Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

معماری ایرانی در مسجد

نویسنده: مسعود پورفر

این کتاب یا بهتر بگویم تحقیق، حاصل تلاشی بوده است که برای درس معماری اسلامی کشیده شد
اصلا در اینکه چیزی به اسم معماری اسلامی وجود دارد یا خیر؟ بین محققان بحث است، چرا که به راستی هیچ دینی،از جمله دین اسلام به پیروانش دستور نداده است که خانه ها و اماکنتان از نظر فرم و ظاهر باید چه شکل و فرمی داشته باشد...
شکل و فرم در حقیقت از شیوه ی زندگی هر اقلیمی و هر نژادی گرفته می شود. و از آنجا که ما ایرانیان از منظر هنر ،همیشه حرف برای گفتن داشتیم،هنگامی که به اسلام روی آوردیم هم در زمینه ی معماری مساجد و پیشرفت آن کوشش های فراوان کردیم.
به نحویکه شما می بینید اولین مسجد در عربستان،یعنی مسجد قبا در مدینه، نه گنبد دارد و نه مناره!
و این ها تحولاتی است که معماران ایرانی با توجه به پیشینه ی معماری شان، و ذوق لطیف زیبایی شناسی خویش،در ساختار مسجد پدید آوردند.
مطالب این مقاله،اغلب از کتابهای مرحوم پیرنیا و دکتر غلامحسین معماریان اخذ شده است.
امیدوارم این مقاله به کار دانشجویان معماری،و همه ی هنردوستان بیاید.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
تاریخ و معماری بازار تبریز
قهوه خانه در ایران
سهم ایران در تمدن جهان

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 15 مگابایت
دریافت ها: 18950
تعداد صفحات: 83
4.5 / 5
با 53 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 22
۱۳۹۱/۰۴/۲۹


پاسخنگارش دیدگاه
mo22om
Member
معرکه است
دستتون درد نکنه!!!
نقل قول  
paarsigooy
Member
درود بر دوستان کتابخون
نقل قول  
darya*
Member
این که تحقیقه، ناشر نداره پس چرا نمیشه دانلودش کرد؟
نقل قول  
mahdiyarmemar
Member
سلام ممنون از زحمتتون
فقط نیمیدونید من پلان دقیق این مساجد رو از کجا میتونم پیدا کنم؟
نقل قول  
poorfar
Publisher
6- پس از اسلام،اولین جایی که تاریخ دقیق گواهی میدهد،که مناره بجای محل اذان به کار گرفته سال 44 و 45 هجری است،در تاریخ بلاذری،مورخ مشهور اسلام درج شده است... بلاذری در این باره می نویسد:

در این سال زیاد بن ابیه،والی بصره،همراه مسجد جامع در این شهر مناره ای،به شکل مناره های کنونی احداث کرد.(بلاذری،فتوح البلدان ص 203 ترجمه دکتر آذرنوش)

اما ذکر نکته ای! بی شک زیاد پسر پدرش! (حرامزاده بود و پدر عبیداالله بن زیاد که او باعث شهادت امام سوم شیعیان به آن طرز فجیع شد)
از غیب به ذهنش مناره نرسید،و از آنجا که بصره سرزمین فتح شده ایرانیان بود که توسط اعراب فتح شد،تقریبا مسلم می دانم،که با توجه به محیط و با گوشزد و تقلید ایرانیان چنین مناره ای شکل گرفت،این را پیوند زنید با :
«نام پیشین شهر بصره که امروزه بخشی از خاک عراق است، وهشت آباد اردشیر بوده است. این نام گویای ساخته شدن و آباد شدن این شهر به فرمان اردشیر بابکان، بنیادگذار شاهنشاهی ساسانی است.»

7- بگفته گیرشمن،مناره مسجد شوش ایران،در قرن اول هجری ساخته شده است (تاثیر هنر اسلامی بر هنر ساسانی ص 87)
باز خاطر نشان کنم،که با مقایسه مناره فیروزآباد در دوره ساسانیان با مناره های مجسد سامرا و ابودلف،با توجه به اینکه مناره فیروز آباد،بیش از 3 قرن ! پیشتر از مناره های عراق (آن هم در بسیاری سرزمین ها که ایرانیان صاحبشان بودند!) گواه بر این مدعاست که عرب ها از نقشه و مناره های ایران سودجسته و آن را در مسجد مأذنه قرار دادند،که جای بلندی باشد برای اذان گو،تا صدایش به گوش مسلمین برسد.
(ضمنا به مقاله پربار مناره،در کتاب معماری ایران دوره اسلامی،گردآوری یوسف کیانی،ص 323، هم رجوع کنید،مطالب درخوری خواهید یافت برای تحقیقاتتان و به آن 200 تا! اضافه اش کنید)

اگر شما واقعا همین سن را دارید که نوشته اید،خوشحال میشدم منابعتان را ارائه می کردید و با دلیل حرف مرا مبتنی بر وجود مناره (محل و موضع نار و نور) و ابداع آن توسط زردشتیان پیش از اسلام که با نار و نور عجین بوده اند،و قدیمی تر از مناره های دوره اشکانی و ساسانی(میل اژدها و میل فیروز آباد) یافته اید ،بازگو می کردید،تا حرف بنده را با سندی درست،در مورد پیشگام بودن ایرانیان و زردشتیان در ساخت مناره کنار ساختمان ها رد می کردید.

