرح می شود( و معمولا از سوالات کنکور کارشناسی ارشد!)، سطح طراحی سوالات معمولا بالاست و افرادی که موفق نشوند مقدار قابل توجهی از مطالب کتاب را در حافظه نگاه دارند شانسی برای قبولی ندارند.قبولی در بعضی رشته های آن واقعا سخت و دشوار است(با توجه به زمان محدود، در دسترس نبودن اساتید، حجم کتابها و از همه مهمتر سخت بودن بیش از اندازه ی بعضی از سوالات!)
در پایان هم دانشگاه سراسری که چندان آش دهانسوزی هم نیست(بجز بعضی از دانشگاههای خاص که البته شخصا از یک دوجین افرادی که از این دانشگاه بیرون آمده اند چیز خاصی ندیدم!) اما معمولا جای کار بیشتری از دیگر دانشگاهها دارد.بنظر من مشکل اصلی این دانشگاه مطالب درسی است که دانشجو باید آنها را یاد بگیرد.در اکثر موارد یک مشت مطلب تاریخ گذشته را آموزش می دهند(به همراه یک سری کتاب که هیچ کس نمی تواند ارتباط آن را با رشته ی مربوطه کشف کند!!!)
اگر چه هیچ کدام از این مدارک به هیچ دردی نمی خورد و از نظر علمی مشخص کننده مقدار دانش اشخاص نیستند، اما احتمالا همه بخوبی می دانید که چرا احساس می کنید که به آن نیاز دارید!!!
همه چیز به خود شخص بستگی دارد.مهم نیست شما از کدام دانشگاه مدرک گرفته اید.اگر شخصا انسان با استعدادی باشید (و به آن رشته علاقه داشته باشد) و شخصا بخواهید درباره ی آن رشته اطلاعات کسب کنید ،در آن پیشرفت خواهید کرد.
نقل قول  
faketab
Member
چرا عقب مانده ایم؟
چون فکر نمی کنیم،چون فکر تولید نمی کنیم،
چون از پرچم داری دوره کیمیاگری چیزی برایمان نمانده
چون از بوعلی سینا تنها افتخارش برایمان مانده است نه علمش
چون از خیام فقط کوزه و کوزه گر به یادگار مانده
چون از علم هیات و نجوم فقط رمل و اسطرلاب داریم
ودر آخر چرا عقب مانده ایم چون ما دچار بیماری تقدس هستیم و این بیماری آنقدر در ما ریشه دار و عمیق است که همه چیزمان مقدس است حتی اشتباهات و عقب ماندگیهایمان
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You