Hiweb بوکیار - دانلود کتاب های انگلیسی دانشگاهی و علمی

365 روز با دکتر الهی قمشه ای

.
این کتاب شامل مجموعه ای از موضوعات مختلف میباشد که در رابطه با هر یک جملاتی از دکتر الهی قمشهای که نظر ایشان در آن رابطه است نوشته شده و بصورت یک کتاب گردآوری شده است.

برای تماس با دکتر الهی قمشه ای می توانید به سایت http://www.drelahighomshei.com مراجعه کنید.
یا اینکه با صندوق پستی 5555-14155 با دکتر الهی قمشه ای می توانید تماس بگیرید.
این سایت رسمی دکتر حسین الهی قمشه ای است.لطفا پیشنهادات و سوالات خود را به شماره 22174344 فاکس یا به صندوق پستی 5555-14155ارسال فرمایید.

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، ویکی کتابناک را ببینید.

» کتابناکهای مرتبط:
کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش
لحظه‌هایی با راسل
الزامات و ضرورت‌های تغییر دروس معارف دانشگاه‌ها

آگهی
نسخه ها
PDF
حجم: 444 کیلوبایت
دریافت ها: 28586
تعداد صفحات: 38
4.5 / 5
با 147 رای
امتیاز دهید
5 4 3 2 1

دانلود
دیدگاه‌ها: 66
۱۳۹۰/۰۳/۱۳


پاسخنگارش دیدگاه
shokran10
Member
نقل قول از هیرکان:
هیچ کس کامل نیست.



به شاه بیت اشاره فرمودید.

هیچکس کامل نیست وباید در بوته نقد( وعقل ودانش) هر موردی را سبک و سنگین نمود.

می گویند یکی از عرفا گرفتار تکثر ادرار بود وبه همین دلیل در مجلس خطابه ای نتوانست جلوی خود را بگیرد وخرقه اش آلوده شد. مولانا گفت:
در دیار مغرب کشتی شکستگانی را گرفتار دیده ودر همان حالی کهبرای شما خطابه می خواندم حین نجات آنها دامنم تر گردید!
مریدان بر حضرت مولانا هجوم آورده وتکه های لباسش را برای تبرک از یکدگر می ربودند.
همسر یکی از مریدان که زودباور نبود روزی این صوفی بزرگرا با جمعی از مریدان به نهار دعوت نمود. در کنار سفره مجمع های برنجی چیده شده بود که بر هر یکمرغ درسته بریانی قرار داشت وتنها در برابر استاد مجمع برنج خالی نهاده شده بود.
مولانا رنجید و با ناراحتی از این بی احترامی برخواست که همسر مرید میزبان از پس پرده برون آمده و از زیر برنج مجمع استاد مرغی بریان بیرون کشید و گفت:
جناب مولانا شما که از فرسنگ ها کشتی شکستگان دریای مغرب را مشاهده می فرمایید چون است که قادر به مشاهده مرغی از زیر یک بند انگشت برنج نمی باشید؟؟!!


این داستان جعلیست
نقل قول  
هیرکان
Member
دقیقا چنین که فرمودید نیست

سپاسگذارم از راهنمایی شما
نقل قول  
shokran10
Member
نقل قول از هیرکان:
چرا بجای صوفی مولانا نوشتید ؟

******************************************************

مولانا در روزگاران گذشته به معنی مولا(سرور و آقا)ونا، پسوند جمع عربی، به معنی سرور وبزرگ ما می آمده و این عنوان تنها به جلال الدین بلخی اختصاص نداشته است.


دقیقا چنین که فرمودید نیست. اگر "مولانا"ی تنها گویند ،مراد جلاالدین بلخیست چون این لقب خاص او گردیده است ؛ و اگر مراد شخص دیگری باشد، پس از "مولانا" نام او را ذکر کنند، چنانکه در مورد یسیاری از عرفا متداول است: مثلا گویند: مولانا شمس الدین. بشنوید روایت افلاکی را درین خصوص:

سه چیز عام بوده‏ ، چون بحضرت مولانا منسوب شد خاص گشت مناقب العارفین ؛ ج‏2 ؛ ص597
همچنان روزى خدمت مولانا افضل المتأخّرین السعید الشهید القاضى نجم الدین طشتى رحمة اللّه علیه در مجمع اکابر لطیفه فرمود که در جمیع عالم سه چیز عام بوده‏ ، چون بحضرت مولانا منسوب شد خاص گشت و خواصّ مردم مستحسن داشتند؛ اوّل، کتاب مثنویست که هر دو مصراع‏ را مثنوى مى‏ گفتند؛ درین زمان چون نام مثنوى گویند عقل به بدیهه حکم مى‏ کند که مثنوى مولاناست؛ دوم، همه‏ علما را مولانا مى‏ گویند، درین حال چون نام مولانا مى ‏گویند حضرت او مفهوم مى ‏شود؛ سوم، هر گورخانه را تربه مى ‏گفتند، بعد الیوم چون یاد تربه مى‏ کنند و تربه مى ‏گویند، مرقد مولانا که تربه است معلوم مى ‏شود.
نقل قول  
هیرکان
Member
هیچ کس کامل نیست.



به شاه بیت اشاره فرمودید.

هیچکس کامل نیست وباید در بوته نقد( وعقل ودانش) هر موردی را سبک و سنگین نمود.