در پایان خوشحال شدم انتقادی کردید تا بنده مجبور شوم بیشتر مطالعه کنم، و در نهایت موجب بیشتر شدن اطلاعاتم شد.پس باید تشکری بکنم
زیاده عرضی نیستید....
موفق باشید
نقل قول  
poorfar
Publisher
نقل قول از khoob66:
چرا الکی میگین آقا
مناره از کی تا به حال ابداء ایرانی ها شده که ما نمی دونستیم....برو مطالعه کن با 4 تا منبع کتاب نمینویسم
من الان راجع به مناره کار میکنم نزدیک به 200 منبع دیدم


پس از سلام

اولا «ابداع» ، صحیحِ کلمه است،از ریشه بدع به معنای تازه و نو می آید.

ثانیا بنده کتاب ننوشتم،و در همان توضیحات ! نیز نوشته شده،که اینها در اصل تحقیق بوده است که به فایل پی دی اف تبدیل شده و هیچ داعیه ی کتاب نویسی ندارم!

ثالثا بهتر بود در کنار مدعایتان منابع 200 تاییتان را نیز معرفی میکردید.تا همینطوری دعوی نمیکردید.

اما در مورد مناره:
1- مناره از نظر لغوی در المنجد به معنی موضع نور (نور و نار به معنی آتش از یک ریشه اند) آمده است
2- در اصطلاح بنایی است،بلند و باریک ،نام دیگر آن میل است که به تعبیر علامه دهخدا در لغتنامه،برای راه یافتن مسافران چراغی بر مناره می افروختند تا مسافر در شناختن مسیر هدایت شود.و در فرهنگ لغت عمید،ساختمان برج مانندی است که در کنار راه می سازند،برای چراغ روشن کردن یا راهنمایی. (فرهنگ عمید ذیل منار به فتح میم)

3-مناره با توصیفی که کردیم اصلا به پس از اسلام محدود نمی شود !
پس برمیگردیم به قبل از اسلام،و تمدن ایرانیان،می دانید که ایرانیان باستان به آتش و نار و نور بسیار اهمیت می دادند،و برخی باستان شناسان معتقدند که اصلا «مناره ها = موضع نور و نار» نشان دهنده ی وجود آتشکده ها و آتشگاه های بزرگ بودند.
4-قدیمی ترین مناره یا برج راهنمای موجود میل نورآباد،معروف به میل اژدها،متعلق به دوره اشکانیان است که در غرب نورآباد ممسنی قرار گرفته است. (از اشکانیان تا اسلام چند صد سال است!؟)

به این لینک رجوع کنید:
متن لینک
این میل دارای حدود 7 متر بلندی بوده، قاعده و تمام بدنه آن،با سنگ های سفید تراش منظم ساخته شده است.و بر بالای آن آتشدان سنگی جای داشته است.
(رجوع شود به باستان شناسی ایران باستان،لوئی واندنبرگ ترجمه عیسی بهنام، ص 27)

5- در زمان ساسانیان نیز میل ها و مناره ها رونق یافت،و چرا رونق نیابد با غلبه فرهنگ زرتشتی و آتشکده ها!؟
و مناره ی بزرگی در مرکز شهر باستانی فیروز آباد،به صورت توده جسیمی از سنگ و گچ خودنمایی میکند.ارتفاع مناره 33 متر بوده است!
این بنا نظر به اینکه تنها مناره بجای مانده از قبل از اسلام با تمام خصوصیاتش است،از نظر تاریخ معماری منحصر به فرد و با اهمیت است.
و همین خود ثابت می کند،که ایرانیان حتی پیش از اسلام از مناره استفاده می کردند!

