Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

آزادی و خیانت به آزادی

آزادی و خیانت به آزادی

نویسنده:
.
شش متفکری که در این کتاب با آنان سروکار داریم - هلوسیوس، روسو، فیخته، هگل، سن سیمون و دومستر- همه با زبان امروزی ما سخن می گویند و گویی روزگار ما را مخاطب قرار می دهند. آنان با این زبان و بیان، نه تنها مریدان؛ بلکه مخالفان خود را نیز به کمند کشیده اند و به ویژه از این حیث در خور دقت و تحقیقند که سراسر دید ما را نسبت به زندگی دگرگون ساخته اند. صفت مشرکشان این است که همگی درباره ی آزادی بشر بحث کرده اند؛ ولی با کمال شگفتی، عقایدشان درنهایت ضد آنچه معمولاً آزادی فردی یا آزادی سیاسی خوانده می شود از کار درمی آید. پرسش بنیادینی که در عصر ما به صورت حادترین مشکل درآمده این است که «چرا اصولاً کسی باید از کس یا کسان دیگری اطاعت کند؟» پاسخ هایی که این شش متفکر به آن پرسش داده اند، هنوز اساس عقاید دشمنان آزادی و محور پیکار دوستداران آن است.

حق تکثیر :تهران: نشر ماهی، ۱۳۸۶.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
فلاسفه ی بزرگ - هگل و مارکس
فلاسفه ی بزرگ - دکارت
انسان گرایی از دیدگاه فلاسفه تعلیم و تربیت

آگهی
نسخه ها
4.5 / 5
با 39 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 11
۱۳۹۲/۰۶/۲۱


پاسخنگارش دیدگاه
shamlo
Member
آیزایا برلین دوبار به ایران سفر کرده است. اول بار در ۱۹۶۰ در بازگشت از هندوستان چند روزی در تهران بوده است و بار دوم در ۱۹۷۷ برای افتتاح بنای مدرسهٔ باستان‌شناسی در تهران از سوی آکادمی سلطنتی بریتانیا. او همراه همسرش به شیراز و اصفهان هم سفر کرده است و نسبت به عظمت و زیبایی بناهای تاریخی ایران اظهار شگفتی کرده است.