می گویند یکی از عرفا گرفتار تکثر ادرار بود وبه همین دلیل در مجلس خطابه ای نتوانست جلوی خود را بگیرد وخرقه اش آلوده شد. مولانا گفت:
در دیار مغرب کشتی شکستگانی را گرفتار دیده ودر همان حالی کهبرای شما خطابه می خواندم حین نجات آنها دامنم تر گردید!
مریدان بر حضرت مولانا هجوم آورده وتکه های لباسش را برای تبرک از یکدگر می ربودند.
همسر یکی از مریدان که زودباور نبود روزی این صوفی بزرگرا با جمعی از مریدان به نهار دعوت نمود. در کنار سفره مجمع های برنجی چیده شده بود که بر هر یکمرغ درسته بریانی قرار داشت وتنها در برابر استاد مجمع برنج خالی نهاده شده بود.
مولانا رنجید و با ناراحتی از این بی احترامی برخواست که همسر مرید میزبان از پس پرده برون آمده و از زیر برنج مجمع استاد مرغی بریان بیرون کشید و گفت:
جناب مولانا شما که از فرسنگ ها کشتی شکستگان دریای مغرب را مشاهده می فرمایید چون است که قادر به مشاهده مرغی از زیر یک بند انگشت برنج نمی باشید؟؟!!
نقل قول  
maryamyavari
Member
نقل قول از هیرکان:
یک پرسش به ظاهر پیش پا افتاده!
...
آیا استفاده از کراوات در خارج از برنامه های سراسری به گونه ای ریا نمی باشد؟!...
_______________________--
توی رشته ی توریست یه مهارت جدا رو باید توریستای حرفه ای بگذرونند اینکه تا حد امکان برای احترام به فرهنگ کشور میزبان مراعات بعضی چیزا رو بکنند.مثلا کشورهای اروپایی اصلا تو ذهنشون نمی پذیرند که کسی که برای سخنرانی پای حرفاش می شینند پوششی جز کراوات داشته باشند.اگر توجه کنید خانم های سخنران هم اغلب کراوات استفاده میکنند.
استاد به کشور های اروپایی برای سخنرانی زیاد سفر میکنند.بخاطر احترام به فرهنگ کشور مقصد کراوات استفاده کردند و باز هم توی ایران به دلیل مراعات شرایط فرهنگی استفاده نمی کنند.اگرچه به نظر من کراوات چیز خوبیه.چون باعث میشه به خاطر این یه تیکه پارچه سرتاپا مرتب و اتو کشیده باشی.
.
دیگه اینکه ما بعضی وقتا چقدر سخت میگیریم.همش دنبال اینیم که زود یه نقطه ی سیاه از کسی پیدا کنیم .خب معلومه که هیچ کس کامل نیست.
نقل قول  
saeed mqd
Member
استاد عشق
من تا الان کتاب ۳۶۵ روز با قرآن و در قلمرو زرین ایشونو خوندم بسیار بسیار زیبا بود
نقل قول  
مادرم
Member
محبوب
محبوب مطلق فقط اوست،و هر جا محبوبی هست به خاطر این است که نشانی از آن «محبوب مطلق»در او
هست.
استاد قمشهی
نقل قول  
saman2esm
Member
نقل قول از هیرکان:
ای خداوندگاران اندیشه وفلسفه وخرد!

بنده درگاه در برابر شمایان سپر فکنده وسر تعظیم فرو آورده ومعترف می باشم که هیچ دانشی از فلسفه وعرفان ندارم ودر واقع بدان علاقه ای نداشته وحوزه فکری مندر عرصه تاریخ می باشد

امیدوارم تعظیم و عدم علاقه شما،باعث نشده باشد که دیدگاه بنده را نبینید! و فکر می کنم دیدگاهم بیشتر منطقی بود تا فلسفه ای و عرفانی! آیا به منطق نیز علاقه ای ندارید؟!
اگر استدلال بنده را منطقی نمی دانید نقاط غیر منطقی را بیان کنید و باور کنید که من از شما متشکر خواهم بود زیرا خود را خداوندگار اندیشه و فلسفه نمی دانم! و در ضمن امیدوارم تکرار نظر خود را وسیله اثبات قرار ندهید و برای ادامه بحث از راه منطقی اقدام نمائید.
دوست عزیز به نظر بنده حتی این شواهد(بستن کروات و نبستن آن) ما را به باور انتساب این صفت به ایشان نمی رساند (زیرا لازم هستند اما کافی نیستند) فکر می کنم در این مورد پیش زمینه ای فکری (مثلا صوفیان همه ریا کارند) باعث نتیجه گیری شده است.
نقل قول  
هیرکان
Member
چرا بجای صوفی مولانا نوشتید ؟

******************************************************

مولانا در روزگاران گذشته به معنی مولا(سرور و آقا)ونا، پسوند جمع عربی، به معنی سرور وبزرگ ما می آمده و این عنوان تنها به جلال الدین بلخی اختصاص نداشته است.
نقل قول  
مادرم
Member
با سلام به دوست خوب
چرا بجای صوفی مولانا نوشتید ؟
یکی از بزرگان صوفیه بود ،نه مولانا.
البته من اهل بحث نیستم، چون آن بزرگان که در مسیر ،هزاران هزار مانع را پشت سر گذاشته و هم اکنون این چنین دردنیای ادب وعرفان می درخشند ،نیازی به دفاع ندارند.
خورشید عشق هستند ،که به همه نور عشق را هدیه میکنند،
پرتو خورشید بر همه یکسان بتافت
سنگ یک نوع نیست تا همه گوهر شوند.
نقل قول  

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


Powered by You