(اقلیم پارس،محمد تقی مصطفوی،انتشارات انجمن آثار ملی،ص 101)
نقل قول  
khoob66
Member
چرا الکی میگین آقا
مناره از کی تا به حال ابداء ایرانی ها شده که ما نمی دونستیم....برو مطالعه کن با 4 تا منبع کتاب نمینویسم
من الان راجع به مناره کار میکنم نزدیک به 200 منبع دیدم
نقل قول  
اورنگم
Member
ممنون دوست گرامی مجموعه خوبی بود .اما کامل نبود...می توانست کمی مفصل تر پرداخته شود .
میتوان گفت معرفی سبکها ی معماری بود که میشد کنار آن از بناهای دیگر مانند قصرها ،حمامها وغیره نیز نام برده ومعرفی نمود.
به هر حال من دانلود کردم و حتما برایم کاربرد خواهد داشت..ممنون.
نقل قول  
poorfar
Publisher
درود بر بزرگ دوستی که خلوت دل را پس از مدت مدیدی رها کرد!
با این گفته تان کاملا همنظرم،
فضاحت و ننگی که از ساخت مصلای امام گریبان هنر این مرز و بوم را گرفت،حالا حالاها پاک نمی شود.
این بنای غول آسا دیگر ظرافت را ترک گفته و مقیاس انسانی را رها کرده،
و افتخارش این شده بود که بگوید ما در کتاب رکورد های گینس ثبت می شویم،که ارتفاعمان فلان اندازه است و وسعتمان بهمان!
آنگاه که «عدد» ذهن آدمی را پر کند،و «کمیت» جای کیفیت را بگیرد،و «ماده» جای معنا،
حاصلی برتر از این بدست نمی آید...
نقل قول  
sedaghat jam
Member VIP
یکی از دوستان که اتفاقا از دو جهت رضای گرامی ما- قلم1356- را یاد آوری می تواند باشد یک آنکه هم دانشگاهی می بوده اند و دیگر در زیر عکس کار آنها که برنده مسابقه طراحی مسجدی شده بود نگاشت روزی ما ز بالای و با"لا"می رویم.آن بانوی گرامی که تخصصش و تدریسش معماری اسلامی است و به گفته خود "خدای خانه" و دیگر آن که به کلام خود تمامی مساجد خراسان بزرگ را از غرب چین تا دیار امیر سامانی و...یکان - یکان با شناسنامه اشان می شناسد.برایش نگاشتم که کاش سری هم به مساجد قفقاز بزنند و بالکان.و حتا بازی نور از پس ویتراهای کلیساهای گوتیک.شرحی که آمد ادامه سخن من و ایشان بود.مکتب شناسی مساجد مهم است که از مکتب خراسان است یا قفقازیه و یا...اما آن چه به ایشان گفتم یاد کردی بود از یک "حس". روزی در دیار محبوبم،کردستان گرامی به مسجد شیخ رفته بودم در شهر سقز،جنب بازار و حمام شیخ؛در میان حیاط چشمه ای می جوشید و درختانی مثمر بودند سایه فکنده، آن خلوص ترا می خواند که به وادی ایمن پای نهاده ای؛ موسایی هستی که به گفت گو می روی.مهم هم نبود که با آن چشمه پای می شستی به سنت شیخین رضی الله عنهما یا بر پا مَس می کشیدی به تاسی پیروان علی مرتضا علیه السلام،بنا جان داشت.جانی که جانِ ترا می برد به دیدار جانان.گلایه من از بناهای بود که به خُلق و خوی فاشیستی و عظمت جویانه ساخته می شود.حال می خواهد هر چقدر بدون روح اورتور ورودی داشته باشند و یا گنبدی کاشی کاری زرد و نقره ای و فیروزه ای.آنانی که چون من شاید عمرشان قد و قواره اش به یاد آوری فضای امامزاده ای در تجریش برسد می توانند از گشایش فضا ها از حیاط و ایوان سخن بگویند. تا این بنای روییده از سیمان و آرماتور که جنون و شهوت عظمت جویی دارد.آن پنهان بود و سِر کجا و این تن فروشی کجا.دیگر روز که به قصد دیدار دوستی به کارگاه مصلا تهران رفته بودم همین حال بر من رفت سایه مناره و ابعاد انسانی که لِه می شد.جالب آنکه برای شناسی مناره ها را با آبی و سفید خواندن شناسی می کردند که الان در مناره آبی هستند و...تمام این وجیزه آن بود که بنا باید روح داشته باشد می خواهد مسجد بنا شده برشالوده برجا مانده از عصر ساسانی در قومس و دامغان باشد یا مساجد کبود تبریز و ایروان یا مسجد و مجموعه امیر چخماق یزد یا مسجد گوهرشاد و یا مسجد امیر در سمرقند و مسجد هرات.برای روح داشتن معمار باید درک کند که برای که خلق می کند برای قاطبه خلق؟برای خالق؟یا برای خلیفه. دو مسجد، یکی در بالکان دیگری در رُم توسط دو معمار کمونیست طراحی شده اند؛ بی تردید به اندازه آن که بعد از بیست سال زیستن در این وادی اجازه بیان داشته باشم از بسیاری از مساجد این روزگار که ساخته می شوند و حتا طرح های توسعه مشاهد و مقابر به روح نیایش نزدیک ترند.بیش و پیش از مکتب شناسی باید به درک خَلق کردن رسید و منظور از این خَلق
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You