آکادمی زبان صمیمی
دوره رایگان مشاوره کنکور و انگیزش تحصیلی

با توجه به وضعیت مالکیت حقوقی این اثر، امکان دانلود آن وجود ندارد. اگر شما نسبت به این اثر محق هستید می‌توانید اجازه نشر الکترونیکی تمام یا بخشی از آن را به ما بدهید و یا آنرا از طریق کتابناک به فروش برسانید.
برای اطلاعات بیشتر صفحه «قوانین» و «فروش کتاب الکترونیکی» را مطالعه کنید.

آذری غریب

به اهتمام نصیر عبادپور

‏موضوع کتاب : افضل یزدان پناه ، ۱۳۵۲ - ۱۳۷۹

با تشکر از جناب آقای نیما زند

هنوز هر بار که وارد کریدورهای دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی می‌شوم و از پله‌های قدیمی که از زمان رضاشاه تا به حال خم به ابرو نیاورده‌اند بالا می‌روم، بی‌اختیار احساس می‌کنم که افضل را دومرتبه می‌بینم. احساس می‌کنم عنقریب افضل با پاهای نیمه‌فلجش در حالی که دو دستی طارمی‌ها را گرفته و دارد به سختی پایین می‌آید با من سینه‌به‌سینه خواهد شد. نمی‌دانم در چشمان نافذ این جوان ترک که از روستای کوچکی بین بناب و مراغه می‌آمد چه بود که هنوز هر وقت به او و نحوه‌ی مرگش می‌اندیشم ترسی جانکاه با آمیزه‌ای از ناامیدی و خشمی فروخورده از نظام آموزشی دانشگاهی‌مان سراپای وجودم را می‌گیرد.
...
حق تکثیر:
تهران: نشر بیدگل‏٬ چاپ دوم: ۱۳۹۲.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
امید ها و نا امیدی ها
جک لندن : ملوان بر پشت اسب
دفتر خاطرات

آگهی
نسخه ها
4.4 / 5
با 25 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1


دیدگاه‌ها: 3
۱۳۹۱/۰۸/۲۷


پاسخنگارش دیدگاه
rain_rainy71
Pro Member


عکاسی که بستر خود را بیش از دوربینش دوست بدارد ، می بایست بجای عقاب بلند پرواز از کلاغ ها عکس
بگیرد .

چه جالب گفته!

بابت این مقاله واقعی تشکر میکنم.
نقل قول  
freelast
Member
یک داستان تراژیک دیگر نظیر این
داستان واقعی
نقل قول  
hamed2600
Official VIP
افضل، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران.
از مراغه می آید و ترک است. خانواده اش کاملا به زبان ترکی صحبت می کنند.
و گفتگوهایی راجع به اینکه چرا ما عقب مانده ایم و عامل ناکامی های ما خود ما هستیم و فکر را می برد به سمت اینکه ژاپن چه دارد که ما نداریم؟
و خود این داستان واقعی، و تلخ، به صورت غیرمستقیم پاسخ می‌دهد که چرا ما عقب هستیم.
دانشجوی نابغه با ذهن پویا و استعداد سرشار، و با پای فلج که مجبور است آهسته و لنگ لنگان راه برود، بعد از فارغ‌التحصیلی بسیار جویای کار می شود و چنین شخصی کارمند ساده ی دارایی تبریز می شود!
و
داستان تلخ تمام می شود. البته حقیقتی تلخ. و من اشک م درآمد...

- - - - -
حامد26
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You