برلین در جایی این گفته الکساندر هرتسن را نقل می کند که دوران مدرن، نوع تازه ای از قربانی کردن انسان ها را ابداع کرده است؛ قربانی کردن انسان ها به پای یک آرمان. نظریۀ مونیستی که چنین آرمان های خوش بینانه ای را تقویت و تحکیم می کنند، برای برخی اذهان منبع ارضای عاطفی و فکری چشم گیری هستند، امّا در آن ها، به نظر برلین نوعی خامی و ناپختگی هم به چشم می آید. او در مقابل از «آرمان آزادیِ انتخابّ اهداف، بی هیچ ادعای ارزش ازلی و ابدی برای این اهداف» دفاع می کند. شاید چنین چیزی خیلی هیجان انگیز نباشد، اما انسانی تر است و ربط بیشتری به حقیقت دارد. (فیلسوفان سیاسی قرن بیستم- مایکل. ایچ. لسناف- نشر ماهی)
نقل قول  
shamlo
Member
آیزایا برلین در خانواده‌ای متمول و یهودی در ریگا پایتخت لتونی، (در آن زمان لتونی جزء روسیه بود) به‌ دنیا آمد. پدرش مندل برلین، تاجر ثروت‌مند چوب بود. خانوادهٔ برلین در ۱۹۱۵ به شهر آندره‌اپل در روسیه و در ۱۹۱۷ به پتروگراد (لنینگراد بعدی و سن‌پترزبورگ کنونی) نقل مکان کردند و در جریان هر دو انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ در آن‌جا حضور داشتند. با وجود آزارهای بلشویک‌ها، در ۱۹۲۰ اجازه یافتند به ریگا برگردند. وی در سال ۱۹۲۱ به همراه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت کرد و در حومه‌ٔ لندن مستقر شدند. او به دبیرستان سنت پل و سپس به کالج کورپوس‌کریستی در دانشگاه آکسفورد رفت و در آن‌جا تاریخ و زبان‌های باستانی و سیاست و فلسفه و اقتصاد خواند. در ۱۹۳۲ در نیوکالج به سمت مدرس و به فاصلهٔ کوتاهی به عضویت هیأت علمی کالج اُل‌سولز در آکسفورد منصوب شد که در محیط دانشگاهی بریتانیا افتخاری استثنایی بود. در جنگ جهانی دوم او مسئولیت‌هایی در سفارت بریتانیا در واشنگتن و نیویورک به عهده داشت و سپس سفری به اتحاد جماهیر شوروی کرد و در آن‌جا با شماری از روشنفکران روسی که از تصفیه‌ها جان سالم به در برده بودند، به خصوص دو شاعر یعنی آنا آخماتوا و بوریس پاسترناک آشنا شد. این آشنایی‌ها باعث شد مخالفت او با کمونیسم محکم‌تر و سرسختانه شود. پس از جنگ به آکسفورد برگشت. گرچه تا اوایل ۱۹۵۰ به تدریس و نگارش در فلسفه پرداخت اما توجهش به تاریخ سیر اندیشه‌ها به ویژه تاریخ روشنفکری روسیه، تاریخ نظریه‌های مارکسیستی و سوسیالیستی و نهضت روشنگری جلب شده بود.

آیزایا برلین با این‌که مانند اکثر فیلسوفان سیاسی قرن بیستم مهاجر بود، اما در مقایسه با افرادی چون هانا آرنت، هربرت مارکوزه، فریدریش فون هایک و کارل پوپر، در سنین پایین‌تری (چهار سالگی) به کشوری که وطن بعدی‌اش شد، وارد شد. او که در 1909 در ریگاه، پایتخت لاتوبا (که در آن زمان جزء روسیه بود) به دنیا آمده بود، در پی گریز خانواده اش از پترزبورگ در پی انقلاب 1917، در 1921 پای به خاک برتانیا گذاشت. بنابراین او پناهنده‌ای گریخته از بلشویسم بود و نه نازیسم، اما افراد خانوادهٔ او طی جنگ جهانی دوم در لتونی به دست نازی‌ها کشته شدند. بنابراین، تجربهٔ او از ضربه‌های هولناک سیاسی و نظام‌های توتالیتر، دست اول و شخصی بود که بعدها تاثیر شگرفی بر نوع تفکر و نگاه سیاسی او داشت. علت دیگر، تعلیم و تربیت بریتانیایی او بود. وی به‌جز دوسال اقامت در واشنگتن دی‌سی و چهار سال در مسکو بقیهٔ عمر خود را در آکسفورد گذراند. او سپس به استادی کرسی چیچلی در نظریات اجتماعی و سیاسی ( ۱۹۵۷ – ۱۹۶۷ ) انتخاب شد و ملکه او را به لقب سر مفتخر ساخت. برلین با این که تباری خارجی داشت، از اعضای سرآمد روشن فکری جامعۀ انگلستان محسوب می شد. و به دلیل هوش، دانش، و توانایی زیادش در سخنرانی، و به عنوان یکی از مدافعان لیبرالیسم ستوده می شد. (البته شهرت او به طرفداری از لیبرالیسم و لیبرالیسم بودنش جای بحث دارد) در ۱۹۶۷رییس کالج وولفسون شد و بالاترین نشان کشوری بریتانیا نصیب او شد. او سرانجام در ۵ نوامبر ۱۹۹۷ چشم از جهان فروبست و در قطعهٔ یهودیان قبرستان والورکوت آکسفورد به خاک سپرده شد.
نقل قول  
tankamanee
Member
یادمون رفت یه تشکری از آپلود کننده عزیز و گرامی "کبیر اندر کبیر"بکنیم ...
کبیر جان سپاس به خاطر این کتاب گرانبها و ارزشمند ...
نقل قول  
tankamanee
Member
آزادی و خیانت به آزادی نوشته ی آیزیا برلین و با ترجمه ی بسیار عالی عزت الله فولادوند (نشر ماهی ) کاری ست که حتما ا ارزش خواندن را دارد .
در ابتدا با اندیشه و آثار برلین آشنا می شویم . سپس در مقدمه ای برلین هدف خود از این تحقیق و نوشتن را توضیح می دهد .
در نهایت در بخش های جداگانه با تفکرات هلوسیوس – روسو – فیشته – هگل – سن سیمون و دومستر آشنا می شویم .
یکی از علت های ارزشمند بودن این کتاب این است که فرصتی داریم برای آشنائی با نظرات متفکرانی که پیش از این در ایران کمتر شناخته شده اند . شاید نظرات کسانی مثل هگل یا روسو را قبلا خوانده یا شنیده باشیم اما آشنائی با بقیه فرصتی تازه و خوب است .
از نظر نویسنده وجه اشتراک همه ی این متفکران این است که گرچه به ظاهر حامی آزادی بوده اند اما در اصل به آزادی خیانت کرده اند.
برگرفته از وبلاگ کتابهای که می خوانیم
نقل قول  
shamlo
Member
من دانشجوی جامعه شناسی بودم و بهترین و غنی ترین کتابی که در حوزۀ علم جامعه شناسی خواندم کتابی از ریمون آرون بود با نام " مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی". اکنون که این کتاب را کنار دستم دارم، مایلم گفته ای از بزرگترین انسان شناس قرن بیستم کلود لوی استروس که در بارۀ آرون در مقدمۀ مترجم کتاب آمده نقل کنم: ریمون آرون برای بسیاری از ما_ و نیز برای بسیاری از آیندگان _ استاد بی بدیل سلامت اخلاقی و فکری بود. هیچ چیز بهتر از کتاب ها و نوشته های او قادر نیست (به انسان) در برابر خطر بلندپروازی های نظریه های (فلسفی) بزرگ، فریبندگی و خطرهای روح جزم اندیشی، و زیان های ایدئولوژی ها هشدار دهد. با رفتن او یکی از آخرین دانایان ما از دست رفت؛ و با توجه به روال امور در این سال های آخر قرن بیستم، امیدوارم روزی نرسد که بگوییم: افسون! آخرینِ دانایان جهان از بین ما رفت.
خواندن کتاب ریمون آرون و این کتاب را به دوستان علاقه مند پیشنهاد می کنم.
نقل قول  
نقل قول از tankamanee:

من ترجیح میدهم که یک روزی اگر به سمت لیبرال بودن حرکت بکنم و لیبرالیسم شدم یا مثل آیزایا برلین بشوم و یا مثل جان راولز.

پیشنهاد می کنم از همین امروز شروع کنید!
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از shamlo:
اگر علت کم توجهی این باشد که کتاب پیش از این در فضای مجازی قرار گرفته، چندان جای تعجب ندارد. اما من نیز تصور می کنم که مردم عموماً، حتی جامعۀ کتاب خوان ها التفات کمی به سیاست و تئوری های سیاسی و جامعه شناختی دارند. این وضعیت تأسف آور است. از نظر من خواندن حداقل یک کتاب در سال در حوزۀ فلسفۀ سیاسی برای هر ایرانی که اهل مطالعه باشد ضرورت دارد. اگر ما به سیاست کاری نداشته باشیم یا از آن متنفر باشیم، سیاست بی توجه به حس نفرت ما همه جا به ما کار دارد. جای کتاب هایی از نویسندگانی مانند جان راولز، ریمون آرون، آمارتیا سن ... در فضای مجازی و کتابناک خالی است.

شاملوی عزیز آن کتاب نظریه عدالت وعدالت به مثابه انصاف جان راولز خیلی خالیه...
من ترجیح میدهم که یک روزی اگر به سمت لیبرال بودن حرکت بکنم و لیبرالیسم شدم یا مثل آیزایا برلین بشوم و یا مثل جان راولز.
نقل قول  
در عوض رمان خیلی هوادار داره.البته من مخالف رمان نیستم رمان هنر هست و هنر هم نیاز بشره. اما خوبه کتاب خوان های ما اینقدر که هوای رمان رو دارن یک مقدار هم هوای تاریخ معاصر ایران و سیاست و جامعه شناسی رو داشته باشند.به ویژه "تاریخ معاصر" به نظر من از همه مهم تره.
نقل قول  
shamlo
Member
اگر علت کم توجهی این باشد که کتاب پیش از این در فضای مجازی قرار گرفته، چندان جای تعجب ندارد. اما من نیز تصور می کنم که مردم عموماً، حتی جامعۀ کتاب خوان ها التفات کمی به تئوری های سیاسی و جامعه شناختی دارند. این وضعیت تأسف آور است. از نظر من در سال خواندن حداقل یک کتاب در حوزۀ فلسفۀ سیاسی برای هر ایرانی که اهل مطالعه باشد ضرورت دارد. اگر ما به سیاست کاری نداشته باشیم یا از آن متنفر باشیم، سیاست بی توجه به حس نفرت ما همه جا به ما کار دارد. جای کتاب هایی از نویسندگانی مانند جان راولز، ریمون آرون، آمارتیا سن ... در فضای مجازی و کتابناک خالی است. البته تاریخ فلسفۀ کاپلستون هم از هر جهت که فکر کنیم کتاب مفیدی است.
نقل قول  
tankamanee
Member
نقل قول از مهرپویا1370:
عجیبه کتاب به این خوبی نویسنده به این خوبی اسکن به این خوبی هنوزم لینکش برداشته نشده ولی توجه زیادی بهش نمی شه.برای شرایط امروز ایران کتابی مثل این کتاب خیلی مهم تر هست تا مثلا کتاب تاریخ فلسفه ی کاپلستون.

مهر پویا جان فقط دانلودش بکن تا لینک رو بر نداشتند .......
به به آیزایابرلین..........
"اگر آزادی توهمی بیش نباشد،توهمی است که آدمی بدون آن نمی تواند زندگی یا فکر کند"((آیزایا برلین))
من این کامنت قبلا در زیر کتابی نوشتم دوباره تکرارش میکنم.
یک موضوعی را میخواستم راجع به آیزیا برلین بگویم. ایشان یکی از بزرگترین نظریه پردازان و دانشمندان حوزه علوم سیاسی است و در تاریخ نویسی اندیشه ها دستی فوق العاده تبحر ی دارد. و فردی فوق العاد لیبرال، ((این لیبرال بودنش خیلی زیباست))..دوستان همگی میدانند که لیبرالیسم مقابل مارکسیسم هست ، ولی چیزی که خیلی زیباست اون هم این می باشد که ایشان یک کتابی دریاره کارل مارکس و محیط وی نوشته .این کتاب بقدری زیبا نوشته شده به دور از قصد و غرض ورزی خاص و واقع بینان .اصلابعید از بعضیها با یک مکتب مخالف باشند بعد راجع بهش به این زیبای مطلب بنویسند ایشان واقعا انصاف را درنوشتنشان رعایت کرده اند. شاید میتوان گفت یکی از بهترین کتابهاست که درباره مارکس و مارکسیسم نوشته است .
به امید آن روزی که همه نویسندگان و تاریخ نویسان ما هم همیشه به دوراز غرض ورزی و دورغ و کینه و نفرت و سیاست زدگی تاریخ بنویسند....
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You